![]() فرهنگ سیاسی مطلوبِ نهج البلاغه...چکیده: «سیاست» اساساً عهده دار سامان دهیِ امور عمومی و همگانی است. زیرا مهمترین شاخصه ای که امر سیاسی را از امر غیرسیاسی جدا می کند خیر عموم یا مصلحت عمومی است. از این رو کنش فضیلت مند در این عرصه تابعی از تحقق این خیر و مصلحت خواهد بود. لکن این امر به خودیِ خود اتفاق نمی افتد بلکه سیاست و حکومت و بنابراین نوع سامان دهیِ اجتماع، تحت تأثیر فرهنگ سیاسیِ مردم و به ویژه فرهنگ سیاسیِ فرمانروایان است. بنابراین هر نوع سامان دهیِ مطلوبِ اجتماع، برای رسیدن به «به زیستی» مستلزم شناختِ فرهنگ سیاسیِ متناسب و متناظر با سامان دهی و نظم سیاسیِ مطلوب و مورد نظر از طریق دسترسی به آبشخورهای اصلی آن است.بنابراین و به عنوان مثال برای عملیاتی کردن الگوی نظم سیاسیِ نبوی-علوی لازم است تا فرهنگ سیاسیِ مطلوبِ آنان نیز به عنوان عوامل ایجاد کننده و نگهدارنده ی آن نظم سیاسیِ مطلوب، مورد شناسایی قرار گرفته و در عمل نیز به کار گرفته شود. از این رو، موضوع این رساله عبارت است از: «فرهنگ سیاسیِ مطلوبِ نهج البلاغه». فرضیه ی اصلی این پژوهش نیز از این قرار است: مهمترین مؤلفه ی فرهنگ سیاسیِ مطلوبِ نهج البلاغه علی الخصوص در سطح فرمانروایان عبارتست از:«مصلحت عمومی».با این حال مشاهده ی سیاست و حکومت در کشورهای اسلامی انسان را به این نتیجه می رساند که یکی از مسائل و آسیب های جدی سیاست و حکومت در اغلب کشورهای اسلامی و از جمله کشور ما ایران؛ کم رنگ بودن و نقصانِ «فرهنگ سیاسیِ معطوف به مصلحت عمومی» به ویژه در سطح فرمانروایان آن کشورها می باشد. از این رو می توان گفت: که در جهان اسلام عملاً سیاست ورزی روی در محاق دارد.زیرا تصمیم گیریِ فرمانروایان نه بر پایه ی «مصلحت عمومی» به عنوان جان و جوهر سیاست بلکه بر پایه یِ مصالح جناحی، شخصی، حزبی، گروهی، عقیدتی، نژادی و در یک کلام «مصلحت خصوصی» می باشد. همین موضوع «مسأله»ی این پژوهش را تشکیلمی دهد. به ویژه آن که بر پایه ی این واقعیت موجود در سطح «اسلام محقق»، برخی از اندیشه گران به این نتیجه رسیده اند که ریشه ی این مشکل یا «مسأله» یِ مهم در دین اسلام نهفته است. زیرا به نظر آنان این اسلام است که با تقسیم شهروندان به دوگانه ی «کافر» و «مؤمن» و دوگانه سازیهای مشابه، عملاً جایی را برای مدنیت و سیاست ورزی که خصلتی عام و فراگیر دارد باقی نگذاشته است. از این قرار مدعای این پژوهش آن است که صرف نظر از اسلام تاریخی یا محقق، به طور کلی فرهنگ اسلامی در حوزه ی سیاست و اخلاق از خصلتی «عام گرا» برخوردار بوده و جهان بینیِ اسلامی و سنت سیاسیِ آن نیز زمینه ها و شرایط لازم، برای پیدایش، نُضج و گسترشِ مفهوم «مصلحت عمومی» را به خوبی دارا است. برای اثبات این ادعا نویسنده با استفاده از روش ترکیبی سیره پژوهی، تحلیل متن و اجتهادی به کاوش در نهج البلاغه (به عنوان کتابی که تبلور اعلای اسلام در سطح حاکمیت است) و سایر متون اصیل اسلامی و اسناد صدر اسلام پرداخته و به این نتیجه رسیده است که فرهنگ سیاسیِ مطلوبِ نهج البلاغه آن هم در سطح فرمانروایان عبارت است از«فرهنگ سیاسیِ معطوف به مصلحت عمومی». کلید واژه: فرهنگ سیاسی، مصلحت عمومی، عام گرایی سیاسی، عام گرایی اخلاقی، نهج البلاغه. فهرست مطالب عنوان صفحه بخش اول: کلیات و مفاهیم فصل اول: کلیات 1.درآمد5 2- طرح مسئاله...................................... 5 3-اهمیت، اهداف و ابعاد تحقیق....................... 10 4-سوال اصلی و سؤالات فرعی........................... 12 5- فرضیه اصلی و فرضیه های فرعی..................... 12 6- مفروضات پژوهش................................... 13 7-تعاریف و مفاهیم.................................. 13 7-1.فرهنگ سیاسی.................................. 13 7-2. فرهنگ سیاسی مطلوب........................... 16 7-3. مصلحت عمومی................................. 16 8-سوابق پژوهش...................................... 18 9 – روش تحقیق...................................... 29 10- سازمان دهی پژوهش............................... 36 فصل دوم: فرهنگ سیاسی 1.درآمد............................................ 40 2. واژه ی فرهنگ در زبان های فرنگی.................. 41 3.واژهی فرهنگ در زبان فارسی........................ 42 4. ویژگی های فرهنگ................................. 46 4-1.جمعی بودن.................................... 46 4-2. اکتسابی بودن................................ 47 4-3.پویایی و تغییر پذیری......................... 48 4-4. انتقال پذیری................................ 48 4-5. تاریخی گری.................................. 49 5.تعریف فرهنگ...................................... 51 5-2. تعریف های تاریخی............................ 51 5-4.تعریف های روان شناختی........................ 52 6- فرهنگ سیاسی..................................... 54 6-1. فرهنگ سیاسی در ایران و اسلام................. 55 6-2. فرهنگ سیاسی در غرب و سیر تحولات آن تا امروز.. 58 6-3. تعریف فرهنگ سیاسی........................... 62 7.ویژگیهای فرهنگ سیاسی............................. 64 8.طبقه بندی فرهنگ سیاسی............................ 67 8-1.تنوع در طبقه بندی فرهنگ سیاسی................ 67 8-2. طبقه بندی های اساسی تر...................... 69 8-2-1. فرهنگ سیاسی فرمانرویان و فرهنگ سیاسی فرمانبرداران 69 8-2-1-1. اهمیت فرهنگ سیاسی فرمانروایان....... 70 8-2-2. فرهنگ سیاسی مطلوب وفرهنگ سیاسی موجود.... 71 9.خاستگاه و منشا فرهنگ سیاسی....................... 72 9-1.دین و ارزش ها مهمترین منشأ و خاستگاه فرهنگ سیاسی73 9-1-1. اهمیت دین و ارزش ها در شکل گیری فرهنگ سیاسی ایران75 10.کارکرد فرهنگ سیاسی.............................. 76 11. اهمیت فرهنگ سیاسی.............................. 85 12.جمع بندی........................................ 89 1.درآمد............................................ 93 2.واژه شناسی «مصلحت عمومی»......................... 96 3.تاریخ و منشأ پیدایش مصلحت عمومی.................. 98 3-1. مصلحت عمومی در ایران باستان................. 99 3-2. مصلحت عمومی در شرق باستان................... 100 4.اهمیت مصلحت عمومی................................ 103 4-1. اهمیت مصلحت عمومی در اسلام و ایران........... 105 5.رابطه ی بین مصلحت خصوصی و مصلحت عمومی............ 108 6.مفهوم و تعریف مصلحت عمومی........................ 110 6-1. مفهوم مصلحت عمومی........................... 110 6-2. تعریف مصلحت عمومی و یک پرسش اساسی........... 111 6-3. رویکردهای گوناگون در تعریف مصلحت عمومی...... 112 7.نسبت میان فرهنگ سیاسی و مصلحت عمومی.............. 116 7-1. یک طبقه بندی جدید و با اهمیت از فرهنگ های سیاسی 116 7-1-1.اهمیت این طبقه بندی جدید از نقطه نظر این پژوهش117 7-2. نگاهی به پیوند فرهنگ سیاسی و مصلحت عمومی در گذر تاریخ118 7-3.خاستگاه و ویژگی های فرهنگ های سیاسی معطوف به مصلحت عمومی 121 7-3-1.فرد گرایی مقوّم مصلحت عمومی................. 121 8- الگوی تحلیل..................................... 126 بخش دوم: فرهنگ سیاسی مطلوب نهج البلاغه فصل چهار: فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی در سنت اسلامی- نبوی 1.درآمد............................................ 133 2.جهان بینی اسلامی زمینه ساز و مستعد پیدایش مفهوم مصلحت عمومی134 3.ناسازگاری جهان بینی اعراب پیش از عصر ظهور با «مصلحت عمومی»135 4. نسبت بین فرهنگ اسلامی- نبوی با مصلحت عمومی....... 143 4-1.«ارسال رسل» و «انزال کتب» برای کدام مصلحت؟... 143 4-2. قرآن و مصلحت عمومی........................ 145 4-2-1. اختیاری بودن اسلام و ایمان............... 146 4-2-2. معنای اسلام، کفر و ایمان در قرآن......... 148 5. عام گرایی اخلاقی در سنت اسلامی- نبوی.............. 154 5-1. دایره ی شمول اخلاق در قرآن کریم.............. 154 5-2. نظام اخلاقی عام گرا جایگزین نظام اخلاقی خاص گرا157 5-3.برخی از گزاره های اخلاقی عام گرا از زبان پیامبر(ص) 160 6.«عام گرایی سیاسی» در سنّت اسلامی- نبوی............. 164 6-1.سیره ی رفتاری پیامبر(ص) و عام گرایی سیاسی.... 166 6-1-1.میثاق مدینه و عام گرایی سیاسی............ 166 6-1-2. برخی از نامه ها و پیمان های پیامبر (ص) و عام گرایی سیاسی 171 6-1-3.صلح حدیبیّه و مصلحت عمومی................. 179 6-1-4.فتح مکه و عام گرایی سیاسی................ 182 7. جمع بندی........................................ 187 فصل پنجم: فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی در نهج البلاغه 1.درآمد............................................ 194 2. «مصلحت عمومی» به مثابه «قصدمحورین» خلق نهج البلاغه196 2-1. مصلحت خصوصی «هنجار مرسوم» عهد عثمان......... 197 3.توحید و معاد از وجوه ممیزه ی نهج البلاغه.......... 202 3-1.توحید منشأ مصلحت عمومی....................... 204 3-2. توحید منشأ کرامت انسانی..................... 205 3-3. معاد بستر ساز مصلحت عمومی................... 205 4. نهج البلاغه و عام گرایی اخلاقی.................... 207 4-1.بنیادهای انسان شناختی نهج البلاغه............. 208 4-1-1. شأن والا و کرامت ذاتیِ نوع انسانی......... 208 4-1-2. نظام اخلاقی عام گرا و تحول در مفهوم «کرامت» 211 4-1-3. نهج البلاغه و اخلاق جهانی................. 212 4-1-3-1. اخلاق جهانی بسترساز مصلحت عمومی...... 214 4-1-4. چند نمونه دیگر از گزارهای اخلاقی عام گرا. 215 4-1-5.کرامت ذاتی انسان زیر بنای اخلاق، سیاست و حقوق بشر 216 5- نهج البلاغه و عام گرایی سیاسی.................... 218 5-1- ضرورت تشکیل حکومت در نهج البلاغه و عام گرایی سیاسی218 5-1-1. ضرورت تشکیل حکومت و مصلحت همگانی........ 219 5-2. کار ویژه های حکومت در نهج البلاغه و عام گرایی سیاسی 223 5-3 غایات حکومت و عام گرایی سیاسی................ 230 5-3-1. عدالت................................... 231 5-3-2. عدالت امری فراگیر و عمومی............... 237 6. چند سند تاریخی و عام گرایی سیاسی................ 243 7. جزیه عامل سیاست ساز و نه سیاست کش............... 251 8. ابزارهای سیاست ورزی و مصلحت عمومی............... 255 8-1- بیعت........................................ 255 8-2- شورا........................................ 257 8-3- امر به معروف و نهی از منکر.................. 259 8-4- قانون....................................... 264 8.جمع بندی......................................... 270 نتیجه گیری......................................... 272 فهرست منابع و ماخذ................................. 283 ضمائم30 بخش اول: کلیات و مفاهیم بخش اول این رساله با عنوان کلیات و مفاهیم از سه فصل تشکیل شده است. فصل اول به کلیّات اختصاص دارد. فصل کلیات همان طوری که از اسم آن بر می آید عهده دار نگاهی کلی به سراسر رساله است. از این رو در این فصل به پیکر بندی کلّی رساله شامل طرح مسأله، مفاهیم نظری، سؤالات اصلی و فرعی، فرضیه های فرعی و اصلی، پیشینه ی پژوهش، گفتار در روش، اهمیّت و اهداف تحقیق، و امثال آن عنایت شده است. فصل دوم و سوم عهده دار توضیح و روشن ساختن دو مفهوم اصلی این رساله یعنی «فرهنگ سیاسی» و «مصلحت عمومی» و نشان دادن نسبت بین این دو مفهوم می باشد. در فصل دوم که به «فرهنگ سیاسی» تعلق دارد به معنا و مفهوم فرهنگ سیاسی، تحولات معنایی واژه و مفهوم فرهنگ در گذر زمان در غرب و ایران، ویژگیهای فرهنگ و فرهنگ سیاسی، تعاریف، طبقه بندی، لایه های سه گانه ی فرهنگ سیاسی شامل باورها و اعتقادات، اخلاقیات و ارزشها و رفتارها، عادات، رسوم و قوانین (که هر یک ریشه در لایه ی قبلی دارند)، خاستگاه فرهنگ سیاسی، اهمیّت و کارکرد آن پرداخته شده است. یکی از نکات مهمی که در این فصل به آن پرداخته شده است آن است که از آن جا که هر نوع از نظم و الگوی سیاسی به نوعی خاص از فرهنگ سیاسی تکیه داشته و متناظر و متناسب با آن است برای تحقق الگو و نظم سیاسی مورد نظر امام علی(ع) بر پایه نهج البلاغه لازم است تا عنصر و مؤلفهی پایه یِ فرهنگ سیاسیِ مطلوبِ نهج البلاغه در سطح فرمانروایان شناسایی شود تا از رهگذر آموزش، ترویج و سایر ابزارهای لازم، آن مؤلفه و عنصر اساسی فرهنگ سیاسیِ مطلوب نهج البلاغه و آن هم در سطح فرمانروایان، رفته رفته نهادینه شده و در نهایت به فرهنگ سیاسیِ فرمانروایان تبدیل شده تا بتوان به تحقق نظم و الگوی سیاسیِ مدّ نظر امام علی (ع) امیدوار بود. از آنجا که بر پایه ی فرضیه ی این رساله مهمترین عنصر فرهنگ سیاسی مطلوب نهج البلاغه همان«مصلحت عمومی» است فصل سوم این رساله به این مفهوم (مصلحت عمومی) اختصاص داده شده است. در این فصل از واژه شناسی مفهوم «مصلحت عمومی» گرفته تا تاریخ و منشأ پیدایش آن، اهمیّت این مفهوم، تعاریف در نزد غرب، شرق و جهان اسلام رابطه ی آن با مصلحت خصوصی و ... پرداخته شده است. یکی از موضوعات قابل توجه این فصل تلاش در جهت نشان دادن نسبت بین «فرهنگ سیاسی» و مصلحت عمومی است. برای این منظور تلاش شده است تا به این سؤال پاسخ داده شود که چه نوع از فرهنگها و فرهنگ های سیاسی مستعد پیدایش، رشد و گسترش مفهوم مصلحت عمومی هستند. پاسخ به این سؤال سبب شده است تا بین «فرهنگ سیاسی» و «مصلحت عمومی» پیوندی ایجاد شده و از این طریق بتوان فرهنگ های سیاسی را به دو دستهی فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی و فرهنگهای سیاسی معطوف به مصلحت خصوص طبقه بندی کرد تا از این طریق بتوانیم نشان دهیم که فرهنگ سیاسی مطلوبِ نهج البلاغه، در زمره ی دستهی اول از فرهنگ های سیاسی قرار دارد. فصل اول: کلیات 1.درآمد در این فصل که کلیات نام دارد هدف آن است که به صورت کلّی نگاهی به سرتا سر این رساله بیندازیم تا خواننده در فرصت کوتاهی بتواند به موضوع و هدف اساسی از نگارش این رساله و پیکربندیِ آن اطلاع حاصل نماید. از این رو این فصل عهده دار تشریح و تبیین مسأله ی پژوهش، سؤال اصلی، سؤالات فرعی، فرضیه اصلی، فرضیة های فرعی، مفروضات پژوهش، اهداف، اهمیّت و ابعاد تحقیق، مفاهیم نظری (فرهنگ سیاسی، مصلحت عمومی، فرهنگ سیاسی مطلوب)، پیشینه ی پژوهش، روش تحقیق و در نهایت سازماندهی این پژوهش خواهد بود. 2- طرح مسئاله سامان دهیِ مجدد اجتماع و در انداختن طرحی نو به منظور رسیدن به «به زیستی» بهمعنای جامعهی عادله بر اساس ارزشهای الهی-انسانی یکی از اهداف جمهوری اسلامی ایران از ابتدای تأسیس بوده است. این امر از این جا نشأت گرفته است که جمهوری اسلامی یکی از دستاوردهای انقلابی است که با ایدئولوژی و اهداف اسلامی-انسانی خویش، همواره اصلاح اجتماع و سامان دهی سیاسی آن را از اهداف اولیهی خود می دانسته است. میتوان گفت که ترجمان این هدف و خواستهی انقلاب و جمهوری اسلامی همانا الگوی نظم سیاسی علوی وفرهنگ سیاسی متناظر با آن است. پر واضح است که اساساً سیاست متکفّل سامان دهی امور اجتماع است. چون سیاست را دانش و هنری می دانند که غایت آن، سامان دهی اجتماع به گونه ای است که در آن، انسان ها در نظم، امنیت، آزادی، آسایش و آرامش زندگی کرده تا هر یک به فراخور خود، بهره ی مادی و معنوی خویش را از فرصتی که خداوند برای زندگی در این جهان به آنها عرضه داشته است ببرد. ارسطو در این باره مینویسد: «غایت همه ی دانش ها و هنرها نیکی است و غایت دانش سیاسی که از همه ی دانشهای دیگر ارجمندتر است، بالاترین نیکی ها است. در سیاست نیکی جز دادگری نیست که صلاح عامّه بدان وابسته است».(ارسطو، 1371 : 132). به عبارت دیگر بالاترین نیکی ها بر سیاست و بنیاد حکمرانی و سیاست بر «مصلحت عمومی» استوار است. معنای عینی و انضمامی این سخن آن است که تصمیمهای فرمانروایان باید به گونه ای باشد که ناظر بر مصلحت عمومی و تامین کننده ی مصالح همگانی باشد. مصلحت عمومی در امر فرمانروایی از چنان اهمیتی برخوردار است که آن را یگانه اصلی دانسته اند که می توان بر اساس آن سیاست خوب را از سیاست بد تفکیک کرد. بنابراین در نظر داشت و رعایت مصلحت عمومی از سوی فرمانروایان ناظر به چگونگی یا «کیفیت حکمرانی» است و به همین دلیل کسی مثل ارسطو آن را مبنای تقسیم بندی حکومت ها به خوب و بد قرار داده است. (طباطبایی،71:1373). همواره موضوعاتی از این قبیل که عصر جدید «عصر تجدید حیات اسلام» است و از این رو جهان اسلام به دنبال احیاء، بازسازی تمدن و بازیابی عظمت تاریخی خویش می باشد، و این که ایران بعد از انقلاب به عنوان جزئی مهم و راهبردی از جهان اسلام، خود الهام بخش این حرکت بوده و به دنبال در انداختن طرحی نو برای اداره ی امور انسان و جهان از طریق سامان دهیِ مجدد اجتماع بوده و می باشد مورد توجه نگارنده ی این سطور بوده است. از طرفی و آن چنان که گذشت این موضوع را که اساساً سیاست متکفل سامان دهی امور اجتماع بوده و بنیاد آن نیز بر «مصلحت عمومی» استوار است در ذهن نگارنده وجود داشته و دارد. امّا با نگاهی به اطراف خود و یا به دوردست هایی که جزء قلمرو جهان اسلام است می توان به این نتیجه رسید که یکی از آسیبهای جدی سیاسی در کل جهان اسلام و از جمله کشورمان ایران، کم رنگ بودن و یا حتی فقدان فرهنگ سیاسیِ معطوف به مصلحت عمومی در نزد فرمانروایان آن کشورهاست. به عبارت دیگر فرمانروایان جهان اسلام عمدتاً به هنگام اخذ تصمیمات سیاسی بیش و پیش از آن که مصالح و منافع همه ی افراد تحت امرشان را صرف نظر از آنکه آنها از چه دسته، گروه، حزب، صنف، طبقه، نژاد، زبان، عقیده و مذهبی باشد در نظر بگیرند، منافع و مصالح افراد، گروههای خاصِّ حزبی، عقیدتی، مذهبی، منافعِ خویش و نزدیکانشان، بیگانگان و مانند آن را مبنای تصمیم گیریهای سیاسی خویش قرار می دهند. همین موضوع، مسأله این پژوهش را تشکیل میدهد. به دنبال مشاهدهی چنین امری بود که نسبت بین اندیشه و فرهنگ سیاسی اسلام با مفهوم بنیادین «مصلحت عمومی» مورد توجه واقع شد. این امر به ویژه وقتی اهمیّت پیدا می کند که بدانیم که یک جریان فکری وجود دارد که اساساً منکر آن است که اسلام دارای مدنیّت است. زیرا بر این باورند که اسلام بر تمایز یا دوگانه ی «مؤمن» و «کافر» استوار بوده و بنابراین نمی تواند سیاست ورزی کند زیرا اساس سیاست ورزی مبتنی بر «مصلحت عموم» صرف نظر از مذهب، نژاد، طبقه، جنسیّت و مانند آن می باشد. اندیشه ی این پژوهشگران ناظر به آن چه که در عالم عمل در جهان اسلام و از جمله ایران ساری و جاری است نیست بلکه آنان به لحاظ نظری و تئوریک اساساً امکان طرح سیاست را در اسلام و تشیّع ممتنع می دانند[1] و دلیل آن را فقدان مفهوم «مصلحت عمومی» در اندیشهی سیاسی اسلام میدانند. از این جا بود که سؤالاتی به ذهن متبادر شد، از جمله این که مگر نه آن است که اسلام، مذهبی مبتنی بر واقعیات زندگیِ انسانی بوده که در کشاکش واقعیات و نیازهای همهی آدمیان تکوّن یافته و با سیاست، اقتصاد، معنویت و آبادانی این دنیا و آن دنیای آدمیان درگیر بوده و هست (سروش، 1385: 21). مگر این گونه نیست که مذاهب علی الاصول عام نگر هستند؟ (فولادوند، 1377: 402). و مگر نه آن است که حکومت ایده آل اسلام حکومت نوموکراسی و یا همان قانون شریعت است؟ (نصر، 146:1388) و قانون نیز تجسم یا صورت مادی «مصلحت عمومی» است. (افلاطون، 197:1381). برای پاسخ به این سؤال است که کوشش شد تا با مراجعه به متون و آبشخورهای اصلی سنت اسلامی آن را مورد بازخوانی مجدد و موشکافانه قرار داده و ببینم که آیا می توان رد پایی از فرهنگ سیاسیِ معطوف به مصلحت عمومی را در آن یافت؟ از آن جا که مسأله ی اصلیِ این پژوهش اساساً و در درجه ی اول مربوط به کشور خود ما ایران می شود و مذهب تشیع بنیان های اندیشه، تفکر و همچنین فرهنگ سیاسی ایران را شکل داده است (مصلی نژاد، 1388: 204) طبعاً نهج البلاغه را باید یکی از بهترین متن هایی دانست که می توان در آن به بررسی فرهنگ سیاسی و نسبت آن با «مصلحت عمومی» پرداخت. زیرا نهج البلاغه حاوی بخش مهمی از سیرهی سیاسی امام علی(ع) بوده (دلشاد تهرانی،www.historylib.ocm) و از این رو دست کم «بخشی از فرهنگ سیاسی امیرمؤمنان علیه السلام را حفظ کرده» است. (جعفریان، 1391: 161). علاوه بر این نهج البلاغه مشتمل بر فقراتی است که به تأملی ژرف و عمیق دربارهی آیین کشور داری و ظرایف فرمانروایی پرداخته و از این نظر از اهمیت فراوانی برخوردار است. این مجموعه در برگیرندهی مفاهیم سیاسی، با تراکمی استثنایی است. (طباطبایی،1381: 354-348) به طور کلی عقیده بر آن است که کتاب شریف نهج البلاغه تبلور اعلای اسلام در سطح حاکمیت است؛ چنان که عقیده بر آن است که کتاب صحیفه ی سجادیه تبلور اعلای اسلام در سطح تربیت است. (حکیمی، www.didban.ir). از این رو لازم شد تا بررسی شود که آیا «مصلحت عمومی» یکی از مولفهها و عناصر تشکیل دهندهی فرهنگ سیاسی مطلوبِ نهج البلاغه آن هم بیشتر در سطح فرمانروایان به شمار می رود یا نه؟ و این گونه بود که موضوع رساله «فرهنگ سیاسیِ مطلوبِ نهج البلاغه» انتخاب شد. اکنون این سؤال پیش می آید که چرا «فرهنگ سیاسی» و آن هم بیشتر در سطح فرمانروایان؟ اولا فرهنگ شکل دهنده ی بستری است که سیاست در چارچوب آن عمل میکند و هر فرهنگی هم مستعد پیدایش، رشد و گسترش مصلحت عمومی نیست (گل محمدی،1386: 125-122) دوم این که رهیافت فرهنگ سیاسی از قدر ت تحلیلی و تبیینی بالایی برخوردار است (لوسین پای، 335 وچلیکوت، 363). سوم این که فرهنگ سیاسی که پیشینه ای دراز دارد امروزه به عنوان کانون اصلی در مطالعات سیاسی مورد توجه گسترده ای قرار گرفته است. زیرا اندیشه گران بر آن هستند که با درک فرهنگ سیاسی هر قوم می توان رفتار سیاسی آنان را پیش بینی کرد. (مونتی، 1380: 101، 105). به عبارت دیگر رفتارهای سیاسی از جمله رفتارهای فرمانروایان را فرهنگ سیاسی آنان تعیین می کند. همچنین باید توجه داشت که هر چه به کانونهای اصلی و افراد کلیدی یک حکومت نزدیک می شویم، تعهد به طیفی از باورهای سیاسی ایستارها و تمایلات سیاسی افزایش پیدا می کند. نظام باورهایی که فرمان روایان با خود به صورت آگاهانه و یا نا آگاهانه حمل می کنند نحوه ی مدیریت و نظام تصمیم گیری، چگونگی حل و فصل مسائل جامعه و آداب تعامل با مردم و نظام بین الملل را مشخص میکند. (سریع القلم، 24:1387). و این حاکی از اهمیّت فرهنگ سیاسی به طور کلّی و به ویژه فرهنگ سیاسی در سطح فرمانروایان می باشد. چهارم آن که فرهنگ سیاسی چنان با دین اسلام عجین شده و نقشی پر رنگ بازی می کند که برخی از نویسندگان اسلام را اساسا یک فرهنگ سیاسی میدانند. (perry, www.eview.anu.edu.av) در مطالعات سیاسی از نگرشها، باورها، ارزشها، تمایلات، جهت گیریها، روحیات و طرز فکر انسان ها اعم از فرمانروایان و فرمانبرداران نسبت به سیاست و حکومت، سامان دهی اجتماع و تمام متفرعات و پدیده های مربوط به آن به «فرهنگ سیاسی» تعبیر می شود و گفته می شود که هر گونه نظم و سامان سیاسی متناسب و متناظر با گونه ای خاص از فرهنگ سیاسی است. در دوران معاصر آلموند و وربا نخستین کسانی بودند که کوشش شایان توجهی برای مفهوم سازی و سر انجام ارائهی یک چارچوب نظری مستقل در باب فرهنگ سیاسی انجام دادند. باید دانست که فرهنگ سیاسی اساساً امری توصیفی و علمی است و خالی از تجویز و ارزش مگر آن که نوعی از نظم سیاسی را پیشاپیش مطلوب و مفروض بگیریم و آن گاه فرهنگ سیاسی متناظر و متناسب با آن را فرهنگ سیاسی مطلوب قلمداد نماییم. به همین دلیل توجه بیشتر به فرهنگ سیاسی در قرن بیستم بیشتر در رابطه با زمینه های فرهنگی ظهور دموکراسی مطرح شده است. به عبارت دیگر نظریه پردازان فرهنگ سیاسی که نظم سیاسی دموکراتیک را مطلوب دانسته و رسیدن به آن را غایت توسعهی سیاسی می خواندند پس از آن که در تحقیقات خویش مشاهده کردند که گسترش نهادهای دموکراتیک به کل جهان به تنهایی کفایت نمی کند ضرورت ایجاد همزمان یک فرهنگ مدنی جدیدِ متناظر و متناسب با الگوی نظم دموکراتیک را گوشزد کردند. (بدیع، 1376: 66). آنان با توجه به مطلوب قلمداد کردن نظم سیاسیِ دموکراتیک و در چارچوب نظری فرهنگ سیاسی، رسیدن به این نظم مطلوب یا همان توسعه ی سیاسی را مستلزم نوعی خاص از فرهنگ سیاسی با ویژگیها و شاخص های مشخص و متناسب و متناظر با نظم سیاسی دموکراتیک دانسته و آن را تجویز کرده اند. بنابراین برای عملیاتی شدن و تحقق نظم سیاسی مطلوب امام علی علیه السلام لاجرم باید فرهنگ سیاسی مطلوب آن حضرت، مورد شناسایی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در مرحله ی بعد و با توجه به اهمیّت فرهنگ سیاسی این سؤال مطرح می شود که زمینه ها، ریشهها و آبشخورهای پیدایش فرهنگ سیاسی چه هستند؟ به نظر تمام نویسندگان، مذهب و آموزه های آن همچنین آموزهها و سیرهی بزرگان و قهرمانان هر جامعهای یکی از آبشخورهای عمدهی فرهنگ چه از نوع عمومی و چه از نوع سیاسی آن هستند. بر این اساس امام علی علیه السلام، گفتارها وکردارهایش بی شک باید از آبشخورها و سرچشمه های فرهنگ سیاسی ایرانیان باشد. یکی دیگر از مباحثی که در فرهنگ سیاسی مطرح می شود بحث طبقه بندی فرهنگ سیاسی است. مثلا فرهنگ سیاسی به یک اعتبار به فرهنگ سیاسی فرمانروایان و فرمانبرداران و به اعتباری دیگر به فرهنگ سیاسی موجود و مطلوب تقسیم بندی می شود. (بشیریه، 1380، 98 و مصلی نژاد، 1388: 2). فرهنگ های سیاسی را از یک نقطه نظر دیگر که ناظر به محتوا هست نیز می توان تقسیم بندی کرد: «فرهنگ های سیاسی معطوف به مصلحت عمومی» و «فرهنگ های سیاسی معطوف به مصلحت خصوصی». این تقسیم بندی جدید و مبتکرانه در این پژوهش از اهمیت فراوانی برخوردار است. این نکته شایان توجه است که برای دستیابی به جامعه ی مطلوب، فرهنگ سیاسی فرمانروایان در مقایسه با فرهنگ سیاسی فرمانبرداران از نقش و اهمیتی بیشتر برخوردار است. چنان که امام علی (ع) علیه السلام فرموده است الناس باُمرائهم اشبه منهم بآبائهم (تحف العقول ص.144، به نقل از دانشنامه امام علی (ع)، جلد6، 17:1380). در «نصیحه الملوک» آمده است: «حکیمان گفته اند که خوی رعیّت، از خوی مَلِک زاید». ( به نقل از بیانی، 1380: 221). سعدی نیز بر این نکته پای میفشرد که «الناس علی دین ملوکهم» (همان: 226). به همین دلیل در این پژوهش بیشتر فرهنگ سیاسی مطلوب، در سطح فرمان روایان در دستور کار قرار گرفته است. بنابراین فهم این مسأله که بر پایه ی نهج البلاغه، فرهنگ سیاسیِ فرمانروایان باید حاویِ چه نوع نگرش و منشی نسبت به سیاست و حکومت-که متکفل امر سامان دهی اجتماع است -باشد، برای ملت و دولتی که راه اصلاح و پیشرفت را در پیش گرفته و در صدد در انداختن طرحی نو در این زمینه است، ضروری است. به ویژه آن که هر قوم و جامعه ای می کوشد تا با مراجعه به عصر طلایی خویش بنیان های فرهنگی خویش را استحکام ورزد. بدون شک نهج البلاغه حاوی بخش مهمّی از اصول ویژگی ها و شاخصهای عصر طلایی سیاست و حکومت در ایران به حساب می آید. 3-اهمیت، اهداف و ابعاد تحقیق در اهمیت فرهنگ سیاسی باید گفت که نوع سیاست و حکومت در هر کشوری نه فقط متأثر از نوع فرهنگ سیاسی است. (بدیع، 1376: 66). بلکه می توان گفت که فرهنگ سیاسی در واقع همان نظام سیاسی درونی شده است. (بشیریه، 1383: 667). فرهنگ سیاسی ناظم تعامل بین حکومتگران و حکومت شوندگان است (بدیع، 1376: 54) در عین حال باید خاطرنشان کرد که بین نظم سیاسی و فرهنگ سیاسی رابطهی تولید و باز تولید وجود دارد. (بشیریه، 1383: 672 و 666). فرهنگ سیاسی آن قدر اهمیت دارد که برخی از نویسندگان، دموکراسی را به عنوان مجموعه ای از نگرشها، جزئی از فرهنگ سیاسی به شمار آورده اند. این بحث این گونه مطرح می شود که چه نوعی از فرهنگ سیاسی، مستعد گسترش دموکراسی است؟ همچنین چه زمینه های اجتماعی، تاریخی و اقتصادی موجب به وجود آمدن خود فرهنگ سیاسی دموکراتیک شده اند؟ (بشیریّه، ب، 1380: 98- 97). علاوه بر این شناخت و تحلیل فرهنگ سیاسی ما را در فهم بهتر سیاست ها و سرمایه گذاریهای لازم بر روی عوامل اجتماعی گوناگون کمک می کند و این امر می تواند به بهترین وجه تغییرات مورد نظر را در سیاست یک ملت ایجاد کند. بر این اساس شناخت و تحلیل فرهنگ سیاسی یک کشور به سیاست شناسان امکان می دهد تا با ارزیابی بهتر از میزان سرمایه گذاری لازم بر روی عوامل اجتماعی گوناگون بتوانند تغییرات مورد نظر در سیاست یک ملت را برنامه ریزی کنند. بنابراین شناخت و تحلیل فرهنگ سیاسی مقدمه ی سیاست گذاری فرهنگی و سیاست گذاری سیاسی در بعد کلان است. (خضری، سایت اینترنتیwww.kherad. info). به همین دلیل مفهوم فرهنگ سیاسی، اغلب به عنوان پایه و اساس توسعه ی سیاسی که خود متضمّن نوعی نظم سیاسیِ مطلوب و قابل قبول در نزد ارائه دهندگان آن می باشد مطرح می شود. از این دیدگاه، «توسعهی سیاسی»، «دموکراسی» و مآلاً «حکمرانی خوب» نیز که در واقع کوششهایی هستند که ابناء بشر برای تضمینِ تأمین مصالح عمومیِ مردمان از سوی فرمان روایان و جلوگیری از فساد و خودکامگی کارگزارانِ سامان دهیِ سیاسیِ یک اجتماع در نظر گرفته اند با هر فرهنگ سیاسی تناسب ندارد. بنابراین «فرهنگ سیاسیِ» هر جامعه ای چه در سطح فرمانروایان و چه در سطح مردم نه فقط شکل دهنده ی نوع حکومت و سیاست در آن جامعه است بلکه به مثابه ی راه و روشی برای «حکمرانی خوب» نیز می باشد. بنابراین به لحاظ نظری هدف اساسی این تحقیق؛ دستیابی و شناسایی مهم ترین و بنیادی ترین مؤلفه ی پایه و عنصر تشکیل دهنده ی فرهنگ سیاسی مطلوب از نظر امام علی علیه السلام در نهج البلاغه و به لحاظ عملی و کاربردی و با توجه به ویژگی های تغییر پذیری و انتقال پذیری فرهنگ و فرهنگ سیاسی، کمک به شناسایی و تحقق تدریجی فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی به خصوص در سطح فرمانروایان در کشورمان می باشد که از اهداف انقلاب اسلامی ایران بوده است. اهمیت این پژوهش وقتی بیشتر روشن می شود که بدانیم طراحی یک مدل کارکردی و قابل فهم از «باز بینی دقیق سیره ی سیاسی معصومین تقریبا به طور مطلق بر زمین مانده است و جز در حد کلیات به آن پرداخته نشده است.» (جعفریان، 162:1391). هدف دیگر این تحقیق شناسایی ابعاد گوناگون نگرش به امر سیاست و حکومت در عصر طلایی مورد نظر مسلمانان و برجسته نمودن آن دوران به منظور تقویت سازوکار الهامی و ارجاعی آن، در عصر حاضر و آینده می باشد. از نقطه نظر ابعاد پژوهش باید گفت که این پژوهش صرفاً به دنبال آن هست که ببیند آیا در نهج البلاغه به عنوان یکی از برجسته ترین متونِ سیاسیِ سنت اسلامی که در برگیرنده و بازتاب دهنده ی سیره سیاسی تشیع نیز می باشد «فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی» جایگاهی دارد یا نه؟ به عبارت دیگر کتاب شریف نهج البلاغه که بازتاب دهنده ی بخش عمده ای از اندیشه و فرهنگ سیاسی اسلام و تشیّع هست و نویسنده ی آن نه فقط یکی از الگوها ی شیعیان و مسلمانان در حوزه ی فردی به شمار می رود بلکه به مثابه ی یک قهرمان و رهبر سیاسی عصر طلایی اسلام و تشیّع نیز شناخته شده است و بنا بر این به عنوان یکی از مصادر، ریشه ها، آبشخورها و منشأ فرهنگ سیاسی ایرانیان، شیعیان و مسلمانان به شمار می رود بیانگر این نکته هست که عنصر «مصلحت عمومی» به همان مفهوم رایج در ادبیات سیاسی باید یکی از مؤلفه های اصلی فرهنگ سیاسیِ فرمانروایان به حساب بیاید یا نه؟ طبعاً در صورت اثبات چنین امری در نهج البلاغه دیگر پاسخ به این سؤال که پس چرا با این وجود «مصلحت عمومی» در امر فرمانروایی مورد غفلت قرار گرفته و یا پیامدها ی آن چه خواهد بود موضوعات پژوهشهای دیگری بوده و در دستور کار این پژوهش قرار ندارد. علاوه بر این برخی از مسائل جاری، مانند نابرابری اقلیت های مذهبی با مسلمانان در برخی از موضوعات حقوق خصوصی نیز تخصصاً از حوزه ی بحث خارج است. 4-سوال اصلی و سؤالات فرعی سوالاصلی این رساله عبارت است از: بنیادی ترین عنصر و «مؤلفه ی پایه[2]»ی فرهنگ سیاسی مطلوبِ نهج البلاغه کدام است؟ بر پایه ی این سؤال اصلی سؤالهای فرعی زیر قابل طرح هستند. 1- نسبت بین «فرهنگ سیاسی» و «مصلحت عمومی» چیست؟ 2- مصلحت عمومی چه جایگاهی را در سنّت اسلامی- نبوی به خود اختصاص داده است؟ 5- فرضیه اصلی و فرضیه های فرعی با توجه به سؤال اصلی مطرح شده در این پژوهش فرضیه ی اصلی عبارت است از: فرضیهی اصلی: به نظر می رسد که بنیادی ترین عنصر و«مؤلفه ی پایه»ی فرهنگ سیاسی مطلوبِ نهج البلاغه «مصلحت عمومی» می باشد. بر پایهی سؤالات فرعی مطرح شده در بالا فرضیه های فرعی زیر قابل طرح هستند: فرضیه فرعی اول: چنین به نظر می رسد که صرفاً فرهنگ هایی مستعد پیدایش رشد و گسترش «مصلحت عمومی» هستند که برای «فرد انسانی بما هو انسان» شأن والا و اهمیّت بالایی قائل باشند. فرضیه ی فرعی دوم: به نظر می رسد که یکی از ابتکارات دین اسلام و پیامبر(ص) طرح اندیشهی «عام گرایی» در حوزه ی اخلاق و سیاست به منظور تأمین «مصالح عموم» مردمان می باشد. 6- مفروضات پژوهش در این پژوهش این نکات مفروض گرفته شده است: 1.فرهنگ سیاسی تعیین کنندهی رفتار سیاسی است. این امر به ویژه در مورد فرمانروایان صادق است. (آلموند و وربا، 1992: 27). 2.فرهنگ سیاسی فرمانروایان در مقایسه با فرهنگ سیاسی فرمانبرداران به مراتب دارای اهمیت بیشتری بوده و بنابراین در تعیین سرنوشت جامعه موثرتر است.(سریع القلم، 1387: 25 و بشیریه، 1378: 29 و مصلی نژاد، 1388: 8). 3.بنیاد و بلکه غایت سیاست بر «مصلحت عمومی» استوار است. منظور از مصلحت عمومی آن است که فرمانروایان به هنگام تصمیم گیری سیاسی باید به همه ی افراد تحت امرشان به یک چشم نگاه کرده و همه ی آنها را صرف نظر از جنسیت، طبقه، مذهب، ثروت و ... در دایره ی سیاست ورزی خود قرا داده به گونه ای که تصمیمات اخذ شده از سوی آنان مالاً ناظر به تأمین و تضمین مصالح همه ی آنها باشد و نه برخی از آنها. (هیوود، 1389: 60-49 و راسخ، 1392: 555 و منصور نژاد، 1386: www.hawzeh.net). 4. هر نوع از نظم سیاسی متناظر و متناسب با فرهنگ سیاسی خاصّ خویش است. بنابراین سخن گفتن از فرهنگ سیاسیِ مطلوب، مستلزم آن است که پیشاپیش نوعی از نظم و الگوی سیاسی را مطلوب قلمداد کرده باشیم. (بدیع، 1376: 66). 5. الگو و نظم سیاسی مورد نظر امام علی (ع)،الگویی مطلوب و مورد هدف به شمار می رود. 7-تعاریف و مفاهیم 7-1.فرهنگ سیاسی واژه ی فرهنگ که امروزه در حوزه ی علوم اجتماعی به کار می رود یکی از وسیع ترین مفاهیمی است که در آثار معاصر و گذشتگان و همچنین در محاورات روزمره ی کنونی، در معانی متنوع و گوناگون کاربرد داشته و دارد. در آثار ادبی گذشتگان فرهنگ به معنای لغوی آن به کار نرفته است. واژهی فرهنگ از دو بخش «فر» به معنای پیش و فرا و «هنگ» به معنای کشیدن و راندن است. بنابراین این واژهی مرکب از نظر لغوی به معنی بالا کشیدن برکشیدن و بیرون کشیدن است و در ادبیات فارسی به مفهومی که برخاسته از ریشه ی کلمه باشد نیامده است. (راد، 1382: 25). این واژه از دوران پارسی میانه کاربرد داشته است. در کتاب کارنامه ی اردشیر بابکان (پیش از اسلام) در معنای فنون و روشها و در اشعار فردوسی (پس از اسلام) در معنای دانش، هنر و فرزانگی به کار رفته است. امروزه واژه ی فرهنگ به معنای وسیع ترِ ادب نفس، تربیت، دانش، علم و معرفت به کار می رود. (فرهنگ معین،1371: زیر واژه ی فرهنگ). در علوم اجتماعی این واژه در معنایی که با معنای لغوی آن فاصله ی فراوانی دارد به کار گرفته شده است. نخسیتین بار ادوارد تیلور در کتاب فرهنگ ابتدایی، این واژه را به معنی «مجموعهی دستاوردهای مادی و معنوی بشر که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود»، به کار برده است. او در تعریف فرهنگ می گوید: «فرهنگ مجموعه ی پیچیده ای است که شامل معارف، معتقدات، هنرها، صنایع، تکنیکها، اخلاق، قوانین، سنن و بالاخره تمام عادات و رفتارها و ضوابطی است که انسان به عنوان عضو یک جامعه آن را فرا می گیرد» (راد، 1382: 27). مایریس فرهنگ را آن چیزی می داند که: از گذشته ی آدمیان بازمانده است، در اکنون ایشان عمل می کند و آینده شان را شکل می دهد. (راد، 1382: 29). در باب نسبت انسان با فرهنگ می توان گفت که این دو بدون یکدیگر موجودیّت ندارند، به گونه ای که بسیاری انسان را «حیوانی با فرهنگ» تعریف کرده اند. در باب نسبت فرهنگ و جامعه نیز گفته می شود که این دو را صرفاً به لحاظ نظری می توان از هم جدا کرد چرا که یکی از ویژگی های مهم فرهنگ، جمعی بودن آن است. یعنی فرهنگ در درون یک جامعه موجودیت دارد. مهم ترین تمایز اجتماع انسانی و حیوانی این است که انسان حیوانی با فرهنگ است و به همین دلیل می تواند تعامل اجتماعی برقرار کند. بنابراین جامعه ی انسانی بدون فرهنگ قابل تصور نیست. (راد،1382: 45). فرهنگ سیاسی یکی از شاخه های فرهنگ به معنای کلّی آن است. فرهنگ سیاسی در واقع ادامهی فرهنگ عمومی جوامع است (مصلی نژاد، 1388: 7). از این نظر «فرهنگ سیاسی» هم زاد «فرهنگ» و این دو هم زاد زیست جمعی بشری است. بدینسان، بحث در مورد فرهنگ سیاسی قدمتی دیرینه دارد و از زمانی که علم سیاست پیدا شده است، بحث از تأثیرات متقابل فرهنگ و سیاست نیز مطرح بوده است. (سریع القلم، 1387: 11). نویسندگان قدیم وقتی از فضائل سیاسی سخن می گفتند منظورشان در واقع فرهنگ سیاسی بود. (بشیریّه، ب، 1380: 98). ماکیاول، روسو، منتسکیو و توکوویل هر کدام به نوعی به مسأله ی فرهنگ سیاسی پرداخته اند. در شرق اسلامی ابونصر فارابی فرهنگ هر ملت را ترسیمات ذهنی یا خیالی آن ملّت که در نفوس و عقول آن ها مندرج گشته و به صورت جوامع سیاسی خود نمایی می کند دانسته است. (آل غفور،1380: www. Bashgah.net). با این حال بحث از فرهنگ سیاسی در قرن بیستم بیشتر در رابطه با زمینه های فرهنگیِ ظهور دموکراسی و توسعه ی سیاسی مطرح شده است. (بشیریه، ب، 1380: 98). هر چند که «فرهنگ» به طور کلی و «فرهنگ سیاسی» اساساً در زمینه ی مفهوم سازی با محدودیت رو به رو هستند. (بدیع، 1376: 20). امّا با این حال بسیاری کوشیده اند تا آن جا که ممکن است تعریفی از این مفهوم به دست دهند. اولین ردّ پاهای این تعبیر را می توان در نوشته های گابریل آلموند یافت. آلموند گفته بود که: «هر نظام سیاسی شامل الگوی خاصی از جهت گیریها به کنش سیاسی است. من فکر می کنم که بهتر است این الگو را فرهنگ سیاسی بنامیم». آلموند و وربا بعدها در کتاب فرهنگ مدنی خویش به این نکته ی اساسی پرداختند که فرهنگ مدنی، فرهنگی است که ساخت سیاسی و فرهنگ سیاسی در آن یکی است. (محمدی، سایت اینترنتی www.ensani.ir). مشخصاً منظور آنان از فرهنگ مدنی فرهنگی است که متناظر با حکومتهای دموکراتیک است. در همین رابطه لوسین پای بر این باور بود که فرهنگ سیاسی مجموعه ی باز خوردها، اعتقادات و احساساتی است که به روند سیاسی سامان می دهد و اصول و قواعد تعیین کننده ی حاکم بر رفتار نظام سیاسی را مشخص می کند. (اختر شهر،1386: 23). در تعریف دیگر «فرهنگ سیاسی» عبارت است از: مجموعه ی باورها، گرایش ها، بینش ها، ارزشها، معیارها و عقایدی که در طول زمان شکل گرفته و تحت تأثیر وقایع، روندها و تجربیات تاریخی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و در قالب آن ها، نهادها، رفتارها، ساختارها و کنشهای سیاسی برای نیل به هدفهای جامعه شکل می گیرد. (حاجی یوسفی، 1384: 105). دائره المعارف دموکراسی که زیر نظر سیمور مارتین لیپست به رشته ی تحریر در آمده است فرهنگ سیاسی را این گونه تعریف کرده است: فرهنگ سیاسی «حاصل جمع ارزشها، عقاید و معارف بنیادینی است که به فرآیندهای سیاسی شکل و ساختار می دهند و قواعد بنیادین را برای به اجرا درآمدن سیاست وضع می کند». (لیپست، 1383: 1004). در این رساله همین تعریف از فرهنگ سیاسی به همراه جهت گیری و سمت گیری مردم نسبت به سیاست و متفرعات آن بیشتر مدّ نظر نویسنده قرار دارد. زیرا می خواهیم بدانیم که ارزشها، عقاید و معارف بنیادین اسلامی- شیعی که شکل دهنده ی سیاست و قواعد بنیادین آن در اسلام هستند. «مصلحت عمومی» را به مثابه یک اصل بنیادین در سیاست اسلامی که باید همواره مد نظر فرمانروایان قرار گیرد تلقی می کند یا خیر؟ 7-2. فرهنگ سیاسی مطلوب "فرهنگ سیاسی، چنان چه گذشت به خودی خود صفت مطلوب و یا نامطلوب را پذیرا نیست بلکه مفهومی توصیفی و علمی است. تنها زمانی می توان «فرهنگ سیاسی» را «مطلوب» و یا «نامطلوب» تلقی کرد که نظم سیاسیِ متناظر با آن فرهنگ سیاسی؛ از نظر ما مطلوب و یا نامطلوب تلقی شود. بنابراین مفهوم «فرهنگ سیاسی مطلوب» ناظر به این است که ما پیشاپیش نوعی از سامان و نظم سیاسی را مطلوب تلقی کرده باشیم. در این تحقیق نظم سیاسی مورد نظر امام علی (ع) نظم سیاسی مطلوب تلقّی شده است. 7-3. مصلحت عمومی مفهوم «مصلحت عمومی» در امر حکومت و سیاست مفهومی بسیار بنیادین و اساسی است. مصلحت عمومی به این معنی است که فرمانروا همواره باید بر اساس مصالحی برتر از منافع شخصی، گروهی، اعم از منافع طبقات حاکم و گروههای دارای نفوذ و با در نظر داشت مصالح تمام کسانی که رعایا یا شهروندان او به حساب می آیند و صرف نظر از ویژگی های عرضی آنان نظیر طبقه، جنسیّت، نژاد، زبان، رنگ، مذهب، عقیده و ... تصمیم گیری کند. در فلسفهی سیاسی گفته می شود که اصولاً شهریاران نه برای نفع خصوصی خود و یا وابستگان خود و یا قشری از جامعه بلکه برای تأمین مصلحت عمومی به وجود آمده اند و فی المثل ثروت و درآمدها در اختیار آنان گذاشته شده تا آن را در راه پاسداری از کشور و رعیت توزیع کنند. (طباطبایی، 1382: 545). مصلحت عمومی اساس فلسفه ی سیاسی افلاطون و ارسطو را تشکیل می دهد. افلاطون که در نهایت قانون را مبین مصلحت عمومی همه ی شهروندان می دانست، زمامدار شایسته را زمامداری می دانست که پایبندی او به مصلحت عمومی ثابت شده باشد و به هیچ قیمتی کاری نکند که بر خلاف مصلحت عمومی باشد. (افلاطون، 1381: 197). ارسطو بر این بارو بود که مصلحت عمومی همان خیر سیاسی یا خیر در قلمرو شهر است که به نظرش با عدالت مطلق یکی است. ارسطو به هنگام طبقه بندی و تقسیم بندی محتوایی حکومت ها «مصلحت عمومی» را به مثابهی یگانه معیار و ملاک باز شناسی نظام های سیاسی از یکدیگر میدانست ارسطو در دفتر سوم کتاب سیاست خویش که به طبقه بندی حکومت ها پرداخته است در باب مصلحت عمومی نوشته است: روشن است که نظامهایی که به مصلحت عمومی نظر دارند، با توجه به عدالت مطلق، نظامهایی درست اند و نظامهایی که به نفع فرمانروایان نظر دارند نظامهایی نادرست و منحرف شده از نظامهای درست اند. (طباطبایی،1373: 71). ارسطو در فقره ای دیگر آورده است: «غایت همه ی دانشها و هنرها نیکی است و غایت دانش سیاسی که از همه ی دانشهای دیگر ارجمند تر است، بالاترین نیکی ها است. در سیاست نیکی جز دادگری نیست که صلاح عامّه بدان وابسته است». (ارسطو، 1371: 132). نظامهای سیاسی منحرف و بد در نزد ارسطو که همان نظامهایی هستند که- مانند افراد که اغلب نفع خصوصی خویش را در نظر دارند، - نفع فرمانروایان را تأمین می کنند. از این دیدگاه اگر فرمانروای یگانه، همه یا گروهی از مردم «مصلحت عمومی» را برتر از نفع خصوصی بدانند نظام حکومتی درست خواهد بود. هر چند که این نظام سیاسی صورت حکومت پادشاهی، آریستوکراسی یا جمهوری به خود گرفته باشد. امّا اگر نفع خصوصی برتر از «مصلحت عمومی» شمرده شود حتی اگر حکومت، جمهوری و اکثریت مردم فرمانروا باشند نظام سیاسی منحرف خواهد بود. (طباطبایی، 1373: 73- 71). این امر از آن جا ناشی می شود که اصولاً فلسفه ی سیاسی به دنبال بهترین شکل حکومت است و میزان تأمین فضیلت و مصلحت عمومی معیار بهترین نوع حکومت به حساب میآیند. (بشیریّه، 1380: 42). در روزگار ما، در بحث از آموزشهای مدنیِ شهروندان که از الزامات سیاست در دنیای مدرن است گفته می شود که نه فقط شهروندان بلکه سیاست مداران نیز نیازمند آموزش سیاسی هستند. چرا که توفیق، در کسب مناصب سیاسی از سوی شهروندان با حداقل شرایط انجام می شود. بنابراین آموزش دانش سیاسی به آنان ضروری است تا این که سیاست مداران دریابند که سیاست و حکومت حرفه ای صرفاً خصوصی نیست که در آن تنها منافع و مصالح حکّام در نظر گرفته شود بلکه سیاستمداران به اقتضای جایگاه فرمانروایی باید بتوانند مصالح عمومی را در نظر گرفته و به نوعی از اراده ی عمومی برخوردار باشند. (بشیریه، 14:1384). ذکر این نکته ضروری است که در نظریه های جدید دولت، شکل دولت اهمیتی ندارد و اصل آن است که کشور با توجه به معیارهای مصالح عمومی اداره شود. اگر شکل هم اهمیّت پیدا می کند به دلیل همین تحقق هر چه بیشتر، بهتر و مطمئن تر «مصلحت عمومی» است. اصولاً اندیشه ی سیاسی جدید که دموکراسی بر آمده از آن است ناظر به «مصلحت عمومی» است و می توان گفت که ضابطه ی فرمانروایی مطلوب و متفرعات آن نظیر قانون گزاری و مجازات کسانی که از قانون سرپیچی کرده اند همین اصل بنیادین سیاست و حکومت چه در نزد قدما و چه در نزد متأخرین است. از این قرار چهارچوب مفهومی این پژوهش را «فرهنگ سیاسی»، «مصلحت عمومی» و پیوند این دو مفهوم تشکیل می دهد. 8-سوابق پژوهش در بررسی های انجام شده هیچ مقاله و یا کتابی با موضوع «فرهنگ سیاسی مطلوب نهج البلاغه» یافت نشد. امّا دربارهی فرهنگ، فرهنگ سیاسی و زیرمجموعه های آن آثار متعددی به چاپ رسیده است. آثاری نیز در باب «مصلحت» به چاپ رسیده است. آثار منتشر شدهی مربوط به فرهنگ سیاسی و متفرعات آن را می توان در چند دسته جای داد: الف) دستهی اول آثاری که در باب اهمیّت فرهنگ، فرهنگ سیاسی، و ایضاح نظری آن کوشیده اند از جمله ی مهمترین این آثار عبارتند از: 1- کتاب فرهنگ و سیاست نوشته ی برتران بدیع که آقای احمد نقیب زاده آن را به فارسی ترجمه کرده و در سال 1376 از سوی نشر دادگستر به چاپ رسیده است. در این کتاب که با رویکرد جامعه شناسی تاریخی به رشته ی تحریر در آمده است تلاش شده است تا از اندیشه های بکر قرن نوزدهم از جمله آراء دورکیم، ماکس وبر و نظریه های مردم شناسی قرن بیستم استفاده شود و در عین حال بین این دو ارتباط برقرار شود. اهمیت این کتاب آن جا است که نویسنده به خصوص کوشیده است تا به نقش ارزشها و مذاهب به عنوان منابع تولید ارزش به عنوان زیر بنای امر فرهنگ بپردازد. کتاب مذکور از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول دارای چهار فصل با عناوین زیر می باشد: 1- میراث مردم شناسی 2- فرهنگ و توضیح جامعه شناختی 3- شکست علم سیاست مبتنی بر فرهنگ 4- به سوی یک جامعه شناسی تاریخی از فرهنگ. بخش دوم نیز از دو فصل تشکیل شده است. 1- عناصر لازم برای مقایسه فرهنگی: در این فصل به رابطه ی اسلام و مسیحیت با سیاست نیز پرداخته شده است. 2-بنیانهای فرهنگی دولت در غرب. 2- کتاب مقایسه میان فرهنگ های سیاسی نوشته ی سیدنی وربا که از سوی مجید محمدی ترجمه شده و توسط مرکز پژوهشهای بنیادی در سال 1375 به چاپ رسیده است. عنوان کتاب گویاست. 3- کتاب تعریف ها و مفهوم فرهنگ نوشته ی داریوش آشوری که در سال 1389 از سوی انتشارات آگاه به چاپ رسیده است. نویسنده در این کتاب در پنج بخش کوشیده است تا به مفهوم فرهنگ در زبان و ادبیات فارسی با ذکر پیشینه ی تاریخی آن و همچنین تعاریف این مفهوم در نظر اندیشمندان گوناگون بپردازد. 