پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش (نسخه پرستاران)پرسشنامه فرسودگی شغلی در سال 1985 توسط مسلش ساخته شده است. این ابزار، پرسشنامه ای است که برآورد جدیدی از پدیده ی تنیدگی یا فرسودگی، مبتنی است. این پرسشنامه دارای 22 سوال می باشد که به سنجش فرسودگی هیجانی، پدیده های شخصیت زدایی و فقدان تحقق شخصی را در چارچوب فعالیت حرفه ای اندازه گیری می کند و به خصوص برای سنجش پیگیری از پدیده ی فرسودگی در گروه های حرفه ای، مانند پرستاران، معلمان و غیره به کار بسته می شود.
تعداد سوالات: 22 تعداد صفحات: 3 شامل: پرسشنامه + نمره گذاری و تفسیر + مولفه + روایی و پایایی نوع فایل: WORD |
![]() سیاست عربستان سعودی در قبال بیداری اسلامی...چکیده تحولات بیداری اسلامی که در سال 2011 منطقهی خاورمیانه را درنوردید، سبب ایجاد تغییرات ساختاری و بنیادین در بسیاری از کشورهای این منطقه گردید.ازجمله کشورهایی که باوجود داشتن پتانسیل فراوان تحولات، تغییراتی در ساختار آن صورت نپذیرفت عربستان سعودی بود.این کشور با توجه به رسالتی که برای خود بهعنوان رهبری جهان سنی در مقابل ایران شیعی تعریف کرده در دو جبههی داخلی و منطقهای در قبال این تحولات واکنش نشان داده است. در بعد داخلی با استفاده از سیاست سرکوب و توزیع بستههای مالی و در بعد منطقهای نیز اقدام به مداخلهی مستقیم در تحولات بحرین و همچنین مداخلهی غیرمستقیم در جنگ داخلی سوریه نمود تا از این طریق بتواند تحولات را از منطقهی شبهجزیره عربستان دور سازد تا ضمن جلوگیری از افزیش عمق استراتژیک ایران، از سقوط هم پیمان خود در شبه جزیره ی عربستان جلوگیری کند.عربستان سعودی که خود را در مقابل قدرت منطقهای ایران میبیند، تحولات سوریه و بحرین را از دریچهی رقابت منطقهای با ایران تعریف میکند و سیاستهای تهاجمی این کشور در عرصهی تحولات منطقهای نیز از این مسئله ناشی شده است . واژگان کلیدی: بیداری اسلامی، عربستان سعودی، ج.ا. ایران، بحرین، سوریه،رئالیسم تهاجم سیاست عربستان در قبال بیداری اسلامی فهرست مطالب فصل اول – کلیات و طرح تحقیق 1-9-روش پژوهش و ابزار گردآوری اطلاعات.. 18 فصل دوم-چارچوب نظری و مفاهیم 2-4-1-اصول رئالیسم تهاجمی.. 30 2-4-2- الگوهای رفتاری دولتها.. 32 2-4-3- ماهیت قدرت از منظر رئالیسم تهاجمی.. 34 2-4-4- چهار هدف اساسی قدرتهای بزرگ.. 35 2-4-5- نقش عامل داخلی در نظریه رئالیسم تهاجمی.. 40 2-4-6- راهبردهای هژمون منطقهای در قبال هژمون های بالقوه مناطق دیگر 40 2-5-انطباق مفهومی رئالیسم تهاجمی و سیاست عربستان.. 43 فصل سوم- بیداری اسلامی و تحولات داخلی عربستان سعودی 3-1- وضعیتداخلیعربستان وزمینههای شکلگیری اعتراضات.. 50 3-2- معضلات داخلی عربستان سعودی.. 51 3-2-2- جانشینیوجنگقدرتمیانشاهزادگان.. 52 3-3- بیداری اسلامی و تحولات داخلی عربستان.. 59 3-4-جریانات و گروههای تأثیرگذار در تحولات عربستان.. 61 3-4-3-جامعهی زنان عربستان.. 65 3-4-4- جوانان و لیبرالها.. 66 3-5- راهبُردعربستانسعودی دربرابرخیزشهایجهانعرب.. 68 3-5-1- رقابت منطقهای با ایران.. 77 3-5-2- فرقهگرایی بهعنوان پاسخ عربستان به بیداری اسلامی.. 78 3-5-3-حمایت آل سعود از دیکتاتورهای ساقطشده عربی.. 80 3-5-4- واکنش آل سعود نسبت به اعتراضات فضای مجازی.. 81 فصل چهارم-عربستان سعودی و تحولات بحرین 4-2- عواملموثر برشکلگیری بحرانبحرین.. 87 4-3- واکنش دولت آل خلیفه به تحولات انقلابی این کشور.. 91 4-4- ارزیابی سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال تحولات بحرین 96 4-4-1- مبانی و اصولسیاستخارجیعربستان.. 96 4-4-2- الگوی سیاست خارجی عربستان.. 97 4-5- دلایل اهمیت بحرین برای عربستان.. 103 4-5-1- جلوگیری از گسترش تحولات بحرین به عربستان.. 104 4-5-3- اهمیت اقتصادی بحرین برای خاندان آل سعود.. 108 فصل پنجم- واکنش عربستان در قبال جنگ داخلی سوریه 5-2- تحولات سوریه؛ بیداری اسلامی یا جنگ نیابتی.. 113 5-3- جایگاهسوریهدربیدارىاسلامى.. 116 5-4- جریانهای تأثیرگذار در تحولات سوریه.. 119 5-4-1- شورایانتقالیسوریه.. 121 5-4-2- ورود القاعده به تحولات سوریه.. 123 5-5- سیاست عربستان در قبال تحولات سوریه.. 124 5-5-1- چگونگی ورود عربستان به تحولات سوریه.. 125 5-5-2-دلایل اتخاذ سیاست تهاجمی عربستان در قبال سوریه.. 127 5-5-2-1- موازنه منطقهای با ایران.. 128 5-5-2-2- تقویت محور مقاومت توسط سوریه.. 129 5-5-2-3- بسط مرجعیت عربستان و گفتمان سلفی گری.. 130 5-6- مواضع ایرانو عربستان در تحولات سوریه.. 