![]() مقاله آشنایی با هنر های سنتی ایران : هنر قلمکاراین مقاله بطور کامل شما را با هنر قلمکار از هنر های سنتی ایران عزیزمان آشنا میکند سعی شده خلاصه ای از تاریخچه این هنر برای اطلاع کلی شما آورده شود و سپس بطور مشروح و تصویری مراحل مختلف کار از ابتدا تا انتها بیان شود. مقاله حاضر بخصوص برای هنرجویان همچنین برای دانشجویان رشته های مختلف هنر بسیار مفید میباشد و غیر از آن برای کسانی که مایلند بطور علمی و کامل با این هنر آشنا شوند نیز مفید خواهد بود. در فایل قابل دانلود فایل ورد این مقاله همچنین فایل ( پی دی اف ) مقاله و همچنین فایل ( جی پی ای جی ) آورده شده تا کاملا در انتخاب نوع فورمت فایل به ضرورت های مختلف آزاد باشید. |
پرسشنامه بررسی احتمال ریسکپرسشنامه بررسی احتمال ریسک با هدف بررسی احتمال ریسک در پروژه در قالب ۲۰ گویه تنظیم شده است.
تعداد سوالات: 20 تعداد صفحات: 2 شامل: پرسشنامه نوع فایل: WORD |
![]() جزوه سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان ERPدر این بخش جزوه کتاب سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان ERP تالیف علی اکبر احمدی – شکری پور -مریم اله وکیلی با فرمت pdf در 271 صفحه در اختیار دانشجویان عزیز قرار داده شده است.منطـق اصـلی ایـن کتـاب بـر ایـن اسـتوار اسـت کـه اجـرای موفـق سیسـتم هـای برنامه ریزی منابع سازمان نیازمند وجود مجموعه ای از مهارت ها و دانش می باشد. تاکنون بسیاری از پروژه های پیاده سازی سیستم منابع سازمان موفقیتی کمتر از حد انتظار داشته اند و حتی در برخی از شـرکت هـا ماننـد Drug FoxMeyer پیـاده سـازی آن بـا شکست مواجه شده است. بساری از پروژه ها طولانی تر و با هزینه ای بیش از مقـادیر پـیش بینی شده انجام شده اند. برخی نیز نتوانسته اند نتایج حاصل از سـرمایه گـذاری و اثربخشـی اجرای ERP را اندازه گیری کنند. سازمان های امروزی در جهت جهانی شدن رقابت می کنند، به طوری که این رقابت به سطوح بی سابقه ای رسیده است. در بازارهای رقابت جهانی، سازمانها به یافتن راه حل های کسب و کاری بهتر با ساختارهای انعطاف پذیر و قابل اطمینان تر نیاز دارند. بسیاری از زیرساختارهای سازمانی و تشکیلاتی توسط سیستم های اطلاعاتی (که فرایندهای کاری را بطور مستقیم و یا غیر مستقیم در جهت رشد و ابقاء سازمان پشتیبانی می کنند) توانمندتر شده اند… |
![]() مقاله آشنایی با هنر های سنتی ایران : هنر قلم زنیاین مقاله بطور کامل شما را با هنر قلم زنی از هنر های سنتی ایران عزیزمان آشنا میکند سعی شده خلاصه ای از تاریخچه این هنر برای اطلاع کلی شما آورده شود و سپس بطور مشروح و تصویری مراحل مختلف کار از ابتدا تا انتها بیان شود. مقاله حاضر بخصوص برای هنرجویان همچنین برای دانشجویان رشته های مختلف هنر بسیار مفید میباشد و غیر از آن برای کسانی که مایلند بطور علمی و کامل با این هنر آشنا شوند نیز مفید خواهد بود. در فایل قابل دانلود فایل ورد این مقاله همچنین فایل ( پی دی اف ) مقاله و همچنین فایل ( جی پی ای جی ) آورده شده تا کاملا در انتخاب نوع فورمت فایل به ضرورت های مختلف آزاد باشید. |
