ایرانی فایل

فروش فایل های قابل دانلود

ایرانی فایل

فروش فایل های قابل دانلود

دانلود کتاب خوبی خدا

دانلود کتاب خوبی خدا

دانلود کتاب خوبی خدا

خوبی خدا گردآور ۹ حکایت با برگردان امیرمهدی حقیقت است. مترجم در ابتدای کتاب می نویسد: می گویند اگر رمان را به فیلم بلند تشبیه نماییم ، داستان کوتاه عکسی از یک لحظه زندگی است. با این تعبیر مجموعه حاضر آلبومی است از ۹ قطعه عکس یا ۹تصویر زندگی که در ۶سال گذشته از نشریات ادبی امریکا منتخب شده اند و اگر چه فضای آنها با هم متفاوت است ، تمامی یک وجه مشترک دارند؛ ساده اند. در این گردآور ، ۹داستان اختصار از ریموند کارور، شرمن الکسی ، هاروکی موراکامی ، پرسی وال اورت ، الیزابت کمپرفرنچ ، الکساندر همن ، مارجوری کمپر، گیب هارسون و جومپالاهیری انتخاب شده اند.این مجموعه را نشر ماهی منتشر کرده و داستان ها از مجلات ادبی و گردآور حکایت های روز امریکا انتخاب شده اند.

نام کتاب/رمان:خوبی خدا

نویسنده:مارگی کمپه

مترجم:امیرمهدی حقیقت

تعداد صفحات:

فرمت کتاب:PDF

زبان کتاب:فارسی

اگرمتون توضیحات کمی پیچیده وامروزی است بخاطر بازنویسی متنها وپیروی ازقانون کپی است که در متن کتاب کلمات کاملا ساده.اورجینال وقابل فهم هستند

مژده:شما میتوانید باخریدهر2 کتاب یک کتاب به رایگان وبه انتخاب خود دریافت کنید(بخش تماس باما

همچنین میتوانید جهت سفارش کتابهای خود در تلگرام باما درارتباط باشید:09103894814





علل و عوامل عدم شکل گیری رژیم حقوقی دریای خزر...

علل و عوامل عدم شکل گیری رژیم حقوقی دریای خزر...

علل و عوامل عدم شکل گیری رژیم حقوقی دریای خزر...

چکیده

تا قبل از فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991 مسئله رژیم حقوقی حاکم بر دریای خزر چندان مورد توجه نبود؛ اما پس از آن و با سر بر آوردن کشورهایی جدید در ساحل شمالی این دریاچه از یک طرف و برآوردهای جدید در خصوص حجم منابع انرژی بستر و زیر بستر دریای خزر سبب شد تا دستیابی به ضوابط حقوقی مشخص که به بهر­ه­برداری از این منابع انتظام بخشد؛ به اولویت اصلی همه کشورهای ساحلی تبدل شود. ابتدا به نظر می­آمد به دلیل بسته بودن این پهنه آبی، رسیدن به چارچوب حقوقی برای بهره­برداری همه کشورهای ساحلی از آن - همچون دیگر نمونه‌های مشابه - آسان ­باشد. اما اکنون که بیش از 20 سال از فروپاشی شوروی می گذرد؛ هنوز رژیمی حقوقی که مورد پذیرش و توافق همه کشورهای ساحلی باشد، پدید نیامده است. بررسی چرایی این مسئله، موضوع این رساله است

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات 1

طرح مسئله2

اهمیت و ضرورت پژوهش3

اهداف پژوهش3

فرضیه اصلی4

چارچوب نظری4

روش پژوهش5

پیشینه موضوع5

قلمرو پژوهش7

فصل بندی7

منابع مقدماتی8

فصل دوم: مباحث حقوق11

بهره نخست: منابع حقوقی رژیم دریاها و دریاچه ها در حقوق بین الملل12

بهره دوم: رژیم حقوقی حقوق دریای بسته16

بهره سوم: اصل جانشینی دولتها19

بهره چهارم: وضعیت خزر با توجه به کنوانسیون حقوقی دریاها و تعیین رژیم حقوقی آن21

نتیجه گیری29

منابع فصل32

فصل سوم: پیشینه نظام حقوقی دریای خزر35

بهره نخست: وضعیت حقوقی خزر پیش از شکل گیری شوروی.. 36

بهره دوم: رژیم حقوقی خزر در دوران اتحاد جماهیر شوروی40

نتیجه گیری فصل44

منابع فصل45

فصل چهارم: رژیم حقوقی دریای خزر پس از فروپاشی شوروی47

بهره نخست: پیدایش وضعیت جدید و دیدگاههای مطرح شده در خصوص نحوه تقسیم دریایخزر 48

بهره دوم: الگوهای رژیم حقوقی مورد نظر کشورهای ساحلی60

نتیجه گیری فصل71

منابع فصل......................................... 73

فصل پنچم: مواضع و منافع متضاد کشورهای ساحلی خزر در باره رژیم حقوقی آن................................................ 75

الف. جمهوری اسلامی ایران .......................... 76

ب. جمهوری روسیه................................... 79

ج. جمهوری قزاقستان................................ 81

د. جمهوری ترکمنستان............................... 82

ه. جمهوری آذربایجان............................... 83

نتیجه گیری فصل.....................................................................................................................87

منابع فصل......................................... 90

نتیجه گیری........................................ 93

افق پیش رو....................................... 101

منابع............................................ 103

ضمائم108

فصل اول:

کلیات

طرح مسئله

  1. مقدمه

تا قبل از فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991 مسئله رژیم حقوقی حاکم بر دریای خزر چندان مورد توجه نبود؛ اما پس از آن و با سر بر آوردن کشورهایی جدید در ساحل شمالی این دریاچه از یک طرف و برآوردهای جدید در خصوص حجم منابع انرژی بستر و زیر بستر دریای خزر سبب شد تا دستیابی به ضوابط حقوقی مشخص که به بهر­ه­برداری از این منابع انتظام بخشد؛ به اولویت اصلی همه کشورهای ساحلی تبدل شود. ابتدا به نظر می­آمد به دلیل بسته بودن این پهنه آبی، رسیدن به چارچوب حقوقی برای بهره­برداری همه کشورهای ساحلی از آن - همچون دیگر نمونه‌های مشابه - آسان ­باشد. اما اکنون که بیش از 20 سال از فروپاشی شوروی می گذرد؛ هنوز رژیمی حقوقی که مورد پذیرش و توافق همه کشورهای ساحلی باشد، پدید نیامده است. بررسی چرایی این مسئله، موضوع این رساله است.

  1. اهمیت و ضرورت پژوهش

پرداختن به موضوع این پژوهش از چند بعد حائز اهمیت است: نخست، از حیث منافع ملی کشورمان که طبق معاهدات 1921 و 1940 بر نیمی از آبهای خزر اعمال حاکمیت می کرد و با بروز تغییر و تحولات، ممکن است سهم آن از آبهای مزبور به شدت کاهش یابد. دوم، از حیث رژیم سازی، موضوع از پیچیدگیها و فراز و فرودهایی خاص برخوردار است که می تواند ذهن هر محققی را به خود مشغول دارد. سوم، چگونگی و نوع تعامل کشورهای همسایه خزر در نیل به توافق بر سر رژیم حقوقی آن و منافع و اهداف متعارض هر یک از آنها می تواند محکی برای نظریه های همکاری منطقه ای باشد.

  1. اهداف پژوهش

اهداف این پژوهش متعدد هستند؛ نخست علاقه شخصی به مطالعه تحولات حوزه دریای خزر به ویژه رژیم حقوقی آن؛ بررسی و کشف ماهیت و نوع رژیم حقوقی احتمالی و موانع تحقق آن. در عین حال، شاید تدوین پایان نامه ای برای اخذ درجه کارشناسی ارشد عینی ترین هدف به شمار آید.

4- پرسشهای پژوهش

1-4. پرسش اصلی

- موانع نیل به توافق دولتهای ساحلی دریای خزر در قبال رژیم حقوقی آن چیست؟

2-4. پرسشهای فرعی

- آیا کنوانسیونهای بین المللی حقوق دریاها قابل اعمال بر آبهای خزر هست؟

- راه نهایی تعیین رژیم حقوقی خزر کدام است؟

5. فرضیه اصلی پژوهش

فقدان اجماع بین کشورهای ساحلی و تأکید هر یک از آنها بر منافع مطلق به جای منافع نسبی، اصلی­ترین مانع برقراری رژیم حقوقی دریای خزر است.

6.متغیرها

متغیر مستقل: اصرار کشورهای ساحلی بر منافع مطلق

متغیر وابسته: شکل­ نگرفتن رژیم حقوقی خزر

اصرار بر منافع مطلق شکل­ نگرفتن رژیم حقوقی خزر

  1. چارچوب نظری

این پژوهش بر اساس دیدگاه واقعگرایی کلاسیک(رئالیزم) استوار است که دولتها را بازیگران اصلی نظام بین المللی می شناسد که منافع ملی مهم ترین و اصلی ترین محرک و انگیزه آنها در تعاملات بین المللی است. به باور واقعگرایان کلاسیک، دولتها به دنبال منافع مطلق هستند و همین عامل مانع اصلی شکل گیری توافقات پایدار بین المللی است.

8 . روش پژوهش

در تدوین این رساله از روش توصیفی- تحلیلی استفاده می شود. رخدادها و فرایندها توصیف می شوند تا در خلال این توصیف، امکان تجزیه و تحلیل پیامدها و تبعات فراروی میسر شود و توان پیش بینی افزایش یابد. در جمع آوری داده ها نیز از منابع ثانویه و کتابخانه ای استفاده شده و از سامانه های دیجیتال نیز مدد گرفته می شود. در صورت ضرورت از نظرات کارشناسان، خبرگان و تحلیل گران از طریق مصاحبه و پرسشنامه استفاده خواهد شد.