131 5-7- اقداماتعربستانسعودیدرتشدیدبحرانسوریه.. 133 فصل 1 کلیات و طرح تحقیق 1-1-طرح مسالهتحولاتی که در منطقهی خاورمیانه در سال ۲۰۱۱ رخ داد ، تغییراتی را در ساختارهای سیاسی و اجتماعی برخی از کشورهای منطقه به وجود آورد. اگرچه این تغییر و تحولات نتوانست بهطور اساسی در برخی از کشورها تغییرات عمیق و ساختاری ایجاد کند اما توانست بر برخی از حکومتهای مطلقهی منطقه شوکی را ایجاد کند که بهواسطهی آن موج تغییرات میتوانست در صورت عدم بازبینی ساختاری در سیاستهای اعمالی بر شهروندانشان بهسرعت آغازگر تجمعات اعتراضی در این کشورها گردد. ازجمله کشورهایی که باوجود داشتن پتانسیل فراوان تحولات ، تغییرات اساسی در ساختار آن صورت نپذیرفت عربستان سعودی بود.این کشور بهواسطهی سیستم سیاسی استبدادی و خاص خود هرگونه نرمش در مقابل معترضین را بهعنوان گامی در جهت افزایش قدرت آنها میداند که درنهایت این عامل میتواند خاندان آل سعود را که بر قدرت عربستان چنبره زدهاند به زیر کشند. این کشور در دو سطح داخلی و بینالمللی در مقابل تحولات بیداری اسلامی واکنش نشان داد و توانست تا حدودی کشورش را از موج تحولات در امان نگه دارد.در بعد داخلی از یکسو با سرکوب معترضین و استفاده از سیاست همیشگی مشت آهنین در قبال معترضین و بهخصوص شیعیان این کشور و همچنین با توزیع گستردهی بستههای مالی توانست تا حدودی برخی طیفهای معترض را راضی نگه دارد و از سوی دیگر با اقدامات مداخلهجویانه بهصورت مستقیم و غیرمستقیم در کشورهایی چون بحرین ، یمن ،تونس و مصر و سوریه تحولات را به نفع منافع خود تغییر جهت دهد تا این تغییرات نتواند این کشورها را ازآنچه که عربستان آن را همپیمانان منطقهای خود میداند دور سازد و همچنین تحولات در کشورهایی چون سوریه که از نگاه عربستان بهعنوان دوست دشمن شناخته میشود، در جهتی حرکت کند که ضمن تغییر جهتگیری سیاسی به تضعیف ایران کمک کند. از طرف دیگر مسئلهی مهمی که در شکلگیری این جهتگیری عربستان سعودی مهم به نظر میرسد ، نگرانیهای امنیتی گستردهای است که این کشور در دو سطح داخلی و منطقهای دارد تا بتواند بدون هیچ مسئلهای بهعنوان قدرت اول منطقهای به ایفای نقش بپردازد. لذا در یک نگاه گستردهتر میتوان به این نکته رسید که واکنشهایی که توسط عربستان سعودی در قبال تحولات منطقهای اتخاذ میشود سیاستی هدفمند، برای جلوگیری از حضور ایران در کشورهایی است که عربستان آنها را زمینبازی خود میداند تا در رقابت منطقهای خود کفهی موازنه به سمت این رقیب سنتی سنگینی نکند. 1-2-اهداف پژوهشدر این پژوهش به دنبال بررسی سیاست عربستان سعودی در برابر تحولات بیداری اسلامی در خاورمیانه در دو سطح داخلی و منطقهای هستیم تا دریابیم که این کشور چه واکنشهایی در برابر این تحولات نشان داد تا بتواند از گرداب تحولات دور بماند و کماکان شانس این را داشته باشد که با همان سیستم سنتی خود به ایفای نقش بپردازد. اما آنچه این بررسی را برای ما مهم مینماید، نگاه خاص عربستان به تحولات منطقهای است. عربستان سعودی که خود را مدعی رهبری جهان اسلام میداند و خود را بهعنوان قیم مردم اهل سنت منطقه در کشورهای مختلف معرفی میکند به تحولات و تغییراتی که در خاورمیانه اتفاق میافتد از دریچهی رقابت منطقهای با ایران تماشا میکند . لذا با توجه به این نگاه رقابتی و سیاستهای خصمانهای که از جانب این کشور علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اعمال میشود، شناخت و بررسی واکنشهای عربستان سعودی در خصوص تحولات منطقهای برای ایران در جهت کنترل و برقراری موازنهی سیاسی با این کشور حیاتی به نظر میرسد. 1-3-سؤال اصلیدولت عربستان سعودی چگونه به تحولات بیداری اسلامی در سال 2011 در خاورمیانه واکنش نشان داده است؟ 1-4-فرضیه اصلیعربستان سعودی با استفاده از سه سیاست مهار ، جلوگیری از گسترش انقلاب در کشورهای همپیمان(ضدانقلاب) و انتشار تحولات به خارج از مرزهای خود(سوریه) برای انحراف افکار عمومی داخلی و منطقهای در مقابل این تحولات واکنش نشان داده است. 1-5-متغیرهای اصلیمتغیر مستقل:تحولات بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه متغیر وابسته: سیاست عربستان سعودی 2-1-5-شاخص سازی متغیرها متغیر مستقل: - تظاهرات مردمی - تغییر رژیم - مداخله خارجی متغیر وابسته: - مشت آهنین - توزیع بسته های اقتصادی - مداخله نظامی و سیاسی 1-6-نقطه تمرکز پژوهشاین پژوهش ازلحاظ مکانی به واکنش عربستان سعودی در حوزهی داخلی و حضور مستقیم در تحولات کشور بحرین و جنگ نیابتی در تحولات کشور سوریه و ازلحاظ زمانی به تحولات بیداری اسلامی از سال 2011 تا 2014 را شامل میشود. 