4- مقالهی فرهنگ سیاسی نوشته ی لوسین پای ترجمه ی محبوبه ی مهاجر که در دائره المعارف دموکراسی که از سوی انتشارات وزارت امور خارجه به چاپ رسیده است موجود است. 5- بخشهای نظری کتابهایی که به فرهنگ سیاسی ایران و یا ارتباط فرهنگ سیاسی و توسعه سیاسی پرداخته اند. 6- آثاری که با رهیافت تاریخی- اسنادی، برخی از مطالب و ویژگیها را جزء منش و خلق و خوی ایرانیها دانسته اند: تجلیات روح ایرانی از حسین کاظم زاده ایرانشهر، سازگاری ایرانی از مهدی بازرگان، خلقیات ما ایرانیان از سید محمدعلی جمالزاده از جمله ی این آثارهستند. کاظم زاده بر این باور است که هر ملتی یک روحی دارد و او در صدد است که نکات مثبت روح ایرانی را از قبیل ذکاوت، سرعت انتقال، علوّ فکر و... را شناسایی و به ایرانیان تحرک و غرور ببخشد. او این گونه نتیجه می گیرد که: «عظمت روح ایرانی هیچ گاه سر خم نکرده و همیشه پیروز و جاوید مانده است.» (محمدی، www.ensani.ir) «خلقیات ما ایرانیان» برعکس «تجلّی روح ایرانی» فقط به ویژگی ها و صفات حمیده ی ایرانیها توجه نشان نداده است بلکه به صفات مذموم آنها هم توجه کرده است. خلقیات ما ایرانیان برای اثبات مدعای خویش به نقل قول هایی از منابع خارجی به جای استدلال تکیه کرده است. اثر بعدی صرفاً جنبهی انتقادی دارد. بازرگان صفت بارز ایرانیها را بوقلمون صفتی و سازگاری دانسته است. نکته ی مهم درباره ی این آثار آن است که خبری از روشهای تجربی و شواهد علمی در آنها نیست. 7- بخشهایی از کتاب آموزشی دانش سیاسی (بشیریه الف، 1380: 162-159) و درسهایی از دموکراسی (بشیریه، 1380: 103-97) و موانع توسعهی سیاسی در ایران (بشیریه، 1389: گفتار دوم) حسین بشیریه نیز به بررسی مفهوم فرهنگ سیاسی و اهمیّت آن در شکل دهی نوع سیاست و حکومت در جوامع اختصاص داده شده است.بشیریه بر این باور است که اصولا هر نظام سیاسی همان فرهنگ سیاسی درونی شده است. پاره ای از مباحث این دسته از آثار مانند فرهنگ سیاسی و ارتباط آن با مذهب برای مفاهیم نظری این پزوهش مفید است ولی واضح است که مساله و موضوع هیچ کدام از آنها مساله و موضوع این پزوهش نیست. ب) دسته ی دوم را آثاری تشکیل می دهند که به رابطه ای بین مفاهیم جامعه پذیری سیاسی، فرهنگ سیاسی و توسعه ی سیاسی پرداخته اند. 1-مقالهی معروف فرهنگ سیاسی و توسعهی سیاسی اثر لوسین پای که از سوی آقای مجید محمدی ترجمه و فصلنامه نامهی «نامه فرهنگ» در شماره 5 خود آن را به چاپ رسانده است از زمره ی این دسته از آثار به حساب می آید. 2- مقالهی گابریل آلموند وجی بینگهام پاول با عنوان «جامعه پذیری سیاسی و فرهنگ سیاسی» ترجمه ی علیرضا طیّب که در مجله ی «اطلاعات سیاسی و اقتصادی» شماره 113 و 114 به چاپ رسیده است. 3- چالشهای توسعهی سیاسی اثر دکتر سید عبدالعلی قوام نیز در زمره ی این دسته جای می گیرد. این کتاب در زمینهی رشد سیاسی، دموکراسی و جامعهی مدنی و در دوازده گفتار به نگارش درآمده است. نویسنده در گفتار ششم با عنوان: فرهنگ سیاسی، الگویی برای تجزیه و تحلیل فرآیند توسعهی سیاسی به تعریف فرهنگ سیاسی پرداخته و نتیجه می گیرد که کم و کیف جامعه پذیری و به کارگیری نمادها و آشنایی با محتوای فرهنگ سیاسی، سهم به سزایی در تقویت یا تضعیف دموکراسی و دیکتاتوری داشته و به افزایش یا کاهش اعتماد متقابل حکومت و مردم می انجامد. این آثار بیشتر به این مساله پرداخته اند که هر نوع از فرهنگ سیاسی مقتضی نظم سیاسی خاصی است و هرچند این امر به لحاظ نظری مورد توجه این رساله هست لکن هیچ کدام کوچکترین اشاره ای به فرهنگ سیاسی مطلوب نهج البلاغه و نظم سیاسی مورد نظر امام علی علیه السلام و فرهنگ سیاسی متناظر با آن نداشته اند. ج) دستهی سوم آثاری هستند که درباره ی فرهنگ سیاسی ایران به رشته ی تحریر در آمده اند. فرهنگ سیاسی ایران که نام مشترک سه کتاب متفاوت از سه نویسنده متفاوت با نامهای محمود سریع القلم، عباس مصلی نژاد و رشید جعفر پور می باشد در این دسته جای می گیرد. 1- فرهنگ سیاسی ایران نوشته عباس مصلی نژاد. در بخش اول این کتاب تلاش میشود تا عناصر و ویژگی های عمومی فرهنگ سیاسی و تأثیر فرهنگ عمومی بر شکل گیری فرهنگ سیاسی تبیین شود. در بخش دوم نویسنده فرهنگ سیاسی ایران را به آزمون رهیافتهای مختلف گذاشته و در نهایت با بهره گیری از تحلیل گفتمان به بررسی تحول گفتمانی فرهنگ سیاسی در تاریخ معاصر ایران و نقش عوامل زبانی در شکلگیری فرهنگ سیاسی ایران پرداخته است. در بخش سوم کتاب، ادبیات اجتماعی و فرهنگ سیاسی ایران با بررسی دو نمونه از رویکرد طالبوف و آیت الله نائینی در فرهنگ سیاسی ایران، مورد بررسی قرار می گیرد. نویسنده در بخش چهارم کتاب بنیادهای فرهنگ سیاسی ایران را تحت عناوین بیاعتمادی، بیگانه ستیزی، خودمداری، مذهب گرایی و افراط گرایی و.. بررسی میکند. در بخش بعدی نشانه شناسی فرهنگ سیاسی اجتماعی ایران مطرح می گردد. در فصل ششم نویسنده به تفصیل به رابطهی بین مذهب و فرهنگ سیاسی در ادوار مختلف تاریخی ایران تا عصر جمهوری اسلامی پرداخته است. در چهار بخش پایانی آسیبهای فرهنگ سیاسی مورد بررسی قرار می گیرد. از جمله اقتدارگرایی، درون گرایی و نقش کنش فردی در فرهنگ سیاسی ایران به نقد گذاشته میشود. نویسنده در نهایت مُصّراست نشان دهد که هر کشوری دارای ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی مختص به خود بوده و امکان تحلیل فرهنگ سیاسی ایران براساس شاخصهای مورد نظر تئوری پردازان نوسازی وجود ندارد. 2- فرهنگ سیاسی ایران این کتاب از یک دیباچه، دو پیشگفتار،پنج فصل، دو ضمیمه، یک نمایه و در مجموع 296 صفحه تشکیل شده است. سریع القلم در پیشگفتار کتاب آورده است «کانون بحث این کتاب، تحول فرهنگی و تحول در نظام باورها در مسیر مدنیت وعقلانیت است» وی فرهنگ سیاسی ایران را در 5 فصل طرح موضوع، متون فرهنگ سیاسی: یک چارچوب نظری، فرهنگ سیاسی ایران: مبانی تاریخی و عشیرهای، ارزیابی داده های میدانی و نتیجهگیری به ضمیمه پرسشنامه و جداول کار میدانی مورد بررسی قرار میدهد. مؤلف در نهایت به این نتیجه می رسد که فرهنگ سیاسی ایران در دورههای متوالی مؤلفه های مشابه و تکراری داشته و آنان را حفظ کرده است و برای تغییر فرهنگ سیاسی باید در سطح ساختاری به اصلاحات آموزشی و اقتصادی دست زد تا به تدریج شاهد تغییرات فرهنگی باشیم. 3- فرهنگ سیاسی در ایران نوشته رشید جعفرپور کلوری. در این کتاب نویسنده تلاش میکند تا با یک رویکرد تطبیقی به مطالعهی فرهنگ سیاسی مردم ایران در دو دورهی پهلوی دوم و جمهوری اسلامی بپردازد. وی با توجه به نظریه آلموند فرهنگ سیاسی را در سه سطح نظام، فرآیند و سیاست گذاری مطرح کرده و به ترتیب سطوح شاخصهای مشروعیت نظام، مشارکت سیاسی و کارآمدی نظام را در نظر گرفته و آنها را مبنای مقایسه ی فرهنگ سیاسی در دو دوره ی تاریخی قبل و پس از انقلاب اسلامی قرار می دهد و نهایتاً به این نتیجه می رسد که «فرهنگ سیاسی مردم ایران با انقلاب اسلامی از حالت تبعی به سمت فرهنگ سیاسی مشارکتی در تحول بوده است». در این کتاب فقط سه شاخص برای فرهنگ سیاسی آن هم در سطح هیأت حاکمه در نظر گرفته شده و به شاخصهای دیگر فرهنگ سیاسی پرداخته نشده است. 4- فرهنگ سیاسی در جمهوری اسلامی ایران تألیف سمیح فارسون و مهرداد مشایخی. این کتاب مجموعه مقالاتی است از نویسندگان ایرانی و غیر ایرانی که تحت عناوین مختلف به بررسی فرهنگ سیاسی در نظام جمهوری اسلامی ایران می پردازد. بدین منظور شاخصهایی نظیر شهادتطلبی، روحانیت مداری، ضدوابستگی، ضد روشنفکرگرایی، خشونت گرایی، ضد آمریکایی بودن و.... برای فرهنگ سیاسی توده در نظر گرفته می شود. اعتقاد بر این است که انقلاب اسلامی در تقویت این شاخصها نقش به سزایی داشته و حتی دلیل پیروزی اسلام گرایان را بر دیگر رقبای خود برگرفته از همین شاخصها می دانند. در قسمتهایی از کتاب این نوع فرهنگ سیاسی به بوته نقد گذاشته شده و حتی فرهنگ سیاسی موجود منافی آزادی مردم تلقی شده است. لازم به توضیح است که شاخصهایی مثل مردم گرایی (پوپولیسم) صنفگرایی و عدالت گرایی نیز برای فرهنگ سیاسی هیأت حاکمه در نظر گرفته میشود که نویسندگان مقالات این شاخصها را دلیل بر توانایی اسلام گرایان مبنی بر رویکردی روانشناسانه برای پیروزی بر دیگر رقبا می دانند. 5- آقای رضا بهنام نیز کتابی با عنوان بنیان ها ی فرهنگی سیاست در ایران به رشتهی تحریر در آورده اند. از نظر بهنام روش فرهنگ سیاسی در مطالعه جامعه شناسی سیاسی ایران بدین معنا است که ارتباط میان الگوهای مسلط فرهنگی در جامعهی ایران و شکل و کارکرد نظام سیاسی بررسی گردد. در واقع او به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه ویژگی های خاص فرهنگ ایرانی تجارب سیاسی در این کشور را شکل داده است. از نظر بهنام مهمترین خصایص و ویژگی های فرهنگ سیاسی ایران عبارتند از: اقتدارگرایی و شخص گرایی در روابط اجتماعی، احترام و اطاعت نسبت به اقتدار حاکم، وجود عدم اعتماد و ظن و در نهایت حاکم بودن روحیه یاس و نا امیدی بر مردم. در همین دسته مقالات متعددی هم به رشته ی تحریر در آمده است. از جمله: 1-مقدمه ای بر مطالعه ی فرهنگ سیاسی ایران نوشته ی مجید محمدی که در سایت اینترنتی ensani-ir موجود است. محمدی در این مقاله پس از توضیح مفهومی فرهنگ سیاسی، از قول طلایه داران این مفهوم نظیر، آلموند، وربا، پای و دیگران به صورت روشنمندی به رهیافتهای گوناگون در باب مطالعه ی فرهنگ سیاسی ایران پرداخته است. 2- مقصود رنجبر در شماره 60 هفته نامهی پگاه حوزه، مقاله ای را با عنوان فرهنگ سیاسی ایرانیان: رفتارها و ایستارها به رشته ی تحریر در آورده اند. 3- میثم مهدیار مقاله ای را با عنوان فرهنگ سیاسی در ایران: یکپارچه سیاه یا گونه گون نوشته که در سایت ensani- ir موجود است. او این مقاله را در پاسخ به نوشته هایی که فرهنگ سیاسی ایران را یکسره حاوی عناصری چون استبداد زدگی، بی اعتمادی، دروغگویی، غارت، نفاق و... می دانسته اند به رشته ی تحریر در آورده است. این آثار به فرهنگ سیاسیِ، فرهنگ سیاسی ایران، آبشخورهای آن و نقش آن در کیفیت سیاست ورزی و تحولات سیاسی و اجتماعی ایران پرداخته اند. لکن در هیچ کدام از آنها از «فرهنگ سیاسی مطلوب نهج البلاغه» و ابتنای آن بر مصلحت عمومی سخنی به میان نیامده است. د)دسته ای دیگر از آثار هستند که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم علاوه بر پرداختن به مفهوم فرهنگ سیاسی به فرهنگ سیاسی اسلام، تشیع و یا ایران با توجه به بنیادهای مذهبی آن پرداخته اند. مهمترین این آثار که احتمالاً بیشتر به این رساله مربوط باشد از این قرار است: 1-کتاب تحدید رفتار دولت در فرهنگ سیاسی اسلام: این کتاب تألیف آقای سید رحیم ابوالحسنی است و از سوی انتشارات چمران در سال 1368 به چاپ رسیده است. تز اصلی نویسنده در این کتاب این است که انسان برای استقرار نظام اجتماعی، قدرت و دولت را ایجاد کرد و دولت با ایفای نقش به ضرورت حیات خود را به اثبات رسانید. امّا این فقط یک روی سکّه است. روی دیگر سکّه این است که دولت ها در طول حیات خویش به فساد و تباهی کشیده شدند که نتیجه ی آن استعمار، عقب ماندگی، کشتار و آزار جوامع بوده است. بنابراین امروزه فساد به حدّی جدی و عمیق است که به یک مسأله ی اساسی بشر تبدیل شده است. بر این اساس نگارنده در این کتاب به تحدید حوزه قدرت دولت در فرهنگ و ادبیات سیاسی اسلام پرداخته و چگونگی، شرایط و زمینه های عملی آن را بررسی کرده است. (ابو الحسنی، 1386) 2- کتاب انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران اثر حمید رضا اسماعیلی است. اسماعیلی در این کتاب به کاوش نظری انقلاب اسلامی و بازخوانی فرهنگ سیاسی آن پرداخته است. او بر آن است تا انقلاب ایران را بر اساس مفهوم فرهنگ سیاسی باز شناسی کند و به همین منظور به زمینه های تاریخی فرهنگ سیاسی ایران در دوره ی صفویه و قاجاریه پرداخته و سپس با مقایسه ی فرهنگ سیاسی این دو دوره با فرهنگ سیاسی عصر پهلوی به چرایی وقوع انقلاب اسلامی ایران پرداخته است. (اسماعیلی، 1390) 3- کتاب فرهنگ سیاسی شیعه و انقلاب اسلامی (هنری، 1380) نویسنده در این کتاب کوشیده است تا به چند سؤال پاسخ دهد. 1-چه ارتباطی بین فرهنگ سیاسی و رفتار سیاسی وجود دارد؟ 2- بین ساختار سیاسی- اجتماعی و فرهنگ سیاسی چه رابطه ای وجود دارد؟ ج) رابطه ای بین فرهنگ سیاسی شیعه و رفتار ایرانیان در سالها 1357- 1342 که به انقلاب اسلامی منتهی شد چه بوده است. نویسنده بر این باور است که تمام تحولات دوره ی مورد بحث معلول فرهنگ سیاسی بوده و فرهنگ سیاسی ایرانیان نیز متأثّر از بینش مذهبی آنان است. او عناصری چون امامت، ولایت، انتظار، امام غائب، اعتقاد به مشروع نبودن حکومت غیر معصوم، امر به معروف و نهی از منکر و مواردی از این دست که همه در متن مذهب تشیّع هستند را عامل اصلی شکل دهنده ی فرهنگ سیاسی می داند که سبب بروز انقلاب گردید. 4- کتاب دیگری که می توان به آن اشاره کرد کتاب نظامنامه ی حکومت از محمدکاظم فاضل مشهدی زنده در سال1107 است. (فاضل مشهدی، 1375). این کتاب در واقع ترجمه و شرح عهدنامهی مالک اشتر امام علی(ع) است که بر سایر شروح و ترجمه های عهد نامه ی مالک اشتر برتریهای انکار ناپذیری دارد. اهمیّت شرح و ترجمه ی فاضل مشهدی در این است که او بر خلاف اکثر مترجمان و شارحان این فرمان تاریخی توجهی خاص به مبانی نظری سیاسی آن فرمان دارد و کوشش می کند تا پیوستگی مفاهیم سیاسی عهد نامه ی مالک اشتر را با دقت قابل توجهی به زبان فارسی بیان کند. یکی دیگر از وجوه بدیع بودن این ترجمه این است که بر اساس منطق مناسبات سیاسی که ضابطهی اصلی آن همانا رعایت مصلحت عمومی است نگاشته شده است. (طباطبایی، 1381: 351-350). 5- کتاب توسعه ی سیاسی از دیدگاه امام علی نوشتهی علی اکبر علیخانی که سوی سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بین الملل در سال 1379 به چاپ رسیده است. کتاب حاضر در سه فصل با هدف تبیین اصول و مبانی اندیشه و الگوهای عملی و حکومت حضرت علی (ع) تدوین شده است. مفروض اساسی نویسنده آن است که الگوی نظم سیاسی حضرت علی علیه السلام منحصر به فرد بوده و بر این اساس به موضوعاتی نظیر 1- نظام سیاسی و توسعه ی سیاسی 2- مردم و توسعهی سیاسی و 3- نخبگان و توسعه ی سیاسی از نظر حضرت علی (ع) پرداخته است. 6- مقاله ای نیز با عنوان نظریهی سیاسی قرآن و نهج البلاغه در نگاه تطبیقی از سوی آقای سید ابراهیم سجادی به رشته ی تحریر در آمده که فصلنامهی پژوهشهای قرآنی در شماره 23 و 24 خود آن را چاپ کرده است. نویسنده اساس نظریه های سیاسی را بر این سؤال متمرکز کرده است «که چرا من باید از دولت اطاعت کنم؟» آن گاه دو نوع پاسخ به این سوال را که یکی زادهی خرد بشر و دیگری برخاسته از وحی است را یادآور شده و سپس به تفصیل پاسخ به این سؤال را از منظر قرآن و نهج البلاغه به صورت مقایسه ای بررسی کرده است. 7- مقاله «اخلاق سیاسی از دیدگاه امام علی (ع)» نوشته ی مقصود رنجبر که در نشریه ی شماره 54 فرهنگ کوثر به چاپ رسیده است. نویسنده در این مقاله کوشیده است تا در مورد مبانی فکری و سیاسی امام علی(ع) و بررسی جایگاه اخلاق و سیاست و برنامه های سیاسی و اجتماعی آن حضرت به غور بنشیند. 8- مقالهی «حکمت و حکومت: امام علی و سیاست از منظر نهج البلاغه اثر جواد اطاعت نیز گاهگاهی به مسائل سیاسی از نقطه نظر فرهنگ سیاسی توجه نموده است. این مقاله که در سایت اینترنتی etaat.ir موجود است به موضوعاتی نظیر مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی، نفی استبداد و خودکامگی در رفتار با مردم و گروههای مختلف اجتماعی و شیوه های برخورد با منتقدان پرداخته است. 9- دانشنامه ی امام علی (ع) که زیر نظر علی اکبر رشاد بوده و از سوی انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه ی اسلامی به چاپ رسیده است. دانشنامه ی امام علی (ع) یک دائره المعارف موضوعی در زمینهی شخصیت، سیره و اندیشههای امیرالمؤمنین و تحلیل پدیده های معاصر از دیدگاه آن حضرت می باشد. این دانشنامه با همکاری حدود 250 تن از دانشوران و اساتید حوزه و دانشگاه در 12 جلد تألیف شده است. جلدهای پنجم، ششم و هفتم این دانشنامه به ترتیب، با عناوین «حقوق»، «سیاست» و «اقتصاد» به دیدگاه آن امام همام به این موضوعات پرداخته اند. از جمله ویژگی های این مجموعه را می توان، اهتمام خاص به تبیین مسائل معاصر از دیدگاه امیرالمؤمنین، توجه به مضامین خطبه ها، رسائل و روایات، تنوع و جامعیّت نسبی آن نام برد. اگر چه در این قسمت آثاری به چشم می خورد که به موضوعاتی نظیر فرهنگ سیاسی شیعه، توسعه ی سیاسی از منظر امام علی (ع) و یا سیاست ازمنظر آن حضرت پرداخته اند اما با نگاهی به آثار ذکر شده می توان به این نکته پی برد که موضوع هیچ کدام از پژوهشهای فوق فر هنگ سیاسی مطلوب از دیدگاه امام علی (ع) به منظور فراهم نمودن مقدمات نظری عملی کردن نظم سیاسی مورد نظر امام (ع) نبوده است. بنابراین پرداختن به فرهنگ سیاسی مطلوب نهج البلاغه و با این فرض که مهمترین مؤلفه ی آن فرهنگ سیاسی را «مصلحت عمومی» تشکیل می دهد. از نوآوریهای این رساله به حساب می آید. آثاری هم که در باب «مصلحت» به چاپ رسیده اند از این قرار است: 1-کتاب فقه و مصالح عرفی نوشته ی حسین صابری که از سوی مؤسسه ی بوستان کتاب انتشار یافته است حاوی شش فصل با عناوین کلیات، استنباط و مصلحت، مصلحت واقعی و تشریع احکام، عرف و مصلحت، مصلحت و پیامدها، مصلحت و چالشهای فرا روی آن می باشد. در این کتاب تأکید شده است که چون در روزگار ما فقه شیعه در عرصه ی حکومت وارد گردیده است لاجرم توجه به مفهوم «مصلحت» ضروری است. بر این اساس نویسنده به «مصلحت» به عنوان یکی از مصادر تشریع احکام اسلامی و نقش آن در استنباط احکام اسلامی از نظر فریقین پرداخته و سپس به طرح این سؤال پرداخته که آیا می توان «استصلاح» را مبنای استنباط احکام دانست و اگر جواب مثبت است ارتباط آن با مصلحت عرفی چیست؟ نویسنده در طول کتاب نگرانی خود را از این که گشوده شدن غیر محتاطانه ی باب «مصلحت» در فقه ممکن است منجر به نوعی سکولاریزم دینی گردد نشان داده است. دربارهی این کتاب و نسبت آن با این پژوهش چند نکته در خصوص این کتاب لازم به یاد آوری است: 1-مفهوم مصلحت را در کانون مرکزی خود قرار داده است و نه «مصلحت عمومی». 2- رویکرد فقهی دارد. 3- اثری از فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی در سنت سیاسی مکتوب و سیره اسلامی در آن یافت نمی شود. 2- کتاب «مصلحت» نوشتهی اصغر افتخاری. این کتاب از سوی دانشگاه امام صادق علیه السلام در سال 1390 انتشار یافته و مشتمل بر یک مقدمه، چهار فصل و نتیجه گیری می باشد که جمعاً دارای 207 صفحه است. نویسنده در چهار فصل کتاب خویش به ترتیب درباره ی «مفهوم مصلحت» مصلحت و سیر تطور آن در فقه اهل تسنن و تشیع و بالاخره نظریه ی مصلحت تکامل یافته در اندیشه امام خمینی(ره) پرداخته است. افتخاری بر آن است که از مفهوم مصلحت تاکنون برداشتهای گوناگونی ارائه شده به گونه ای که حول آن جریان های معارض فکری که یک سر طیف آن تأسیس نظام سیاسی را بی آن که بنیاد آن بر «مصلحت» باشد،آب درهاون کوبیدن می دانند و سر دیگر طیف «مصلحت» را نقطه ی مقابل حقانیت دانسته و آن را مخرب سیاست و زمینه ساز زوال و فساد حکومت ها می داند قرار دارند. نویسنده در نهایت، این گونه نتیجه گیری می کند که مصلحت در فقه شیعه مانند سایر قواعد فقهی جنبهی ابزاری داشته و تابع شرایط و ضوابط معینی است و در واپسین جمله ی کتاب می نویسد: «بنابراین هر آن تفسیر و تصویری از مفاهیم سیاست اسلامی که به نوعی «اصل شریعت گرایی» را مخدوش نماید، از اعتبار نظری و کارآمدی عملی برخوردار نخواهد بود». این کتاب نیز علاوه بر آن که رویکردی فقهی به مفهوم «مصلحت» دارد از فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی و آن هم در نهج البلاغه سخنی به میان نیاورده است. 3- کتاب مصلحت و شریعت: مبانی، ضوابط و جایگاه مصلحت در اسلام نوشته ی محمد سعید رمضان البوطی و ترجمه ی اصغر افتخاری : این کتاب در سال 1384 توسط انتشارات گام نو به چاپ رسیده است. کتاب مذکور در بر گیرنده ی مقدمه ی مترجم، شش فصل، نتیجه گیری، پیوست ها و یادداشت ها در 319 صفحه می باشد. نویسنده که از علماء اهل تسنن می باشد با کوشش شایان توجهی به نسبت بین «مصلحت» و «شریعت» پرداخته و این گونه نتیجه گرفته است: به طور قطع می توان گفت که مصلحتی از حیث شرعی معتبر است که با قرآن کریم و سنت نبوی مخالف نبوده و سبب از بین نرفتن مصلحتی هم سنگ یا بالاتر از خود نیز نشود. نویسنده نتیجه میگیرد که در صورتی که حکم مسأله ای در کتاب و سنت نفیا یا اثباتاً نیامده باشد می توان بر اساس «مصلحت» به شرط آن که «مصلحت» مُخَصص کتاب و سنت نباشد به صدور حکم اقدام کرد. چنان چه مشاهده می شود این کتاب نیز به فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی آن هم با استناد به سنت عملی و مکتوب اسلام (نهج البلاغه) نپرداخته است. 4- چهارمین کتابی که می توان در این جا به آن اشاره کرد کتاب دو جلدی «حق و مصلحت» نوشته آقای محمد راسخ است که جلد اول آن در سال 1381 از سوی انتشارات طرح نو و دومی در سال 1392 از سوی نشر نی به زیور طبع آراسته شده است. این کتاب در برگیرنده مقالات گوناگون به صورت تألیفی و ترجمه در سه حوزه می باشد: 1-فلسفهی حقوق 2- فلسفهی حق و 3- فلسفهی ارزش. نویسنده دغدغه ی خود را این گونه بیان می دارد: «در جامعه ی ایران امروز، همه ی گروهها و افراد، برای بیان مواضع خود و به منظور دفاع از ادعاها و عملکرد هایشان به مفهوم حق و به ویژه حق آزادی متوسل می شوند و از سوی دیگر نیز برای موجه سازی نقض پاره ای از حقوق به مفهوم مصلحت عمومی اتکا می کنند». آن گاه به طرح این پرسشها می پردازد که حال باید بررسی کرد که معنای حق چیست؟ و حق بر چه پایه ای استوار است؟ و معنای مصالح عمومی چیست؟ آیا عنصر گوهری در مفهوم مصلحت وجود دارد؟ مصلحت چه کس، کسان یا نهادی تحت عنوان مصالح عمومی می گنجد؟ مرجع تصمیم گیری درباره ی احکام مصلحتی کیست؟ و بالاخره این که آیا می توان به نام مصلحت عمومی، حقوق بنیادین شهروندان را زیر پا نهاد؟ در نهایت نویسنده در بخش سوم کتاب که حاوی سه مقاله به قلم خود وی می باشد و در پاسخ به این سؤال که حقیقت برتر است یا مصلحت؟ این گونه نتیجه می گیرد که: حقیقت یک تنوری است که مصلحت یکی از شاخصه های آن بوده و در زیر آن قرار دارد و نه در تعارض با آن و پارادوکس ظاهری بین حقیقت و مصلحت، با کمی تحلیل و توجه گشوده می شود و روشن می شود که در واقع، تعارضی وجود ندارد. این کتاب هر چند که به لحاظ نظری شباهتهایی با ذهنیت نگارنده این رساله دارد لکن علاوه بر آن که از دیدگاه حقوقی به این مسأله پرداخته، عنوان کلی «مصلحت» و نه مصلحت عمومی را در کانون بحث خود قرار داده است. مهم تر از همه این که ارتباطی با نهج البلاغه و فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی در آن نیز برقراری نمی کند. 5- کتاب دیگری که در این باب نگارش یافته کتاب مصلحت و سیاست: رویکردی اسلامی، اثر دکتر اصغر افتخاری است که از سوی انتشارات دانشگاه امام صادق (ع) منتشر شده است. این کتاب از پنج بخش، 14 فصل و نتیجه گیری انتظام یافته و بیش از 530 صفحه دارد. نویسنده در این کتاب رویکردی فقهی به مصلحت دارد و فرضیه ی او آن است که «مصلحتی» که در اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) آمده است ماهیتی کاملاً دینی داشته و بر خلاف نظر منتقدین این گونه نیست که فقه سیاسی تشیع نیز به همان راهی که فقه اهل تسنن پیشتر رفته است روانه شده باشد. او ورود «مصلحت» در اندیشه ی سیاسی و فقهی امام خمینی (ره) را سرآغاز عرفی گرایی نمی داند. چنان چه مشخص است این کتاب «مصلحت عمومی» را در کانون بحث خود و آن هم به عنوان فرهنگ سیاسی مطلوب که مطمح نظر نهج البلاغه است قرار نداده است. این رساله بر آن است تا نشان دهد که بر پایه ی فرهنگ سیاسی مطلوب نهج البلاغه فرمانروایان باید در مقام فرمانروایی همواره مصالح «عموم رعایا»ی خویش را صرف نظر از سایر ویژگی های عرضی که ممکن است داشته باشند در نظر داشته و بر این اساس سیاست ورزی نمایند. 