9.پیشینه موضوع

تا کنون آثار زیادی درباره رژیم حقوقی دریای خزر نگاشته شده است. تمام این آثار به رژیم­های حقوقی که احتمال دست یابی به آنها وجود دارد یا تبعات فقدان رژیم حقوقی پرداخته­اند. با وجود این، کمتر حرف تازه­ای در این آثار درباره موانع و چالش­های فرا روی دست یابی به یک رژیم حقوقی مورد اجماع زده شده است. غالباً بحث‌ها و تقریباً همه­شان در چارچوب بحثهای صوری و شکلی­ حقوقی باقی مانده­اند و هیچ ورود به بحثی در آنها برای توضیح شرایط و مقدماتی که می­تواند منجر به شکل­گیری یک رژیم حقوقی مورد پذیرش همه باشد و یا عوامل ضروری دست یابی به چنین توافقی رخ نداده است. یک نکته که در پاره­ای آثار تا کنون نوشته شده به چشم می‌خورد به هم پیوسته ساختن مسائل مربوط به دریای خزر به شیوه­ای غلو آمیز و بسیار حادّ به سطح تحلیلی در سطح نظام جهانی است. اگر چه نادیده گرفتن تبادلات هر منطقه­ای - من جمله دریای خزر - از لحاظ امنیتی و سیاسی با سطوح بالاتر و کلان­تر تحلیل (سطح جهانی) خطا است. با وجود این، در پژوهش حاضر از این عام سازی بیش از اندازه به دو دلیل خودداری می­کنیم: اولاً ناهمخوانی آن با واقعیت حاکم بر محیط سیاسی پیرامون دریای خزر و ثانیاً این که چنین میزان بسط تحلیلی مقدورات معرفت شناختی اندکی را پیش روی ما می­گذارد یعنی از طریق چنین تحلیل عامی دستاورد چندان شناختی را نمی­توان پیش چشم داشت که بتواند توضیح دهنده و تبیین کننده چرایی فقدان رژیم حقوقی در این پهنه آبی باشد.

برای مثال، ایرج افشار در کتاب «دریای خزر، پژوهش در جغرافیای طبیعی، نام و پیشینه تاریخی، رژیم حقوقی، محیط زیست و اقتصاد» که انتشارات وزارت امور خارجه آن را در 1381 به چاپ رساند؛ به عناصر زیست محیطی و اقتصادی پرداخته و اشاره ای به تفاوت دیدگاه کشورهای ساحلی ندارد. دکتر بهادر امینیان در کتاب «ناتو و امنیت منطقه‌ی خزر» با تاکید بر متغیر منطقه ای و حضور ناتو در منطقه؛ از پرداختن به رژیم حقوقی خزر و تفاوت دیدگاه کشورهای ساحلی اجتناب دارد. فتح الله دهقان نیز در کتاب «بررسی منابع نفت و گاز حوزه دریای خزر و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران» تمرکز اصلی کتاب را بر تاثیر گذاری نفت و گاز بر سیاست خارجی کشورهای ساحلی خزر گذاشته از پرداختن به سایر پرهیز می کند.

  1. قلمرو پژوهش

این پژوهش در چارچوب نظریه واقعگرایی کلاسیک عرضه می شود و محدود به مفروضات آن است. در عین حال از حیث زمانی به دوره پس از فروپاشی شوروی در سال 1991 اختصاص دارد و از نظر مکانی به آبهای خزر و رژیم حقوقی آن محدود می شود.

  1. فصل بندی پژوهش:

این پژوهش در پنج فصل ارائه می شود: فصل اول به کلیات و فصل دوم به مباحث حقوقی رژیم دریاها و دریاچه ها در حقوق بین الملل اختصاص دارد. در فصل سوم، پیشینه وضعیت حقوقی دریای خزر قبل از فروپاشی شوروی و فصل چهارم به وضعیت رژیم حقوقی دریای خزر پس از فروپاشی شوروی می پردازد. در فصل پنجم نیز مواضع و منافع متضاد کشورهای ساحلی در باره رژیم حقوقی دریای خزر بررسی می شود . در پایان نیز نتیجه گیری و افق پیش رو خواهد آمد.

  1. منابع مقدماتی پژوهش

پایان نامه:

1-ابراهیمی، حسین. بررسی پیامدهای عدم تعیین رژیم حقوقی دریای خزر بر امنیت ملی ج.ا.ا رساله کارشناسی ارشد علوم سیاسی، گرایش مطالعات ایران و سیاستگذاری عمومی دانشکده حقوق و علوم و سیاسی دانشگاه تهران، 1384.

2-بیژنی، مهدی، تأثیر منابع نفت و گاز در تعیین رژیم حقوقی دریای خزر، رساله کارشناسی ارشد رشته روابط بین­الملل، دانشگاه تهران، 1379.

3-شفائی هریس، علی. دریای خزر و مسائل آن به عنوان یک دریای بسته بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل، دانشگاه تهران، 1373.

4-علی زاده ، نسرین. وضعیت حقوقی دریای خزر و همگرایی زیست محیطی کشورهای ساحلی خزر، کارشناسی ارشد روابط بین­الملل، دانشگاه تهران، 1384.

5-کریمی، داریوش. نظام حقوقی دریای خزر بزرگ­ترین دریاچه جهان، کارشناسی ارشد روابط بین الملل، دانشگاه تهران، 1371.

6-لهراسبی، میثم. روابط ایران و روسیه و تعیین حقوق دریای خزر، کارشناسی ارشد روابط بین­الملل، دانشگاه تهران، 1388 .

کتب:

  1. افشار، ایرج. دریای خزر، پژوهش در جغرافیای طبیعی، نام و پیشینه تاریخی، رژیم حقوقی، محیط زیست و اقتصاد، تهران: وزارت امور خارجه، 1381.
  2. امینیان، بهادر. ناتو و امنیت منطقه‌ی خزر،تهران: دانشگاه امام حسین، 1381.
  3. دهقان، فتح الله. بررسی منابع نفت و گاز حوزه دریای خزر و تأثیر آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران،تهران: نشر همدان، 1382.
  4. ...............، دریای خزر و امنیت ملی،تهران: انتشارات بشیر، 384.
  5. Amir H. Ahmadi (ed), The Caspian region at a Cross road (London: Macmillan Press, 2000).
  6. Aqavi Bahman: The Law & Politics of the Caspian Sea in the 21st Century (Bethesda: Ibex, 2003).
  7. Ascher ,W. (ed) The Caspian Sea: quest for Security (Dodrech: Kluwer A.C, 1999).
  8. B. Gokay, (ed) The Politic of Caspian Oil (New York: Palgrave, 2001).
  9. Charles van der Leeuw, Oil and Gas in the Causasus Caspian: a history (Rich mand): Curzon Press, 2000).

Kobori, I. (ed) Central Eurasian Water (Tokyo: United University, 1998).





علل و عوامل شکل‌گیری گفتمان ناسیونالیسم در ایران (1320 1280)...

علل و عوامل شکل‌گیری گفتمان ناسیونالیسم در ایران  (1320 1280)...

علل و عوامل شکل‌گیری گفتمان ناسیونالیسم در ایران (1320 1280)...

چکیده

سیر تحولات جامعه ایرانی با آنچه در غرب رخ داده بود بسیار متفاوت است. در نتیجه مجموعه تحولاتی که در غرب باعث شکل‌گیری ناسیونالیسم شد، دارای تفاوتی بنیادین از نظر ماهیت و منشأ با تحولاتی بود که در ایران با حصول انقلاب مشروطیت جنبه‌ی عینی به خود گرفت. در این رساله ما به دنبال بررسی عواملی که باعث شکل‌گیری گفتمان ناسیونالیستی در بستری متفاوت از غرب یعنی جامعه ایران عصر قاجار و پهلوی اول شدند می‌باشیم.در طول قرن 19 میلادی گفتمان سنتی حاکم بر جامعه و سیاست ایران با بحران معنا مواجه گردید. این بحران ناشی از برخورد گفتمان سنتی قاجاری با گفتمان تجدد بود که در واقع به عنوان غیری بیگانه خود را به جامعه و سیاست ایران تحمیل می‌کرد. ورود مفاهیم مدرن به گفتمان سنتی ایران از نخستین برخوردهای ایرانیان با دنیای غرب که حاصل یک مواجه نظامب بود شروع شد و با تلاش‌های اصلاح‌گران ایرانی به عنوان سوژه‌های سیاسی شدت بیشتری یافت. از عناصر گفتمان تجدد که به گفتمان سنتی ایران راه یافت ناسیونالیسم بود که این عنصر در گفتمان تجدد با مفاهیمی همچون: حاکمیت ملی، قانون، آزادی‌های فردی و شهروند و... همنشین می‌شد و همانطور که گفتیم ورود این مفاهیم مدرن به ایران باعث بحران معنا در گفتمان سنتی ایران شد. و این بحران در نهایت باعث شکل‌گیری انقلاب مشروطیت در نظام قدیم جامعه‌ی ایرانی گردید و می‌توان گفت مشروطیت فرجام نظام کهنه و سنتی حاکم بر ایران بود. اگرچه در ایران ریشه‌های شکل‌گیری ملت و ملی‌گرائی با اروپا متفاوت بود و ایرانیان به لحاظ آگاهی تاریخی و فرهنگی خود به نحوی دارای احساسات پیشاناسیونالیستی بودند، اما ناسیونالیسم در وجه مدرن آن حاصل تحولات ایران پیشامشروطه است و با فعالیت سوژه‌های سیاسی چون روشنفکران، تاجران، سیاحان و ... و هم‌چنین در اثر فعالیت روزنامه‌ها و نهضت‌های اصلاحی و ناسیونالیستی در دیگر کشورها این گفتمان در ایران عصر مشروطه تبدیل به اسطوره‌ای فراگیر شد، با منازعه‌های صورت گرفته پس از انقلاب مشروطیت هیچ‌کدام از گفتمان‌ها به هژمونی دست نیافتند و نتوانستند معانی دال‌ها را تثبیت کنند و در نهایت شرایط بی‌قرار جامعه ایران بعد از مشروطیت، باعث تکوین گفتمان نوینی گردید که روشنفکران در خلق این گفتمان نقش اصلی را ایفاء کردند، در مفصل‌بندی نهائی گفتمان پهلویسم، گفتمان ناسیونالیستی یکی از عناصر اصلی بود، در این دوره ناسیونالیسم با قدرت سیاسی پیوند خورد و به عنوان مبنائی جهت کنش سیاسی- اجتماعی سوژه‌های سیاسی به کار گرفته شد.

فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه1

فصل اول: کلیات

بیان مسئله6

اهداف پژوهش8

اهمیت و ضرورت پژوهش8

سوابق یا پیشینه‌ی موضوع9

مبانی و چارچوب نظری11

مفروضات12

سؤال‌های پژوهش13

سؤال اصلی13

فرضیات تحقیق13

فرضیه‌ی اصلی13

فرضیات فرعی14

متغیرها (مستقل – وابسته – واسطه)14

تعریف مفاهیم پژوهش15

گفتمان15

ناسیونالیسم16

منازعات گفتمانی19

روش تحقیق19

نقطه‌ی تمرکز پژوهش20

مشکلات و تنگناهای احتمالی تحقیق20

سازماندهی پژوهش21

فصل دوم: مباحث نظری

مفهوم و معنای لغوی گفتمان24

نظریه‌ی گفتمان از زبان‌شناسی تا سیاست و اجتماع26

شرح و بسط نظریه‌ی گفتمان لاکلاوموف30

مفاهیم و مؤلفه‌های نظریه‌ی گفتمان لاکلاوموف32

1- گفتمان32

2- مفصل‌بندی33

3- دال و مدلول33

1-3- دال مرکزی34

2-3- دال شناور35

3-3- اختیاری بودن رابطه‌ی دال و مدلول35

4-3- عناصر، وقته‌ها، حوزة گفتمان‌گونگی36

4- بی‌قراری (ازجاشدگی)37

5- ضدیت،‌ غیریت41

1-5- برجسته‌سازی و حاشیه‌رانی44

2-5- منطق تفاوت و هم‌ارزی45

3-5- رقابت47

6- هژمونی و تثبیت معنا48

1-6- انسداد یا توقف50

2-6- ساختارشکنی51

7- قدرت52

8- ظهور و سقوط گفتمان‌ها: از اسطوره‌ها تا تصورات اجتماعی53

1-8- دال خالی57

2-8- قابلیت دسترسی و قابلیت اعتبار59

9- سوژگی، عاملیت اجتماعی و سوژگی سیاسی61

10- نظریه‌ی رادیکال دموکراسی63

نتیجه‌گیری67

فصل سوم: روند تکوین ناسیونالیسم در غرب

مفهوم و معانی ناسیونالیسم70

سیر تکوین و تحول ناسیونالیسم در غرب73

مفاهیم ناسیونالیستی در غرب84

١- ملت84

٢- دولت ملی86

3- هویت ملی87

4- وطن88

5- وطن‌دوستی88

فصل چهارم: تکوین گفتمان ناسیونالیسم در ایران

مقدمه91

گفتار اول: عناصر گفتمان سیاسی سنتی ایران92

ویژگی‌های کلی گفتمان سیاسی سنتی93

1- سلسله مراتبی بودن اجتماع و سیاست93

٢- اصالت شر و لزوم اطاعت94

٣- پیوند میان دین و دولت94

عناصر گفتمان سیاسی سنتی قاجاری95

نهاد دولت95

شخصی بودن حکومت95

سلطنت مطلقه96

شخص محوری و کیش شخصیت97

حاکمیت دوگانه97

عدم تفکیک میان حوزه عمومی و خصوصی98

فراطبقاتی بودن ساخت سیاسی99

عدم نهادینگی قدرت99

جمع‌بندی100

ویژگی‌های اجتماعی- اقتصادی گفتمان سنتی ایران102

عناصر اقتصادی103

عناصر اجتماعی105

عناصر فرهنگی108

گفتار دوم: گفتمان اصلاحات110

مقدمه110

گفتمان اصلاحات112

عباس‌میرزا112

امیرکبیر113

سپهسالار115

امین‌الدوله116

جمع‌بندی118

گفتار سوم: تکوین گفتمان ناسیونالیسم119

مقدمه119

حاملان ناسیونالیسم120

میرزا ملکم خان ناظم‌الدوله120

میرزا فتحعلی آخوندزاده127

میرزا آقاخان کرمانی134

جمع‌بندی138

فصل پنجم: منازعه‌های گفتمانی عصر مشروطه

و شکل‌گیری گفتمانی نو141

گفتار اول: منازعه‌های گفتمانی در عصر مشروطه142

پیدایش گفتمان مشروطیت142

منازعات گفتمانی145

الف- گفتمان تجدد147

- عناصر گفتمان تجدد147

١- مشروطه گرائی148

2- ناسیونالیسم باستان‌گرا149

3- سکولاریسم149

ب- گفتمان مشروعه150

- عناصر گفتمان مشروعه152

1- قانون و قانونگذاری153

2- بحث آزادی و برابری153

3- شوراء و رأی اکثریت154

4- نظام سیاسی مطلوب155

ج- گفتمان عدالت خواهان مشروطه‌طلب156

سرانجام مشروطه159

نتیجه‌گیری163

گفتار دوم: تکوین گفتمان ناسیونالیسم در عصر پهلوی165

زمینه های شکل گیری گفتمانی جدید165

1- تجدد گرایی167

2- دیکتاتور مصلح (تجددگرائی آمرانه)169

3- ناسیونالیسم و وحدت ملی171

برآمدن گفتمان پهلویسم174

گفتمان ناسیونالیستی در دوره رضاشاه175

1- وحدت و یگانگی ملی176

2- باستان گرایی176

3- تعلق به وطن (وطن پرستی)177

سخن پایانی179

منابع مآخذ182

مقدمه

سیر تحولات جامعه ایرانی با آنچه در غرب رخ داده بسیار متفاوت است در نتیجه، مجموعه تحولاتی که در غرب باعث شکل گیری ناسیونالیسم شد، دارای تفاوتی بنیادین از نظر ماهیت و منشاء با تحولاتی بود که در ایران با حصول انقلاب مشروطیت جنبه عینی به خود گرفت. جامعه­ی ایرانی در آستانه مشروطیت با مسائلی در عرصه های مختلف حیات خود (اقتصادی- سیاسی- اجتماعی) روبه رو بود که ماهیت آنها متفاوت از مسائلی بود که جامعه اروپایی طی قرون مذکور با آن مواجه شد. و این تحولات منجر به ظهور اروپا با سیمای عصر مدرن گردید- بحران سیاسی در اروپا که خود را در چالش قدرت دولت با قدرت روحانی پاپ و نهایتاً تلاقی جامعه مدنی اروپا با قدرت سلطنت مطلقه نشان داد، با بحران های سیاسی موجود در ایران متفاوت بود و حتی نفس چالش قدرت دولت با قدرت روحانی و نتیجه حاصل از آن نیز در ایران اساساً با آنچه در غرب رخ داد تفاوت داشت.

تحولات صورت گرفته در حوزۀ اقتصاد اروپا هم که در نهایت منجر به شکل گیری طبقه جدید بورژوازی شد و این طبقه نقش بسیار مهمی در تاریخ، فرهنگ و اقتصاد غرب بازی کرد در ایران رخ نداد و به نظر برخی از اندیشمندان حوزۀ مطالعات ایران، سخن به میان آوردن از طبقه ای خاص در دوران قدیم ایران بسیار سخت است. به هر حال تحولات صورت گرفته در اروپا منجر به گسترش سطح آگاهی عمومی و آموزش و تأثیر آن در فرایند آگاهی جوامع گردید. اما در مورد ایران باید گفت که چالش‌های جامعه ایرانی زمانی شکل گرفت که ایران به طور ناخواسته و به اجبار به عرصه رقابتهای جهانی کشیده شد و ضعف آن در مواجه با نیروهای بیگانه نمود یافت و همچنین خود آگاهی ایرانیان به ضعف خود نیز در پی این مواجهه آغاز شد. بنابراین در تحولات ایران صرف نظر از عواملی درونی، شرایط و اقتضائات بیرونی که حاصل دنیای عصر مدرن بود، تأثیر بسزایی داشت.

قدرت قاجاریه در طول قرن 19 هم از سوی نیروهای خارجی و هم از سوی نیروهای داخلی ضربه پذیر گشته بود، نیروهای خارجی که عمده ترین آنها روس و انگلیس بودند، وابستگی و شرایط نیمه استعماری را به دولت ایران تحمیل کرده بودند و با انعقاد قراردادهای یک جانبه و سنگین، اراضی وسیعی از خاک ایران را جدا کرده بودند و به این ترتیب ضربه مهلکی بر اعتبار ملی ایرانیان وارد آمده بود و اینها همه حاصل تماس با غرب بود، در جهانی که دولتهای غربی آهنگ توسعه و پیشرفت خود را به شدت سرعت بخشیده بودند، ایرانیان شاهد ضعف و در حاشیه رقابت جهانی ماندن کشور خود بودند. در بعد داخلی نیز عصیان و خودسری قبایل و ایلات، حکام ولایات، آشوب‌های مرزی و... منجر به افزایش هرج و مرج و ناامنی در داخل کشور می شد. از همین رو و در پی این تحولات در ایران نیروهایی شکل گرفتند که خواستار اصلاح شیوۀ حکومت قاجارها بودند. مهم ترین این نیروها یکی روحانیون بودند که علی رغم سازش اولیه با حکومت قاجارها، کم­کم متقاعد شدند که سیاست های دولت عامل تضعیف جامعه اسلامی و مسلمانان در برابر کفار است. در گزارش های انگلیسیان آمده است:

«ملایان متعصب همه جا علیه کفار به مسلمانان وعظ می کنند و می گویند که تجارت، معدن، بانک، جاده، دخانیات را به اروپائیان فروخته اند چه دیدی که کشتزارهای غلّه و زنان، مسلمان را هم ببرند» (آدمیت، 1355، 28)

گروه دیگری که خواهان تغییر در وضع موجود بودند، افرادی بودند که به انحاء مختلف با اندیشه‌های غربی آشنا شده بودند و به ساخت، نهادها و اساساً اندیشه­ی مسلّط برقدرت سیاسی معترض بودند، ورود اندیشه های جدید از جمله ناسیونالیسم نیز توسط همین گروه انجام گرفت، این گروه به واسطه آشنایی با اندیشه های غربی و وارد کردن آنها به جامعه خواستار ایجاد اصلاحاتی در ساختار حکومت بودند و استبداد حکومت را به نقد می کشیدند از نظر اینها شیوۀ استبدادی، حکومت کارکرد خود را از دست داده بود.

بنابراین لزوم اصلاح و حتی تحدید آن ضروری به نظر می رسید. پس جنبش مشروطیت در واقع پاسخی بود که از سوی جامعه ایران به تمامی بحران های موجود در ساخت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی داده شد. و مفاهیم ناسیونالیستی نوین نیز در گفتمان مشروطیت تولد و رشد یافتند.