1-7-اهمیت پژوهشعربستان سعودی به لحاظ موقعیت خاص خود همواره در تحولات منطقهای و بینالمللی به ایفای نقش پرداخته است. این کشور تلاش نموده است تا در تمامی تحولات منطقه بهویژه پس از سقوط صدام،و همچنین تحولات بیداری اسلامی بهنوعی بهعنوان بازیگری فعال به ایفای نقش بپردازد. سیاست عربستان سعودی و درک عوامل تأثیرگذار بر سیاست خارجی آن، برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت فراوانی دارد. اگر به بررسی رفتارهای عربستان در سه حوزه بینالمللی، منطقهای و در جهان اسلام بپردازیم درمییابیم که یکی از اهداف اصلی عربستان همواره رقابت با ایران بوده و این کشور در تلاش بوده است تا از قدرت و نفوذ ایران بکاهد.لذا با توجه به آنکه عربستان سعودی بهعنوان رقیب استراتژیک ایران محسوب میشود و همواره از هر نوع تلاشی برای کاهش نفوذ و اقتدار ایران در منطقه بهره برده است بررسی رفتار و واکنش عربستان در قبال تحولات بیداری اسلامی برای ایران حائز اهمیت فراوان است زیرا عربستان ضمن تلاش برای حفظ حکومت سنی مذهب آل خلیفه در بحرین به دنبال سقوط دولت سوریه بود که این کشور بهعنوان همپیمان اصلی ایران محسوب میشود.کشوری که حفظ موقعیت سیاسی کنونی در آن برای افزایش نفوذ ایران در خاورمیانه حیاتی به نظر میرسد .عربستان در تحولات سوریه برای آنکه بتواند تحولات را به سمت مسیر موردنظر خود سوق دهد عملاً وارد یک جنگ نیابتی در سوریه با ایران شده است. از همین رو شناخت عوامل تأثیرگذار بر سیاست خارجی عربستان و شناخت ابزارهای مور استفاده این کشور برای نیل به اهداف در سیاست خارجی، به درکی واقعیتر از سیاستهای این کشور در عرصه خارجی منجر خواهد شد. 1-8-تعریف عملیاتی مفاهیمبیداری اسلامی بیداری اسلامی زنده شدن دوباره در پرتو اسلام اصیل در تجدید حیات اسلام، معنا میدهد که در پناه آن استقلال ، عدالت ، و همه آموزهها و ارزشهای متعالی الهی ، بار دیگر زنده میشود و یا حیات مییابد . بیداری یا احیاگری اسلامی نوعی اصلاح گری دینی است ، البته نه آن اصلاح دینی اتفاق افتاده در غرب . در اصلاح دینی به معنای غربی ، دین به قلمرو شخصی رانده میشود و در این صورت دین از عرصه حیات اجتماعی بیرون میرود ، اما بیداری و احیاگری اسلامی ، زنده داشتن انسان و حیات اجتماعی بر مبنای دین و به شیوهی دینی است و به همین دلیل باید غبار از سیمای دین زدوده شود و صورت و سیرت دین هویدا گردد که درنتیجه این اقدام ، دین به عرصه حیــات آدمی بازمیگردد. سیاست خارجی سیاست خارجی (Foreign Policy)عبارت است از یک استراتژی یا یکرشته اعمال از پیش طرحریزیشده توسط تصمیمگیرندگان حکومتی که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین، در چهارچوب منافع ملی و در محیط بینالمللی است. بهطور خلاصه میتوان گفت که سیاست خارجی شامل تعیین و اجرای یک سلسله اهداف و منافع ملی است که درصحنهی بینالمللی از سوی دولتها انجام میپذیرد. سیاست خارجی میتواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولتها باشدو در تعریفی دیگر میتوان اینطور تعریف کرد که: جهتی را که یک دولت برمیگزیند و در آن از خود تحرک نشان میدهد و نیز شیوهی نگرش دولت را نسبت به جامعهی بینالمللی، سیاست خارجی میگویند. 1-9-روش پژوهش و ابزار گردآوری اطلاعاتروش مورداستفاده در این پژوهش روش توصیفی – تحلیلی است.در این روش با استفاده از اطلاعات جمعآوریشده از طریق کتب، مقالات، اسناد، اینترنت و سایر منابع، به واکنش دولت عربستان در دو حوزهی داخلی و منطقهای در قبال بیداری اسلامی ، پرداخته میشود. 1-10-بررسی ادبیات موجودمهمترین نکتهای که در ابتدای این مبحث باید بدان اشاره کرد این است که با توجه به جدید بودن موضوع متأسفانه پژوهشهای زیادی در قالب کتاب در این حوزه صورت نگرفته است. در ذیل به چندین کتابی که در این حوزه موردبررسی قرارگرفته پرداخته میشود: یکی از کتابهایی که در مورد موضوع پژوهش پیش رو نوشتهشده است، کتابی است که از سوی انتشارات ابرار معاصر که توسط مجموعهای از پژوهشگران انتشاریافته تحت عنوان «کتاب خاورمیانه(9)»، است که مربوط به مسائل داخلی عربستان سعودی است که یک برآورد اساسی از تحولات و زمینههای بروز تغییرات و همچنین واکنش این کشور در خصوص تحولات داخلی بوده است. از دیگر کتب موجود میتوان به «کتاب شیعیان عربستان» نوشتهی فؤاد ابراهیم اشاره نمود.