9 – روش تحقیق استخراج «فرهنگ سیاسی مطلوبِ نهج البلاغه» به ویژه در سطح فرمانروایان هدف اساسی این پژوهش است. از این قرار و با توجه به فرضیه ی اصلی این پژوهش از سویی؛ جستجو، کشف و در نهایت استخراج مفهوم «مصلحت عمومی» به عنوان مهمترین مؤلفه ی فرهنگ سیاسیِ مطلوب نهج البلاغه در سیره ی امام علی (ع) مدّ نظر این رساله است و از سوی دیگر از آن جا که بررسی سیره ی امام علی (ع) بدون پرداختن به قرآن و سیره ی نبوی نیز امکان پذیر نیست پرداختن به همین موضوع در قرآن و سیره ی نبوی نیز در حد لازم و به ضرورت، بخشی از این پژوهش است. از آن جا که بر پایه ی آراء کهن اسلامی، سنّت یا سیره، به عنوان یکی از منابع معتبر شناخت اسلام شامل گفتارها، نوشته ها، کردارها و تقریر پیامبر و یا به قول شیعیان کلّ معصومین (ع) می باشد، (شیمل، 41:1387 و گرجی، 1379: 12و ضیایی بیگدلی، 1391: 77) به ناچار خواندن، فهمیدن، تحلیل و تفسیر گفته ها، نوشته ها، رفتارها و تقریراتی که در بستر تاریخ رخ داده است از ضروریات این پژوهش است. بنابراین نخستین نکته ای که به ذهن می رسد این است که روش تحقیق در این پژوهش در زمره ی روش های کمّی نیست بلکه در زمره ی روشهای کیفی تحقیق قرار می گیرد. دومین نکته آن است که انجام این پژوهش مستلزم ترکیبی از روشهای «سیره پژوهشی»، «تحلیل متن» و «اجتهادی» است. کیفی بودن روش خود متضمّن ویژگی هایی است که نویسنده کوشیده است تا در سرتاسر متن به آن پایبند باشد. از جمله این ویژگیها عبارتند از: 1-اصالت دیدگاه مورد مطالعه: اساسی ترین ویژگیِ تحقیق کیفی آن است که پژوهشگر باید خود را متعهد به دیدن و نگریستن به پدیده ها، کنش ها، هنجارها، ارزشها، مفاهیم و دیگر موارد از نقطه نظر کسانی بداند که مورد مطالعه قرار می گیرند. این اصل که در تحقیق کیفی از آن، به «نگریستن از منظر افراد مورد مطالعه» یاد می شود با مبانی رویکرد فلسفی روش کیفی نیز همخوانی دارد. (ایمان، 1388، 164). در سرتاسر این پژوهش تلاش شده است تا به مباحث، موضوعات و مفاهیم مورد بحث از دیدگاه حضرت علی (ع) و پیامبر (ص) توجه شده و از منظر آنان دیده و فهمیده شود. 2-توصیف[3]: یکی دیگر از ویژگی های اساسیِ تحقیقات کیفی، توصیف دقیق، غنی و جزئی از موضوع مورد پژوهش و زمینه های اجتماعی آن است. اهمیّت توصیف در تحقیقات کیفی به حدّی است که محققانی که از روشهای کیفی در پژوهشهای خود استفاده می کنند را متعهد به «حسّاس بودن» نسبت به آن چه که توصیف می کنند می سازد. علاوه بر این بنابر مقتضای «توصیفِ دقیق و غنی» آنان باید از سطح «توصیف محض» فراتر رفته و به تحلیل زمینه های موضوع مورد مطالعه نیز بپردازند. (همان: 166). 3- زمینه گرایی[4]: روشهای کیفی برای فهم هر چه بهتر دنیای اجتماعی و موضوع مورد بحث بر اهمیّت زمینه و بستر آن تأکید می ورزند. آنان معنای یک رفتار، کنش و یا متن را به زمینه ای که آن رفتار، کنش و یا متن در آن ظهور پیدا کرده است پیوند می دهند. (همان). از این رو در سرتاسر این پژوهش «زمانه» و «زمینه» ی به وجود آمدن گفتارها، کردارها و متون مورد بررسی مدّ نظر قرار گرفته و کوشیده شده است تا گفته، نوشته و یا رفتار مورد بحث در بستر و زمینه ی پیدایش آن فهمیده شود تا شناخت و فهم هر چه دقیق، عمیق و درست تری از سنّت و سیره ی حضرت علی (ع) و بر پایه ی نهج البلاغه پیرامون موضوع مورد بحث حاصل گردد. لازم به ذکر است که پژوهش کیفی نه فقط مستلزم استفاده از روشی واحد نیست، بلکه به معنای «بهره بردرای از ترکیبی از روشهای کیفی است». به همین دلیل است که برخی از روش شناسانِ کیفی، پژوهشِ کیفی را مستلزم نوعی بریکولاژ و پژوهشگر را یک نوع بریکولر به حساب آورده اند. منظور آن پژوهشگران از بریکولاژ دقیقاً آن است که« پژوهشگر باید به صورت خلاقانه با نوعی امتزاج و ترکیب این روش ها، از آنها در راستای پژوهش خود استفاده کند». از این قرار پژوهش کیفی مستلزم نوعی تکثّرِ روشی هم هست. (کوثری، 1387: 162). روش کیفی که بیشتر در «پارادایم تفسیر گرا مورد توجه قرار گرفته» است شامل روش های گوناگونی از جمله تاریخ نگاری، سیره نگاری، مردم نگاری، مطالعه ی موردی و ... می شود. (منوچهری، 1387: 159 و 165). واژهی «سیره» در زبان عربی از ماده ی «سیر» است. و «سیر» به معنای حرکت، رفتن و راه رفتن است. «سیره» که بر وزن فِعلَعه است دلالت بر نوع می کند. پس «سیره» یعنی نوع راه رفتن، به عبارت دیگر «سیره» عبارت است از سبک و اسلوب و متد خاصّی که افراد صاحبِ اسلوب، سبک و منطق در «سیر» خودشان به کار می برند. از این قرار می توان گفت که همه ی مردم «سیر» دارند ولی «سیره» ندارند و سیره فقط به بعضی از افراد اختصاص دارد. بنابراین آن چه در سیره پژوهی اهمیّت دارد شناختن سبک و اسلوبِ رفتاریِ شخصِ مورد بررسی است و نه صرف نگارش رفتارهای او (مطهری، 1387: 46و 57). «سیره» به معنایی که گذشت یکی از مصادر فقه اسلامی و مبنای استنباط احکام شرعی نیز به شمار می رود. از این رو در اصطلاح شرعی به طریقه ی «مأمور به و راه و روش در امور» نیز اطلاق می شود. همچنین از "سیره" به عنوان پایه گذار علم حدیث و سنّت یاد می شود: زیرا در ابتدا سیره ی پیامبر بخشی از احادیث نبوی بود که محدثان آن را در ابواب جداگانه ای جمع آوری و مرتب کردند. (دائره المعارف تشیّع، مدخل سیره). نخستین بار واژه "سیره" در مورد شرح حال نبوی به کار برده شده است. لکن بعد ها دست کم در حوزه ی تشیّع در برگیرنده ی رفتارها، گفتارها و تقریرات تمام معصومین علیهم السلام شد. مثلاً نهج البلاغه حاوی بخش مهمی از سیره ی امام علی(ع) است تا آن جا که برخی از نویسندگان کتابهایی را با عنوان «سیره ی امام علی(ع) در نهج البلاغه» تألیف کرده اند.[5] این نویسندگان حتی آن دسته از سخنان حضرت علی را که گزارشی از رفتارهای او در عالم خارج نیست را به درستی، جزئی از سیره ی آن حضرت به حساب آورده اند. زیرا به اعتقاد آنان گفتار و رفتار امام علی(ع) همواره یکسان بوده و سخنان ایشان مبین سیره ی عمل زندگی و رفتارشان است. (دلشاد تهرانی، www.historylib.com). در نخستین نگاه این گونه به نظر می رسد که سیره نگاری و سیره پژوهی یکی از انواع نوشته های تاریخی مسلمانان باشد. (جعفریان، 1382:23). لکن سیره پژوهشی امری فراتر از تاریخ نگاری است. زیرا پرداختن به سیره پژوهشی هم توجه به موضوعات و مسائلی فراتر از آن چه که مورد توجه تاریخ نگاران است را می طلبد و هم به لحاظ غایات، با تاریخ و تاریخ نگاری تفاوت عمده ای دارد. از این رو بررسی تحولات و مسائل صدر اسلام در قالب سیره نگاری و سیره پژوهشی، به عنوان یکی از منابع معتبر شناخت اسلام (مطهری، 1387: 37 و ضیایی بیگدلی، 1391: 77) از دیر باز تا به امروز مورد علاقه ی اسلام شناسان بوده است. پژوهشگران خاستگاه نخستین سیره نگاری را مدینه یا همان شهر پیامبر(ص) دانسته اند. (الدوری، به نقل از رحمتی: 427 و جعفریان، 41:1382). لکن بعدها چنان گسترش یافت که آن را به مکاتب گوناگونی تقسیم کرده اند. (رحمتی، 1385: 427-421). از نقطه نظر موضوع نیز هرچند در آغاز سیره نگاری صرفاً شامل دو قسمت عمده ی «مبعث» و «مغازی» می شد (جعفریان، 1382: 36). لکن بعدها به حوزه ها و موضوعات گسترده تری تسری یافت. از میان حوزه های روشی، سرگذشت پژوهی یا همان زندگی نامه (بیوگرافی) به سیره پژوهشی نزدیک است، لکن این دو روش با هم تفاوتهایی دارند که نمی توان آن دو را با یکدیگر خلط کرد. زیرا علاوه بر این که «سیره» به لحاظ معنایی حامل بار مثبت می باشد و برخلاف «زندگی نامه» به سرگذشت و زندگی انسانهای بد اطلاق «سیره» نادرست است، از حیث غایات نیز این دو روش با هم تفاوتهای بنیادی دارند. زیرا یکی از اهداف سیره پژوهی ارائه ی «الگویی» برای تأُسّی به آن از سوی افراد مختلف است. معمولاً «سیره پژوهی» را «بررسی سبک زندگی افراد خاصّ برای ارائه ی یک مدل الگویی، تعریف می کنند». این افراد خاص در یک چشم انداز وسیع می تواند در بر گیرنده ی «پیامبران، امامان، حاملان معرفت دینی، قدّیسان، قهرمانان و نخبگان» بشود. (کافی، www. Sokhanetarikh.com). برخی نیز روش سیره پژوهی را در بررسی سبک زندگی چهارده معصوم(ع) به منظور ارائه یک مدل الگویی به مردم به دلیل ویژگیهای خاص آنان منحصر کرده اند. (دائره المعارف تشیع، زیر واژهی سیره و صفری، (www.sokhanetarik.com که می توان آن را از باب محدود کردن تعریف قلمداد کرد. (کافی، همان). برای استنباط الگوی زندگی به منظور ارائه به جامعه ی هدف نیاز به فهم عمیقٍ جهان بینی، گرایشها، و رفتارهای کسانی است که در سیره پژوهی مورد مطالعه هستند. از این رو است که پژوهشگران این حوزه یِ روشی، «سبک زندگی» را بر سه اصل استوار دانسته اند. 1- نگرش ها (جهان بینی)، 2- گرایشها (تمایلات). 3- رفتار. طبعاً درکِ «گرایشها» و «رفتارها» فرع بر موضوع «نگرش ها» یا جهان بینی به شمار می روند. زیرا گرایشها و رفتارها در جهان بینی معنا می دهند و اگر جهان بینی شناخته نشود موارد دیگر نیز قابل شناسایی نیست. بنابراین «ارائه ی الگوی مناسب برای جامعه» که هدف اصلیِ روشِ سیره پژوهی است نیز می تواند به ارائه ی الگو در حوزه های سه گانه ی بینش ها، گرایشها و رفتارها طبقه بندی شود. بدینسان روش مختارِ این پژوهش با آن چه که پیشتر از قول ابراهیم برزگر از آن به تقسیم بندیِ اسلام به ارکان یا ساحتهایِ سه گانه ی اعتقادات (نگرش ها)، اخلاقیات (گرایش ها) و احکام (رفتارها) یاد شد نیز مطابقت دارد. بدینسان می توان گفت وقتی که از سیره پژوهی به عنوان یک «روش» یاد می کنیم در این جا «روش» معادل «فکر» در منطق می باشد زیرا در سیره پژوهی به عنوان یک روش از «سیره» برای حل یک مجهول کمک گرفته می شود. از آن جا که از زاویه ای دیگر این پژوهش به بررسی و فهم متون و اسناد تاریخی مربوط می شود از روشهای «تحلیل متن» و «اجتهادی» نیز بهره گرفته شده است. از جمله روش های تحلیل متن که برای فهمِ دقیق و عمیق متون سیاسی کاربرد دارد روش هرمنوتیک قصدگرای مؤلف محور کوئینتین اسکینر است که در این جا به اختصار به آن اشاره می کنیم. اندیشه های سیاسی محصول دیالکتیک اندیشه و واقعیت هستند و بنابراین دارای خصلتی زمانمند و مکانمند هستند. همین ویژگی را یکی از موانع فهم درست اندیشه های سیاسی و درک صحیح از نیّت و انگیزه های اندیشه گران آن دانسته اند. از همین رو و برای حل این مشکل، دانش هرمنوتیک که اساساً ناظر به فهم عمیق و درست متون است پا به عرصه ی وجود گذاشته است. یکی از اندیشه گرانی که در این باره کوشش های فراوانی کرده کوئینتین اسکنیر است. اسکینر از برجسته ترین و مشهورترین اندیشه گرانی است که دل مشغولی و دغدغه ی متدولوژیک دارد. او با بهره گیری از دانش هرمنوتیک برای فهم متون و اندیشه های سیاسی، روشی بدیع را پایه گذاری کرده است که به «هرمنوتیک روشیِ قصد گرایِ مؤلف محور» شهرت دارد. آن چه برای اسکینر بیش از هر چیزی اهمیّت دارد نه فقط فهم اندیشه های سیاسی است بلکه معنای نهفته در پس تاریخ اندیشه های سیاسی نیز هست. روش ابداعی اسکینر در واقع به دنبال رفع نواقص و کاستی های هرمنوتیک متن محور و مولف محور و زمینه گرا است. او برای این کار از نظریه ی آوستین دائر بر این که گفتار همیشه صرفاً برای بیان واقعیّت به کار نمی رود، بلکه برای انجام عمل و یا ایجاد تأثیری خاصی بر روی مخاطبان نیز مورد استفاده قرار می گیرد کمک گرفته است. بر این اساس اسکینر با تأکید بر کنش گفتاری «مقصودرسان» به این نتیجه می رسد که گوینده و یا نویسنده با گفتن و نوشتن در واقع کاری انجام داده و مقصودی و منظوری داشته است که اسکینر به آن «قدرت کنش گفتاری قصد شده» می گوید. از این جاست که اسکینر معتقد است که پژوهشگر برای رسیدن به نیّت مؤلف باید دست کم به این دو سؤال اساسی پاسخ بگوید. 1.نویسنده در نوشتن متن، نسبت به متون دیگر که زمینه ی ایدئولوژیک آن متن را تشکیل می دهد، قصد انجام چه کاری را دارد؟ 2.نویسنده در به وجود آوردن یک متن نسبت به کنش سیاسی در دسترس و مورد بحث که زمینه ی عملی را تشکیل می دهد می خواهد چه کاری را انجام دهد؟ برای پاسخ دادن به این دو سؤال ابتدا باید زبان خاص موجود در دوره ی به وجود آمدن متن و معانی و مفاهیم و گزاره های آن زمان را که هر نویسنده ای با استفاده از آنها اقدام به نگارش می کند شناخت. زیرا متن تجسم یک عمل ارتباطی قصد شده است که در یک فضای فکری خاصی که اسکینر از آن به «هنجار مرسوم» تعبیر می کند به وجود آمده است. پس از درک زمینه های زبان شناختی یا ایدئولوژیک (هنجار مرسوم) یک متن و بازسازی آن نوبت به آن می رسد که بفهمیم مؤلف هنگامی که در هنجارهای مرسوم تصرف می کند در حال پی گیری چه انگیزه و هدف سیاسی است. به عبارت دیگر با قرار دادن متن در زمینه عملی (practical context) تلاش می کنیم بدانیم مؤلف با تغییر در هنجارها و مفاهیم مسلط درصدد چه تغییری در کنش های سیاسی عصر خود می باشد. این مرحله از کار اسکینر شبا هت هایی با «جامعه شناسی معرفت» کارل مانهایم و «فهم نظریه های سیاسی» توماس اسپرینگز دارد. (عمادی، و بی نام و حقیقت، 1387: 333-332). منظور از روش اجتهادی نیز همان روش مصطلح در حوزه های علمیّه است. روشی که مبتنی بر اصول فقه یا قواعدی است که باید برای استنباط از کتاب و سنّت به کاربرده شود تا بتوان برای احکام، مسائل و موضوعات استخراج شده از آن دو منبع اعتبار قائل شد. مشهور است که موضوع علم اصول ادلهی اربعه، یعنی کتاب، سنت، اجماع و عقل است. کارکرد روش اجتهادی مبتنی بر اصول فقه «به دست آوردن قدرت و نیروی استنباط است». (گرجی، 1379: 309). زیرا مسائل علم اصول مسائلی است که می تواند کبرای قیاس استنباط قرار گیرد. یعنی کبرای قیاسی که اگر صغرای مناسب به آن ضمیمه گردد نتیجهی آن حکم کلّی شرعی است؛ مانند مسألهی حجت بودن یا حجّت نبودن خبر واحد، استصحاب و قیاس. (همان) از این رو برخی اصول فقه را علم اجتهاد یا «منطق فقه» دانسته اند. زیرا اصول فقه علم قواعدی است که برای استنباط شرعیِ فرعی، به وسیلهی ادلهی تفصیلی خود تهیه شده است. (دائره المعارف تشیّع، جلد2: 246). از این رو می توان گفت: اصول فقه در واقع اصول عمومی و روش های تحلیلیِ مورد نیاز برای مراجعه به کتاب و سنّت را به منظور استخراج احکام از آن تشکیل می دهد. زیرا دانش اصول فقه هم منطق تفسیری لازم را برای فقه پدید آورده است و هم ساز و کارهای استنتاجی و نتیجه گیریِ منطقیِ آن را شکل بخشیده است. از این رو پژوهشگران این دانش را حاوی منطقی روش شناختی معرفی نموده و براین باورند که دانش اصول فقه به مثابه روش شناسی اجتهاد عمل می کند (نیازی، عمران احسن خان، ). روش «اجتهادی» در حوزه ی کتاب و سنت آن چنان مورد اهتمام پژوهشگران است که برخی نه فقط به «ضرورت تولید علم دینی به روش اجتهادی» قائلند بلکه «روش اجتهادی را تنها روش کامیاب و موجه در تولید علوم اسلامی» دانسته اند. (حسنی، و علیپور، 1386: 9). زیرا آنان روش اجتهادی را مهمترین ساز و کار فهمِ دینی و اصلی ترین عنصر، در پویایی و سیلان دائمی شریعت اسلامی در عصر خاتمیت می دانند که به وسیله ی آن می توان به «مدیریت فرد، اجتماع و سیاست پرداخت». (). بهره برداری از علم اصول و استخدام این علم برای فقه بدون شک پس از رحلت رسول اکرم(ص) شروع شده و بعدها توسعهی فراوان یافته است. (گرجی، 1379: 310) برخی دیگر این گونه قائل هستند که روش اجتهادی در عصر حضور به استفاده از کلام پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام اطلاق میشد؛ از این رو به فراگیری علوم پیش نیاز متوقف نبود ولی در عصر غیبت، برشناخت مجموعه ای از علوم مانند زبان عربی، منطق، رجال، اصول و ... متکی است. هرچند در مقدار لازم هر یک از این علوم پیش نیاز بحث هست. (دانشنامه اسلامی، سایت اینترنتی www.ahlolbait.com) لکن در حقیقتِ اجتهاد، که همان رد فرع بر اصل است، تفاوتی میان عصر حضور و عصر غیبت نیست. حقیقتی که لازمه ی آن دانش اصول است زیرا علم اصول را به «دانستن قواعد کلیهای که اگر مصادیق و افراد آنها را به دست آورده و به آن قواعد ضمیمه کنیم نتیجه]ی[ آن حکم کلّیِ فقهی میشود». تعریف کرده اند. (گرجی، 1379: 308). حالا این حکم می تواند به حکم خصوصی و یا حکم عمومی تقسیم شود. حکم خصوصی حکمی است که موضوع آن، فرد یا افراد خاص است اعم از آن که تنها یک فرد مکلف به انجام آن باشد و یا افراد زیاد و حکم عمومی که تاکنون کمتر به آن توجه شده است حکمی است که موضوع آن نه فرد یا افراد بلکه کل جامعه است که حکومت ها آن را «بر مبنای مصالح عمومی جامعه» به تصویب رسانده و اجرا می کنند. (همان، 11). بی جهت نیست که برخی از پژوهشگران از دانش اصول فقه به عنوان «تئوری حقوقی اسلامی» یاد می کنند (وائل بن حلاق، 1388: 31 و عمران احسن خان نیازی، mfeb.ir). که در بردارنده ی این معنای مهم است که اصول فقه در شکل تکامل یافته ی آن باید اداره کننده ی جوامع اسلامی با همه ی تنوعات نژادی، مذهبی و ... باشد. معلوم است که در این جا فقه به معنای «علم قوانین اسلامی» و اصول فقه به معنای روش های استنباط احکام دینی از منابع شرعی» به کار رفته است. (راسخ، 1388: 17). مطهری معنای صحیح روش اجتهادی را «به کاربردن تدبر و تعقل در فهم ادله شرعیه، که البته احتیاج دارد به یک رشته علوم که مقدمه شایستگی و استعداد تعقّل و تدبّر صحیح و عالمانه باشد» تعریف می کند (www.wikifegh.ir). مسائل عمده ای که در علم اصول به آن پرداخته می شود شامل مبادی لغوی علم اصول، مانند وضع، اقسام وضع، حقیقت ومجاز، منقول، مشترک و ... مبحث الفاظ مانند مدلول امر، مدلول نهی، فور، تراخی، تکرار، توصلّی و تعبّدی و ...، مباحث استلزامات یا همان عقلیات غیر مستقلّه، مانند وجوب مقدمه، اجتماع امر و نهی و ...، عقلیات مستقله مانند حسن و قبح عقلی، تلازم بین عقل و شرع و اصول عقلیه، مسائل عقلانی مانند حجیّت ظهورات و حجیّت خبر ثقه، مباحث شرعیه، تعارض ادله، اجتهاد و تقلید، عام وخاص و... می باشد. (گرجی، 1379: 312-311 و دائره المعارف تشیّع، ج2: 246). از این قرار پژوهشگر با اشراف به تمام یا برخی از مسائل فوق می تواند از روش اجتهادی برای کشف حقیقت به کتاب و سنّت مراجعه کند تا مجهولی را معلوم کند. پس این روش را می توان در زمرهی روشهای تحلیل متن نیز قرار داد. تا آنجا که به گردآوری داده های پژوهشی مربوط می شود باید گفت که یکی از انواع روش های گردآوری اطلاعات مطالعه ی اسناد، متون و سیره می باشد. (سید امامی، 1387: 184 و 199). از این رو در تدوین این پژوهش از متون، اسناد سیاسی مربوط به صدر اسلام وسیره نبوی و علوی و سایر منابع اصیل کتابخانه ای نظیر قرآن، نهج البلاغه، حدیث و کتب مربوط به فلسفه و فرهنگ سیاسی استفاده خواهد شده است. 10- سازمان دهی پژوهش این پژوهش با هدف نشان دادن این واقعیت که «عام گرایی سیاسی» و «عام گرایی اخلاقی» از اجزاء لاینفک و ذاتیِ فرهنگ اسلامی به حساب آمده و از این رو می توان گفت که «مصلحت عمومی» مهمترین مؤلفه و عنصر فرهنگ سیاسی مطلوبِ نهج البلاغه به شمار می رود به شکل زیرسازمان دهی شده است: رساله حاوی دو بخش است. بخش اول به کلیّات و مفاهیم نظری پژوهش اختصاص دارد که خود مشتمل بر سه فصل است. در فصل اول به کلیّات پژوهش مانند طرح مسأله، اهمیّت آن، اهداف پژوهش، پیشینه ی تحقیق، سؤالات اصلی و فرعی و فرضیه های اصلی و فرعی و ... پرداخته شده است. فصل دوم به «فرهنگ سیاسی» اختصاص دارد. در این فصل به مفهوم «فرهنگ» و «فرهنگ سیاسی» تعاریف آنها، ویژگی های آن دو و بررسی سیر تحولات آن در اندیشه ی غربی و ایرانی – اسلامی پرداخته شده است. علاوه بر این در این فصل به خاستگاه و منشأ فرهنگ سیاسی، اهمیت آن، کارکرد و طبقه بندی های رایج از فرهنگ سیاسی نیز پرداخته شده است. تأکید بر نقش دین به عنوان یکی از مهمترین خاستگاه ها و منشأ فرهنگ سیاسی و عاملی مؤثر در پیدایش، پایایی و دگرگونی فرهنگ سیاسی به ویژه در ایران، اشاره به فرهنگ و فرهنگ سیاسی و اهمیّت آن در نزد اندیشه گران اسلام و ایران، تأکید بر اهمیّت فرهنگ سیاسی به مثابه نرم افزارهای ذهنی که تعیین کننده ی رفتارهای سیاسی به ویژه در سطح فرمانروایان هستند و تأکید بر طبقه بندی فرهنگ سیاسی به ویژه به فرهنگ های سیاسی مطلوب و موجود، فرهنگ سیاسی در سطح فرمانروایان و فرمانبرداران در این فصل مدّنظر نویسنده بوده است. در فصل سوم به مفهوم «مصلحت عمومی» به عنوان پایه و اساس «سیاست» و بلکه غایت آن پرداخته شده است. نویسنده در این فصل به این ایده پرداخته است که بنیادی ترین شاخصه ای که امر سیاسی را از غیر سیاسی جدا می کند، خیر عموم یا مصلحت عمومی است. منظور از مصلحت عمومی نیز آن است که: اندیشیدن به مسائل و تصمیم گیری های سیاسی از فراز علائق شخصی، جناحی، گروهی، قومی، قبیله ای، نژادی، مذهبی و ... مهمترین وظیفه ی فرمانروایان است. به عبارت دیگر چنان چه فرمانروا در تصمیم گیری های خویش به جای مبنا قرار دادن خیر و مصلحت عموم مردمان تحت امرش خیر و مصلحت خویش، خویشاوندان، طبقه ای خاص نژادی خاص، مذهبی خاص و... را مبنای تصمیم گیری خویش قرار دهد، در این حالت او تصمیم گیری سیاسی نمی کند. از این رو در این فصل نویسنده کوشیده است تا وجوه گوناگون این مفهوم بنیادین را از واژه شناسی گرفته تا منشأ پیدایش این مفهوم، تعاریف تاریخچه ی آن در شرق و غرب و رابطه ی بین مصلحت عمومی و خصوصی بپردازد. از نوآوری هایِ این فصل، پیوندی است که بین دو مفهوم «فرهنگ سیاسی» و «مصلحت عمومی» برقرار شده و منجر به شناسایی دو نوع از فرهنگ سیاسی، یکی معطوف به مصلحت عمومی و دیگری معطوف به مصلحت خصوصی شده است. نظر به اهمیتی که این تقسیم بندی از فرهنگ های سیاسی در این رساله دارد، در ادامه تلاش شده است تا نشان داده شود که کدام فرهنگ ها و با چه ویژگی های هستی شناسانه و انسان شناسانه مستعدّ پیدایش مفهوم «مصلحت عمومی» هستند و کدام فرهنگ ها فاقد این استعدادند. بدینسان نشان دادن نسبت بین فرهنگ سیاسی و مصلحت عمومی از موضوعاتی است که در این فصل به آن توجه شده است. در انتهای این بخش نیز به ترسیم و توضیح الگوی تحلیل این رساله پرداخته شده است. بخش دوم که به فرهنگ سیاسی مطلوبِ نهج البلاغه اختصاص دارد، حاوی فصول چهارم، پنجم و نتیجه گیری میباشد. این بحث به طور کلّی به اثبات عام گرایی سیاسی و اخلاقی در سیره نبوی و نهج البلاغه اختصاص دارد. زیرا اثبات فرضیه اصلی و فرضیه ی فرعی دوم این پژوهش مستلزم نشان دادن عام گرایی سیاسی و اخلاقی در سنت اسلامی است. از آن جا که نهج البلاغه که در برگیرنده ی بخش هایی از سیره و آموزه های علوی است خود در حکم شاخه ی از درخت قرآن، آموزه ها و سیره ی نبوی هستند و خود حضرت علی(ع) کراراً بر این نکته پای فشرده اند که ایشان به دنبال احیاء قرآن و سیرهی پیامبر اکرم(ص) هستند لذا پرداختن به نهج البلاغه و سیره امام علی(ع) در این پژوهش بدون پرداختن به قرآن و سیره ی نبوی نه امکان پذیر است و نه مطلوب. از این رو فصل چهارم به فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی در سیره ی اسلامی- نبوی اختصاص داده شده است. در این فصل به تفصیل نشان داده شده است که فرهنگ اسلامی برخاسته از قرآن و سنت نبوی حاوی بنیادهای هستی شناسانه و انسان شناسانه برای پیدایش مفهوم مصلحت عمومی میباشد. سپس به این امر در سه حوزه ی اعتقادات یا هستها، اخلاق یا بایدها و فقه یا رفتارهای عملی پرداخته شد و نشان داده شده است که فرهنگ سیاسی برخاسته از آبشخور قرآن و سنّت نبوی به لحاظ اخلاقی و سیاسی عام گرا بوده و بنابراین در امر سیاست ورزی ناظر و معطوف به مصلحت عموم، تمام مردمانِ تحت امر فرمانروایان و نه برخی از آنها می باشد. واکاوی مجدد مفاهیم اعتقادی، اخلاقی و پرداختن به سیره ی عملی پیامبر(ص) در حوزه های سه گانه ی پیش گفته برای اثبات چنین ادعایی از ضروریات بوده است که در این فصل به آن اهتمام ورزیده شده است. فصل پنجم با عنوان فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی در نهج البلاغه است. این فصل متکفل نشان دادن این نکته است که فرهنگ سیاسی مطلوبِ نهج البلاغه فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی است. برای اثبات این امر ابتدا باید با توجه به ساحت های سه گانه ی اعتقادات، اخلاقیات و رفتارها در نهج البلاغه نشان داده شود که «عام گرایی» در حوزه ی اخلاق و سیاست از اجزاء لاینفک فرهنگ سیاسی مطلوب آن است. برای این منظور ضمن بررسی بنیادهای هستی شناسی و انسان شناسی نهج البلاغه به این موضوع پرداخته شده است که گزاره های اعتقادی، اخلاقی و سیره ی عملی حضرت علی(ع) که مستخرج از نهج البلاغه هستند جملگی بر عام گرایی سیاسی و اخلاقی دلالت دارند و بنابراین بستر ساز «مصلحت عمومی» در حوزه ی سیاست هستند. در این فصل نشان داده شده است که تاکید نهج البلاغه بر عدالت، ضرورت حکومت، شورا، بیعت و قانون مداری ناشی از «فرهنگ سیاسی معطوف به مصلحت عمومی» به عنوان فرهنگ سیاسی مطلوب در نهج البلاغه است. در پایان نیز به نتیجه گیری و استنتاجات موضوعی و نظری پرداخته شده است. [1] . اندیشه گرانی چون محمد رضا نیکفر، آرامش دوستدار، سید جواد طباطبائی و .... هر کدام به گونه ای به این امر معتقد هستند. نیکفر با توجه به مفاهیم نظری «الهیات سیاسی» بر این باور است که سیاست ورزی در اسلام اساساً امکان پذیر نیست، زیرا اسلام با تدوین دو گانه ی «مسلم- کافر»، «خدا- شیطان»- «دار الاسلام و دارالکفر» و اعتقاد به این امر که این قطبهای دو گانه نهایتاً باید به نفع قطب الهی و ایمانی رفع شود، اساساً نمی تواند سامان دهی امور همگان را بر عهده بگیرد. او با تشبیه دو گانه «مؤمن» و «کافر» به دو گانه ی «دوست» و «دشمن» کارل اشمیت بر آن است که نظام اسلامی صرفاً دوست یا همان مؤمن را مشمول سیاست ورزی می داند. او در این باره استدلال می کند که: «دین اسلام دین جهانی است، خدای اسلام امّا نتوانسته است خدای همه ی جهانیان باشد. این خدا، همواره خدای یک قبیله، یک قوم و یک سلسله بوده است. این قدرت به سادگی میان قبایل مختلف پاره پاره می شود و خود به روی خود شمشیر می کشیده است. تبعیض میان خودی و غیرخودی از احکام ثابت این خدا است.» همچنین در اسلام همه چیز از پیش تعیین شده است و بنابراین جایی برای اندیشیدن، تفکر و «سیاست ورزی» وجود ندارد. (نیکفر، الاهیات شکنجه، 1388: www.nilgoon.Org و خلجی و نیکفر، گفت و گو درباره ی الاهیات شکنجه، www.zamaneh.com/nikfar/2010/01و نیکفر، رژیم و ایدئولوژی تبعیض، 1387، www.feminist school.com ). جان کلام آرامش دوستدار نیز که در دو کتاب «درخششهای تیره» و «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» انعکاس یافته؛ این است که دینداران و از جمله همه ی ایرانیان به علّت ابتلا به «دین خویی» قادر به تفکر نیستند. از این رو قادر به سیاست ورزی هم نیستند. منظور او از «دین خویی» یعنی آن رفتاری که امور را بدون پرسش و دانش می فهمد و نتیجه می گیرد که فرد «دین خو» در واقع چیزی را نمی فهمد بلکه در توهم فهمیدن به سر می برد. از این رو، او دین را عامل تیره روزی انسان ها می داند. (حقدار، علی اصغر، آرامش دوستدار و هنر نیندیشین، www.Irraha.com و هاشمی، منصور، شناخت فلسفی یا ستیز ایدئولوژیک،.comwww.mansurhashemi) سیدجواد طباطبایی نیز به «امتناع تفکر» بر پایه ی اندیشه ی دینی اعتقاد دارد که نتیجه ی آن رفتن سیاست به محاق خواهد بود. زیرا سیاست بر پایه ی اندیشه استوار است. (طباطبائی، 1379: پیشگفتار و همین نویسنده، 1371: 26-28. و حقدار، 1383: 73-72). [2] .