قابل ذکر است که در دورۀ پیش از مشروطه واژۀ ملت دارای مفهومی دینی بود و متضمن هیچ رابطه سیاسی با دولت نبود و تنها واژۀ «رعیت» بیان کنندۀ نوعی رابطه سیاسی با دولت بود و البته این نوع رابطه هم از نوع رابطه حاکم و محکوم بود، اما در عصر مشروطه و تحت تأثیر عناصر گفتمان تجدد مفاهیم سنتی به چالش کشیده شدند و مفاهیمی چون قانون، دموکراسی، آزادی، ملت و ناسیونالیسم رواج یافتند.

«با انقلاب مشروطه تلاش شد که یک دولت- ملت تأسیس شود و رابطه شاه- رعیت به رابطه دولت- شهروند تبدیل شود و این در بعد داخلی بود و در بعد خارجی نیز سعی شد تا کشوری با سرزمین مشخص، مرزهای معین وجود داشته باشد که دولت آن نماینده ملت و پاسبان تمامیت ارضی آن سرزمین باشد (آشوری، 1376: 187)

ناسیونالیسم در این دوره با اندیشه دموکراسی و آزادی خواهی پیوند محکمی دارد طرفداران این نحله فکری به دنبال آن بودند که با ایجاد مؤسسات جدید و کوتاه کردن دست استبداد و استعمار کشوری قوی پدید آورند که بتواند در مقابل همسایگان قدرتمندش ایستادگی کند و موجبات رفاه مملکت را فراهم آورد. جنبش مشروطه خواهی در ایران امیدها و آرزوهایی را برانگیخت که اکثر آنان هیچ گاه برآورده نشدند در این رساله ما دلایل ناکامی گفتمان مشروطه را ذیل منازعات گفتمانی صورت گرفته در آن عصر توضیح داده ایم. همچنین عاملی دیگری که به شکست مشروطیت کمک کرد، مداخلات خارجی بود و این مداخلات به مثابه آخرین تیر به پیکر بی جان مشروطه عمل کرد.

به دنبال شرایط شکل گرفته در دوران بعد از مشروطه (تهدید استقلال ملی، بروز جنبش های اجتماعی، و شیوع شورش و هرج و مرج در سراسر کشور و مشکلات و تنگناهای اقتصادی و....)، گفتمان جدیدی در عرصه اجتماع و سیاست ایران ظهور کرد. روشنفکران این دوره که یا از فعالین پیشین مشروطه بودند یا محصلین و ایرانیان ساکن در غرب، دیگر امیدی به اصلاحات تدریجی و ساخت دموکراتیک و ترویج آزادی های اساسی نداشتند و به نظر ایشان جاذبه های دموکراسی در برابر واقعیت های خشن جامعه عقب ماندۀ ایران رنگ می باخت. و تحولات سیاسی- اجتماعی جامعه ایران، دال هائی چون استقلال، امنیت، لزوم وحدت ملی و لزوم تمرکز قدرت را در گفتمان روشنفکران ایرانی بعد از جنگ جهانی برجسته می کرد. بدین ترتیب رضاخان با تکیه بر گفتمان جدید روشنفکران و متأثر از عقب ماندگی و معضلات کشور و اعتقادات شخصی ناسیونالیسم را محور حرکت های خود در ایران قرار داد. فوران در مورد رضاخان می نویسد:

«او در 2 اسفند 1299 به یکی از افسران انگلیسی گفت که در حال پیشروی به سوی پایتخت و استقرار حکومتی است که بیش از دل مشغولی به مجلس، مشروطه و قانون اساسی و موضوع های بی ربطی از این قبیل قدری به نظم و ترتیب خانه خود بپردازد» (فوران، 1386: 302)

و این نقل قول تا حدودی هماهنگی رضاخان را با گفتمان تازه شکل گرفته در نزد روشنفکران نشان می دهد. یرواند آبراهامیان هم در مورد رضاشاه و علایق ناسیونالیسی او می نویسد:

«وی خواهان ایرانی بود که از یک سو دور از نفوذ روحانیون و نیروهای مذهبی، دسیسه های خارجی، شورش های قبیله ای و اختلافات قومی و از سوی دیگر دارای نهادهای آموزشی غربی، زنان غربی مآب فعال در بیرون از خانه و ساختار اقتصادی نوین دارای کارخانه های دولتی، شبکه‌های ارتباطی، بانکهای سرمایه گذاری و فروشگاههای بزرگ باشد. هدف درازمدت وی ایجاد جامعه ای شبه غربی بود.... ابزارهایش برای رسیدن به این هدف، غیردینی سازی، مبارزه با قبیله گرایی، ملی گرایی، توسعه آموزشی و سرمایه دولتی بود.» (آبراهامیان، 1387: 179)

به هر حال تجدد خواهی وجه مشترک ناسیونالیسم لیبرال عصر مشروطه و ناسیونالیسم تجدد خواه عصر رضاشاه است. اما ویژگی بارز ناسیونالیسم تجدد خواه عصر رضاشاه این است که بر «تجدد آمرانه» تأکید دارد. و پیش فرض اساسی گفتمان تجدد آمرانه که برآمده از هرج و مرج های پس از مشروطه بود این است که تودۀ مردم اهمیت ترقی و پیشرفت را درک نمی کنند و شیوه های رسیدن به آن را نمی شناسند، لذا ضروری است نخبگان ترقی خواه، آنان را در مسیر تجدد و پیشرفت هدایت کنند و در این فرآیند هرکجا که اهداف و برنامه های ترقی خواهانه دولت و نخبگان سیاسی با خواست و ارادۀ مردم مغایرت داشته باشد. کاربرد زور و اجبار برای پیشبرد این اهداف و برنامه ها مشروعیت پیدا می کند. عصاره و چکیدۀ این دیدگاه فوق به خوبی در این عبارت بیان شده است: «برای مردم و به رغم مردم»

و در اینجا یکی از تفاوت های اساسی گفتمان ناسیونالیسم در دورۀ مشروطه و گفتمان ناسیونالیسم عصر رضاشاه نمایان می شود. ناسیونالیست های لیبرال عصر مشروطیت، ترقی و تجدد را در سایه آگاهی و آزادی و حکومت قانون جستجو می کردند، در حالی که ناسیونالیست های تجدد خواه، با تأکید بر قدرت دولت خواهان اصلاحات از بالا بودند.

«ناسیونالیسم تجددخواه که برپایه بینشی پوزیتیویستی، اقتدار گرا و اراده گرا شکل گرفته بود... مشارکت سیاسی مردم در امر نوسازی را به آینده ای نامعلوم که جهل و واپس ماندگی از جامعه رخت بر بسته باشد موکول می کرد (انتخابی، 1371: 26)

ما در این رساله در پی آن هستیم که با به کارگیری نظریه گفتمان روند شکل گیری گفتمان ناسیونالیسم در ایران را در یک برهه 40 ساله (1320- 1280) مورد بررسی و کنکاش قرار دهیم.

فصل اول

کلیات

بیان مسئله

«ناسیونالیسم» اشتقاقی است از لفظ (Nation) که در فرهنگ اجتماعی اروپا قدمت دیرپائی دارد. لفظ «ناسیون» Nation از ریشه‌ی لاتین ناسیو (Nasci) به معنای زاده شدن،‌ از حدود قرن 13 میلادی معمول بوده است. و به گروهی از مردم که زادگاه یکسانی داشته‌اند اطلاق می‌گردیده است. پیش از تحولات قرون اخیر از واژه (Nation) نسل یا گروه نژادی از مردم مراد می‌شد و این لفظ اهمیت سیاسی نداشت؛ اما در قرن 16(Nation) به یک واحد سیاسی متداول اطلاق شد و کاربرد اصطلاحاتی آن از اواخر قرن 18 میلادی آغاز گردید. اصطلاح «ناسیونالیسم»[1] اولین بار در سال 1789 توسط آگوستین باروئل،[2] کشیش ضدانقلاب فرانسوی استعمال شد و از این زمان به تدریج ناسیونالیسم تا اواسط قرن 19 به شکل جنبش و دکترین سیاسی درآمد، پس بدین ترتیب مفهوم اصطلاحی ملت[3] و ملت‌گرائی[4] را باید اساساً مولود انقلاب فرانسه دانست. (آصف، 1384: 74)

برای اینکه بحث ما در مورد شرایط و علل شکل‌گیری ناسیونالیسم روشن‌تر گردد به نظر می‌رسد باید مروری کوتاه بر شرایط سیاسی – اجتماعی و تاریخی پیش از شکل‌گیری این مفهوم در غرب داشته باشیم.

بدین منظور قابل ذکر است که در پایان قرون وسطی و به دلایل گوناگون سیاسی و اجتماعی متعدد که از حوصله‌ی این بحث خارج است، نظام فئودالیسم از هم پاشید و ما شاهد تکوین نوع جدیدی از دولت هستیم که در حوزة جامعه‌شناسی سیاسی و جامعه‌شناسی تاریخی به دولت‌های مطلقه معروف هستند. در عصر پیش از دولت‌های مطلقه، شیوة معمول در ادارة اجتماعات و جوامع انسانی در اروپا به سبک دولت –شهری، امپراطوری و شاهزاده‌نشینی با حاکمیت بارون‌های فئودال بود و ساکنان قلمروهای سیاسی به مثابه «تبعه» و «رعایای» حاکم یا سلسله حکام محسوب می‌شدند و هویت سیاسی آنان در قالب وفاداری به حکّام شکل می‌گرفت. با پیدایش دولت‌های مطلقه، قدرت سیاسی رو به تمرکز نهاد، و برخلاف دولت‌های ضعیف و نیم بند قرون وسطی، دولت مطلقه ابزارهای اداری و نظامی لازم را برای ایجاد همگرائی و یکپارچگی سیاسی در اختیار گرفتند و با سلب قدرت از گروهها و طبقات گوناگون، قدرت سیاسی را در دست پادشاه متمرکز کردند. باید گفت که دولت‌های مطلقه با ایجاد تمرکز و یکپارچگی سیاسی در جامعه، نخستین گام‌ها را در شکل‌گیری هویت ملّی برداشتند. با وقوع انقلاب فرانسه، تحولی بنیادین در کیفیت برداشت مردم از نوع رابطه و نسبت‌شان با هیأت حاکمه‌ی خود، ایجاد شد، در انقلاب فرانسه مردم دریافتند که هویت سیاسی آنها می‌تواند در حس هویت ملی و وطن‌دوستی متجلی گردد و رابطه‌ی تبعیت و فرمان‌بری مطلق از حکام به رابطه‌ی شهروندانی ذی‌حق هرچند در نظر مبدل شود.