این کتاب توسط سلیمه دارمی و فیروزه میررضویترجمه شده و توسط انتشارات ابرار معاصر تهران به چاپ رسیده است. در این کتاب نویسنده یک نظر اجمالی در خصوص تحول اپوزیسیون شیعه در استان شرقی عربستان، طی مقطع زمانی پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ تا روی کار آمدن ملک عبدالله در اوت ۲۰۰۵ ارائه میکند. از دیگر کتب منتشره در این حوزه میتوان از کتاب «خاورمیانه 8» که مجموع مقالاتی است از نویسندگان مختلف این حوزه که مربوط به انتشارات ابرار معاصر است که درباره «اسلامگرایی» و «بیداری اسلامی» در خاورمیانه است. مقالات این کتاب در پی این هدف هستند تا با بررسی و پژوهش، ریشههای نگرشهای اسلامی در خاورمیانه و تفحص در ساختارها و کارکردهای اسلامگرایی و بیداری اسلامی درگذشته و حال این کشورها را موردبررسی قرار میدهد. در خصوص موضوع موردپژوهش چند پایاننامه کارشناسی ارشد در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران ، با عناوینی همچون « بیداری اسلامی و تأثیر آن بر روابط ایران وعربستان » از سید ایوب موسوی منور و همچنین پایاننامهی دیگری تحت عنوان «بررسیوتحلیلوضعیتحقوقیشیعیانعربستانسعودی» از یاسر مکرمی قرطاول ، و همچنین پایاننامهی دیگری در دانشکدهی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی تحت عنوان« سیاست خارجی عربستان از سال 2001 تا 2012» از محمد اولیایی نام برد که در آنها به بررسی تحولات داخلی عربستان و همچنین شرایط داخلی در خصوص وقوع تحولات در این کشور و واکنشهای این کشور در تحولات انقلابی خاورمیانه پرداختهشده است. از مقالات مرتبط با موضوع پژوهش مقالهای تحت عنوان «استراتژیعربستانسعودی دربرابرخیزشهایجهانعرب» که توسط حسن احمدیان در فصلنامهی رهنامهی سیاستگذاری در سال 1390 به چاپ رسیده است. در این مقاله نویسنده به واکاوی مبانیِ تحرکات ریاض بر اساس اهداف و اولویتهای سیاست خارجی عربستان و امنیت، در نگرش استراتژیک عربستان به کشورهای بلافصلش در شبهجزیره میپردازد. یکی دیگر از مقالات مرتبط با موضوع موردپژوهش مقالهای است «تحت عنوان تحولات جهان عرب و تغییر سیاست منطقهای عربستان» که توسط قاسم ترابی در پژوهشکدهی مطالعات استراتژیک خاورمیانه در سال 1390نگارش یافته است. نویسنده در این مقاله با اشاره به روندهای موجود بهخصوص سیاست متناقض و مداخله گرایانه عربستان سعودی در قبال تحولات جهان عرب بهویژه در قبال بحرین و سوریه به دنبال بررسی آن است که نشان دهد در شرایط کنونی رهبران سعودی، تداوم چنین سیاستی را در راستای منافع استراتژیک خودارزیابی نمیکنند. از دیگر مقالات منتشره در این حوزه میتوان به مقالهی « تحولات انقلابی بحرین و تعارضات مذهبی و ژئوپلیتیکی ایران و عربستان سعودی» که توسط علی آدمی و همکاران در فصلنامه تحقیقات سیاسی و بینالمللی شماره 10 در سال 1391 منتشرشده یادکرد که در آن به اهمیت راهبردی و ژئوپلیتیکی بحرین و همچنین تحولات بیداری اسلامی در آن کشور و درنهایت واکنشهای عربستان در قبال تحولات داخلی آن کشور میپردازد. از دیگر مقالات مرتبط با موضوع موردپژوهش میتوان به مقالهی «جایگاه حق رأی مردم در اندیشهی وهابی با تأکید بر واکنش عربستان سعودی به بیداری اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا» اشاره کرد که توسط احمد دوست محمدی در فصلنامه پژوهشهای سیاسی در سال 1391 نگارش شده و در آن به این مسئله میپردازد که در جریان بیداری اسلامی دولت عربستان در جبههی مقابله با انقلاب در خاورمیانه قرار گرفت.عربستان که بهعنوان سنگر اصلی محافظهکاری شناخته میشود که در آن دموکراسی مردمی را مشروع نمیداند و لذا در مقابله با این درخواستها مهاجمانه برخورد کرده است.از طرف دیگر به مسئلهی بسترسازی این سرکوب که توسط فتاوای مختلفی که علمای وهابیت در این حوزه صادر کردند میپردازد. از دیگر مقالات منتشره در این حوزه میتوان به مقالهی «بازتابهای بیداری اسلامی و لزوم اصلاح در نظام سیاسی عربستان» که توسط مجید عباسی در کتاب خاورمیانه 8 ویژه اسلامگرایی در خاورمیانه در سال 1390 انتشاریافته که در آن به معضلات فرهنگی اجتماعی و اقتصادی در عربستان سعودی، بازتابهای بیداری اسلامی در نظام سیاسی عربستان و الزامات و موانع انجام اصلاحات سیاسی در این کشور میپردازد. از دیگر مقالات موجود در این حوزه میتوان به « بازیگران معارض در بحران سوریه:اهداف و رویکردها » از سید امیر نیاکویی که در فصلنامه روابط خارجی در سال 1391 نام برد که در آن به بررسی تحولات داخلی سوریه و همچنین بازیگران داخلی و خارجی که به ایفای نقش در تحولات سوریه ایفای نقش نمودهاند میپردازد. در خصوص منابع لاتین نیز میتوان به مقالهی Simon Mabon Kingdom in Crisis? The ArabSpring and