توضیح این که مؤلفه های پایه به آن دسته از مؤلّفه هایی اطلاق می شود که در نهایت بتوان تمام کنش ها و ارزشها را به آن فرو کاست لکن خود به یکدیگر تقلیل ناپذیرند.(این مفهوم از دانش ریاضی اقتباس شده است). [3] Description. [4] .conceptualism. [5]. رخساره ی خورشید: سیره ی امام علی (ع) در نهج البلاغه، عنوان کتابی است از مصطفی دلشاد تهرانی که توسط انتشارات دریا در سال 1392 به چاپ رسیده است. |
![]() بیش از (1700) سوپرگروه تبلیغاتی تلگرامکاملترین بانک سوپرگروه های تبلیغاتی تلگرام بیش از 1700 سوپرگروه تبلیغاتی لینک آزاد با آپدیت منظم
|
![]() فرجام شناسی در اندیشه سیاسی اسلام با تکیه بر تفاسیر شیعه از قرآن مجید...چکیده تحقیق حاضر با مراجعه به آیات قرآن کریم و با تکیهبر تفاسیر شیعه، سیر حرکت تکاملی انسان و فرجام جهان را بررسی کرده است. در ابتدا ضمن تشریح طرح پژوهش به بیان کلیاتی درباره مفهوم فرجام، فرجام شناسی، آیندهپژوهی، اندیشه سیاسی در اسلام، تفاسیر شیعه، حکومت جهانی و مهدویت پرداختهشده است. سپس مبانی نظری بحث با تشریح مبانی فرجام شناسی آرای کلی مکاتب گوناگون الهی و بشری درباره نگرش مثبت و منفی به آینده جهان بررسی گردیده است. در این زمینه با اشاره به دیدگاههای دین زرتشت و ادیان ابراهیمی نسبت به آینده جهان، بهنوعی میان آنها مقایسهای انجامگرفته است. آنگاه به بررسی نظریات اندیشمندان از ابتدای تاریخ اندیشه و درنهایت اندیشمندان معاصر غربی پرداختهشده و نظریههای مکتبهای لیبرالی و غربی درباره آینده جهان مورد ارزیابی قرارگرفته است. در بخش اصلی پژوهش نیز مهمترین آیات مربوط به فرجام شناسی از منظر تفاسیر شیعه از قرآن مجید ذکرشده و بحثهای تفسیری حول آن مؤلفهها آورده شده و بر همین اساس در سه محور خدامحوری، آرمانگرایی و حکومت صالحان، مؤلفههای فرجام شناسی قرآنی بر اساس تفاسیر شیعه برشمرده و موردبررسی قرار گرفته است. در پایان نیز نتیجهگیری بحث بهصورت فشرده در سه محور انجامگرفته است. مفاهیم کلیدی: فرجام شناسی، اندیشه سیاسیِ اسلام، تفاسیر شیعه، خدامحوری، آرمانگرایی، حکومت صالحان. فهرست مندرجات 1-فصل اول: کلیات9 1-1-طرح مسئله10 2-1-اهمیت پژوهش12 3-1-اهداف پژوهش13 4-1-سابقه پژوهشی موضوع13 5-1-سؤال پژوهش15 6-1-فرضیه پژوهش15 7-1-روش پژوهش15 8-1-روش جمعآوری مطالب15 9-1-تعریف مفاهیم و اصطلاحات15 1-9-1-فرجام شناسی16 2-9-1-اندیشه سیاسیِ اسلام16 3-9-1-تفاسیر شیعه17 4-9-1-خدامحوری19 5-9-1-آرمانگرایی19 6-9-1-حکومت صالحان20 10-1-موانع پژوهش21 11-1-سازماندهی پژوهش21 2-فصل دوم: مبانی نظری22 1-2-مبانی فرجام شناسی در قرآن مجید.....................................................................................................23 2-2-تشابهات و تفاوتهای آیندهپژوهی با فرجام شناسی......................................................................23 3-2-رویکردها در شناخت آینده.......................................................................................................................25 4-2-ضرورت نگرش دینی به آینده..................................................................................................................25 5-2-نقش ادیان الهی در شکوفایی نگاه مثبت به آینده...........................................................................25 6-2-ویژگیهای مبنایی فرجام شناسی اسلامی و قرآنی.........................................................................26 7-2-فرجام شناسی شیعی...................................................................................................................................27 8-2-قرآن؛ منبع آگاهی از آینده.......................................................................................................................28 9-2-اراده حاکم بر جهان و انسان.....................................................................................................................28 10-2-قانونمندی تحولات اجتماعی................................................................................................................29 11-2-تکامل هدفمند جهان و انسان..............................................................................................................30 12-2-سنتهای حاکم بر جهان و انسان.......................................................................................................31 13-2- فرجام شناسی در مکاتب گوناگون....................................................................................................32 1-13-2-فرجام شناسی مبتنی بر آموزههای ادیان الهی...............................................................................32 2-13-2-فرجام شناسی در مکاتب فکری بشری............................................................................................35 14-2-الگوی تحلیل...............................................................................................................................................42 3-فصل سوم: مؤلفههای فرجام شناسی بر اساس تفاسیر شیعه از قرآن مجید.................45 1-3-تفاسیر شیعه در رابطه با فرجام شناسی در مهمترین آیات قرآن..............................................46 1-1-3-تفاسیر شیعه از آیه 5 سوره قصص......................................................................................................47 2-1-3-تفاسیر شیعه از آیه 55 سوره نور.........................................................................................................55 3-1-3-تفاسیر شیعه آر آیه 105 سوره انبیاء..................................................................................................71 4-1-3-تفاسیر شیعه از آیات 32 و 33 سوره توبه..........................................................................................78 5-1-3-تفاسیر شیعه از آیه 128 سوره اعراف.................................................................................................90 6-1-3-تفاسیر شیعه از آیه 54 سوره مائده.....................................................................................................98 7-1-3-تفاسیر شیعه از آیه 53 سوره فصّلت................................................................................................112 2-3-مؤلفههای فرجام شناسی بر اساس تفاسیر شیعه..........................................................................122 1-2-3-خدامحوری...........................................................................................................................................124 2-2-3-آرمانگرایی..........................................................................................................................................124 3-2-3-حکومت صالحان..................................................................................................................................127 نتیجهگیری..................................................................................................................................................................130 منابع..................................................................................................................................................................................134 فصل 1 کلیات 1-1-طرح مسئله مقصد تکاملی یا غایت آفرینش آدم کجاست؟ بدون تفکر و تأمل در طرح کلی عالم چگونه میتوان به این حقیقت رسید؟ مورچهای که تلاش میکند تا آذوقه زمستانش را جمع آورد نه در عالم تأمل میکند و نه خود را میشناسد و همینکه بشر در طرح کلی عالم میاندیشد و در جستوجوی حقیقت است معلوم میدارد که او به لحاظ روحی امکان محیط شدن بر عالم هستی را دارد، اگرچه به لحاظ جسمی به خاک وابسته است و امکان پرواز نیز ندارد. حقیقت هیچچیز را بیرون از طرح کلی عالم نمیتوان دریافت، چه برسد به حقیقت وجود انسان را که مظهر همه عوالم است. عالم ذات واحدی است و غایت آفرینش بشر از غایت کل وجود جدا نیست و اگر در مأثورات دینی ما هست که پس از برقراری حکومت عدل جهانی که غایت تکاملی مقام جمعی بشر است قیامت صغرا نیز واقع میشود و همه عالم هستی در هم میریزد و نظام دیگری به خود میگیرد؛ یعنی هنگامی جهان به مقصد میرسد که آدم در مقام کلی خود به مقصد تکاملی خویش رسیده باشد. یکی از موضوعات مشترک و همگانی در میان جوامع انسانی، پژوهش و کاوش پیرامون فرجام تاریخ و چگونگی آینده است؛ زیرا جوامع بشری جدا از تعلقات دینی، جغرافیایی و وابستگیهای نژادی همواره از امیدواری به آینده خرسند و از ناامیدی نسبت به آن نگراناند. از این نظر میتوان فرجامخواهی را دغدغه تاریخی و کهن همه امتها و ملل جهان دانست که بهصورت گرایش مشترک در نهاد ترقیخواه انسانها ریشه دارد. این دغدغه سبب شده است که مسئله فرجام شناسی و بحث از آینده، همواره بهعنوان یک گفتمان زنده و پویا، توجه اندیشمندان، اعم از ادیان الهی و مکاتب بشری را به خود معطوف سازد تا در تلاشی مستمر، به پیشبینی روند تحولات درگذر زمان و چگونگی حوادث فردای تاریخ بپردازند. امروزه بسیاری از فرضیهها و نظریهپردازیهای آیندهنگر بر پایه بحث از چگونگی آینده و پیشبینی حوادث فرارو و پیامدهای آن استوار است. به همین دلیل، در بسیاری از مراکز دانشگاهی جهان، پژوهش پیرامون آینده با توجه به اهمیت و کاربردهای گوناگون آن، بهعنوان یکرشته تحصیلی مطرح است. این بحث از زوایای مختلف تاریخی، جامعهشناسی، سیاسی و دینی قابلبررسی است؛ اما آنچه در این خصوص مهم و راهگشاست، توجه به نقش اساسی ادیان الهی، بهویژه آموزههای قرآنی، در شکوفایی نگاه مثبت به فردای تاریخ است؛ زیرا گرچه اندیشه فرجامخواهی و آیندهنگری دارای ریشههای فطری و سابقه کهن تاریخی است؛ اما این بحث قبل از هر چیز، رهاورد گفتمان دینی بوده و منادیان اصلی آن، پیامبران الهی و کتب آسمانی، بهخصوص قرآن مجید هستند. آنچه باید در حوزه مطالعات دینی نسبت به این موضوع مورد تأمل قرار گیرد، نگرش قرآنی به مسئله فرجام تاریخ و تبیین مؤلفههای فرجام شناسی اسلامی بر اساس آموزههای وحیانی است، زیرا ویژگیهای منحصربهفرد نگاه قرآن در رویکرد به آینده و تأثیرات فراگیر آن، رسالت دینی ما را در اهتمام به نگرش قرآنی نسبت به این موضوع دوچندان مینماید. ازاینروی بحث از آیندهنگری اسلامی با تکیهبر آیات قرآن، به دلیل نقش الهامبخش آموزههای قرآنی در ترسیم چشمانداز آینده تاریخ، یکی از مهمترین اولویتهای مطالعات دینی در عرصه آیندهپژوهی شمرده میشود. بر همین اساس، گفتمان فرجام شناسانه دینی را میباید مستحکم بنا نهاد و به توسعه آن پرداخت. به اعتقاد نگارنده، فرجام شناسی اسلامی در جریان نظریهپردازیهای راهبردی و نقشآفرینی در شکلدهی و تغییر نگرش عمومی نسبت به آینده، کاربردهای اساسی جهانی دارد؛ زیرا غنای ذاتی اندیشه فرجام شناسی اسلامی و قابلیتهای نظریهپردازی آن، دستمایه بزرگی است که میتواند گفتمان نجات گرایی اسلامی در قالب ایده قرآنی مهدویت را به نظریه جهانی و آرمانخواهانه بشریت تشنه عدالت و معنویت تبدیل کند. به همین دلیل، آنچه در عرصه گفتمان فرجام شناسی دینی و تبیین دورنمای آینده تاریخ از دیدگاه اسلام، رسالت دینی ما و نیاز مبرم این عصر و زمان است، توجه به دو امر اساسی در عرصه تئوری سازی و عملیاتی شدن نظریه فرجام شناسانه قرآن کریم است: 1-تبیین صحیح و اصولی نظریه فرجام شناسانه دینی بر اساس الگوسازی قرآنی؛ یعنی استخراج مبانی و مؤلفههای فرجام شناسی اسلامی و تئوری سازی بر اساس ایدئالها و ترسیم جامعه آرمانی در آموزههای بالنده قرآن مجید. 2-طراحی راهبرد نجات جامعه بشری بر پایه این ایده قرآنی، در قالب نظریه «مهدویت» و نجات اندیشی اسلامی و ارائه آن در گفتمانهای جهانی و بینالمللی، متناسب با نیازها و اقتضائات زمان. ازاینرو ضرورت دارد ابعاد، اهداف و کارکردهای ایده قرآنی و فرجام شناسی اسلامی، در سطوح مختلف تبیین و بهصورت یک رویکرد فعال وارد گفتمان جوامع بشری گردد؛ بنابراین باید مبانی و ابعاد تئوریک الگوی جامعه آرمانی با نگرش اصیل قرآنی تبیین شود تا این اندیشه الهی بهتدریج وارد حیات اجتماعی شده، بهصورت فرهنگ و تفکر فراگیر تبدیل شود؛ یعنی این اندیشه آرمانگرایانه قرآنی از حالت اعتقاد صرف، به شکل رویکرد فراگیر اجتماعی و تفکر غالب در جامعه درآید؛ بهگونهای که آثار این باور قرآنی در تمام عرصهها و محیطها ظهور و نمود داشته باشد؛ زیرا نهادینه کردن این تفکر، امری دشوار است که به کارکرد فرهنگی در سطوح مختلف جامعه، توسط مراکز علمی، دانشگاهی، اماکن مذهبی، نهادهای فرهنگی و رسانهای نیاز دارد؛ چراکه کارکرد فرهنگی، هم اندیشهساز است و هم الگو پرداز؛ بهویژه آنجا که مسئله دارای ریشه اعتقادی بوده و از عقبههای دینی نیز برخوردار باشد، فرهنگسازی الگوهای فکری، پایدارتر خواهد بود. در اسلام موضوع فرجام مندی حیات زمینی انسان از بنیادیترین مسائل مطرحشده در متون نقلی و عقلی اسلامی است که در قالب مسئله مهدویت مطرح گردیده است. در حقیقت مهدویت همان مسئله ایست که میتوان فرجام شناسی سیاسی و اجتماعی موردنظر اسلام را از آن استنباط کرد. اگر به آرای اندیشمندان و فیلسوفان اسلامی نیز توجه شود آرمانشهرهایی که آنان به نظریهپردازی حول ویژگیهای آن پرداختهاند تا حدود زیادی همان آرمانهای متحقق در آینده ایست که با ظهور مهدی و برپایی حکومت جهانی او در معارف اسلامی بیان گشته است. این تحقیق بر این انگاره مبتنی است که قرآن مجید آینده جامعه بشری را روشن پیشبینی نموده و از فراگیر شدن دین اسلام در آینده خبر داده است. این انگاره، پایه و اساس فرجام شناسی اسلامی و نظریه قرآنی مهدویت است که بنا بر پیشگوییهای وحیانی قرآن، بهطور حتم در آینده تاریخ تحقق خواهد یافت. بدون شک، تبیین و ترویج این تفکر الهی، در اصلاح نگرشهای عمومی نسبت به موضوع آینده تأثیرات خوبی بر جای خواهد گذاشت. همانگونه که اکنون نیز آثار آن مشاهده میشود؛ توجه مستضعفان جهان به بشارت الهی و گرایش روزافزون بسیاری از آزاد اندیشان به این موضوع از یکسو، نگرانی و عکسالعملهای انفعالی و خصمانه قدرتهای استکباری برای مقابله با تأثیر اندیشههای ایدئولوژیک اسلامی و قرآنی از سوی دیگر، گویای نفوذ این تفکر الهامبخش در اذهان عمومی است؛ چنانکه آثار و پیامدهای آن هرروز پررنگتر از گذشته نمایان میگردد. 2-1-اهمیت پژوهش اندیشمندان مسلمان گرچه بسیار به مسئله فرجام شناسی از منظر روایات نیز توجه کردهاند اما کمتر این مسئله در تطبیق و بر مبنای قرآن مجید مورد بررسی قرارگرفته است؛ بنابراین استخراج این مسئله از قرآن مجید بر اساس تفاسیر عالمان شیعه میتواند به اثبات و درک هر چه بیشتر مؤلفههای اساسی و ویژگیهای آن کمک نماید و آیندهای را که اسلام به روی پیروان راه خود گشوده است هرچه روشنتر به ما بنمایاند. واقعیت این است که تاکنون مبانی نظری و ویژگیهای فرجام شناسی اسلامی با تکیهبر بنمایههای قرآنی، کمتر مورد توجه بوده و خلأهای بسیاری بهویژه در عرصه تئوری سازی آیندهنگری اسلامی وجود دارد که ضرورت مطالعات بنیادی در این زمینه را ایجاب مینماید. 3-1-اهداف پژوهش این پژوهش، باهدف بازکاوی بنیادهای فکری فرجام شناسی اسلامی و قابلیتهای نظری آن در ترسیم دورنمای آینده جهان و انسان، ساماندهی شده و با رویکرد تحلیلی – توصیفی بر محوریت آیات قرآن مجید و استفاده از تفاسیر شیعه اعم از روایات تفسیری اهلبیت و کتب تفسیری مفسران شیعه و یا تفاسیر پراکنده اندیشمندان شیعه در ذیل بعضی آیات در کتب مختلف خود به بررسی این موضوع پرداخته است. در حقیقت ما به دنیال این هستیم تا این اندیشه الهی بهتدریج وارد حیات اجتماعی شده، بهصورت فرهنگ و تفکر فراگیر تبدیل شود؛ یعنی این اندیشه آرمانگرایانه قرآنی از حالت اعتقاد صرف، به شکل رویکرد فراگیر اجتماعی و تفکر غالب در جامعه درآید؛ بهگونهای که آثار این باور قرآنی در تمام عرصهها و محیطها ظهور و نمود داشته باشد. 4-1-سابقه پژوهشی موضوع موضوع فرجام شناسی اگرچه بسیار مورد تحقیق و پژوهش اندیشمندان مختلف خصوصاً در سالهای اخیر قرار داشته است و البته اندیشمندان و محققین اسلامی نیز با تکیهبر معارف و آموزههای مربوط به مهدویت به نظریهپردازی حولوحوش آن پرداختهاند اما تاکنون کمتر اثری به بحث و بررسی اختصاصی این موضوع بر اساس قرآن مجید اقدام نموده است؛ بنابراین موضوع دارای سابقه پژوهشی اندکی است، اما میتوان به آثاری اشاره کرد که با بررسی مسئله فرجام شناسی و مهدویت در اسلام، نظری نیز به منابع قرآنی این موضوع داشتهاند و از آیات گرانقدر کلامالله مجید نیز در پژوهش فرجام شناختی خود بهره بردهاند. القرآن والحجه: مشترکات قرآن و حجت زمان (ع) نوشته رضا توحیدی، انتشارات سیمای آفتاب، مؤلف در این کتاب طی مباحثی درباره مشترکاتی از قرآن کریم و وجود حضرت مهدی (ع) با استناد به آیات و روایات مطالبی آورده است. در حقیقت این کتاب به وجود مقدس امام زمان (ع) از منظر شباهتهای ایشان در هدایت مردمان به قران مجید میپردازد. بشارت قرآن در شأن حضرت مهدی (ع) نوشته علیاکبر شفیعی، انتشارات آشنا، در این کتاب به آیاتی که بهنوعی تلویحی درباره ظهور حضرت ولیعصر و وعده الهی دراینباره است اشاره میکند. جلوه حق نوشته حسن جنتی رضوی، انتشارات دارالفکر، در این کتاب با استناد به برخی آیات قرآنی، حکومت حضرت مهدی (ع) تحلیل و بررسیشده و دیدگاههای برخی فلاسفه اسلامی و صاحبنظران دراینباره درجشده است. کاوشی در مهدویت در این کتاب مطالبی درباره زندگی و امامت حضرت صاحبالزمان (عج) به اهتمام مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما فراهم آمده است. کتاب با اشاره به تولد آن حضرت و شرح زندگی ایشان تا دوران غیبت آغاز میشود. سپس پیشینه اعتقاد به مهدویت در سایر ادیان و ملل (هندوها، مسیحیت، زرتشت، یهود، اهل سنت و متفکران عرب) بررسی و ارزیابی میگردد. در پی آن، جایگاه امام زمان (عج) در قرآن کریم تبیین میشود. در پایان کتاب نیز چند پرسش و پاسخ درباره زندگی، غیبت، طول عمر، نواب اربعه، زمان ظهور امام زمان (عج) و نظایر آن فراهم آمده است. المحجة فیما نزل فی القائم الحجة (علیهالسلام) تألیف: محدث بزرگوار، سید هاشم بحرانی، متوفی 1107 یا 1109 هجری. شامل 120 آیه از آیات تفسیر شده به ظهور حضرت مهدی ارواحنا فداه به استناد احادیث وارده از معصومین علیهمالسلام. این کتاب نیز یکی از کتب ارزشمند مربوط به روایات تفسیری درباره حضرت ولیعصر است. سیمای امام زمان (علیهالسلام) در آینهقرآن نگارش علیاکبر مهدی پور که شامل بیش از 140 آیه از آیات قرآن کریم که روایات فریقین (شیعه و سنی) به ظهور قبله موعود و کعبه مقصود تفسیر شده است. مهدویت در آیینه قرآن مقاله ایست نوشته محمد نوید داراب زاده؛ که در آن آیات مرتبط با مهدویت را بیان و دستهبندی و شیوههای برداشت از آنها را بررسی کرده است. البته در این راستا به روایات ذیل آیات نیز اشاره میشود و بعد از بیان فهرست کلی آیات، برخی از مهمترین آیات را در هر دسته بیان نموده و نتیجهگیری کرده است. 5-1-سؤال پژوهش سؤال اصلی این تحقیق را بدین گونه مطرح مینماییم: مبانی و مؤلفههای فرجام شناسی در اندیشه سیاسی اسلام بر اساس تفاسیر شیعه از قرآن مجید چیست؟ 6-1-فرضیه پژوهش قرآن مجید آینده جامعه بشری را روشن پیشبینی نموده و از فراگیر شدن دین اسلام در آینده خبر داده است. مؤلفههای نظریه قرآن مجید در این رابطه مبتنی بر سه محور اصلی است که عبارتاند از: 1-خدامحوری 2-آرمانگرایی 3-حکومت صالحان 7-1-روش پژوهش این تحقیق نیازمند مطالعه و بیان یافتههای نظری اندیشمندان و خصوصاً مفسران اسلامی و شیعی از قرآن مجید است که بایستی با درکی صحیح از این یافتهها که از طریق تحلیل آنها میسر است به اهداف تحقیق دستیافت؛ بنابراین روش این پژوهش توصیفی تحلیلی خواهد بود.