با این انقلاب ایدة ناسیونالیسم و ملت‌گرائی در فرانسه زاده شد و با لشگرکشی‌های ناپلئون به سراسر اروپا صادر شد، اشغال بخش اعظمی از اروپا توسط ناپلئون، باعث شد که برای نخستین بار در سرزمین‌های اشغال شده یک حسّ آگاهی از هویت ملّی بوجود بیاید (هیوود، 1387: 270) و این موج آگاهی از هویت ملی در قرن 19 باعث ایجاد تغییرات عظیمی در نقشه‌ی اروپا گردید و ما ادامه این روند را هم در طول سالهای وقوع جنگ جهانی اول و هم در سالهای بین دو جنگ جهانی (که در رژیم‌های فاشیستی و نازیستی تبلور یافت) و هم در طول سالهای پس از جنگ شاهد هستیم. در سالهای پس از جنگ جهانی دوم و در اکثر کشورهای مستعمره شاهد بروز نوعی ناسیونالیسم استقلال‌طلب هستیم که این ناسیونالیسم استقلال طلب به عنوان ابزاری در دست رهبران کشورهای مستعمره جهت دست‌یابی به استقلال سیاسی کشورهایشان به کار رفت و در دهه‌های اخیر هم علی‌رغم نظر برخی از اندیشمندان مبنی بر کاهش اهمیت ناسیونالیسم به عنوان یک آئین و دکترین سیاسی، هم‌چنان شاهد اهمیت سیاسی ناسیونالیسم به عنوان یک آموزه در حیات ملتها هستیم و تحولات بعد از فروپاشی شوروی در شرق اروپا و بالکان می‌تواند به عنوان شاهدی بر این ادعای ما باشد.

در کشور ما ایران نیز در قرن 19 و به خصوص در نیمه دوم این قرن ما شاهد ظهور گفتمان ناسیونالیستی در عرصه‌ی اندیشه‌ و عمل هستیم و این گفتمان چه در دورة پیشا مشروطه و چه در عصر مشروطیت و چه در دوران حکومت پهلوی اول برجستگی خاصی دارد.

- مسئله‌ای که ما در اینجا به دنبال تصریح و تبیین آن هستیم این است که: چه عواملی باعث شکل‌گیری این گفتمان (گفتمان ناسیونالیستی) در عصر مشروطه، و هم چنین به نحوی بارزتر در ایران عصر پهلوی اول شد؟

اهداف پژوهش

هدف اصلی و اولیه‌ی ما در این پژوهش، آگاهی از دلایل شکل‌گیری گفتمان ناسیونالیستی در ایران معاصر است. و با توجه به اینکه جریان ملی‌گرائی و ناسیونالیسم در ایران، چه در عصر مشروطیت و چه در عصر رضا‌شاه و هم‌چنین در دوران ملی شدن صنعت نفت و به خصوص در رژیم برآمده از کودتای 28 مرداد 1332 مورد توجه است. و اینکه این گفتمان‌ در سالهای بعد از کودتای 28 مرداد هم مورد تأکید اپوزیسیون سیاسی است (جبهه‌ی ملی و نهضت آزادی) و هم مورد تأکید رژیم محمدرضا پهلوی (ناسیونالیسم مثبت در عرصه‌ی سیاست خارجی و بحث باستان‌گرائی ناسیونالیستی در عرصه‌ی داخلی) است.

ما بر آن شدیم تا چگونگی شکل‌گیری این گفتمان را که در طول تاریخ معاصر ایران دارای اهمیت بوده است را در ابتدای امر بررسی کنیم. و بنگیریم که به چه دلیل یا دلایلی این گفتمان در بادی امر شکل گرفت؟ و با شناخت زمینه‌ها و علل شکل‌گیری این پدیده، به شناخت بهتری از این گفتمان در طول تحولات سیاسی اجتماعی ایران معاصر دست پیدا کنیم.

اهمیت و ضرورت پژوهش

با توجه به اینکه ناسیونالیسم یکی از مهم‌ترین پدیده‌های سیاسی است که بر تحولات سیاسی – اجتماعی ایران اثر گذاشته است و در طول سیر تاریخ معاصر ایران و به‌خصوص از مشروطه به بعد ما شاهد ظهور اندیشه و عمل ناسیونالیستی در قالب‌های متفاوت در جامعه‌ی ایران هستیم و هم‌چنین مبحثی که تحت عنوان رابطه‌ی دین و ملیت مطرح می‌شود، باعث شد تا نگارنده به این فکر بیفتد و تأمل کند که به راستی چه شد که این اندیشه از غرب به ایران وارد شد؟ (البته در وجه مدرن آن) و در بستر متفاوتی از آنجا و به شکلی متفاوت به عرصه‌ی نظر و عمل وارد شد و هم چنین با توجه به این امر که در منابع فارسی به این مسئله به نحوی درخور پرداخته نشده است، برآن شدیم تا به شکلی مستدل به این امر بپردازیم که علل و عوامل شکل‌گیری این گفتمان در برهه‌ی مورد نظر ما چه بوده است تا بدین وسیله بتوانیم عملکرد این پدیدة سیاسی را در ایران در برهه‌های متفاوت تاریخی، مورد ارزیابی قرار دهیم.

سوابق یا پیشینه‌ی موضوع

حقیقت این است که در مورد شکل‌گیری ناسیونالیسم در ایران و اینکه چه علل و عواملی باعث شکل‌گیری این گفتمان در بستری متفاوت از غرب شد منابع اندکی وجود دارد یکی از مهم‌ترین آثاری که راجع به مبحث ناسیونالیسم در ایران نگاشته شده است کتابی با همین عنوان، اثر ریچارد کاتم پژوهشگر آمریکائی است کاتم در این کتاب، تحولات سیاسی ایران معاصر از دوران مشروطیت و قبل از آن را تا سالهای اولیه‌ی دهه‌ی 40 بررسی می‌کند و دست آخر نیز در حین وقوع انقلاب اسلامی و به طور شتابزده،‌ فصلی با عنوان «پانزده سال بعد» به این کتاب می‌افزاید. او این تحولات را در این برهه‌ی زمانی در قالب ناسیونالیسم و تأکید بر ملت‌گرائی در ایران مورد بررسی قرار می‌دهد. اما در کتاب کاتم به خوبی تشریح نمی‌شود که چه شد که در ایران گفتمانی به نام ناسیونالیسم شکل گرفت هم چنین در این اثر هیچ اشاره‌ای به اندیشه‌ها و افکار ناسیونالیستی در ایران نشده است.

از جمله آثار دیگری که در مورد ناسیونالیسم در ایران نوشته شده است کتابی تحت عنوان «مصدق، نفت و ناسیونالیسم ایرانی» است. این کتاب شامل مجموعه مقالاتی است که در سمیناری در مرکز مطالعات خاورمیانه‌ی دانشگاه تگزاس راجع به بحران ملی شدن صنعت نفت در ایران ارائه شده است.

مقالات این مجموعه، عمدتاً از زاویه‌ی نفت به مبحث ناسیونالیسم در ایران پرداخته است. به دو دلیل این اثر محتوی متفاوت با کار ما دارد. اول اینکه: در مقطعی کوتاه ناسیونالیسم ایرانی را در ارتباط با بحث نفت مورد بررسی قرار می‌دهد و دوم اینکه: این مقطع با مقطع مورد بحث ما متفاوت است. هم‌چنین در این کتاب نیز مثل کتاب کاتم به پیدائی و شکل‌گیری ناسیونالیسم در ایران پرداخته نشده است.

رضا داوری اردکانی نیز دارای دو کتاب در زمینه‌ی ناسیونالیسم است که عبارتند از «ناسیونالیسم و انقلاب» و «ناسیونالیسم و حاکمیت ملی». داوری در این دو کتاب کمتر به مبحث تکوین ناسیونالیسم در ایران پرداخته است و بیشتر بحث‌های او، بحث‌هایی تاریخی و تئوریک در مورد خود پدیدة ناسیونالیسم هستند.

حمید بهزادی هم در کتاب «ناسیونالیسم: تحلیلی تئوریک و عملی از آثار سیاسی و اجتماعی ناسیونالیسم در صحنه‌ی بین‌المللی با توجه به وضع کنونی ایران» به ارائه بحث‌هائی در خصوص ناسیونالیسم در ایران پرداخته است. اما این اثر نیز بیشتر بعدی تئوریک دارد و مطالب مربوط به ناسیونالیسم در ایران و شکل‌گیری آن به نحوی در حاشیه قرار گرفته‌اند.

داریوش قمری نیز در کتابی با عنوان «تحول ناسیونالیسم در ایران» به بررسی ناسیونالیسم در دورة ملی شدن صنعت نفت می‌پردازد که این کتاب هم برهه‌ی تحقیقی‌اش، برهه‌ای متفاوت از زمان مورد تحقیق ماست.

سوسن سیاووشی هم در کتابی تحت عنوان «لیبرال ناسیونالیسم در ایران» به بررسی ناسیونالیسم لیبرال. در عصر مصدق تا انقلاب اسلامی می‌پردازد، که آن هم با دورة مد نظر ما در این تحقیق متفاوت است.

مسعود انصاری هم کتابی در مورد ناسیونالیسم دارد که بیشتر در مورد ناسیونالیسم و مبارزات ضد استعماری در قاره آفریقاست. در این کتاب و در مباحث اولیه مولف به روند شکل‌گیری و سیر تکوین ناسیونالیسم در غرب می‌پردازد ولی همانطور که گفته شد مطالب بعدی کتاب در مورد ناسیونالیسم در آفریقاست و کتاب حاوی مباحثی در مورد ایران نیست.

فریدون آدمیت هم در آثار خود که بیشتر در مورد انقلاب مشروطه هستند گهگاه اشاراتی به ناسیونالیسم دوران مشروطه دارد، اما آثار او نیز دو تفاوت عمده با تحقیق ما دارند اول اینکه فاقد زمینه‌ای نظری هستند و تا حدودی به توصیفاتی در مورد ناسیونالیسم می‌پردازد و دیگر اینکه در این آثار بررسی کاملی از شکل‌گیری این پدیده در ایران قرن 19 صورت نمی‌گیرد. در کتابهای دیگری نیز می‌توان اشاراتی پیرامون ناسیونالیسم ایرانی یافت کتابهایی مثل «ایران بین دو انقلاب» به قلم یرواند آبراهامیان و کتاب «اقتصاد سیاسی ایران» به قلم محمدعلی همایون کاتوزیان و هم چنین کتاب «مقاومت شکننده» اثر جان فوران که در هر سه کتاب همانطور که گفته شد، اشاراتی به ناسیونالیسم ایرانی شده به تفصیل به این بحث پرداخته نشده است. و هم‌چنین در این کتابها تحلیلی از چگونگی شکل‌گیری ناسیونالیسم در ایران به طور مشخص وجود ندارد و تکوین ناسیونالیسم در ایران در این کتاب‌ها، در حاشیه قرار دارد.