Instability in SaudiArabia نام برد که در مجلهی contemporary sevurity policy در سال 2012 منتشرشده که در آن به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه باوجودآنکه اکثر کشورهای خاورمیانه را انقلابهای عربی درنوردید اما عربستان سعودی توانست در برابر آن مقاومت کند. مقالهی لاتین دیگری که در این زمینه نگاشته شده است میتوان از مقالهی Saud Mousaed Al Tamamy Saudi Arabia and the ArabSpring: Opportunities and Challenges ofSecurity نام برد که در مجلهی Journal of studies در سال 2012 منتشر شد که در آن به بررسی فرصتها و چالشهای امنیتی انقلابهای عربی از نگاه عربستان میپردازد و از طرف دیگر به مبحث رقابت منطقهای و عقیدتی با ایران پرداخته است. مقالهی لاتین دیگری که در این زمینه نگاشته شده میتوان از مقالهی Madawi Al-Rasheed -Sectarianism as Counter-Revolution: Saudi Responses to the Arab Spring نام برد که درمجلهی Studies in ethnicity and nationalism در سال 2011 منتشر شد که در آن نویسنده معتقد است عربستان از فرقهگرایی بهعنوان استراتژی ضدانقلابی علیه تحولات منطقهای خاورمیانه استفاده کرده است .و از طرف دیگر به این نکته اشاره میکند که اقدام عربستان در لشکرکشی به بحرین ضمن سرکوب مخالفتها در این کشور سیگنالهای قوی به معترضین اهل سنت و اقلیت شیعه در کشور خود فرستاد که روابط مذهبی و خویشاوندی و اجتماعی گستردهای با مردم بحرین داشته و دارند. 1-11-سازماندهی پژوهشاین پژوهش از پنج فصل تشکیلشده است: فصل اول: کلیات و طرح تحقیق فصل دوم: چارچوب نظری و مفهومی فصل سوم : سیاست عربستان در برابر تحولات داخلی فصل چهارم: سیاست عربستان در خصوص تحولات کشورهای همپیمان(بحرین) فصل پنجم: سیاست عربستان در خصوص تحولات کشورهای مخالف و رقیب(سوریه) در پایان نیز نتیجهگیری پایاننامه ارائه میشود.
|
![]() طرح لایه باز کارت ویزیت فروشگاه ساعتطرح لایه باز کارت ویزیت مناسب برای فروشگاه های ساعت (یک رو) ابعاد:6*9 cm رزولوشن:300dpi مد رنگ:CMYK حجم فایل فشرده:7.8 mb پشتیبانی از طریق تلگرام: 09198279648
|
![]() سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی و قفقاز بعد از جنگ سرد...چکیده : سیاست خارجی کشورها، تحت تاثیر مقدورات ملی و محذوریتهای بین المللی قرار دارد.در چنین حالتی سیاست خارجی ج.ا.ایران به عنوان یک بازیگر عاقل وبسیط در برابر چالشها و فرصتهای مختلفی قرار گرفته است.از جمله این چالشها ،بحرانهای منطقه ای است.وجود بحران های آسیای مرکزی و قفقاز که همراه بوده با چالشهای خشونت آمیز قومی و سرزمینی، سبب شدهبود که ایران نگاه جدیدی نسبت به این دو منطقه داشته باشد.منطقه آسیای مرکزی و قفقاز به دلیل موقعیت استراتژیک و ژئوپلیتیکی که بعد از فروپاشی شوروی که دراوایل دهه نود اتفاق افتاد، از اهمیت بسیاری برای ج.ا.ایران برخوردار بوده و است.کشورهای این دو منطقه به دلیل مشکلاتی مثل پروژه دولت –ملت سازی، درگیریهای مرزی و سرزمینی ، استقلال اقلیت ها و ...که چه قبل از استقلال و چه بعد از آن با آن مواجه بودند. به بحران های محلی و منطقه ای گرفتار شدند.در این بین از آنجا که این بحران ها، امنیت و تمامیت ارضی ایران را نیز تحت تاثیر قرار می دهد ،ایران نیز به این بحران ها بی تفاوت نبوده و واکنش نشان داده و خواهد داد. این پژوهش سعی می کند ابتدا به ابعاد و عوامل بحرانهای منطقه ای ،ازجمله جنگ داخلی تاجیکستان، بحران قره باغ،چچن و گرجستان پرداخته و سپس به سیاست و مواضع ج.ا.ایران نسبت به این بحرانها پرداخته شود. این پژوهش با این فرضیه همراه است ،که سیاست خارجی ایران تاحدودی غیر فعالانه بوده وسعی شده هماهنگ و متمایل به قدرت شمالی خود یعنی روسیه باشد و یا حداقل متضاد با روسیه نباشد. فهرست مطالب عنوان صفحه 1-6- روش تحقیق و گردآوری اطلاعات :. 6 فصل دوم :مباحث نظری و تئوریک. 8 2-2- نظریه رئالیسم نئوکلاسیک:. 9 2-5- تلفیق سطوح خرد وکلان :. 12 2-5- سیاست خارجی ایران در منطقه :. 14 2-5-1- .فرایند تصمیم گیری :. 14 2-5-2- منافع و اهداف ملی :. 15 2-5-3- عوامل تعیین کننده قدرت :. 16 2-5-4- رفتار سیاست خارجی :. 16 فصل سوم:سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نسبت به بحران تاجیکستان 22 3-3- شروع و تاریحچه جنگ داخلی تاجیکستان :. 24 3-4-2- مسائل قومی،جمعیتی (منطقه گرایی) :. 27 3- 4-3- فرایند دولت- ملت سازی:. 28 3-4-4- تکثر احزاب و گروهها :. 29 فصل چهارم :سیاست خارجی ج.ا. ایران نسبت به بحران قره باغ. 41 4-4-2- آینده بحران قره باغ:. 