8-1-روش جمعآوری مطالب ازآنجاکه این پژوهش جنبه کاملاً نظری داشته و مبتنی بر کنکاش در متون دینی، خصوصاً تفاسیر قرآن مجید است، روش جمعآوری دادههای این تحقیق کتابخانهای و نرمافزاری خواهد بود. 9-1-تعریف مفاهیم و اصطلاحات مفاهیم و کلیدواژههای بهکاررفته در عنوان هر پژوهش، بیانگر محتوا و قلمرو موردنظر آن است. بهگونهای که این واژهها القاکننده نمای کلی فرایند و پیشفرضهای پژوهشاند. ازاینرو تبیین کلیدواژهها و اصطلاحات و شناخت معادلهای آن در روشن شدن مبادی تصوری بحث ضروری است. این تحقیق مبتنی بر چند مفهوم اصلی است که درواقع چارچوب نظری بحث را مشخص میسازند. این مفاهیم همچون بسیاری دیگر از مفاهیم دینی و سیاسی دارای معانی و حوزه تعاریف گوناگون و بعضاً متضاد هستند؛ بنابراین ما مفاهیم اصلی پژوهش حاضر را تعریف کرده و به تبیین چارچوب نظری بحث خود حول آنها میپردازیم. 1-9-1-فرجام شناسی واژه «فرجام» در لغت فارسی، معادل «عاقبت» در عربی است و به معنای پایان، انجام، نتیجه و آخر آمده است. (معین،1360: 2511) این واژه بهتنهایی، هر نوع سرانجام و پایان، ازجمله قیامت و ثواب و عقاب را در برمیگیرد، اما وقتی به حوزههای دیگر ضمیمه میشود، مفهوم پایان، با توجه به مضمون آن کلمه، معنا پیدا میکند. اصطلاح ترکیبی «فرجام شناسی» که به معنای آیندهشناسی است، بیانگر نگاه اکتشافی به سرنوشت نوع بشر در فراسوی آینده است. مقصود از این اصطلاح در موضوع بحث، تحلیل فرآیند آینده بر پایه پیشگوییهای مطرح در آموزههای قرآنی است. (رشیدی،1381: 21) هدف اصلی در فرجام شناسی، پاسخگویی به پرسشهای معطوف به آینده است. وقتی فرجام شناسی با اصطلاح سیاسی و یا در اندیشه سیاسی مطرح میشود، مراد از این اصطلاح معنای خاص کلمه، یعنی کنکاش برای شناخت دوره پایانی و نهایی زندگی بشر در آینده حیات دنیوی اوست؛ نه معنای عام آن که معادشناسی و شناخت فرجام جهان را نیز دربر میگیرد. (شریف،1370: 13) 2-9-1-اندیشه سیاسیِ اسلام مفاهیم فلسفه سیاسی، اندیشه سیاسی و نظریه سیاسی، ضمن همخانواده بودن، ازنظر معنا و دلالت از یکدیگر متمایزند. اندیشه سیاسی، معنای عام و خاص دارد. در معنای عام، اندیشه سیاسی هرگونه اندیشیدن در خصوص سیاست را اعم از فلسفه سیاسی و نظریه سیاسی شامل میشود؛ اما اندیشه سیاسی به معنای خاص با شیوه عقلانی و منطقی استدلال میکند که چگونه میتوان به بحرانها و بنبستهای سیاسی در جامعه پایان داد و راهحلهای عملی برای خروج از بنبست سیاسی ارائه کرد. ازاینرو، اندیشه سیاسی به نسبت فلسفه سیاسی، خصلتی عملگرایانهتر دارد و کمتر دارای علائق انتزاعی است. (بشیریه،1378: 17) اما درباره مفهوم اسلام باید گفت آنچه از اسلام در اختیار ماست، همان متون معتبر دینی و تفاسیری است که از این متون بهعملآمده است. این متون شامل قرآن مجید، سنت پیامبر و اهلبیت که مشتمل بر رفتارهای تاریخی آنها و احادیث و روایات آن بزرگواران است و تفاسیر نیز، مجموعه آرا و عقایدی را دربر میگیرد که به استناد و ارجاع به منابع و ادله چهارگانه دینی (کتاب، سنت، اجماع و عقل) قوام گرفته است. (مطهری،1367: 35) بنابراین اندیشه سیاسی اسلام را میتوان راه و روشی دانست که اسلام با همه ارکان و جزئیات خود برای اداره جامعه و حلوفصل مشکلات آن ارائه میدهد. این اندیشه از وحی نشأت گرفته و شامل آن بخش از تعالیم اسلام میشود که هدایت جامعه را برای تعیین سرنوشت مشترک در زندگی جمعی و آگاهیهای لازم در این زمینه را فراهم میکند. (علیخانی، 1388: 77) لازم به ذکر است آنچه تحت عنوان اندیشه سیاسی در اسلام گفته میشود و مقصود، بیشتر اندیشه اندیشمندان مسلمان در طول تاریخ اسلام در سرزمینهای اسلامی است بههیچعنوان منظور نظر ما نیست. این مفهوم از اسلام که در ذیل عنوان مذکور آورده میشود، بهطورکلی جهان اسلام یا به عبارت بهتر مسلمین را در نظر دارد. ولی عبارت اندیشه سیاسیِ اسلام به محتوا و ماهیت مباحث سیاسی تحت منابع دستاول اسلامی یعنی قرآن و حدیث اشاره دارد و نظریات فیلسوفان و دیگر اندیشمندان مسلمان را تنها در محدوده تفسیر و تفقّه در این مبانی میپذیرد و در خارج از نسبت روشن و مستقیم با این مبانی خارج از تعریف مفهوم ماهوی اسلام میداند. 3-9-1-تفاسیر شیعه در تعریف تفسیر گفتهاند: «تفسیر، برگرفتن نقاب از چهره الفاظ مشکل است.» با توجه به این تعریف و دقت در صیغه تفسیر (مزیدفیه بودن آن) تعریفى دقیقتر قابلارائه است: تفسیر آنگاه است که هالهای از ابهام، لفظ را فراگرفته، پوششى بر معنا افکنده باشد و مفسِّر با ابزار و وسایلى که در اختیار دارد در زدودن آن ابهام بکوشد. (معرفت،1390: 273 و 274) تعریفى دیگر: «تفسیر عبارت است از بیان مفاد استعمالى آیات قرآن و آشکار نمودن مراد خداى متعال از آن بر مبناى ادبیات عرب و اصول عقلایى محاوره.» (بابائی،1385: 23) روشهای فهم قرآن و پشتوانه تاریخی آنها بسیار متنوّع است؛ که در اینجا به ترتیب آورده شدهاند: 1. تبیین ظاهر از طریق املا و اعراب دقیق و تطبیق و تصحیحشده و ترجمه عالی و بینظیر. 2. توضیح ظاهر بهوسیله توضیحات ادبی. 3. توضیح قرآن با قرآن: ضربالمثل یا کلام معروفی بین اهل حوزه است که «القرآن یُفَسِّرُ بَعضُهُ بعضاً». تفسیر المیزان، تفسیر الفرقان، تفسیر البلاغ و تفسیر ترجمان فرقان موارد بسیار معروفی از استفادهبسیار قوی از این روش هستند. 4. توضیح قرآن با احادیث 5. فهم قرآن بهمرورزمان 6. توضیح قرآن با علوم عقلی صرف 7. توضیح قرآن با علوم تجربی: در استفاده از این روش، محمدحسین طباطبایی در انتخابی ابتکاری و میانهرو بین اکتفا بهظاهر و استناد به علوم به انتخاب بعضی علوم خاص بهطور مختصر که پیشنیاز درک مفاهیم مهمیاند بسنده کرد. 8. توضیح قرآن با علوم مخفی نظیر علم اعداد که متأسفانه در دوران متصوفه رایج شده بود. 9. تفسیر موضوعی: جمعبندی در مباحثی با قرآن؛ مانند قصص قرآن. 10. استنتاج و استخراج از قرآن درزمینهٔ فقه و احکام و همچنین مباحث فلسفی، تاریخی، اجتماعی، اخلاقی. (طباطبائی،1374: ج 1، ص 4) اما درباره اصطلاح شیعه باید گفت، شیعه دومین مذهب بزرگ پیروان دین اسلام است. واژه شیعه شکل مختصر «شیعه علی» یعنی پیرو یا حزب علی بن ابیطالب، نخستین امام، هست. شیعیان بین ۱۰ تا ۲۰ درصد از کل جمعیت مسلمانان جهان و ۳۸ درصد جمعیت مسلمانان خاورمیانه را تشکیل میدهند. هرچند در طول تاریخ شیعه به شاخههای متعدد تقسیم شد، اما امروزه تنها سه دسته اصلی شیعه دوازدهامامی، شیعه اسماعیلی و شیعه زیدی وجود دارد. امامیه یا شیعه دوازدهامامی بزرگترین شاخه شیعه هست و اغلب اصطلاح شیعه بهطور پیشفرض برای آن به کار میرود. (شمالی،1383: 15) واژه شیعه در زمان حیات پیامبر از طرف ایشان به دوست داران علی بن ابیطالب گفته شد. پس از وفات پیامبر کسانی که معتقد به اولویت علی ابن ابیطالب برای خلافت بودند شیعه نامیده میشدند. تمایز این گروه از دیگر مسلمین تا زمان امام پنجم شیعیان فقط در محبت به اهلبیت و اعتقاد به شایستگی انحصاری آنها برای حکومت مسلمین بود. از زمان امام پنجم شیعیان - محمد بن علی ملقب به باقر - بهتدریج شیعه بهعنوان یک مکتب مجزای فقهی حقوقی درآمد. در زمان امام ششم - جعفر ابن محمدصادق - با گسترش مباحث کلامی شیعیان (پیروان ایشان) ازنظر کلامی نیز در کنار معتزله و اشاعره مکتب ویژه خود را پایه گزاری کردند. از زمان امام ششم شیعیان (شیعیان غیر زیدی) - جعفر ابن محمدصادق - و به دلیل پرهیز ایشان از تلاش برای دستیابی به قدرت سیاسی در سایه جدال بین امویان و عباسیان در بین غالب شیعیان اعتقاد چنین بود که تا زمان قیام قائم آل محمد (که شناختهشده نبود) تغییری در وضعیت سیاسی شیعیان ایجاد نخواهد شد و به همین دلیل شیعیان تا سالها بعد همواره از امامان بعدی در مورد اینکه قائم هستند یا نه پرسوجو میکردند. (مدرسی طباطبایی،1386: 29-40) اکنون «شیعه» در اصطلاح به آن عده از مسلمانان گفته میشود که به خلافت و امامت بلافصل علی معتقدند و بر این عقیدهاند که امام و جانشین پیامبر اسلام از طریق نص شرعی تعیین میشود و امامت علی و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی ثابتشده است. بنابراین منظور از تفاسیر شیعه مجموعه تفاسیری است که از قرآن مجید توسط اهلبیت و یا مفسران منتسب به تشیع بهعملآمده است. لازم به ذکر است که صرفاً کتبی که مشور به مجموعههای تفسیری هستند مدنظر ما نیست؛ بلکه هر بیان تفسیرگونه از علمای شیعه در کتابهای مختلفی که بتواند شاخصههای تفسیر آیات قرآن مجید را داشته باشد مورداستفاده ما قرار خواهد گرفت. 4-9-1-خدامحوری اساسیترین مفهوم در جهانبینی اسلامی، خدامحوری و توحید میباشد. بر اساس این اصل، کل نظام هستی منشعب از وجود هستی محض و یکتای الهی است که ضرورت وجود او از ناحیه خودش میباشد. همه این دیدگاهها و شناختها، باید بر پایه همین پایگاه فکری، یعنی توحید استوار باشد. (حقیقت، 1381: 146) برخلاف تمدن مدرنیته غرب که به اومانیسم قائلاند و بر اساس این فکر، انسان بدون در نظر گرفتن مراجع دیگر، خودش میتواند برای تمام ابعاد زندگی خود سیاستگذاری کند اما اسلام مالک و صاحباختیار اصلی انسان را خدا میداند. اختیار انسان نیز در چارچوب بندگی او نسبت به خداوند تعریف میشود. این مسئله هم از بعد تکوینی و هم از بعد تشریعی قابل تبیین است. (بلاغی،1370: 29) اصولاً تمام مکتب سیاسی اسلام نیز بر اساس نگرش توحیدی، یعنی محوریت «خدا» شکلگرفته است. جهان هستی با همه مظاهرش، مخلوق خدا و جلوهگاه صفات جمال و جلال اوست و از میان مخلوقات، انسان، برگزیده خدا و خلیفه و فرمانروای زمین از ناحیه اوست. او هم هستیبخش جهان آفرینش است و هم زمام امور و اراده جهان تحت ربوبیت مطلق اوست. همه امور گذشته و آینده به دست و فرمان اوست. هیچ موجودی در این عالم استقلال ذاتی ندارد و تنها اوست که آغاز و فرجام جهان، به اراده و مشیت او وابسته و از فرجام انسان و جهان آگاه است؛ بنابراین تنظیم روابط انسانی و تعیین خطوط کلی اهداف وی، از سوی خداوند که خالق و مدبر جهان است، صورت میگیرد. 5-9-1-آرمانگرایی این واژه که بهعنوان مترادف واژه ایدئالیسم نیز آورده میشود مبین رویکردی هنجاری به سیاست و قدرت است که تجویز میکند رفتار و عمل سیاسی باید بر مبنای دانش، خرد و اخلاق باشد. آرمانگرایی، سیاست را هنر خوب حکومت کردن میداند، درحالیکه واقعگرایی سیاست را حکومت کردن به بهترین روش ممکن تلقی میکند. برای یک شخص آرمانگرا غایت حکومت، دستیابی به عدالت و تبعیت از قوانین و احکام مشروع و احترام برای نوع بشر است. (طلوعی، 1377: 146) آرمانگرایی در تاریخ فلسفه جایگاه ویژهای دارد. در یونان باستان، اولین کسی که این بحث را مطرح کرد افلاطون بود. وی اصطلاح ایدئالیسم را که مترادف آرمانگرایی است در مقابل عالم محسوس به کاربرد و آرمانها را مفاهیمی خارج از محسوسات دانست که درواقع، از دید بشر خارجاند. (محمدی ریشهری،1386: 21) بهطورکلی باید گفت هر اندیشه و نظام فکری که در آن، اوج آرزوها و ایدئالهای موردنظر بشر، مندرج باشد و نگاهش نسبت به اهداف و دستاوردهای آینده، نگاه حداکثری قلمداد شود، به یک اندیشه آرمانی تلقی میشود. فرجام شناسی قرآنی بر اساس اندیشهها و تفاسیر شیعه که مهدویت را از آن میتوان استخراج کرد، به دلیل برخورداری از عمق و جامعیت فکری، آرمانیترین تفکری است که تمامی ایدئالهای متعالی انسانی و آرزوهای دوردست بشری در آن منعکس گردیده و راهکارهای تحقق آن نیز بهخوبی سنجیده شده است. 6-9-1-حکومت صالحان اعتقاد به حکومت صالحان میان مسلمانان بهویژه شیعیان همواره وجود داشته است. مراد از حکومت صالحان آن است که در جامعه بشری چارهای جز به دست گرفتن قدرت سیاسی بهوسیله انسانهای صالح، دیندار، عادل و امین، پارسا، شجاع و مورد اعتماد مردم نیست. در غیر این صورت نه دین باقی میماند و نه عدالت محقق میشود و نه انسانها به سعادت موردنظر خداوند دست پیدا میکنند. برای اثبات این مدعا، به دلایل عقلی و نقلی استناد شده است؛ ازجمله اینکه وجود نظام آفرینش دلیل روشنی بر پذیرش یک نظام صحیح اجتماعی در آینده، در جهان خواهد بود. ازنظر نقلی هم به برخی از آیات و روایات استناد شده است. ازجمله آیه 105 سوره انبیاء است که از ضرورت قطعی قیام مصلح جهانی و تشکیل حکومت عدل الهی خبر میدهد. ازنظر شیعیان، حکومت صالحان منحصراً حکومتی است که در رأسش امام معصوم باشد. ازاینرو به اعتقاد ایشان حکومت صالح جهانی در زمان ظهور امام دوازدهم که زنده اما در غیبت است در آینده تاریخ تحقق خواهد یافت. (قنبری،1386: 54) ازنظر قرآن یکی از مهمترین راههای دستیابی به اصلاح و هدایت بشر، تصحیح مرکزیت قدرت و حاکمیت جامعه است و اگر جامعه و یا جوامعی بخواهند به آسایش و سعادت همهجانبه دست یابند باید نخست حاکمیت و مرکزیت قدرت را تصحیح و اصلاح کنند. در تحلیل قرآنی، حضور قدرت فاسد و حکومت جبار در هر جامعهای چیزی جز تباهی به ارمغان نمیآورد. در قرآن مجید بارها به جانشینی صالحان بهجای مستکبران بر اریکه قدرت و حکومت در فرجام جهان اشارهشده است. این ویژگی، یعنی صالح بودن رهبر و هیئت حاکمه، ریشه در «عصمت» رهبری این نظام سیاسی دارد؛ زیرا ویژگی عصمت، یک اصل فراگیر و همهجانبه است و تمام ابعاد رفتاری و روحی امام را پوشش میدهد. 10-1-موانع پژوهش در این تحقیق به علت تخصصی بودن مباحث تفسیری و ناآشنایی با ادبیات و محتوای این آثار با کندی زیادی مواجه بوده است. تطبیق آیات بر موضوع پژوهش و یافتن تفاسیر مناسب که بتواند مؤلفههای پژوهش را توضیح دهد، مشکل اساسی این پژوهش بوده که با الطاف الهی انجام آن صورت گرفته است. 11-1-سازماندهی پژوهش این پژوهش در سه فصل سازماندهی شده است که بهاینترتیب هستند: فصل اول: کلیات. در این فصل با بیان مسئله به شرح طرح پژوهش پرداخته و مسیر و روش این تحقیق را مشخص نمودهایم. فصل دوم: مبانی نظری. این فصل را با تبیین مبانی موضوع شروع نموده و با طرح جزئیات نظری درباره فرجام شناسی در قرآن مجید و مقایسه آن با دیگر ادیان ابراهیمی و مکاتب فکری چارچوب تحقیق خود را تبیین مینماییم. در پایان این فصل الگوی تحلیل خود را به همراه نموداری توضیح دادهایم. فصل سوم: فرجام شناسی و مؤلفههای آن بر اساس تفاسیر شیعه از قرآن مجید. در این فصل که بخش اصلی پژوهش حاضر میباشد با ذکر مقدمهای مهمترین آیاتی از قرآن مجید را که به اذعان عموم تفاسیر شیعه به مسئله فرجام شناسی اشاره داشتهاند آورده و تفاسیر شاخص شیعه از قرون اولیه تاکنون را در توصیف و تبیین آنها ذکر کردهایم و بالاخره در پایان فصل با نتیجهگیری از این تفاسیر مؤلفههای فرجام شناسی در قرآن مجید را توضیح دادهایم. |
پرسشنامه یادگیری خودتنظیمی - 22 سوالیخود تنظیمی در این پرسشنامه دارای دو خرده مقیاس کاربرد راهبرد شناختی و خود تنظیمی ( مدیریت منابع و فراشناخت با هم ) است. خرده مقیاس کاربرد راهبرد شناختی دارای 13 سؤال و خرده مقیاس خود تنظیمی دارای 9 سؤال است که جمعاً 22 سؤال پرسشنامه را تشکیل می دهند. تعداد سوالات: 22 تعداد صفحات: 3 شامل: پرسشنامه + نمره گذاری + روایی و پایایی نوع فایل: WORD |
![]() عوامل موثردرایجاددراتخاذسیاست روسیه درخصوص پرونده هسته ای ایران...فهرست مطالب عنوان صفحه فصل اول :کلیات بیان مسأله1 سوال تحقیق3 فرضیه تحقیق3 تعریف مفاهیم4 پیشینه تحقیق6 اهداف تحقیق روش تحقیق 10 سازماندهی تحقیق10 فصل دوم :چهارچوب نظری مقدمه12 واقع گرایی ساختاری13 قدرت و ساختار نظام بین الملل16 واقع گرایی ساختاری وموضوع سلا ح های هسته ای 20 تحلیل همکاری های بین الملل از دیدگاه واقع گرایی ساختای27 جمعبندی35 فصل سوم :رویکرد روسیه به پرونده هسته ای مقدمه36 مطلوبیت اقتصادی ایران برای روسیه37 1-1صدور تسلیحات متعارف نظامی41 2-1همکاری های هسته ای 47. 2-دغدغه های امنیتی روسیه درمورد برنامه هسته ای ایران 53 1-2ابهام وتردید نسبت به برنامه هسته ای ایران54 2 -2 تلاش برای مشارکت در مدیریت بحران هسته ای ایران56 جمعبندی 57 فصل چهارم :جایگاه روسیه در نظام بین الملل مقدمه58 1-جایگاه کشورها در نظام بین المل..........................................................................59 1-1سیستم بین الملل..............................................................................................59 2-1مؤلفه ها وعوامل داخلی................................................................................... 62 جایگاه روسیه قبل از جنگ سرد..............................................................................63 3-جایگاه روسیه بعد از جنگ سرد قدرت جهانی یا منطقه ای..........................................67 1-3دوران گذار .................................................................................................68 2-3دوران همکاری.............................................................................................71 3-3بازگشت به تنش.............................................................................................76 4-مدودف واوباما...............................................................................................80 جمعبندی...........................................................................................................84 فصل پنجم پرونده هسته ای ایران مقدمه..................................................................................................................................................85 1-تاریخچه فعالیت های هسته ای پیش از انقلاب.................................................................................86 2-فعالیت های هسته ای بعد از انقلاب..................................................................................................88 1-2دوره رکود ..................................................................................................................................88 2-2آغاز مجدد فعالیت های هسته ای .................................................................................................88 2-3خیزش هسته ای کشور..................................................................................................................89 3-نحوه تشکیل پرونده هسته ای ایران وروند آن ..................................................................................91 4-ضرورت داشتن دانش هسته ای برای ایران.....................................................................................95 1-4نظر معتقدان به انرژی هسته ای برای مقاصد صلح آمیز.................................................................95 2-4نظر معتقدان به سلاح هسته ای.........................................................................................99 5-نقش بازیگران بین المللی در پرونده هسته ای..............................................104 1- 5آمریکا...............................................................................................................................105 2-5اتحادیه اروپا................................................................................................................110 3-5رویکردچین به پرونده هسته...........................................................................114 جمعبندی ......................................................................................................115 فصل ششم نتیجه گیری نتیجه گیری......................................................................................................116 منابع ومآخذ.....................................................................................................122 فهرست جدول عنوان صفحه جدول 43 بیان مسأله روابط با همسایه شمالی (اعم از روسیه تزاری، اتحاد جماهیر شوروی و فدراسیون روسیه )همواره از اهمیت وجایگاه خاصی برای کشور ایران برخوردار بوده، به طوری که بخش مهمی از تحولات داخلی وروابط خارجی ایران، به ویژه طی دویست سال أخیر تحت تأثیر سیاست ها ومواضع دولت روسیه، قرار گرفته است. بامروری تحلیلی برروابط دو کشور می توان این گونه نتیجه گیری نمودکه، روابط با همسایه شمالی همواره پیچیده و با فراز ونشیب زیادی همراه بوده است . در اینجا برنامه هسته ای وتحولات مربوط به آن که درکانون توجهات جهانی قرار داشته، تنها بخشی از مناسبات ایران وروسیه می باشد، که به دلیل عدم همکاری ومخالفت غرب باراه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر، روسها با انعقاد قرارداد 700میلیون دلاری حضور خود را در نیمه دهه90میلادی آغاز نموده وبا وجود مخالفت شدید غربی ها، آشکارا در پروژه هسته ای با ایران همکاری کردند. طی یک دوره کشمش میان ایران وقدرت های غربی برسر موضوعات مختلف، اقدامات ومواضع روسیه اگرچه در حد انتظار مردم و احتمالاٌرهبران ایران نبوده است، اما بحث ها وپرسش های فراوانی را در میان سیاستمداران وتحلیل گران برانگیخته است. از طرف دیگر، کشورهای غربی معتقدند که، روسیه همچنان فضا ومسیر را برای بازیگری ایران باز گذارده است و حتی به لحاظ سیاسی مهم ترین مانع برسر راه شورای امنیت برای اتخاذ تصمیم های شدید تر علیه ایران به شمار می آید. با این اوصاف، در حالی که برنامه هسته ای ایران به یک" چالش تمام عیار" بین ایران وغرب بدل شده، رفتار وعملکرد روس ها در این زمینه قابل تأمل وبحث برانگیز است. از یک سو همان طور که بیان شد، در محافل رسمی وغیر رسمی به ویژه در نشست های شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هسته ای و همچنین در شورای امنیت سازمان ملل متحد، با استناد به تعهدات مسئولیت های بین المللی، پای قطعنامه های صادره علیه ایران را امضاء می کند ودرمذاکرات با سران غربی به خصوص آمریکا، از ایران به عنوان اهرم فشار علیه آن ها استفاده می کندواز طرف دیگر در إزای حمایت محدود از برنامه هسته ای ایران در محافل بین المللی امتیازات لازم را نیز از ایران می گیرد. از همین رو، در این پژوهش تلاش می شودکه به تبیین وچرایی این روابط ویک ارائه فهم تئوریک در مورد ماهیت این نوع همکاری بر سرموضوع هسته ای پرداخته شود. سوال تحقیق عوامل مؤثر در اتخاذ سیا ست روسیه درخصوص پرونده هسته ای ایران چیست ؟ فرضیه منافع اقتصادی وجایگاه روسیه در نظام بین الملل از عوامل اصلی همکاری روسیه در پرونده هسته ای با جمهوری اسلامی ایران می باشد. تعاریف عملیاتی جایگاه روسیه در نظام بین الملل جایگاه ونقش کشورها در عرصه بین المللی تعیین کننده میزان تأثیر گذاری کشورها بر روند تحولات بین المللی می باشد. این مفهوم در تئوری های مختلف، فاکتور ومؤلفه های تعیین کننده ای دارد. به عنوان مثال در تئوری واقع گرایی ساختاری، قدرت اقتصادی به ویژه قدرت نظامی از مهمترین عوامل تعیین کننده جایگاه کشورها و همچنین نقش آفرینی آن ها در مناسبات بین المللی است.کنت والتز نام آور ترین نظریه پرداز سیاست بین الملل تأکید خاصی برنقش قدرت های بزرگ در عرصه مناسبات بین المللی دارد و در این زمینه قدرتی را بزرگ می داندکه دارای یک سری توانمندی ها به ویژه قدرت نظامی باشد. از این رو، می توان در قالب تئوری والتز به بررسی جایگاه روسیه به عنوان قدرت بزرگ در عرصه بین المللی پرداخت. روسیه درچند قرن گذشته، دارای سنت دیرپای سیاست "قدرتبزرگ"بوده است که سابقه آن به دوران تزار می رسد. در دوره شوروی سرانجام پس از مواجه شدن با مشکلات اقتصادی، امکان تداوم نقش ابرقدرتی در سطح جهان را با مشکل روبه روساخت. ونوعی عقب نشینی سیاسی ونظامی از این نقش آغاز شد. بنابراین امروزه روسیه جدید در صدد" تحصیل احترام از غرب" وهمچنین دست یابی به این موقعیت از دست رفته خود می باشد. از این رو، می توان روابط روسیه با ایران وکشورهای مسئله دار (کوبا، کره شمالی، عراق زمان صدام و لیبی )را دراین چهاچوب مورد بررسی قرار داد. اما از آن جا که مطالعه موردی برروی، عوامل مؤثر در رویکرد روسیه در خصوص برنامه هسته ای می باشد به ذکر نمونه های اشاره خواهیم نمود: 1.استفاده از کارت ایران در تعامل و تقابل با آمریکا به عنوان اهرم فشار (هرچند تعامل ایران وروسیه به لطف قطع مناسبات ایران وآمریکا می باشد). به عنوان مثال، آمریکا بحث عدم گسترش سپر دفاع موشکی در چک ولهستان را منوط به محدود سازی همکاری ایران وروسیه نموده است. وروس ها موفق شدند با استفاده از اهرم ایران از استقرار سپر دفاع موشکی امریکادر اروپای شرقی جلوگیری کنند. 2.ایفای نقش میانجگری ونقطه تماس گروه 5+1باایران. 3.