همان طور که در بالا ذکر آن رفت، در اکثر کتابهای فوق علل شکل‌گیری ناسیونالیسم در ایران وجه برجسته‌ای ندارد و همین امر نویسندة این سطور را راغب کرد که در این تحقیق و تا حد توان، به علل شکل‌گیری این گفتمان در ایران بپردازد.

مبانی و چارچوب نظری

در این تحقیق، ما از نظریه‌ی گفتمان، و آن هم جنبه‌ای از این نظریه که بیشتر از سایر نظریه‌های گفتمان،‌ به مبحث اجتماع و سیاست می‌پردازد به عنوان چارچوب نظری استفاده می‌کنیم. چارچوب نظری انتخاب شده برای پژوهش حاضر، نظریه گفتمان لاکلاوموف است. قابل ذکر است که در سال‌های اخیر نظریه‌ی گفتمان در حوزه‌های مختلف علوم انسانی کاربرد وسیعی یافته است.

شاید بتوان مهم‌ترین دلیل رشد این نظریه‌ را نارضایتی از پوزیتیویسم به خصوص در رشته‌هائی چون علوم سیاسی و جامعه‌شناسی دانست. رشد این نظریه هم چنین تحت تأثیر چرخش زبانی در دهه‌ی 1970 و نظریه‌های هرمنویتک، نظریه‌ی انتقادی و پسا ساختارگرائی در دهه‌ی 1960 و 1970، شدت بیشتری گرفت. در گرایش‌های مختلف علوم انسانی، تفسیرهای مختلفی از نظریه‌ی گفتمان وجود دارد و در حوزة علوم سیاسی، لاکلاوموف مهم‌ترین نظریه‌ی گفتمانی را ارائه کرده‌اند ما در این پژوهش نظریه‌ی این دو اندیشمند را به عنوان چارچوب نظری برگزیده‌ایم و شرح و تفصیل این نظریه به عنوان چارچوب نظری پژوهش ما، در قسمت مباحث نظری تحقیق به طور مفصل آورده خواهد شد.

مفروضات

مفروض اصلی و اساسی ما در این پژوهش این است که: اصطلاح ناسیونالیسم و نه آگاهی ملی و احساسات مشترک نسبت به ایران، از مفاهیم متجددانه‌ی قرون جدید است.

اما با این حال نمی‌توان ریشه‌ها و رگه‌های تاریخی مشترک در شکل‌گیری این اصطلاح را نیز نادیده گرفت. ناسیونالیسم در غرب در راستا و در ارتباط با تحولات و تصورات چندی در زمینه‌های عینی و ذهنی در عرصه‌ی اجتماع شکل گرفت، اما در ایران ناسیونالیسم از آن اندیشه‌ی تجدد و ملزومات عینی و ذهنی آن بدور بود و علیرغم بهره‌گیری از پیشینه‌های تاریخی، بیشتر تحت تأثیر تحولات جهانی و شیوع ناسیونالیسم به دیگر کشورهای خارج از اروپا شکل گرفت.

به طور کلی باید گفت که بستر اولیه‌ی شکل‌گیری ناسیونالیسم در غرب، با بستر آن در ایران متفاوت بود هم‌چنین قابل ذکر است که در کشوری مثل ایران از قرن‌ها قبل آگاهی ملی وجود داشته است. اما اهمیت ناسیونالیسم به عنوان عامل تأثیرگذار در گرایش‌ها و رفتار سیاسی ایرانیان، عمدتاً به سدة بیستم محدود می‌شود.

درست است که ما حتی قبل از اولین برخوردهای ایرانیان با دنیای متجدد غربی هم شاهد احاس تعلق به ایران هستیم ولی این پدیده دارای نیرو و توان کمتری نسبت به دوره و برهه‌ی زمانی بعد از آن (ایران پس از برخورد با دنیای متجدد) است. ما در این زمینه با ریچارد کاتم نویسنده آمریکائی «ناسیونالیسم در ایران» هم عقیده‌ایم که در ایران از قرن ها پیش آگاهی ملی وجود داشته است. اما اهمیت ناسیونالیسم به عنوان عامل اولیه تعیین کننده گرایش‌ها و رفتار سیاسی ایرانیان و همانطور که در تعریف مورد نظر ما نیز در این رساله خواهد آمد، به عنوان جنبشی ایدئولوژیک، محدود به قرون جدید و بعد از برخورد ایرانیان با مقوله‌ی تجدد است.

 سؤال‌های پژوهش

سؤال اصلی

- سوال اصلی تحقیق حاضر را می‌توان به صورت زیر ذکر کرد:

- چه عواملی باعث شکل‌گیری گفتمان ناسیونالیستی در ایران، در برهه‌ی زمانی (1320-1280) گردید؟

- سؤالات زیر را نیز می‌توان به عنوان سؤال‌های فرعی تحقیق حاضر در نظر گرفت:

1) تکوین ناسیونالیسم در غرب در چه بستر تاریخی، سیاسی، اجتماعی صورت گرفته است؟

2) گفتمان ناسیونالیستی در منازعه‌های گفتمانی عصر مشروطه دارای چه جایگاهی بوده است؟

3) چگونه بی‌قراری‌های گفتمانی حاصل از مشروطیت به ایجاد گفتمانی نو در ایران انجامید؟

4) گفتمان ناسیونالیسم، در عصر رضاشاه و در دوران گفتمان پهلویسم دارای چه جایگاهی بوده است؟

فرضیات تحقیق

فرضیه‌ی اصلی

فرضیه اصلی تحقیق این است که:

گفتمان ناسیونالیستی (به عنوان مفهومی جدید) از اواخر قرن 19 و در اثر رویاروئی ایرانیان با دنیای متجدد، در ایران شکل گرفت و همین گفتمان بعد از بی‌قراری‌ها و منازعات گفتمانی دورة مشروطه، به عنوان یکی از عناصر گفتمان پهلویسم صورت‌بندی شد.

فرضیات فرعی

فرضیات فرعی تحقیق حاضر را نیز می‌توان به صورت زیر بیان کرد:

ناسیونالیسم در غرب، در بستر دنیای مدرن شکل گرفته است و اگر در مورد ناسیونالیسم نقطه‌ای وجود داشته باشد که بر سر آن توافق باشد این است که اصطلاح ناسیونالیسم پدیده‌ای کاملاً مدرن است.

دومین فرضیه‌ی فرعی این تحقیق عبارت است از اینکه:

تکوین گفتمان ناسیونالیسم تجددخواه در عصر رضاشاه از یک سو حاصل تحولات داخلی کشور و از سوئی دیگر تأثیر تحول در گفتمان ناسیونالیستی در غرب (در کشورهائی چون ایتالیا و آلمان بود)

متغیرها (مستقل – وابسته – واسطه)

همانطور که گفته شد چارچوب نظری که ما برای تحقیق خود برگزیده‌ایم – روش تحلیل گفتمان است و این روش در دهه‌های اخیر و به دلایل متعدد، برای تحلیل پدیده‌های سیاسی بسیار کاربرد پیدا کرده است. یکی از دلایلی که در دهه‌های اخیر روش تحلیل گفتمان به فور به کار می‌رود نارضایتی از پوزیتیویسم است و اصولاً نارضایتی از روش‌های تحلیلی پوزیتیویستی نقش اساسی در مطرح شدن روش‌های تحلیل کیفی داشته است. ولی با این حال اگر بخواهیم برای تحقیق حاضر متغیرهائی در نظر بگیریم باید آنها را این طور بیان کرد:

- متغیر مستقل: رویاروئی ایرانیان با دنیای مدرن

- متغیر واسطه: انحطاط و شکست‌های ایران در قرن 19

- متغیر وابسته: شکل‌گیری گفتمان ناسیونالیستی در ایران

تعریف مفاهیم پژوهش

اگر چه کلیه‌ی مفاهیم و الفاظ در حوزة علوم انسانی از حیث معناشناسی دارای نوعی ابهام و پیچیدگی می‌باشند که کار درک و کاربرد آنها را مشکل می‌سازد، اما این موضوع در ارتباط با واژگان محوری و حساسی چون ناسیونالیسم و گفتمان از اهمیت دو چندانی برخوردار است. از میان مفاهیم پژوهش، ما مفاهیم گفتمان، ناسیونالیسم و منازعات گفتمانی را تعریف می‌کنیم:

گفتمان

همانطور که در بالا نیز اشاره شد، مفهوم گفتمان مفهوم پیچیده‌ای است و تعریف واحدی از آن وجود ندارد، به هر جهت چون چارچوب نظری تحقیق ما نظریه‌ی گفتمان لاکلاوموف است. ما سعی می‌کنیم با توضیحاتی که در زیر می‌آوریم منظور آنها را از این واژه روشن‌تر نمائیم. ولی قابل ذکر است که شرح و تفسیر معنا و مفهوم این نظریه در فصل مباحث نظری تحقیق آورده خواهد شد.