53 4-4-3- سیاست خارجی ج.ا.ایران نسبت به بحران:. 55 فصل پنجم :سیاست خارجی ج.ا. ایران نسبت به بحران گرجستان. 63 3-اهمیت گرجستان برای روسیه:. 70 4-سیاست خارجی ایران در بحران گرجستان :. 73 فصل ششم :سیاست خارجی ج.ا.ایران نسبت به بحران چچن. 80 6-2- موقعیت منطقه ای قفقاز شمالی :. 82 6-3- ویژگیهای جمعیتی و جغرافیایی چچن:. 82 6-3-1- روند شکل گیری بحران چچن:. 83 6-3-4- علل و اهمیت چین برای روسیه:. 89 6-3-5- علل و عوامل استقلال طلبی چچن:. 92 2-4-3- عوامل اقتصادیو اجتماعی:. 95 6-4-5- سیاست خارجی ج.ا.ایران نسبت به بحران چچن :. 96 فصل هفتم :نتیجه گیری ، ارزیابی کلی و ارائه الگو. 103 7-2- اشتراکات و مولفه سیاست خارجی در بحران :. 112 فهرست اشکال عنوان صفحه شکل شماره1-2 مدل رفتار و سیاست خارجی براساس نظریه رئالیسم نئو کلاسیک. 14 شکل شماره 7-1 مدل سیاست خارجی ایران در بحران های منطقه ای آسیای مرکزی وقفقاز. 117 فهرست جداول عنوان صفحه جدول شماره7- 1 بحران های ها منطقه ای و سیاست خارجی ج.ا.ایران 112 فصل اول:کلیات1-1- بیان مسالهسیاست خارجی کشورها، تحت تأثیر ویژگیهای خاص محیط داخلی و محیط بیرونی یا بینالمللی شکل میگیرد و اهداف، اولویتها و جهتگیری خاص آن ترسیم میگردد. محیط بینالمللی به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده اهداف، اولویتها و جهتگیری سیاست خارجی از عناصر متعددی تشکیل گردیده است. از جملهی این عوامل می توان به ساختار نظام بینالملل(تک قطبی، دوقطبی، چند قطبی) ویا ساختار نظام منطقهای با ویژگیهای سیستمی یک منطقه خاص (مثل آسیای مرکزی و قفقاز) می باشد. غایت آن این است که هرگونه تحولات و بحران در کشورهای همسایهومنطقه ای،بر دیگر کشورها نیز تاثیر می گذارد. از این رو منطقه آسیای مرکزی و قفقاز که جز زیر منطقه ای جمهوری اسلامی ایران است، از اهمیت فوق العلاده ای برای ایران به خصوص بعد از فروپاشی شوروری در سال 1991 برخورداراست. این تاثیرات در زمینه های مختلفی چون سیاسی، امنیتی، فرهنگی،اقتصادی بودهاست.در نتیجه تحولات و بحرانهایی که در کشورهای این دو منطقه بعد از فروپاشی شوروی اتفاق افتاد، تاثیر بسیاری در جهت گیری سیاست خارجی ایران در قبال این دو منطقه داشته است، به خصوص آنکه این کشورها در گذشته جز قلمرو ایران و تمدن بزرگ ایرانی محسوب می شدند و این کشورها اشتراکات بسیار فرهنگی ، دینی، زبانی با ایران دارند. سیاست خارجی جمهوری اسلامیایران نشان دادهاست که اولا در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی، منافع حیاتی روسیه را به رسمیت میشناسد و ثانیا، مخالف حضور بحرانزای دولتهای خارج از منطقه است و ثالثاً سعی کرده روابط خود را با کشورهای منطقه با توجه به حفظ تمامیت ارضی و رعایت حسن همجواری برقرار سازد. . با فروپاشی شوروی به غیر از موارد معدودی از کشورها از ثبات برخوردار بودند بقیه کشورهای بوجود آمده از تجزیه در سالهای مختلف دچار بحران شدند. در دوران بلشویکها به علت سیاست های خاص کمونیستهای سابق که در این کشورها سلطه داشتند که برای جلوگیری از هرگونه استقلال خواهی وحدت طلبی هر یک از اقوام؛ سبب شده بود که اقوام مختلف در قلمرو یکدیگر ترکیب دهد و با سیاستهای سرکوب گرایانه مانع از استقلال طلبی آنها شوند . با تجزیه شوروی که در مجموع هشت کشور در این دو منطقه بوجود آمد ،سبب شد که کشورهایی که در گذشته به مشکلات مرزی و قومی دچاربودند وفرایندهای دولت-ملت سازی را ناقص طی کرده بودند، با مشکلات عدیده ای روبه رو شوند. که به بحرانهای داخلی و منطقه ای بدل شد. وجود بحرانها و جنگهای داخلی که در این دو منطقه که در این تحقیق به چهار مورد آن( بحران های تاجیکستان،قره باغ،گرجستان و چچن) پرداخته می شود،خود عاملی است بر اهمیت اینمنطقه در سیاست خارجی ایران است. چون که تحولات در خلا صورت نمی گیرد، و هرگونه تحول و بحرانی در سطح جهانی و منطقه ای بر دیگر کشورها نیز تاثیر می گذارد.با توجه به موارد بالا ،پرسشهای ذیل به بررسی سیاست خارجی ایران در قبال بحرانهای این دومنطقه می پردازد. 1-2- سوال اصلی:سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران های آسیای مرکزی و قفقاز چگونه و در چه جهتی بوده است؟ 1-3- فرضیه اصلی:سیاست خارجی ایران تاحدودی غیر فعالانه بوده وسعی شده هماهنگ و متمایل به قدرت شمالی خود یعنی روسیه باشد و یا حداقل متضاد با روسیه نباشد. سوال فرعی: نقش قدرت های فرامنطقه ای در ارتباط با سیاست خارجی ایران در بحران های منطقه ای چه تاثیر داشته است؟ فرضیه فرعی : به دلیل اهمیت این مناطق به خصوص قفقاز ، حضور قدرتهای بزرگ فرا منطقه ای در این مناطق بسیار است، که این خود متغیروابسته ای ، برسیاست خارجه ایران در بحران های منطقه است . 1-4- پیشینه تحقیق:متاسفانه کتابها و مقالات زیادی به طور خاص در خصوص سیاست خارجی ایران دررابطه با بحران های این مناطق در دسترس نیست ونوشته نشده ولی منابع متعددی در رابطه با سیاست خارجی ایران وروابط خارجی ایران در قبال این دو منطقه وجود دارد. از جمله ، مهمترین کتابها و مقالاتی که نگارنده در روند تحقیق به آنها دسترسی داشته و مورد مطالعه قرار گرفته، اهم آنهارا می توان چنین طبقه بندی نمود.[1]«میانجی گری در آسیای مرکزی و قفقاز: تجربه جمهوری اسلامی ایران »الف این کتاب قصد دارد با عینیت بخشیدن به مباحث تئوریک و با تکیه بر تجربیات نویسنده، به بررسی سیاست خارجی ایران عنوان میانجی در دو بحران منطقه آسیای مرکزی و قفقاز یعنی بحران قرهباغ و جنگهای داخلی در تاجیکستان، به کنکاش در موفقیتها و ناکامیها و نیز علل و ریشههای آنها بپردازد. تا براساس دستآوردها و رویدادهای به وقوع پیوسته از رهگذرفعالیتهای میانجیگرانه جمهوری اسلامی و پیامدهای مثبت و منفی آنها، الگویی برای میانجیگری در این منطقه ارائه شود. این کتاب در هشت فصل به ارائه تبیینهای علمی و تجربی در رابطه با سیاست خارجی ایران نسبت به دو بحران قره باغ و تاجیکستان می پردازد. ب). « ابعاد بین المللی بحران گرجستان و آثار آن بر منافع ملی ایران»:[2] این مقاله توسط علی امیدی نوشته شده است که در آن به بررسی به ابعد مختلف بحران گرجستان و تاثیر آن بر منافع ملی ایران می پردازد. نویسنده اهمیت این بحران را به این دلیل میداند که بعد از سالها نظم حاکم بر روابط دو قدرت جهانی را به چالش کشیده و باعث زورآزمایی این دو رقیب شده. که این خود عاملی برای کاهش فشارهای ساختاری بر جمهوری اسلامی ایران گردیده است. در نتیجه سیاست ایران را در این دیده که دگرگونی ها را پیگیری کند و موضعی محافظه کارانه در مقابل طرفهای درگیر پیش گیرد تا بتواند نوعی توازن بین شرق و غرب در پیش گیرد. ج). «نقش ایران در پیشبرد مذاکرات صلح تاجیکستان»[3] این مقاله به بررسی سیاست ونقش ایران در بحران تاجیکستان می پردازد. که ضمن بررسی کوتاهی از روابط دو کشور به اقدامات جمهوری اسلامی ایران مثل برپایی مذاکرات صلح ومذاکره با روسیه و سازمانهای بین المللی در ایجاد و حفظ صلح در جنگ داخلی تاجیکستان می پردازد. در این مقاله نویسنده به اقدامات مثبت ایران در بر حل مسالمت آمیز جنگ داخلی تاجیکستان می پردازد و تاکید می کند که با توجه به اشتراکات زبانی و دینی با تاجیکها ایران اولین کشوری بود که بر حل دیپلماتیک این بحران اقدام کرد که با مخالفتهای روسیه مواجه شد. د) «ایران و بحران قفقاز، جنگ بین روسیه و گرجستان»[4] این مقاله توسط دکتر درویشی نگارده شده است که در آن به با نگاهی اجمالی به ابعاد مختلف بحران گرجستان می پردازد و ادعا دارد که این جنگ مهمترین رویداد بعد از حادثه 11 سپتامبر است که نظام هماهنگ بین المللی را بعد از دو دهه به هم زده است و باعث شده ، تا حدی، فشار بین المللی ساختاری نشات گرفته از هژمونی آمریکا علیه دولت ایران، کاهش یابد. در نتیجه نویسنده معتقد است که ایران با رویکردی جامع به این بحران به روابط متعادل باغرب و روسیه دست یابد. ه ) «روسیه، ایران، مناقشه چچن»[5] این مقاله اعتقاد دارد که ایران از قبال سیاست خود نسبت به جنگ چچن منافع بسیاری را ازجانب روسیه کسب کرده. به طوری در طی این جنگ سطح مبادلاتش با روسیه افزایش یافته و تحریمهای سیاسی ایران نیز کاهش یافته است. ی).«واقعگرایی نوکلاسیک و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران »: [6] از بعد نظری در رابطه با این تحقیق مقاله ای تحت عنوان بالا ،در صدد کاربست نظریه نئو کلاسیک برای تحلیل سیاست خارجی ایران است. این نظریه با تلفیق دو سطح سیستمیک وداخلی، امکان بیشتری برای تبیین تاثیرگذاری متغیرها، در سیاست ایران فراهم میکند. مقاله دو بخش کلی به بررسی می پردازد. نویسنده در بخش اول به بیان مفاهیم و اصول نظریه می پردازد و در بخش دوم به چگونگی کاربست نظریه با استفاده از ابعاد الگوی چهارگانه چون فرایند تصمیم گیری،اهداف و منافع ملی،عوامل تعیین کننده و رفتار سیاست خارجی برای تحلیل می پردازد. 