گرفتن امتیازاتاقتصادی جدی از آمریکاکهدرمجموع توانسته اند، به هدف های خود دست پیدا کنند وجایگاهمهمتریدرسیستمبینالمللیبهدستآوردهاند. منافع اقتصادی در مناسبات بین المللی، تحلیل این مسئله که چرا دولت ها با هم برای تأمین منافع مادی وسود سرشاری که از تعامل بدست می آورند همکاری می کنند، کار چندان سخت ودشوار نیست و اصولاٌ یکی از مهم ترین انگیزه دولت ها از تعامل، کسب منافع اقتصادی می باشد. روسیه نیز از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین بسیار واضح است روسیه به دلایل مختلف تقاضاهای مکرر مقام های امریکایی را برای توقف عملیات ساخت نیروگاه بوشهر بی پاسخ گذاشت : 1-انعقاد قرار داد ساخت نیروگاه بوشهر برای تجدید حیات صنایع هسته ای روسیه که به گفته رومیانتسف، وزیر انرژی اتمی وقت روسیه، مهم ترین وحیاتی ترین صنعت این کشور محسوب می گردد، بسیار ضروری بود. به گفته منابع مختلف، در نتیجه انعقاد این قرارداد، بنگاه های اقتصادی متعددی مجدداٌ فعال گردیدند وبرای هزاران نفر فرصت شغلی ایجاد شد. لازم به یادآوری است که، (پس از فروپاشی شوروی، صنایع هسته ای روسیه با رکود ویران کننده ای روبه رو شدند و اغلب بازارهای بالقوه آن ها از حیطه نفوذ این کشور خارج گردیدند). از سوی دیگر، کشورهای که احتمالاٌ همچنان می توانستند بازاری برای صنایع روسیه باشند نیز اغلب به دلیل مشکلات اقتصادی یا زیر بنایی قادر به تأمین هزینه های سیاسی واقتصادی انعقاد قراردادهای سنگین هسته ای نبودند. به همین دلیل، انعقاد قرارداد ساخت نیروگاه بوشهر از اهمیت مضاعفی برای روسیه برخوردار بود. 2- در روسیه این تصور وجود داشت که در صورت موفقیت این کشور در اتمام پروژه نیروگاه بوشهر، هم صنایع هسته ای این کشورمجدداٌقادر خواهند بوددر بازارجهانی هسته ای ایفای نقش فعال بپردازند و هم روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی وتأثیرگذار مورد شناسایی قرار خواهد گرفت. 3-با توجه به وضعیت اقتصادی روسیه در اواسط دهه 1990انعقاد قراردادی به ارزش نزدیک به یک میلیارد دلار که احتمالاٌ قرار دادهای دیگری را به همراه داشت برای روسیه حائز اهمیت تلقی می شود. 4- در میان مقامات روسیه این برداشت وجود داشت که، مخالفت امریکا باهمکاری های هسته ای ایران و روسیه کوششی در جهت تضعیف و محدود سازی فضای مانور این کشور(روسیه) می باشد. به همین دلیل، روس ها در برابر این استدلال امریکا که، همکاری های ایران و روسیه در زمینه هسته ای امنیت جهانی را به مخاطره می اندازد، مخالفت های امریکا را کوششی در جهت از میدان به در کردن شرکت های روسی تعبیر می کردند. 5- روسیه در همکاری با ایران در پرونده هسته ای بسیار ماهرانه عمل کرده به طوری برای بدست آوردن منافع خود، هم از ایران وهم از امریکا بصورت محسوس ونامحسوس امتیاز گرفته است . پرونده هسته ای ایران برنامه هسته ای خود را از اواسط دهه 1960 /1339 ش در زمان پهلوی با حمایت امریکا آغاز کرد .در سال 1967/1336ش ایلات متحده برای تأسیس مرکز تحقیقات هسته ای تهران یک راکتور هسته ای تحقیقاتی 5 مگاواتی برای ایران فراهم کرد(Tarock,2006). از این رو منطق ایران برای آغاز توان هسته ای براساس مطالعه دانشگاه استانفورد در سال1972/1351 ش بود ،که« ساخت نیروگاه های هسته ای با توان تولید 20000 مگاوات با استفاده از انرژی هسته ای را توصیه می کرد»(Howard,2004:98). در نتیجه ایلات متحده، ایران راتشویق کرد تا بخش انرژی غیر نفتی خود را گسترش دهد واعلام کرد که ایران برای بدست آوردن ظرفیت الکتریکی که موسسه تحقیقاتی دانشگاه استانفورد اعلام کرده بود، نیازمند رآکتورهای هسته ای است. علاوه براین، امریکا علاقه خود را برای فراهم آوردن پشتیبانی فنی وآموزشی از این برنامه اعلام کرد(Sahimi,2003). در نتیجه با حمایت امریکا، فرانسه وآلمان شاه یک برنامه هسته ای را برای ساخت 23راکتور هسته ای آغاز کردکه قرار بود درسال 1990/1379 ش به بهره برداری برسند . سه کشور حمایت کننده نیز قار دادهایی برای تربیت دانشمندان هسته ای ایران به انجام رساندند.(Tarok,2006). اما بعد از انقلاب طرف های غربی نه تنها از ادامه کار انصراف دادند بلکه با حساسیت برنامه هسته ای ایران را دنبال می کردنددر اوت 2000 سازمان منافقین ایران که از سال 1997/1376 ش در فهرست سازمان های تروریستی وزارت خارجه (ایلات متحده)قرار داشته است، شواهدی را ارائه کردکه دو کارخانه هسته ای بی آنکه به سازمان بین المللی انرژی هسته ای اعلام شوند، تأسیس شده اند. این گروه مدعی بودند که تأسیسات غنی سازی اورانیوم نطنز وکارخانه تولید آب سنگین اراک بخشی از برنامه سری سلاح هسته ای است. در فوریه 2003دولت ایران وجود این دو کارخانه را رسماٌ پذیرفت اما تأکید کرد که آن ها فقط برای مقاصد صلح آمیز است.(kem,2003).پرونده هسته ای ازآن تاریخ با حساسیت ویژه ای از سوی غربی ها دنبال می شد. پیشینه تحقیق -الهه کولایی (کولایی ،1387 ). در مقاله ای تحت عنوان "روابط ایران وروسیه، تداوم یا تغییر"پس از تحلیل کوتاهی از روابط ایران و روسیه در برهه های مختلف زمانی، به دوره بعد از پیروزی انقلاب می پردازد و جاذبه ایران برای روسیه در حوز ه های مختلف می شمارد. از جمله در حوزه انرژی (نفت وگاز) همکاری روس ها درمورد رژیم حقوقی دریای خزر و همکاری های نظامی وامنیتی بین ایران وروسیه را مورد تحلیل قرار می دهد. با این تحلیل که همکاری هسته ای به دلیل به نمایش درآوردن سیاست های مستقل روسیه در مقابل غرب می باشد . -جهانگیر کرمی (کرمی، 1384). در کتابی تحت عنوان تحولات "سیاست خارجی روسیه هویت دولت و مسئله غرب" با در نظر گرفتن چگونگی شکل گیری سیاست خارجی روسیه جدید و دگرگونی در هویت آن، تحولات رفتار های خارجی آن در مقابل جهان غرب مورد بررسی قرار می دهد. در این کتاب نگرش تکوینی به عنوان مدل نظری مناسب برای مطالعه سیاست خارجی روسیه انتخاب شده است. ودر پاسخ به این سؤال که اولویت های روسیه در مقابل غرب کدام هستند؟ به عقیده نگارنده اولین اولویت آن ها "تحصیل احترام غرب"است. بنابراین از آن جا روابط ایران وروسیه هیچ گاه منحصر به روابط تهران و مسکو نبوده وپیوسته عنصربین المللی در آن تاثیرگذار بوده است. این کتاب به بررسی جایگاه روسیه و تبیین هویت مستقل روسیه می پردازد که مطالعه آن قابل تأمل می باشد . -مارک اسمیت[1].(Smith,2002) در مقاله ای به عنوان روابط ایران ومسکو به این مسئله اشاره می کند که، روسیه سه هدف را در برقراری روابط با ایران دنبال می کند: اول، تلاش برای حضور طولانی در خلیج فارس، دوم ،ایجاد نظام چند قطبی وسوم، نشان دادن یک سیاست خارجی مستقل. به گفته اسمیت، مسکو امیدوار است حضور طولانی مدت خود را در منطقه (خلیج فارس) تثبیت کند. این روابط صرف نظر از این که روابط آمریکا وروسیه توسعه پیدا می کند، دنبال شده است. اسمیت همچنین تأکید می کند، در خلال دهه 1990مسکو روابط با ایران را به عنوان یک عامل کلیدی در تلاش هایش برای ایجاد نظام بین المللی چند قطبی تلقی می کرد. این موضوع یکی از راه های مسکو برای نشان دادن تصمیم خود به پیگیری یک سیاست خارجی مستقل از واشنگتن بود و متقابلاٌ ایران نیز از روسیه به عنوان یک وزنه متقابل در برابر انزوای تحمیلی آمریکا که از سال 1979بر آن تحمیل شده است، می نگرد. -کنت کتزمن[2] (Katzman ,2003). در مقاله ای تحت عنوان، ایران فراهم کننده سلاح های کشتار جمعی، معتقد است، ایران بیشتر به این دلیل که از "جایگزین های محدودی"برخوردارهست، درصدد جلب همکاری با روسیه برآمد ونه الزاماً به این دلیل که بین دوکشور همبستگی استراتزیک و یا ایدئولوژیک وجود داشته است. روابط ایران با روسیه تحت الشعاع ترس همیشگی از قدرت و مقاصد روسیه بوده است. همچنین ایران در تلاش برای خنثی سازی تلاش های امریکا، روابط نزدیکی را با آن دسته از عرصه کنندگان تسلیحات که هم پیمان امریکا نبودند مانند( روسیه ،چین ،کره شمالی ) برقرار نموده است. -جورج فریدمن[3]Freidman,2004)). در مقاله ای با عنوان خاورمیانه و بازی جدید روسیه از نگاهی متفاوت به حضور روسیه در خاورمیانه می پردازد. فرید من با طرح نگرش روس ها نسبت به خارج نزدیک وگسترش حضور ونفوذ آمریکا وغرب به رهبری ناتو در این حیطه معتقد است که: نخبگان روسی کوشیده اند تا با اعمال نفوذ خود در منطقه خاورمیانه ودر جهتی مغایر با حضور آمریکا در این منطقه یک هدف مهم را دنبال نمایند وآن تحدید نفوذ آمریکا می باشد. از آن جا ایران یکی از کشورهای مهم وتأثیر گذار در منطقه خاورمیانه بود و همچنین از مخالفان جدی، حضور آمریکا در منطقه بود. از این رو رابطه با ایران مهم و با اهمیت می باشد. اهداف تحقیق در این پژوهش، در صدد پاسخ دهی به این پرسش هستیم که، چه عواملی باعث می شود روس ها در پرونده هسته ای در پاره ای از موارد طرف ایران را بگیرند. ودر برابر خواسته های غرب مقاومت کنند. و یا این که بعضاٌ در پاره ای دیگر پای قطعنامه های صادره علیه ایران را امضاء می کند. همچنین چرا ایران در صدد حفظ این روابط پرهزینه می باشد؟ در این جا سعی بر این است که، به تبیین ماهیت این تعامل ورفتار روس ها در قبال پرونده هسته ای می پردازیم. و از طرف دیگر از آن جا با توجه به این که موضوع مورد پژوهش، روش تبیینی است و مهمترین هدف نظریات تبیینی هم توضیح وتبیین مسائل وواقعیت هاست. در تبیین حاضر ما دنبال ضمن توضیح دادن رفتار و تعامل روس ها درپروژه هسته ای وهمچنین به دنبال عواقب ونتایج این رابطه ودر صدد ارائه راهکار علمی وتبیین آن می باشیم. لذا روش تجزیه وتحلیل اطلاعات را بر مبنای نوع علی پیگیری می کنیم ودر این راستا تحقیقات پیشین انجام شده وداده های مرتبط با موضوع بررسی خواهیم نمود. روش تحقیق روش تحقیق در این پژوهش تبیینی است. که بر اساس آن به دنبال ایجاد ارتباط بین متغییر مستقل ومتغییر وابسته می باشد.از این رو، در این پژوهش سعی می شود تا براین اساس بین منافع اقتصادی روسیه،و جایگاه روسیه در نظام بین الملل به عنوان متغیر مستقل با پرونده هسته ای به عنوان متغیر وابسته ارتباط برقرار شود. سازماندهی تحقیق تحقیق حاضر درپنج فصل ویک نتیجه گیری تنظیم شده است، ارائه می شود. فصل اول: به طرح کلیات موضوع در چهارچوب علمی مبادرت کرده وبا ارائه سؤال وفرضیه به مفاهیم، تعاریف، وپیشینه پژوهش می پردازد. فصل دوم: چهارچوب نظری برای تحلیل ماهیت این تعامل در نظر گرفته شده است. فصل سوم: رویکرد روسیه در خصوص برنامه هسته ای می پردازیم ومطلوبیت ایران را برای روسیه وسودی که از این رابطه بدست می آورد مورد بررسی قرار می دهیم. در فصل چهارم: جایگاه روسیه در نظام بین الملل ونگاه روسیه به قدرت وجایگاه پرداخته می شود. در فصل پنجم: پرونده هسته ای را مورد بحث وبررسی قرار می دهیم و نهایتاّ این که در فصل آخر: به نتیجه گیری این مبحث وملاحظات وپیشنهادات اختصاص داده می شود. مقدمه نظریه های روابط بین الملل همواره سعی در یافتن علل وشرایطی دارند که کشورها را، گاه به ستیز وگاه نیز به همکاری با یکدیگر رهنمود می سازند. اصولاٌ نظریه ها برای پاسخ گفتن به پرسش های از این دست پیشنهاد می شوندکه: چرا دولت ها با یکدیگر در هماهنگی به سر نمی برند؟ چرا برخی دولت ها به جنگ با یکدیگر مبادرت می ورزند؟ و چرا درنظام بین الملل این همه درگیری وجود دارد؟ (چونوف،132:1388). بنابراین در چهارچوب این نظریه هاست که می توان فهمی نسبتاٌ علمی از پدیده های سیاسی به دست آورد وابعاد گوناگون واقعیت را شناخت و بر اساس آن بتوان تا حدودی چشم انداز آینده آن پدیده را تخمین زد. از طرفی دیگر نظریه ها به این خاطر مهم هستند که، به تحلیل گر کمک می کنند تا جای که امکان دارد ایستارهای ذهنی ومعنویات درونی را در پژوهش کمتر دخالت دهند. در واقع نظریه ها ابزاری برای ساده سازی است که به تحلیل گر کمک می کند تاتصمیم بگیرد از میان میلیونها واقعیت به دنبال کدام یک از آنها باشند، تا آن ها را، بر اساس اهمیت شان آن ها را دست چین کند (بابلیس اسمیت ،1383:86). در فرایند بررسی نظریه های روابط بین الملل به تعاریف متنوع تری نیز، برخورد می کنیم. به عنوان مثال والتز به عنوان یکی از بنیانگذاران نظریه واقع گرایی ساختاری، اعتقاد دارد که: نظریه ها قوانینی را که مشخص کننده ارتباطات احتمالی میان پدیده هاست را توضیح می دهد. طبق این دیدگاه، نظریه ساختمان ذهنی است که طی آن ما واقعیت را انتخاب ودست چین وسپس به تفسیر آن مبادرت می ورزیم (قوام،130:1384). بنابراین مهم ترین کارکرد نظریه های روابط بین الملل تبیین وتوضیح رویدادهای جهانی وپیش بینی آینده آن می باشد. نظریه های مختلف همواره در حال منطبق کردن خود با شرایط، حذف یا افزودن فرض های کمکی جدید برای تبیین حوادث جهان می باشد. در این میان گاه رویدادی بر اساس چندین نظریه قابل تبیین باشد. از همین روست که، عدم استفاده از نظریه ها باعث می شود که رفتارها به صورت پراکنده مطرح شود و اطلاعات اندکی در مورد واقعیت در اختیار ما گذاشته شود. براین اساس در این نوشتار قصد داریم که عوامل مؤثر در رویکرد روسیه در خصوص موضوع هسته ای، با توجه به سؤال وفرضیه در این تحقیق در چهارچوب تئوری واقع گرایی ساختاری بپردازیم. واز آن جا که واقع گرایی ساختاری بر منافع محوری بازیگران، تأکید دارد. از این رو، در این تحقیق به این مسئله پی می بریم که، منافع روسیه وسود سرشاری که از این همکاری بدست می آورد، و همچنین تلاش برای احیاء وبازسازی موقعیت از دست رفته باعث گرایش روسیه،به ایران شده و از طرفی دیگرعلت استفاد از این نظریه، به دلیل قابلیت برتر این نظریه نسبت به سایر نظریه ها در تبیین بهتر این عوامل مؤثر می باشد. از این رو در این فصل به بررسی تئوری واقع گرایی ساختاری وهمچنین تحلیل واقع گرای ساختاری در مورد سلاح های هسته ای وهمکاری های بین المللی را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم. واقع گرایی ساختاری سیاستگذاری وپی گیری اهداف از سوی کشورها در عرصه خارجی همواره متأثر از فرصت ها ومحدویت های محیط خارجی است. و تعیین مصالح، اهداف، سمت گیری ها، راهبردهای کلی، نقش معین برای یک دولت وادراک خطر ویا تهدید همواره در ارتباط ومتأثر از ملزومات محیط خارجی انجام می گیرد(فرانکل،103:1373). محیط خارجی از طریق متغیر های سیستمی[4] مختلف، نهاد هایی را برسیاست خارجی کشورها تحمیل می کند. بنابراین ساختار نظام بین الملل مهمترین متغییر سیستمی است که مرتبت بر قوانین وهنجارهای نظام بین الملل، چگونگی توزیع قدرت، ونحوه تعامل کنش گران مختلف فعال در آن است(سیف زاده ،112:1378). واقع گرایی ساختاری، دیدگاه سیتمی یا نگاه از برون به درون[5] (keohane,1984:25).از نوع تصویر سوم[6] (waltz,1959:76) است که، پدیده های سیاسی و رفتار واحدهای تشکیل دهنده را براساس ویژگی های ساختاری نظام بین الملل توضیح میدهد. در این دیدگاه به جای تأکید بر ویژگی های واحدها باید خصوصیا ت نظام بین الملل را مورد توجه قرار داد (waltz,1979:98). از دید والتز تصاویر اول ودوم که شامل سطح فردی وکشوری می باشد نیروهای جهان سیاست را تشریح می کنند. اما بدون تصویر سوم، ارزیابی اهمیت آنها وپیش بینی نتایج آنها غیر ممکن می گردد. «گرچه واقع گرایی ساختاری والتز تأکید عمده را بر متغیرهای سیستمی می گذارد اما می توان گذار های متناسب با تحلیل سیاست خارجی را نیز از آن استنتاج نمود. در این جا به دو حوزه مرتبط به هم در بحث واقع گرایی ساختاری، در مورد رفتار دولت ها می پردازیم. حوزه اول حوزه فرصت ها[7]ودیگری حوزه ارجحیت ها[8] است. واقع گرایی ساختاری، بیشتر در مورد فرصت ها در چهارچوب ساختار نظام، بحث می کند وکمتر به ارجحیت ها می پردازد. از این رو، اولین فرض صریحی که واقع گرایان ساختاری در مورد ارجحیت های دولت ها مطرح می سازد این است، که آنهادر وهله اول در پی حفظ خویشتن در برابر دیگران هستند. ودر واقع این حدقلی ترین ارجحیت دولت ها محسوب می شود. دومین فرض دولت ها، این است دولت ها در پی افزایش فرصت هایی برای اعمال کردن ارجحیت هاشان هستند. از دیدگاه والتز، توزیع توانمندیها، یکی از مهم ترین مؤلفه های ساختار نظام است وقدرت مادی مهم ترین ابزار نفوذ[9] می باشد که، هم برای حفظ خویش اهمیت دارد. وهم برای درجه ای از فرصت ها که دولت هادر اعمال ارجحیت ها ی خود بدان محتاج اند.بنابراین افزایش یا کاهش در فرصت های کشورها، کسب ارجحیت هارا برای آن ها بیشتر یا کمتر امکان پذیر می سازد. و همان گونه که رابرت جرویس[10] ذکر می کند: توزیع متفاوت توانمند ی های مادی، هم ارجحیت هارا تغییر می دهد وهم مسئله ای هست که به عنوان اثرات سیستم می توان توصیف کرد (Telhami,2007:159-161) . علاوه بر متغیرهای موجود در تصویر اول ودوم که همان گونه که در قسمت های پیشین ذکر شد، عامل سوم یعنی ساختار نظام بین الملل در شکل بندی سیاست خارجی روسیه وگرایش وعدم حمایت آن ها به همکاری در پرونده هسته ای مهم می باشد. به طوری روسیه که قبلاٌ حمایت از کشورهای که باساختار سیستم بین الملل مشکل داشتند را، دردستور کار خود قرار داد. ولی الآن ارجحیت های روسیه در نظام بین الملل تغییر کرده، به طوری که روسیه تلاش می کند به تعریفی جدید در مناسبات خود با امریکا وقدرت های بزرگ برسد. وحمایت نیم بند از این کشورها را زمانی در دستور کار خود قرار می دهدکه با مسئولیت های بین المللیش مغایر نداشته باشد. از نظر واقع گرایی ساختاری، نظام بین
الملل میدان مبارزه ای است در آن کشورها به صورت بی رحمانه به دنبال فرصت
های می باشند تا بتوانند از یکدیگر بهر برداری وامتیاز بگیرند. در این
میدان کشورها درگیر مبارزه ای برای قدرت می باشند و هر کدام از کشورها نه
تنها تلاش می کنند که قوی ترین بازیگر سیستم باشند بلکه سعی دارند مطمئن
شوند که هیچ قدرت دیگر به آن موقعیت رفیع دست نیابد. روسیه به عنوان یک
قدرت بزرگ،به عنوان بخشی از سیستم بین المللی محسوب می شود. طبیعتاٌ قواعد
حاکم بر سیستم بین المللی بر رفتار وعملکرد روس ها تأثیر می گذارد. واین که
در بسیاری از مواقع از مواضع ایران دفاع می کنند و در مواقع دیگر نه تنها
از مواضع ایران حمایت نمی کنند بلکه پای قطعنامه های صادر علیه ایران
امضاءمی کنند. وعلی رغم تعهداتی که با ایران به دلیل انعقاد قرارداد دارد،
ایران را تهدید به عدم همکاری می کنند ودر سطح بین المللی بر علیه برنامه
هسته ای ایران جوسازی می کنند این رفتار را در این چهارچوب قابل درک است. 1-1قدرت و ساختار نظام بین الملل واقع گرایی ساختاری، عمدتاٌ توجهات خود را به مختصات ساختاری[11]نظام بین المللی دولت ها معطوف می کند، نه به واحد های متشکل آن. ساختار در مرحله اول با تعامل واحد ها شکل می گیرد اما بعد از شکل گرفتن، رفتار دولت ها را تعیین می کند. ساختار براساس ترتیب اجزا ء تعریف می شود. وتغییرات در این ترتیبات است که می تواند به تغییر ساختاری منجر شود. و نه تغییر در سطح واحدها. واقع گرایی ساختاری، مفهوم ساختار سیستمی را توسعه می دهد . که طی آن می توان فهمید که، چگونه ساختار نظام و تنوعات درآن، واحدهای تعاملی و نتایجی را که به بار می آورد تحت تأثیر قرار می دهدwaltz,1979:80)). به عبارت دیگر، ساختار بین المللی از تعاملات دولت ها سر بیرون می آورد. و سپس آن ها را برای انجام اقدامات خاص مادامی که به سوی دیگران می کشاند، تحت تأثیر قرار می دهد. این ساختار است که در یک محیط آشوب زده و فاقد اقتدار مرکزی، روابط سیاسی واحدهای متشکله را تشکل بخشیده، تحت فشار قرار می دهد . به این ترتیب، واقع گرایی ساختاری، سطح تحلیل را ساختار نظام بین الملل قرار می دهد. و معتقد است که; ساختار نظام بین الملل نوع و قواعد بازی را مشخص می کند. و سیاست خارجی دولت ها تحت تاثیر ساختار نظام بین الملل قرار می گیرد. با این تفاسیراست، که ما می توانیم درک کنیم چرا دولت ها، علی رغم تفاوت در نظام های سیاسی وایدئولوژیک رفتارهای مشابهی در سیاست خارجی دارند؟ واقع گرایان ساختاری معتقدند که; بخاطر آنارشیک بودن (غیر سلسله مراتبی بودن و.......) ساختار سیستم بین المللی، دولت ها به عنوان بازیگر خردمند و یکپارچه، یک وظیفه وکارکرد اساسی دارند وآن امنیت(بقا)به عنوان مهمترین بخش منافع ملی به وسیله قدرت خود یعنی اصل خود یاری است. اما از آن جا که قدرت همه دولت ها یکسان نیست، لذا توزیع ناهمسان قدرت به جایگاه های متفاوت قدرت می انجامد. وکسب جایگاهی مهم در درون نظام بین المللی، امری اساسی است. ودولت ها نسبت به این امر حساسیت ویژه ای دارند. و این جایگاه می تواند براساس منابع داخلی(اقتصاد،تکنولوژی،نیروی نظامی وتسلیحات) و یا منابع خارجی (کنترل منابع ونقاط ژئوپلیتیک، متحدان قوی، حوزه های نفوذ ونقش دولت در نهاد های بین المللی)تعریف شود. از نگاه واقع گرایی ساختاری، آن چه که سیاست رقابتی پیگیری "منافع ملی در چهارچوب قدرت"را ایجاد می کند، خود از ساختار هرج ومرج گونه نظام بین الملل بر می خیزد. و از این رو، منظور از متغیر ساختار نه به عنوان رقیبی برای آن، بلکه ژرف تر از آن برای تکمیل آن است. در مورد سیاست خارجی روسیه ، می توان اشاره کرد که الزامات ساختار آنارشیک نظام بین المللی، عرصه رقابتی ایجاد کرده که مقامات کرملین را ناگزیر به تحول سیاست خارجی در راستای بقای روسیه، حفظ منافع ملی روسیه در حوزه های نفوذ (خارج نزدیک،بالکان وخاورمیانه )، ومقابله با یکجانبه گرایی امریکا(با طرح شعار اتحاد استراتژیک با چین وهند و نزدیک شدن به دولت های مستقل ومخالف سیاست های امریکا)نموده است. واقع گرایی ساختاری، تعریفی فرد گرایانه از ساختار نظام بین الملل ارائه می دهد که ویژگی ها وخصوصیات کشورها یا به عبارت دیگر، توزیع توانایی ها وقابلیت آن ها را تقلیل می دهد. این تلقی وتصور از ساختار موجب می گردد تا واقع گرایی ساختاری، نقش وکارکرد ساختار را به صورت محدود کننده انتخاب ها وگزینه های کارگزاران یا کشورهای از پیش موجود ، قلمداد می کنند. یعنی ساختار تنها برای ایفای کارگزاری کشورها محدودیت ساز می باشد. و نقشی در تدوین و تکوین آن ها ایفا نمی کند. براین اساس واقع گرایی ساختاری، یک رویکرد نظامند کشور یا کارگزار محسوب می شود (لینگلیتر،23:1386). با این وجود، واقع گرایی ساختاری کنت والتز یک رویکرد نظام مند از نوع تصویر سوم است که طبق این دیدگاه علت و منبع رفتار کشورها و نتایج بین المللی نظام بین الملل می داند. در واقع همسانی و الگوهای رفتاری در سطح واحدها و سیاست بین الملل را به بهترین نحو می توان از طریق فهم وشناخت ماهیت ساختار و ویژگی های بین الملل توضیح داد. به عبارت دیگر الگوها و قواعد رفتاری حاکم برسطوح ملی و بین المللی را با شناخت وکشف ماهیت آنارشیک نظام بین المللی می توان توضیح داد.(لینگلیتر ،25:1386). از دیدگاه واقع گرایان ساختاری، توزیع قدرت در سطح نظام بین الملل نه تنها تعیین کننده نتایج بین المللی است. بلکه توزیع قدرت عامل تمایز میان واحد های سیاسی می باشد (waltz,1979:5-12). در این جا منظور از قدرت، قابلیت های است که صاحبان قدرت می توانند از آن ها برای تأثیر گذاری بر رفتارها وایستارها تمایلات عمل بازیگران استفاده کنند (Baldwin,1993). از این دیدگاه، قدرت در روابط بین الملل به صورت حاصل جمع جبری صفر می باشد. یعنی قدرت بیشتر برای یک کشور به معنی قدرت کمتر برای کشور دیگر می باشد. فراتر از این، واقع گرایان فرض می کنند هر سیستم بین المللی دارای یک ساختار قدرت واحد است به دنبال این فرض واقع گرایان، خاطر نشان می کنند که قدرت وقابلیت های آن ، قابل تعویض می باشد. بنابراین از قدرت وقابلیت های آن می توان به نحو مؤثری برای دست یابی به موضوعات مختلف استفاده کرد. نقش قدرت در سیاست مانند نقش پول در اقتصاد می باشدkeohane,1989):) . نقش آفرینی بازیگران در عرصه مناسبات بین الملل تابع قدرت ونفوذ آن ها می باشد. یعنی این که هیچ بازیگری قادر به تأمین خواسته های خود در محیط بین الملل نیست ،مگر این که از درجه قدرت ونفوذ برخوردار باشد. رفتار کنش گران در نظام بین الملل به توزیع قدرت موجود بستگی دارد. اما ساختار نظام بین الملل در رفتار دولت ها محدودیت به وجود می آورد. یعنی ساختار از طریق فرایند های غیر مستقیم که دو وجهی می باشد یعنی، از طریق جامعه پذیری[12] کنش گران و رقابت[13] میان آن ها عمل می کند. منظور از جامعه پذیری این است که، دولت ها به تدریج با توجه به پاداش ها و مجازات های که در برابر رفتارهای خود دریافت می کنند رفتار مناسب را درمی یابند. وهمین باعث شباهت در رفتارهای آن ها می شود. رقابت نیز چنین تأثیری دارد به این نحو، دولت ها خود را ناگزیر می بینند که، برای این که قدرت رقابت با سایرین را داشته باشند خود را حفظ کنند، رفتارهای مناسبی اتخاذ کنند که نتیجه این امر شباهت رفتاری خواهد بود (Waltz,1979:76). ازاین منظر، آن چه که طی دهه اخیر در روسیه اتفاق افتاده، حرکت از آرمان گرایی اولیه نسبت به روابط بین الملل به طور کلی و روابط باغرب به طور خاص به سمت واقع گرایی تلقی شده است. در واقع به تعبیر والتز ، ساختار بین المللی به تدریج روسیه را جامعه پذیر ساخت. در این مفهوم جامعه پذیری واجتماعی شدن یعنی انطباق با وضعیت واقعی نظام بین المللی و تحمیل واقعیت های بین المللی بر دولت ها می باشد. روس ها پذیرفته اند که نقش واقعی خود را که از روابط قابلیت های اقتصادی وفنی با دیگر دولت ها ناشی می شود، بازی می کنند((lynch,2002. 2-1تحلیل واقع گرایی ساختاری درمورد سلاح های هسته ای همان گونه که بیان شد، واقع گرایی ساختاری در تحلیل مسائل بین المللی واز جمله موضوع هسته ای، اولویت را به ساختار می دهد. این نظریه ادعا می کند که ماهیت آنارشیک نظام بین المللی یک عامل ثابت در تشویق دولت ها به سلاح وتوانایی های هسته ای می باشد. چون ماهیت نظام بین المللی از نظر ساختاری ثابت است، لذا انگیزه دولت ها برای هسته ای شدن هم تا حد زیادی ثابت می باشد. هرچند متغیر توزیع قدرت درنظام بین الملل (دویا چند قطبی بودن نظام بین الملل ) می تواند انگیزه فوق را تشدید یا تضعیف کند. والتز در کتاب مشترک خود با ساگان با عنوان بحثی در باب گسترش سلاح های هسته ای برای تبیین رفتار هسته ای دولت ها، نظریه نو واقع گرایی را با نظریه بازدارندگی ترکیب می کندwaltz and sagan.1995:50)). تا زمان انتشار این کتاب، کنت والتز برجسته ترین نظریه پرداز واقع گرایی ساختاری، در مورد تأثیر قطب در نظام بین الملل بر اشاعه بحث نکرده بود. به این دلیل که روند اشاعه یا گسترش در دوران دوقطبی جنگ سرد اتفاق افتاده بود. تنها ادعای وی آن بود که نظام بین الملل هسته ای دوقطبی با ثبات تر از نظام بین الملل چند قطبی متعارف است. به نظر والتز، گذر از نظام دوقطبی می تواند سرعت اشاعه را افزایش دهد. چون فروپاشی شوروی برخی اختلاف ها را تضعیف و امکان ایجاد چتر هسته ای را کاهش داده و این امر انگیزه برخی دولت ها را برای هسته ای شدن افزایش می دهد. مثال مورد، شمال شرق آسیا در دوران جنگ سرد که از بین رفتن چتر هسته ای آمریکا در آن منطقه می توانست منجر به ظهور زنجیره ای از فعالیت های هسته ای جهت داشتن سلاح هسته ای شود(waltz and sagan.1995:55 ). وفعالیت های هسته ای کره شمالی تا حدی در این چهارچوب قابل درک است. واقع گرایان ساختاری، در مورد پیامدهای مثبت سلا ح های هسته ای بر ثبات بین المللی با واقع گرایان کلاسیک، اتفاق نظر دارند. و دست یابی دولت ها را به سلاح های هسته ای را عاملی در راستای افزایش ثبات در نظام بین المللی می داند. دلیل این امر کابرد سلا حهای هسته ای در ایجاد بازدارندگی است. چون در جنگ هسته ای چشم اندازی برای پیروزی کامل هیچ یک از طرفین وجود ندارد، لذا بمب اتمی بیشتر از آن که، بی ثبات کننده باشد با ثبات کننده است. و احتمال جنگ به خصوص جنگ هسته ای را کاهش می دهد. ازطرفی، فرض اصلی نظریه بازدارندگی، اصل عقلانیت در رفتار دولت هاست. یعنی رفتار دولت ها در نظام بین الملل عقلایی ومبتنی بر محاسبه سود وزیان فرض می شود. وچون زیان ناشی از به کارگیری سلاح های هسته ای بیش از سود آن هاست، لذا دولتها تمایلی برای استفاده عملی از این سلاح ها ندارند. هرچند واقع گرایی کلاسیک ریشه ناامنی را، دررفتار دولت ها، و واقع گرایی ساختاری در ساختار نظام بین الملل جستجو می کنند.