«برداشتی که لاکلاوموف از گفتمان دارند مؤید شخصیت رابطه‌ای هویت است. معنای اجتماعی کلمات، گفتارها، اعمال و نهادها را با توجه به بافت کلی که این‌ها، خود بخشی از آن هستند می‌توان فهمید. هر معنائی را تنها با توجه به عمل کلی‌ای که در حال وقوع است و هر عملی را با توجه به گفتمان خاصی که آن عمل در آن قرار دارد باید شناخت» (هوارث، 1377: 167)

در واقع گفتمان پیکرة نظام‌مندی است که از مفصل‌بندی عناصر و مفاهیم مرتبط حاصل می‌شود و مجموعه‌ای از واژگان را دربرمی‌گیرد که به گونه‌ای معنادار با هم مرتبط‌اند، به عبارت دیگر، گفتمان‌ها مفصل‌بندی مجموعه‌ای منسجم از افراد، مفاهیم و واژگان هستند که حول یک دال برتر قرار گرفته و به زندگی انسان معنا می‌بخشند (خلجی، 1386: 54)

هم چنین از دید لاکلاوموف می‌‌توان گفتمان را این گونه نیز تعریف کرد:

«کلیت ساختاردهی شده که از عمل مفصل‌بندی حاصل می‌شود، گفتمان نام دارد. گفتمان‌ها در واقع منظومه‌های معانی هستند که در آنها،‌ نشانه‌ها با توجه به تمایزی که با یکدیگر دارند، هویت و معنا می‌یابند. گفتمان‌ها، تصور و فهم ما از واقعیت و جهان را شکل می‌دهند. بنابراین معنا و فهم انسان، همواره گفتمانی و لذا نسبی است» (Howarth, 2000:101-102)

همانطور که قبلاً اشاره شد، در مورد معنای مفهوم گفتمان، سیر تحول این مفهوم، نظریه‌ی گفتمان و در نهایت نظریه‌ی گفتمان لاکلاوموف به طور کامل در فصل مباحث نظری بحث خواهد شد در اینجا ضمن آوردن مطالبی در مورد گفتمان،‌ تا حدودی ذهن خواننده را با این مفهوم آشنا کردیم و برای درک دقیق‌تر این مفهوم او را به بخش مباحث نظری تحقیق ارجاع می دهیم.

ناسیونالیسم

در اینجا مفهوم دیگری که باید به تعریف آن بپردازیم، مفهوم ناسیونالیسم است. در مورد ناسیونالیسم هم مانند سایر مفاهیم و اصطلاحات علوم اجتماعی ما با مسئله‌ی ابهام در تعریف روبه‌رو هستیم و از این مفهوم هنوز تعریف دقیق و واحدی ارائه نشده است. یکی از دلایلی که باعث شده تا تعریف واحدی در این مورد وجود نداشته باشد، تغییر مفهوم ناسیونالیسم با توجه به جریان تاریخ است. در اینجا به تعدادی از این تعاریف پرداخته می‌شود:

«ناسیونالیسم نوعی عقیدة سیاسی است که زمینه‌ی یکپارچگی جوامع جدید و مشروعیت ادعای آنها برای داشتن اقتدار را فراهم می‌آورد. ناسیونالیسم وفاداری اکثریت مردم را متوجه یک دولت- ملت می‌نماید، خواه این دولت- ملت موجود باشد و خواه اینکه به صورت یک خواسته باشد. دولت- ملت نه تنها به عنوان یک شکل ایده‌آل، «طبیعی» یا «عادی» از نظام سیاسی مورد توجه واقع می‌شود، بلکه به عنوان یک چارچوب ضروری برای تمام فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مورد نظر قرار می‌گیرد» (David sills, 1972: 63)

گلن جی بارکلی، ناسیونالیسم را حقوق گروه مستقلی از مردم در برابر گروه مستقلی دیگر می‌داند. به نظر وی انترناسیونالیسم در مقابل ناسیونالیسم قرار دارد- چون بر اساس آن، خصوصیات گوناگون می‌توانند در درون یک کانون متحد سیاسی به طور هماهنگ گرد هم آیند. اما به نظر او انترناسیونالیسم سرانجام با توسعه‌ی امپراطوری‌هادر اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم باعث ظهور ناسیونالیسم نوین شد که مبارزة کشورهای تحت سلطه امپراطوری‌ها برای نیل به آزادی جلوه‌ای از آن بود (گلن جی بارکلی، 1369: 5)

هانس کوهن در تعریف دیگری از ناسیونالیسم می‌گوید:

«ناسیونالیسم حاصل پیدایش خودآگاهی و خوداتکائیِ جوامع به بلوغ رسیده در جهت حرکت به سوی پدیدة ملت‌سازی است. در این شرایط بلوغ، حالت ذهنی- روانی بر اکثریت افراد یک جامعه مستولی است که در آن «دولت ملی» را به عنوان شکل مطلوب سازمان سیاسی تشخیص داده ملّیت را تنها منبع خلاق نیروی فرهنگی و رفاه اقتصادی تصور کنند» (Kohn, 1967: 76).

به عقیدة کوهن، دولت ملی در ایدة ناسیونالیسم،‌ نه تنها به صورت شکل طبیعی سازمان سیاسی،‌ بلکه همچون چارچوبی برای تمام فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در نظر گرفته می‌شود (آصف، پیشین: 79)

ادموندبرک هم در مورد ناسیونالیسم می‌گوید:

«ناسیونالیسم شراکتی است میان کسانی که در حال زندگی‌اند، کسانی که مرده‌اند و کسانی که به دنیا خواهند آمد.» (Baradat, 1997, p 78)

در مورد ناسیونالیسم تعاریف دیگری را نیز می‌توان مد نظر قرار داد که از آن جمله‌اند:

1) تعهد ایدئولوژیک به اتحاد، استقلال و منافع مردمی که خودشان را به عنوان یک اجتماع (Community) تلقی می‌نمایند.

2) خودآگاهی افراد یا گروهها به عضویت در یک ملت یا گرایش به بهبود قدرت، آزادی یا سعادت یک ملت، خواه ملت خود یا ملت دیگری.

3) یک وضعیت ذهنی که در آن وفاداری به دولت ملی بر تمام وفاداری‌های دیگر مقدم است و مباهات نمودن به ملیت و اعتقاد به برتری ذاتی و رسالت آن.

تعریف اول بیانگر احساس وفاداری به ملتی خاص است و نوعی وطن‌پرستی[5] را القاء می‌کند. تعریف دوم بر «وحدت ملی» تأکید دارد و تعریف سوم گونه‌ای ملت‌باوری افراطی را توصیف می‌کند. که در آن یک ملت، با اعتقاد به برتری بر سایر ملت‌ها،‌ برای خود رسالتی قائل است (Doob, 1969: 4). ناسیونالیسم به عنوان یک پدیدة تاریخی تحولات گوناگونی پیدا کرده است و مراحل مختلفی را پشت‌سر نهاده است.

به همین دلیل نیز تعاریف و تعابیر مختلفی از آن وجود دارد اما به هر حال مؤلفه‌های اساسی آن را می‌توان به صورت زیر برشمرد.

1) اعتقاد به این نظریه که نوع بشر منقسم به ملت‌هاست و بعضی ملاک‌های معین برای تشخیص هر ملت و افراد آن وجود دارد.

2) هر ملتی حق دارد از خودش حکومتی مستقل داشته باشد و دولت‌ها تنها به شرطی مشروعیت دارند که نمایندة ملت خود باشند.

3) جهان از جهت سیاسی فقط به این شرط سازمان صحیح پیدا می‌کند که هر ملتی یک دولت داشته باشد و هر دولتی منحصراً از تمامی یک ملت تشکیل شود (فولادوند، 1377: 342).

به این ترتیب ملت‌باوری یا ناسیونالیسم با میهن‌پرستی (Patriotism) تفاوت دارد، میهن‌دوستی به معنای دوست داشتن وطن و آب و خاک است و مفهومی است بسیار کهن. اما ملت‌باوری مفهومی است کاملاً جدید که از یک سو فرد را به سایر هم وطنانش پیوند می‌زند و موجد وحدت ملی است. و از سوی دیگر، مبین یک نوع رابطه‌ی سیاسی بین ملت و دولتی است که تجلی ارادة ملت محسوب می‌شود. از جمله تفاوت‌های دیگر این دو مفهوم این است که میهن‌پرستی حالتی ذهنی و روانشناسانه است، ولی ناسیونالیسم مبین تقاضای خاصی است و احتمالاً به عمل منجر می‌شود.

به عبارت دیگر، ناسیونالیسم خواسته‌هایی را دربرمی‌گیرد که منشاء آنها میهن‌پرستی است و نهایتاً این که، میهن‌پرستی امری فردی است، در حالی که ناسیونالیسم پدیده‌ای کاملاً اجتماعی است (Doob, 1969, pp 6-8)

اکنون پس از ارائه تعاریف متعددی از مفهوم ناسیونالیسم که به خوبی نشان دهنده تعدد و پراکندگی تعاریف در مورد این پدیده است. تعریف مورد پذیرش در این تحقیق را که تعریف پرفسور آنتونی اسمیت است را ارائه می‌دهیم:

آنتونی اسمیت یکی از برجسته‌ترین محققان و اندیشمندان حوزة مطالعاتی ملت و ناسیونالیسم، ناسیونالیسم را این‌گونه تعریف می‌کند:

«ناسیونالیسم جنبشی ایدئولوژیک برای دست یافتن و حفظ کردن استقلال، وحدت و هویت برای مردمانی است که برخی از اعضای آن به تشکیل یک ملت بالقوه و بالفعل باور دارند» (اسمیت، 1383: 20).

این تعریف، ایدئولوژی را به یک جنبش‌ معطوف به هدف گره می‌‌زند و ناسیونالیسم را به عنوان یک ایدئولوژی به عنوان نوع خاصی از کنش توصیف می‌کند.

منازعات گفتمانی

مفهوم دیگری که در بخش تعریف مفاهیم پژوهش باید تعریف گردد «منازعات گفتمانی» است. منظور از منازعات گفتمانی، در این تحقیق مباحث و مشاجرات صورت گرفته بین گفتمان‌های موجود در جامعه و سیاست ایران در دورة مورد نظر است. گفتمان‌ها به دنبال کسب هژمونی و سلطه و هم‌چنین دست‌یابی به قدرت هستند تا جهان را طبق مفروضات گفتمانی خود تعریف کنند و چون هر گفتمانی به دنبال این امر می‌باشد. در بین گفتمان‌های موجود مباحث و مشاجراتی درمی‌گیرد که ما به این مباحث، منازعات گفتمانی می‌گوئیم.

روش تحقیق

روش تحقیق ما در پایان‌نامه‌ی حاضر، روش توصیفی – تحلیلی است. که با تکیه بر نظریه‌ی گفتمان لاکلاوموف در پی آزمون فرضیه‌ی خود در این تحقیق هستیم. در نظریه‌ی گفتمان لاکلاوموف، نگرش تاریخی، نگرشی خطی نیست. که مسیر مشخص و از پیش تعیین شده‌ای داشته باشد. بلکه تاریخ و اجتماع محصول گفتمان‌هاست. مااین نظریه را به طور مفصل توضیح خواهیم داد ولی تا جائی که به نگارش در مورد روش تحقیق مربوط می‌شود باید ذکر کرد که با روشی توصیفی – تحلیلی و دید مبتنی بر نگرش تاریخی حاصل از منازعات گفتمانی به دنبال آزمودن فرضیه‌ی تحقیق خود می‌باشیم.