1-5- ضرورت و هدف تحقیق :هدف از نگارش این تحقیق بررسی و ارزیابی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال بحرانهای این دو منطقه بعد از جنگ سرد از جمله بحران های تاجیکستان،قره باغ،گرجستان و چچن میباشد ؛ که در کنار بررسی هر یک از این بحرانها و نوع سیاست خارجی ایران نسبت به آنها ، دستیابی به یک الگوی واحدی که بتواند در آینده جهت گیری و نوع سیاست خارجی ایران را در قبال بحرانهای این دو منطقه پیش بینی کند. هدف دیگر از این پژوهش میتواند تلاش در جهت شناخت بیشتر عوامل تاثیرگذار در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال منطقه که می تواند در زمینه های امنیتی، اقتصادی و... باشد 1-6- روش تحقیق و گردآوری اطلاعات :نوع روش تحقیق در این پژوهش تحلیلی- توصیفی میباشد. که دادهها و اطلاعات مورد نیاز به روش کتابخانهای و با رجوع به کتب، مقالات، روزنامه و نیز منابع اینترنتی گردآوری شده است. 1-7- قلمرو و زبان تحقبق:از لحاظ زمانی این پژوهش به مسائل و بحرانهای این دو منطقه بعد از جنگ سرد مربوط است 1-8- مفاهیم و متغیرها:سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، مدیریت بحران،قفقاز وآسیای مرکزی،قدرت های منطقه 1.متغیر مستقل: بحران های آسیای مرکزی و قفقاز 2.متفیر وابسته: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران 1-9- نوآوری پژوهش:در این تحقیق پس از بررسی و مطالعه منابع مختلف، با توجه به نظریات مدیریت بحران و ... سعی شده که به شناخت هر چه بیشتر سیاست خارجی ج.ا.ایران در رابطه با بحرانهای آسیای مرکزی و قفقاز بپردازد.یعنی در ابتدا به به صورت مطالعه موردی هر یک از این بحرانها پرداخته و سپس به الگوی جامع که بتواند اشتراکات و افتراغات سیاست خارجی ایران در ارتباط با این بحرانها بپردازد.در نتیجه نوآوری نیز درهمین ارتباط می باشد. 1-10- سازماندهی تحقیقاین پژوهش به بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در رابطه با بحران های آسیای مرکزی و قفقازدر هشت فصل می پردازد. فصل اول؛ تحت عنوان کلیات پژوهش به عنوان مقدمهای بر کل تحقیق محسوب می گردد و بیان مسأله، طرح سوال و فرضیه، ادبیات تحقیق روش و اهمیت تحقیق را در بر میگیرد. در فصل دوم، برای این تحقیق مبنایی تئوریک و نظری طراحی شده تا به عنوان چارچوب نظری تحقیق جهت فهم و تجزیه وتحلیل بتواند اهمیت عوامل موثر بر سیاست خارجی ایران در مورد این دو منطقه مورد ارزیابی قرار گیرد. در اینجا نظریه واقعگرایی نئو کلاسیک که به عنوان زیر مجموعه پارادایم واقع گرایی است،به عنوان قابلانطباقترین نظریه در رابطه با این دو منطقه پرداخته می شود. به علاوه نظریات مدیریت بحران در کنار واقعگرایی نئو کلاسیک به بررسی دقیقتر سیاست خارجی در قبال بحرانهای منطقه ای می پردازد. در فصل سوم به تاریجچه و بررسی بحران ، تاجیکستان و سیاست های اتخاذی ج.ا.ایران در قبال این بحران پرداخته می شود. در فصل چهارم،به تاریخچه و عوامل بحران قره باغ و تحلیل وبررسی سیاست خارجی ایران در قبال این مناقشه می پردازد.در فصل پنچم،به بررسی بحران گرجستان(اوت2008) پرداخته و رویکردها و نگاه ایران به این بحران ارزیابی می شود ودر فصل ششم به بررسی بحران چچن ، عوامل تاریخی شکل گیری آن و سیاست خارجی ایران در قبال این بحران پرداخته می شود . در پایان به نتیجه گیری و ارزیابی کلی سیاست خارجی ایران در رابطه با کل بحرانهای آسیای مرکزی وقفقاز و دستیابی به الگوی واحد، با استفاده از اطلاعات به دست آمده از تحقیق، ارائه می شود. واعظی،محمود،میانجیگری در آسیای مرکزی و قفقاز،تجربه جمهوری اسلامی ایران، چاپ وزارت خارجه،1388 [2]امیدی، علی ،« ابعاد بین المللی بحران گرجستان و آثار آن بر منافع ملی ایران»، فصلنامه اطلاعات سیاسی ، اقتصادی، شماره 251،مرداد1387 ، [3] موسوی، سید رسول ؛«نقش ایران در پیشبرد مذاکرات صلح تاجیکستان» ؛مجله آسیای مرکزی وقفقاز ؛شماره 39 [4]Darvishi,farhad”,Iran and the Causasian Craisis The war between Russia and Georgia”,Qazvin university ,agust 2008 [5] Martin Malek, Russia, Iran, “and the Conflict in Chechnya”, Caucasian Review of International Affairs, Vol. 2 (1) – Winter 2008 [6] دهقانی فیروز آبادی،جلال.«واقعگرایی نوکلاسیک سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران » ، فصلنامه سیاست خارجی،شماره 251،تابستان 1389- |
![]() آلبوم مطالعه(ویژه شب های امتحان) برای دانش آموزان و دانشجویانآلبوم مطالعه ویژه *شب های امتحان* برای «دانش آموزان» و «دانشجویان» درک مطلب و یادگیری سریع، 60 تا 70 برابر بیشتر ماندگاری مطلب در ذهن، 50 تا 60 برابر بیشتر با آلبوم مطالعه، تمامی درس ها و کتاب هایتان را به راحتی یاد بگیرید و در امتحانات موفق شوید.
|