اما با این حال در هر دو رویکرد، انگیزه بقاء و امنیت اصلی ترین انگیزه دولتها برای دست یابی به توانایی هسته ای تعریف می شود. یعنی دلیل اصلی هسته ای شدن کشورها همچنان خارجی است. نکته کلیدی دیگر در بحث واقع گرایی ساختاری این است که، صرف داشتن سلا حهای هسته ای یک کشور، آن را به یک قدرت بزرگ تبدیل نمی کند. و از این رو نباید بیش از حد نگران دست یابی برخی کشورها ی کوچک به سلاحهای هسته ای بود. و این به معنای نفی افزایش قابلیت بازدارندگی یک دولت در مقابل دولت های دیگر در صورت داشتن سلاح هسته ای نیست. نکته اصلی آن است که دست یابی دولت ضعیف(مثل پاکستان ) به قدرت هسته ای الزاماٌ و به صورت خودکار آن را وارد طیف قدرت های بزرگ نمی کند، زیرا برای تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ عناصرمتعددی از قدرت لازم است. که سلا ح هسته ای یکی از آن ها والبته یکی از مهمترین آن ها می باشد. اما با این حال، جان وینر[14]، یکی از نخستین استراتژیست های هسته ای معتقد است که، «فتح کشورهای کوچک دارای سلاح هسته ای بدون هزینه نیست. واگر دولتهای کوچک نظام بین الملل به اندازه کافی بمب تولید کنند. دیگر در سیاست قدرت (نظام بین الملل )پیاده نظام وصفر نخواهد بودViner,1946)). والتز در مقاله صلح، ثبات وسلا ح های هسته ای، در تلاش برای تبیین روی آوردن دولت ها به سلاح هسته ای به هفت مورد اشاره می کند. وی معتعقد است که به دلیل پیچیدگی موضوع اشاعه نمی توان این موضوع را صرفا با یک نظریه تبیین کرد .دلایل هفت گانه عبارتند از: 1-تقلید قدرتهای بزرگ از یکدیگر، وقتی یک قدرت بزرگ، سلاح هسته ای می سازد، قدرتهای بزرگ دیگر تلاش می کنند از این قافله عقب نمانند; 2-ترس از مورد حمله قرار گرفتن از سوی یک قدرت بزرگ و ناتوانی متحد هسته ای یک دولت در حمایت از وی مثل ترس قدرت های اروپایی از ناکافی بودن چتر هسته ای آمریکا بر فراز اروپا در دوران جنگ سرد در صورت حمله هسته ای شوروی; 3-یک دولت بدون متحد هسته ای در صورتی که دشمنان هسته ای داشته باشد، انگیزه زیادی برای کسب سلاح هسته ای دارد ; مثال بارز این مورد، هسته ای شدن پاکستان در پی هسته ای شدن هند می باشد; 4-زندگی یک دولت در یک محیط خصمانه با دشمنانی که سلاح هسته ای متعارف دارند.در این مورد می توان به هسته ای شدن اسرائیل وموقعیت آن در میان اعراب اشاره کرد; 5- برای تعدادی از دولت ها، سلاح هسته ای جایگزینی امن تر و ارزان تر از تسلیحات متعارف یا شرکت در مسابقه تسلیحاتی هزینه بر و ویران گر از نظر اقتصادی است. سلاح های هسته ای با هزینه کمتر استقلال وامنیت را به همراه می آورند; 6-ممکن است برخی از کشورها، سلا ح هسته ای را به دلایل تهاجمی طلب کنند که به خاطر ماهیت ویژه این سلا حها احتمال این امر اندک است; 7-یک دولت با ساختن سلاحهای هسته ای، به تقویت جایگاه خود در نظام بین الملل امیدوار می شود. به عبارت دیگر در این جا مسئله پرستیژ وغرور ملی مطرح می شود (والتز ،154:1386). نگاهی به دلایل هفت گانه والتز نشان می دهد، که تمرکز اصلی او همچنان بر عوامل خارجی بین المللی است. افزودن موضوع پرستیز نیز برگرفته از مباحث جدید در مورد اهمیت قدرت نرم و ازجمله پرستیژدر نظام بین الملل است. بنابراین واقع گرایی ساختاری، بر متغیر احساس نامنی در روی آوردن دولت ها به سلاح هسته ای تاکید می کند. از منظر واقع گرایان ساختاری سلاح هسته ای قدرت نسبی دولت ها را در نظام بین الملل به یک باره افزایش می دهد و تغییر معادلات قدرت به تغییر معادلات میان قدرت های بزرگ با یکدیگر وقدرت های کوچک تر می انجامد. در نتیجه تداوم چنین امری می تواند توزیع قدرت را در نظام بین الملل نیز متحول کند. به دلایل آثار وپیامدهای تخریب گسترده سلاح های هسته ای، بسیاری از استراتژیک ها بخصوص استراتژیک های واقع گرا، این سلاح ها را ابزاری موثر برای بازدارندگی ونه استفاده کردن می دانند. به تعبیر دیگر، تنها کاربرد سلاح های هسته ای در نظام بین الملل به کار نگرفتن ن ها در عمل آآآآآآآاننهسهعسعیععسخ0999887آن ها در عمل و استفاده از آن ها برای جلوگیری از حمله دشمن می باشد. برودی وهمفکرانش در کتاب سلاح های مطلق: قدرت اتمی و نظم جهانی که یک سال نیم پس از انفجار اولین بمب اتمی منتشر شد، این دیدگاه را بسط وگسترش دادند که، قدرت بی نظیر و فوق العاده سلاح های اتمی این امکان را به آن ها می دهد که ابزار مؤثرتری برای بازدارندگی باشند. به گفته آن ها در آن زمان نقش برابری در قدرت بازدارندگی (میان امریکا وشوروی)مهم تر از معاهدات کنترل تسلیحاتی در جلوگیری از وقوع جنگ بود(Booth and Brodie.1991:21).برودی معتقد است: چون درجنگ هسته ای چشم اندازی برای پیروزی کامل هیچ یک از طرفین وجود ندارد، لذا بمب اتمی بیشتر از آن که بی ثبات کننده است. و احتمال جنگ بخصوص جنگ هسته ای را کاهش می دهد( Booth and Brodie.1991:22). با این وجود که واقع گرایان دیدگاه مثبتی در مورد سلاح های هسته ای دارند. اما رویکرد قدرت های بزرگ خصوصاٌ امریکا مغایر با این بحث گسترش و اشاعه می باشد. واین مسئله در بحران عراق وهمچنین تحریم های سنگین امریکاومتحدانش در قالب شورای امنیت، علیه ایران نمود بیشتری دارد. بنابراین، ازمنظر واقع گرایان، برخورد قدرت های بزرگ با موضوع هسته ای ایران به دو بخش به شرح زیر تقسیم می شود: 1-چرا ایران به دنبال داشتن توانایی غنی سازی است؟ 2-.چرا ایران باید از غنی سازی دست بردارد؟ در پاسخ به موضوع اول، دیدگاه غالب بین مقامات وتا حدی کانون های تفکر امریکایی این است که، چون جمهوری اسلامی از نظر امنیتی در معرض تهدیدات مختلف منطقه ای وبین المللی قرار دارد، لذا برای کاستن از این تهدیدات وتضمین بقای خودبه سلاح هسته ای نیاز دارد. این عده به تهدیدات امریکا علیه ایران، شرایط بی ثباتی خاورمیانه، تهدیدات اسرائیل ووضعیت مبهم عراق اشاره می کنند. به عنوان نمونه کتابی که جودیت یافه[15] وچالز لوتس[16] در سال 2005 با عنوان ارزیابی مجدد از پیامدهای یک ایران هسته ای برای دانشگاه دفاع ملی امریکا نوشتند، حاوی چنین رویکردی است. این کتاب که محصول گفت گوی نویسندگان با حدود 100 نفراز کارشناسان مسائل ایران و خلع سلاح است، نتیجه می گیرد: جمهوری اسلامی ایران تصمیمی قطعی برای داشتن سلاح هسته ای اتخاذ کرده است. لذا بخش عمده ای از کتاب مزبور به ارائه رهنمودهایی برای مقابله با پیامدهای هسته ای شدن ایران اختصاص یافته است. نکته جالب توجه این است که، دلایل نویسندگان کتاب در اثبات این که چرا ایران باید به دنبال سلاح هسته ای باشد منطبق با گزار های واقع گرایی می باشد. به نظر آن ها مهم ترین دلایل تلاش ایران برای هسته ای شدن عبارتنداز: 1-رویکرد خصمانه امریکا نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران; 2-تهدید بقای جمهوری اسلامی ایران; 3-احساس انزوای بین المللی ایران; 4-موقعیت برترژئوپلیتیکی ایران درمنطقه; 5-تهدیدات عراق علیه ایران; 6-حمایت گسترده از هسته ای شدن درداخل کشورYaphe and Lutes,2005)). از ششعامل فوق پنج عامل خارجی است که، تفوق دیدگاه واقع گرایی را نشان می دهد. تا پیش از انتشار گزارش ارزیابی ملی اطلاعاتی امریکا در آذر 1386بسیاری از مقامات دولت بوش تصمیم ایران را برای دستیابی به سلاح هسته ای امری قطعی ومفروض گرفته بودند.این نتیجه گیری تا حدی زیادی ناشی از غلبه ذهنیت واقع گرایی در برخورد با موضوع هسته ای ایران از سوی امریکا وتعدادی از کشورهای اروپایی بود . چون هنگامی از این زاویه به موضوع نگریسته می شود،تلاش ایران برای دست یابی به سلاح هسته ای به راحتی پذیرفته می شود. چنین ذهنیتی از سوی سوکولوسکی[17] وکلاوسون[18] در کتاب آمادگی برای مواجهه با یک ایران هسته ای نیز دیده می شود.در این کتاب که در دوازه فصل تنظیم شده وکارشناسان برجسته خلع سلاح نظیر مایکل ایزنشتات،پرکوویچ، توماس دانلی، ریچاردراسل در تألیف آن مشارکت داشته اند، ادعا شده امریکا نمی تواند در دراز مدت مانع هسته ای شدن ایران شود. و لذا باید تلاش کرد با انجام اقداماتی از تبدیل شدن ایران هسته ای به تهدیدی برای منافع ملی آمریکا جلوگیری کند. از نظر آن ها حتی جلوگیری از دست یابی ایران به استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای نیز ضروری است، زیرا در غیر این صورت ایران می تواند هر زمان اراده کندبه سلاح هسته ای دست پیدا کند((Sokolsky and Glawsong,2005:3. دراین کتاب دو تهدید عمده ناشی از هسته ای شدن ایران عبارتنداز: 1-اشاعه هرچه بیشتر سلاح های هسته ای در منطقه; 2-تهدید منافع امریکا منطقه; آن ها پیامدهای منطقه ای شدن ایران را چنین برمی شمارند : 1-انفجار بمب هسته ای توسط اسرائیل و پایان سیاست ابهام هسته ای اسرائیل; 2-تلاش عربستان برای خرید سلاح هسته ای یا واردکردن آن از پاکستان و چین; 3-تلاش مصر برای ساخت نیروگاه هسته ای; 4-تلاش الجزایر برای پیشرفته تر کردن رآکتورهای تحقیقاتی خود; 5-تلاش عراق برای استفاده از دانشمندان هسته ای خود; 6-تلاش سوریه برای غنی سازی اورانیوم; 7-تلاش ترکیه برای بازنگری وضعیت غیر هسته ای خود((Sokolsky and Glawsong,2005:5-6) نتیجه چنین رویکردی این است که، قدرت های بزرگ غربی برای همراه کردن کشورهای همسایه با اهداف خود، تلاش می کنند این تفکر را رواج دهند که هدف ایران از هسته ای شدن تسلط بر کشورهای همسایه و دخالت در امور داخلی آن ها می باشد. اظهارات جورج بوش در سفر به خاورمیانه در زمستان 1386و تروریست نامیدن ایران گویای چنین رویکردی می باشد.لازم به یادآوری استکه، مقامات امریکا در اظهارات متعدد خود، ایران را متهم به تلاش برای دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه و بی ثبات کردن آن ها نمودند. فراتر از این ها، آن ها ایران را تهدیدی برای همه ملت ها درهمه جای دنیا می دانند. دومین نکته این که، در میان قدرت های بزرگ این است که، امریکا بیش از آن ها، نسبت به پیامدهای هسته ای ایران حساسیت دارد. هسته ای شدن ایران را به معنای پایان برتری هسته ای ونظامی اسرائیل در منطقه تلقی می کند. در حالی که چنین حساسیتی دربین سایر قدرت ها کمتر است. سومین نکته این است که، قدرت های غربی تلاش می کنند این تفکر را جابیندازند که ایران برای کسب پرستیژ(عامل هفتم هسته ای شدن از دیدگاه والتز)به دنبال هسته ای شدن است. واز نگاه دیگر در این چهارچوب، می توانیم دغدغه های امنیتی جمهوری اسلامی ایران درمحیطی بحران زا همچون خاورمیانه بفهمیم به این نحو، دولت جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که به سبب قرار گرفتن ایران در یک محیط منطقه ای بسیار ناامن (با توجه به وضعیت بی ثبات عراق وافغانستان، مناسبلت خصمانه با تنها ابرقدرت یعنی آمریکا وهمچنین متحد اصلی منطقه ای آن یعنی اسرائیل ودشمنی آن ها با اصل انقلاب و نظام اسلامی ) به ناچار دست یابی به سلاحی که بتواند قدرت بازدارندگی ایران را افزایش داده واز حمله دشمنان به کشور ، به ویژه آمریکا واسرائیل جلوگیری نماید ضروری است(جاج یوسفی،65:1386). به عبارت دیگر، تلاش ایران برای کسب سلاح هسته ای هرچند به طور عمده، به هدف استفاده صلح آمیز از آن است، اما می تواند در راستای بازدارندگی دشمنانش تلقی گردد. 3-1تحلیل همکاری های بین الملل از منظرواقع گرایی ساختاری اساساٌ یکی از انتقاد های که، به واقع گرایی کلاسیک می شد. عدم توجه به تغییر وتحولات شگرفی که در حوزه اقتصاد و همکاری های بین الملل رخ می داد، بود. و این یکی از عامل مهمی بود که باعث ظهوواقع گرایی ساختاری شد. واقع گرایی ساختاری سعی نموده است که این تحولات را در تبیین مسائل وسیاست های بین الملل لحاظ کنند. از این رو، واقع گرایی ساختاری، برخلاف واقع گرایان کلاسیک نه تنها تمایل چندانی به زور نشان نمی دهند، بلکه "همکاری"هم توجه دارند. به عبارت دیگر، این رویکرد نسبت به همکاریهای بین واحدهای سیاسی، خوشبینتر از واقع گرایان هستند، به این معنا که، واقع گرایان ساختاری، علاوه بر توجه به تعارضها و ستیزشها، به همکاریهای بین واحدهای سیاسی در نظام بینالملل نسبت به واقع گرایان کلاسیک عنایت بیشتری دارند. از نظر واقع گرایان ساختاری، همکاری گریز ناپذیر می باشد. چرا که، بازیگران از طریق همکاری از فرصت وسیعی برخوردار می گردندکه، با وجود محدودیت منابع یا دسترسی به منابع دیگر بازیگران، رسیدن به اهداف خود را تسهیل کنند. و همکاری های اقتصادی یکی از عواملی است که دسترسی به منافع ملی را تسهیل می کند. چون قدرت اقتصادی از این روی مطرح است که، بازیگران را قادر به استفاده از ابزار اقتصادی به عنوان اهرمی برای تنبیه وتشویق دیگر بازیگران است. در واقع قدرت اقتصادی هزینه های بین المللی دست یابی به منافع ملی را به شدت کاهش می دهد، چرا که این امکان را نصیب کشورها می سازد که، با برطرف کردن نیازمندی های دیگر بازیگران، همکاری ودر شکلی حداقل مخالفت آنان را با توجه به نیازهای خود شکل دهد (دهشیار،80:1386). Top of Form طبق نظریه واقع گرایی ساختاری، انگیزه اصلی همکاری بین دولت ها این نیست که، به افزایش کارایی متقابل برای رسیدن به رفاه بیشتری دست یابند. در واقع دولت ها می کوشند تا با در نظر گرفتن امتیاز هر چه بیشتر از سایر بازیگران، به جایگاه بالاتری در نردبان قدرت دست یابند . از این رو نوواقع گرایان معتقدندکه، آن چه همکاری را در درجه اول دشوار می سازد دقیقاٌ مسئله توزیع است . این نگرانی در باره منافع وعواید نسبی، معلول این است که عواید اقتصادی در نهایت می تواند به توا نا یی های نظامی تبدیل شود «دولت ها بر اثر علاقه ای که به بقاء واستقلال دارند به شدت در مورد کاهش توانایی های نسبی خود حساسیت دارند »(Grieco,1998:22-39). از این رو، واقع گرایان ساختاری ضمن صحه گذاشتن برعظمت وشگرفی تحولات تکنولوژی وهمکاری های اقتصادی سعی دارندکه، این دگرگونی ها را تغیرات درون سیستمی بدانند نه تغییر سیستمی. چون از آن جا، نظام خود یاری ضامن اعتبار نظریه نوواقع گرایی است و ماهیت بین الملل آنارشی می باشد، بنابراین تغییرات سیستمی رخ نمی دهد. (چگینی زاده ،131:1386).در چهارچوب واقع گرایی ساختاری، تلاش و هدف دولت ها در عرصه بین المللی تقویت توانمندی های اقتصادی و نظامی می باشد. چون این توانمندی هاست که موقعیت دولت ها را در نظام بین الملل تثبیت می کند وبازیگران تنها ودر صورتی می توانند برروی نتایج بین المللی تاثیر گذار باشند که دارای درجه ای از قدرت ونفوذ باشند. به بیان دیگر هدف بنیادین بازیگران در عرصه مناسبات بین المللی امنیت هستی شناسی یا بقاء[19]می باشد واین در سایه توانمندی های سیاسی واقتصادی می باشد. که در صورت بهره مند بودن از این توانمندی ها موتور تحول در عرصه مناسبات بین الملل باشند.از نقطه نظر واقع گرایی ساختاری، نقش آفرینی بازیگران بین المللی به مقدار زیادی تابع قابلیت ها وتوانایی های گوناگون از جمله حجم نیروی نظامی آن ها می باشد. به سخن دیگر نیروی نظامی، مهمترین ابزار برای دست یابی به اهداف مطلوب دولتها در صحنه بین الملل می باشد. و این حجم وتعداد نیروی نظامی خود معلول عوامل اقتصادی ومنفعت مالی است. چون علاوه براین، که استفاده از ظرفیت های اقتصادی نه تنها، باعث بالا رفتن ضریب امنیتی کشورها می شود، بلکه استفاده از ظرفیت های اقتصادی و نظامی این امکان را برای کشورها فراهم می کند که، از آن به عنوان اهرمی برای تنبیه وتشویق دیگران بازیگران استفاده نمایند. استفاده از این ظرفیت ها وتوانمندی بالای کشورها، این فرصت را نصیب دولت ها می کند که برای تحقق منافع ملی خود موانع ومشکلات را با حربه تنبیه وتشویق از پیش روی خود بردارند (دهشیار ،137:1386). بنابراین در متن این گفتمان این موضوع، چرا دولت ها با یکدیگر همکاری می کنند،اساساٌمسئله دشوار وپیچیده نیست. با این وجوددولت ها، ممکن است در نظام آنارشیک بین المللی از همگرایی وهمکاری اقتصادی سود ببرند، امادر نهایت عواید اقتصادی تحت شعاع منافع سیاسی قرار می گیرد (مشیر زاده،165:1384). دولت ها همواره از چگونگی توزیع عواید ناشی از همکاری نگرانند واز آن می ترسند که دیگران بیشتر از آن ها از همکاری سود ببرد. بنابراین آنچه اهمیت دارد دستاورد های نسبی[20] است نه دستاورد های مطلق[21] چون اگر به زیان آن ها باشد مانع از همکاری یا تداوم آن خواهد شد .پس آنارشی در میزان همکاری وحوزهای آن محدودیت ایجاد می کند. مسلماٌ با وجود این که، هدف همه بازیگران در نظام بین الملل ، امنیت هستی شناسی یا بقاءمی باشد. این هدف محقق نمی شود مگر این که دولت ها بهره مند از توانایی های گوناگون باشند. بنابراین نوواقع گرایان با مشاهده تغییرات حادث شده در نظام بین الملل مانند رشد روز افزون اهمیت تجارت واقتصاد در نظام بین الملل ومنافع اقتصادی وتکنولوژی سعی نمودند ضمن حفظ مفاهیم اصلی وبنیادین نوواقع گرایی ، با تغییرات حادث شده در نظام بین الملل نرمش وسازش بیشتری نشان دهند . به اعتقاد نو واقع گرایان، این که واقع گرایی به نهاد توجه ندارند یک باور غلط می باشد. زیرا مسأله اصلی برای نوواقع گراها مطرح است، تاثیر نهاد به شکل مستقل می باشد. بنابراین نو واقع گرایان نهاد برای پیشبرد اهداف و ایجاد همکاری وتعامل میان دولت ها قبول دارند ولی نقش مستقلی برای آن قائل نیستند. چون به باور این نظریه پردازان از آن جا که قدرت های بزرگ عامل وموتور تحولات در عرصه بین الملل محسوب می شوند، نقش آفرینی قدرت ها بدون داشتن ابزارها از جمله نهاد محقق نمی شود . به عنوان مثال گیلپین که، به عنوان نو واقع گرایان بررسی های اقتصادی را مد نظر قرار داده است با این وجود دولت ها را مهمترین وتعیین کننده ترین بازیگران در زمینه های همکاری وگسترش مبادلات تلقی می کند. او با توجه به این که به نقش ایده ها وعوامل فرهنگی وهمچنین اراده انسانی در متحول کردن عرصه جهانی واقف است. اما اذعان می کند که دولت ها اصلی ترین ومهم ترین بازیگر در صحنه جهانی می باشد. از نظر وی، علی رغم نقش تعیین کننده سیاست وتصمیمات سیاسی ای که در درون ساختار دولت ها، شکل می گیرد. مهم ترین عرصه بروز و ظهور این تصمیمات عرصه اقتصاد بین الملل است. به همین دلیل کانون توجه او چگونگی ادامه حیات نظام لیبرال اقتصاد بین الملل وتعاملات رایج در آن است. اما این نظام را حاصل دولت –ملت ها وقدرت های برتر می داند (سلیمی ،133:1386). واقع گرایان ساختاری براین اعتقاد هستندکه، درست است دولت ها تنها کنش گران نظام بین الملل نیستند. اما مهمترین محسوب می شوند. وتعامل میان منافع ملی آن هاست که نقش آفرینی سایر بازیگران را تعیین می کند و به مانند فراملی گرایان به شکل گرفتن روابط فراملی میان کنش گران جدید توجه دارند و از این منظر، نقش کنش گران غیر دولتی در این چهارچوب مهم می باشد.طبق این دیدگاه، بازیگران غیر دولتی نمی توانند تأثیر تعیین کننده و مستقیم بر نظام بین الملل داشته باشد. بلکه تأثیرگذاری آن ها غیر مستقیم می باشد. شواهدی دال براین که، این کنش گران بتوانند در جایگزینی دولت- ملت به عنوان کنش گراصلی در سیاست بین الملل بسیار موفق می باشد وجود ندارد. اما رژیم ها باعث ایجاد منافع گوناگون برای دولت ها می شوند و در این راستا، قدرت را یکی از ویژگی ها و مختصات عمده شکل گیری و بقای رژیم ها تلقی می کنند. بنابراین کارکرد مهم کنش گران غیر دولتی به عنوان یک اهرم در دست دولت ها برای گسترش در حوزه های اقتصاد می باشد. تحولات جدید در روابط بین الملل مبانی جهان شناختی واقع گرایی وروابط بین الملل را دگرگون کرده و نویسندگان نوواقع گرایی سعی می کنند ، ضمن حفظ مفروضه های نوواقع گرایی یعنی تاکید بر ساختار نظام بین الملل، تحولات عظیمی که واقع گرایی سنتی نسبت به آن بی توجه بود را مورد بررسی قرار دهند. و برای نهاد ها و بازیگران غیر دولتی و همچنین همکاری های اقتصادی نقش واهمیت قائل هستند. از آن جا نقش آفرینی بازیگران در صحنه بین الملل و تعامل با دیگر واحد های سیاسی تابع قدرت ونفوذ آن ها می باشد. یعنی این که هیچ بازیگری قادر به تأمین خواسته های خود در محیط بین الملل نیست، مگر این که از درجه قدرت ونفوذ برخوردار باشد. از این رو یکی از مؤلفه های تشکیل دهنده قدرت ونفوذ دولت ها ظرفیت اقتصادی می باشد. چون ظرفیت اقتصادی از این رو مطرح است که، تنها کشورهای از این امکان برخوردار هستندکه در صحنه جهانی در راه تحقق منافع ملی به موفقیت دست یابند. که قادر به استفاد از ابزار های اقتصادی به عنوان اهرمی برای تنبیه وتشویق دیگر بازیگران باشند. با این اوصاف این گونه می توان نتیجه گیری کرد که، تحقق منافع ملی ودستیابی به قدرت اقتصادی نیز دولت ها را برآن وامی دارد که با یک دیگر همکاری داشته باشند و سود سرشار این همکاری را در راستای افزایش قدرت ونفوذ خود به کار گیرند جمع بندی در چهارچوب نظریه واقع گرایی ساختاری، اگرانگیزه روس ها را دربحث همکاری درخصوص پرونده هسته ای را مورد تجزیه وتحلیل قرار دهیم، متوجه خواهیم شدکه، با فروپاشی شوروی وتغییر ساختار نظام بین الملل از دوقطبی به یک قطبی، آرایش قدرت های سیاسی در جهان تغییر یافت .و روسیه آن جایگاه خود که به عنوان یک کشور تاثیر گذار در مسائل بین الملل از دست داد. بنابراین احساس بیشتری به همکاری وتعامل با دیگر کشور ها مخصوصا کشورهای که با آمریکا خصومت داشتند (مثل کوبا، کره شمالی ،ایران، عراق دوره صدام) را در دستور کار خود قرار داد. از طرفی روس ها بعد از فروپاشی ابرقدرت شوروی به شدت دچار یک" تحقیر در سطح بین المللی "شدند. بنابراین با تعامل با دولت های مسئله دار تلاش برای احیاء جایگاه خود در دوره جدید یکی از مؤلفه های اصلی سیاست خارجی روسیه در هزاره سوم به شمار می رود. به عبارت دیگر بعد از 1990جایگاه خود را درهرم قدرت از دست داد و به تبع آن قادر نبود به ایفای نقش بازیگر درجه اول بپردازد. از این رونقش آفرینی روس ها در پرونده هسته ای هم منافع اقتصادی فوق العاده ای برای روس ها دارد وهم تلاشی است برای احیای نقش روسیه در مناسبات جهانی . روسیه در برخورد با پرونده هسته ای ایران، بیشتر از آموزهای واقع گرایی بهره می گیرد. به عبارت دیگر تاکید روسیه بر نقش نهاد ها وسازمان ها بیشتر از آن که همانند اتحادیه اروپا، ناشی از رویکرد سیاست خارجی این کشور با شد، ناشی از منافع آن ها می باشد. مقدمه در شرایط عدم همکاری شرکت های غربی ومخالفت امریکا واروپا با ادامه کار نیروگاه هسته ای بوشهر و در پرتو" دگرگونی در سیاست خارجی روسیه"، قرارداد اتمام پروژه نیروگاه هسته ای بوشهر میان دوکشور ایرن وروسیه به امضاءرسید.مبلغ این قرارداد، 700میلیون دلاری که در سال 1995/1374بود، که در نتیجه آن شرایط مناسبی را برای فعالیت های اقتصادی در روسیه به همراه آورد. این اقدام، در روسیه با مخالفت های جدی مواجه شد. مخالفین داخلی در روسیه، این همکاری را با منافع روسیه در مغایرت می دانستند. وکمک به ایران را در این زمینه تهدیدی برای روسیه از جانب امریکا قلمداد می کردند. ولی موافقان بر کنترل بودن برنامه هسته ای ایران از سوی آژانس بین المللی انرژی هسته ای تاکید می کردند (کولایی،218:1386). بنابراین همکاری های روسیه در این زمینه نه تنها مزایای اقتصادی بلکه سیاسی –امنیتی نیز در بر داشته که اوراسیاگرایان برآن تمرکز داشته اند. بلکه برای روسیه این همکاری فرصتی بود تا از همکاری باآژانس در زمینه ارتقای کنترل ایمنی در این فعالیت ها بهره گیرد.از طرفی ، انفجار نیروگاه هسته ای چرنوبیل در 1375/1986وضربه شدید آن به فعالیت های هسته ای روسیه (شوروی )، عقب ماندگی های را در این زمینه آشکار ساخته بود. از این رو، همکاری با ایران می توانست این خلاءرا جبران کند.بنابراین، پس از فروپاشی، صنایع روسیه به دلیل شرایط بین المللی با رکود ویران کننده ای روبه روشدند. واغلب بازارهای بالقوه آن ها از حیطه نفوذ این کشور خارج گردیدند. از سوی دیگر، کشورهای که احتمالاٌهمچنان می توانستند بازاری برای صنایع روسیه باشند نیز به دلیل مشکلات اقتصادی یا زیر بنایی قادر به تأمین هزینه های سیاسی واقتصادی انعقاد قراردادهای سنگین هسته ای نبودند.به همین دلیل، انعقاد قراردادساخت نیروگاه هسته ای بوشهر برای روسیه از اهمیت مضاعفی برخوردار بود.از آن جا که یکی از متغیرهای این پژوهش منافع اقتصادی می باشد در این جا به بررسی مطلوبیت اقتصادی ایران برای روسیه می پردازیم Mark smith-[1] -Kenneth Katzman1 4-George Freid man [4] -Variable system [5] -outside-in [6] - third image [7]-Opportunity [8]-Prefernce [9] -Influence [10] -Robert Jervis [11]- Structure [12]- Socialization [13]- Competition [14] -John Viner [15]-Judith S,Yaphe [16] -Charles D,Lutes [17] -Henry,Sokolski [18] -Patrick,Glawsong 1- Securing their own survival [20] - Relative gain [21] - absolute gain |