نقطه‌ی تمرکز پژوهش

نقطه‌ی تمرکز پژوهش ما، مربوط به یک دورة زمانی حدوداً 40 ساله می‌‌‌باشد حالا سؤالی که پیش می‌آید این است که چرا این برهه‌ی زمانی؟ و به بیانی دیگر اینکه چرا شروع این برهه اوائل دوران مشروطیت و اواخر این دوره، پایان دورة پهلوی اول انتخاب شده است؟

چون در نظریه‌ی گفتمان لاکلاوموف ما مفهومی تحت عنوان «بی‌قراری» داریم. بی‌قراری به دورانی گفته می‌شود که در آن معانی دال‌ها در هیچ گفتمانی تثبیت نشده است و گفتمان‌های موجود به دنبال دست‌یابی به قدرت هستند تا دال‌های شناور را حول یک دال مرکزی مفصل‌بندی کنند، به نظر نگارنده چه در دوران مشروطیت و چه در سالهای بعد از 1320 تا سال 1332 ما شاهد نوعی بی‌قراری گفتمانی هستیم. در این دو برهه گفتمان‌های موجود به نزاع علیه یکدیگر مشغولند، ولی پس از کودتای 1299 و با صعود رضاخان به قدرت به نحوی ما شاهد ظهور گفتمان پهلویسم هستیم که در این گفتمان، ناسیونالیسم نقش پررنگی دارد. پس به این خاطر که دورة مورد نظر ما بر طبق نظریه‌ی گفتمان لاکلاوموف در بین دو دورة بی‌قراری گفتمانی قرار دارد، ما این برهه را انتخاب کردیم.

مشکلات و تنگناهای احتمالی تحقیق

با توجه به منابعی که در مورد ناسیونالیسم در ایران وجود دارد و ذکر این نکته که اکثر منابعی که به مبحث ناسیونالیسم در ایران می‌پردازند فاقد یک چارچوب نظری مستدل هستند، دشواری کار ما آشکار می‌گردد، مبحث ناسیونالیسم در ایران و در تحقیق‌های صورت گرفته هیچ گاه به مثابه یک گفتمان در نظر گرفته نشده است و این امر باعث احساس کاستی در مورد منابع تحقیق می‌شود – در ارتباط با این مشکل، ما سعی کرده‌ایم وزن تحلیلی تحقیق را به نفع بعد توصیفی آن بیشتر کنیم. و با در نظر گرفتن ناسیونالیسم به عنوان یک گفتمان، روند شکل‌گیری این گفتمان‌ و سیر تحول آن را تا پایان حکومت پهلوی اول مورد بررسی و تحقیق قرار دهیم.

سازماندهی پژوهش

این پژوهش در 5 فصل سازماندهی خواهد شد. در فصل اول کلیات و ملزومات طرح تحقیق را مورد بررسی قرار می‌دهیم. در این فصل به طور مفصل به سئوالاتی در مورد اهداف، فرضیات، ضرورت، روش تحقیق، چارچوب نظری و ... جواب داده خواهد شد، در فصل دوم به مباحث نظری این رساله که شرح و تفسیر نظریه گفتمان لاکلاوموف است می‌پردازیم و در فصل سوم به طور مختصر روند تکوین ناسیونالیسم در غرب را مورد بحث قرار می‌دهیم. ما می‌دانیم که این چنین روند پیچیده و گسترده‌ای برای توضیح و تفسیر به مطالب بسیار بیشتری از آنچه ما در اینجا آورده‌ایم احتیاج دارد. قابل ذکر است که در مورد روند شکل‌گیری ناسیونالیسم و ملی‌گرائی در غرب نظرات و تفاسیر بسیار متعددی وجود دارد[6] و به این خاطر که مبحث پژوهش ما در مورد گفتمان ناسیونالیستی در ایران است به همین مختصر قناعت می‌کنیم وگرنه این زمینه‌ی تحقیقاتی خود محتاج به پژوهش و تحقیقات مجزا و متعدد است. در فصل چهارم این تحقیق به روند تکوین گفتمان ناسیونالیسم در ایران می‌پردازیم، برای این امر در گفتار اول این فصل ابتدا ویژگیهای گفتمان سنتی در ایران را هرچند به طور مختصر مورد بررسی قرار می‌دهیم و سپس در گفتار دوم به مقوله‌ی تجدد و رویاروئی ایرانیان با این مقوله می‌پردازیم، و در گفتار سوم این فصل نیز ناسیونالیسم را در آراء و افکار ایرانیان پیگیری می‌کنیم، همان‌طور که در قسمت مربوط به کلیات تحقیق ذکر آن رفت.

ما معتقدیم که ناسیونالیسم و گفتمان ناسیونالیستی در ایران از اواخر قرن نوزدهم تحت تأثیر جریان‌های فکری اروپائی به ایران آمد و به سرعت گسترش یافت ریچارد کاتم نویسنده آمریکایی کتاب «ناسیونالیسم در ایران» این مطلب را اینگونه بیان می‌کند:

«گاهی گفته می‌شود که ناسیونالیسم به یکباره و همراه با روی کار آمدن مصدق به عنوان نخست‌وزیر ایران در 1951 (1330) پدید آمد در حالی که ریشه‌های ناسیونالیسم ایرانی از این تاریخ بس پیشتر و فراتر می‌رود. برای فهم دوره مصدق، باید به یاد داشته باشیم که بسیاری از ویژگی‌های ناسیونالیسم ایرانی در سال‌های (1300- 1285) (1921- 1906) شکل گرفتند» (کاتم، 1371: 8).

در این گفتار از فصل چهارم ما به بررسی رویاروئی ایرانیان با تمدن غرب می‌پردازیم و نشان خواهیم داد که چگونه ایرانیان با این مفهوم آشنا شدند و متفکرین اولیه از طرح ناسیونالیسم چه هدف یا اهدافی را دنبال می‌کرده‌اند. در فصل پنجم تحقیق ما نیز به بررسی منازعات گفتمانی در عصر مشروطه می‌پردازیم و اینکه ناسیونالیسم در این منازعات حائز چه اهمیت و نقشی بوده است. در گفتار دوم این فصل تحقیق هم اشاره‌ای به بی‌قراری‌های گفتمانی در عصر پس از مشروطه داریم و به دنبال این امر هستیم که چه عواملی ظهور گفتمانی نو را تسهیل کرد. باز هم در این گذار به دنبال نقش ناسیونالیسم در این دوره هستیم و در گفتار دوم فصل نیز به بررسی عملکرد و اهداف گفتمان ناسیونالیستی در عرصه‌ی اندیشه و عمل می‌پردازیم. در این فصل ما معتقد به این گزاره‌ایم که گفتمان ناسیونالیسم دولتی در این عصر، تبدیل به منبع مشروعیت‌ساز دولت مطلقه و اقتدارگرای پهلوی شده بود و در نهایت بحث را با یک جمع‌بندی در مورد گفتمان ناسیونالیسم در این برهه‌ی زمانی 40 ساله که مورد تحقیق ماست به پایان می‌بریم.

[1]- Nationalism

[2]- Augustin Barruel

[3]- Nation

[4]- Nationalism

- قابل ذکر است که در زبان فارسی به جای اصطلاح «Nationalism» مترجمین هم از واژة ناسیونالیسم و هم واژه‌هائی چون ملی‌گرائی و ملت‌گرائی استفاده کرده‌اند.

[5]- Patriotism

[6]- برای آشنائی با برخی از این نظریه‌ها می‌توان به منابع زیر مراجعه کنید:

- جان‌ هاچینسون و آنتونی اسمیت، ملی‌گرایی، ترجمه‌ی مصطفی یونسی و علی مرشدی‌زاد، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، 1386.
- آنتونی اسمیت، ناسیونالیسم (نظریه، ایدئولوژی- تاریخ) مترجم منصور انصاری، تهران: انتشارات تمدن ایرانی، 1383.




پروژه بررسی موتور پله ای

پروژه بررسی موتور پله ای

توضیحات :

موتورهای پله ای دسته‌ای از ماشین های الکتریکی هستند که اطلاعات دیجیتالی را به حرکت مکانیکی تبدیل می‌کنند. اگر چه موتورهای پله ای ساله ای قبل از ۱۹۲۰ میلادی مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند، ولی با ظهور کامپیوترهای دیجیتال، استفاده از این موتورها رشد بسیار سریعی پیدا کرد. به عنوان مثال، هنگامی که یک خروجی منطقی ظاهر می‌شود، رتور در موقعیت زاویه‌ای از پیش تعیین شده‌ای قرار می‌گیرد. این نوع موتورها در محرک کاغذ دستگاه های چاپگر و یا دیگر وسایل جانبی کامپیوتر مانند تعیین موقعیت هد بر روی دیسک مغناطیسی به کار می‌روند.


فهرست مطالب :

  • مقدمه
  • ساختمان اصلی موتورهای پله‌ای رلوکتانس متغیر چند تکه
  • معادلات موتورهای پله‌ای رلوکتانس متغیر چند تکه
  • مشخصات عملکرد موتورهای پله‌ای رلوکتانس متغیر چند تکه
  • موتورهای پله‌ای رلوکتانس متغیر یک تکه
  • شکل اساسی موتورهای پله‌ای مغناطیس دائم
  • معادلات موتورهای پله‌ای مغناطیس دائم
  • معادلات موتورهای پله‌ای مغناطیسی دائم در قاب مرجع رتور با صرف نظر کردن از گشتاور و رلوکتانسی
  • خلاصه مطالب
  • مراجع
  • مسائل

 

مشخصات :

  • تعداد صفحات : ۴۵ صفحه
  • نوع فایل : فایل Word




پرسشنامه سبک های یادگیری کلب (LSI)

پرسشنامه سبک های یادگیری کلب (LSI)

این پرسشنامه سبک های یادگیری افراد را در دو بعد تجربه عینی – مفهوم سازی انتزاعی و مشاهده تأملی – آزمایشگری فعال، مورد سنجش قرار می دهد و از ترکیب این ابعاد چهار سبک یادگیری همگرا، واگرا، جذب کننده و انطباق یابنده به دست می آید.

تعداد سوالات: 12

تعداد صفحات: 7

شامل: پرسشنامه + نمره گذاری و تفسیر + روایی و پایایی

نوع فایل: WORD