![]() نفت و توسعۀ ایران (2010 1945)...چکیده در این پژوهش با استفاده از آمار های مربوط به نفت و شاخص های توسعه، تاثیر نفت (درآمد و ساختار های ناشی از نفت) بر توسعۀ ایران مورد بررسی قرار گرفته است. مبنای تعیین شاخص های توسعه یافتگی عبارتند از: 1- نظریات مختلف توسعه بویژه نظریات نوسازی 2- شاخص ها و تعاریف مورد نظر سازمان های بین المللی 3- نقد نظریه ها و تعدیل آنها بر اساس ویژگی های خاص جغرافیائی، تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی ایران. در مورد ارتباط نفت با توسعه نیز ، از نظریات مختلف بویژه تئوری های " دولت رانتیر" و "بلای منابع" استفاده شده است.براساس یافته های پژوهش، نفت در توسعۀ اقتصادی ایران نقش دوگانه داشته است: درآمد نفت به رشد برخی شاخص های کمّی توسعه مانند تولید ناخالص داخلی و صنعتی شدن کمک کرده است ؛ به عنوان مثال در مورد صنعتی شدن، نفت هم باعث ایجاد صنعت نفت گردیده و هم سرمایۀ لازم برای ایجاد سایر صنایع را فراهم کرده است اما در بهبود شاخص های کیفی توسعۀ اقتصادی (رفع فقر، رفع بیکاری و رفع نابرابری)چنین نقشی ایفا نکرده است. اگرچه سرمایۀ اولیه طرح های فقر زدایی دولت ها از محل فروش نفت تامین شده اما نفت به رفع فقر منجر نشده است. نفت بصورت مستقیم و غیر مستقیم باعث اشتغالزایی گردیده اما به دلایلی نظیر سرمایه بر بودن صنعت نفت و افزایش جمیت با نرخ بالا، درصد بیکاری کاهش چشمگیر نداشته است. لذا درآمد نفت نتوانسته مشکل بیکاری را حل کند. تاثیر نفت بر شاخص نابربری منفی بوده و نفت نه تنها عامل رفع نابرابری نبوده بلکه از طریق ساز و کار های مختلف باعث تشدید نابرابری شده است.بررسی رابطۀ نفت با شاخص های دموکراسی و توسعۀ سیاسی بیانگر این واقعیت است که درآمد و ساختار اقتصادی مبتنی بر نفت به عنوان یکی از موانع توسعۀ سیاسی عمل کرده است؛ افزایش استقلال دولت از جامعه، تضعیف احزاب غیر دولتی، تشدید فساد سیاسی و تضعیف دموکراسی از جمله پیامد های افزایش درآمد نفت است. این پیامد ها بویژ در دهۀ 1350 و در پی بروز اولین شوک نفتی با شدت بیشتری مشاهده می گردد.نفت و درآمد های آن در تغییر شاخص های توسعه اجتماعی و فرهنگی آثار متفاوت داشته است؛ درآمد های هنگفت نفت باعث رونق شهرها و گسترش شهرنشینی گردیده، مقدمات تحرک شغلی و اجتماعی رافراهم کرده، آموزش دولتی را به نقاط مختلف کشور گسترش داده ، باعث کاهش میزان بی سوادی گردیده است و ... اما در برخی شاخص های توسعۀ اجتماعی نقش منفی ایفا کرده است. به عنوان مثال: سرمایه اجتماعی را کاهش داده است. اقتصاد نفتی با افزایش فساد مالی به افزایش جرائم کمک کرده و با ایجاد بی ثباتی اقتصادی ، انگیزه ی گرایش به تخلف برای غلبه بر مشکلات اقتصادی را تقویت کرده است. با توجه به آثار متفاوت نفت بر شاخص های توسعه، ساختار های ناشی از نفت و درآمد های حاصل از آن باعث توسعۀ ناموزون ایران گردیده است. فهرست مطالب
مقدمه اگرچه واژۀ توسعه عمدتاً بعد از جنگ جهانی دوم وارد ادبیات سیاسی و اقتصادی دنیا گردید اما پدیده های توسعه و توسعه نیافتگی سابقه ای طولانی دارند؛ در دورۀ باستان در کنار برخی مناطق جغرافیایی که از تشکیلات حکومتی پیشرفته و به تبع آن از هرگونه قدرت سیاسی و اقتصادی محروم بودند، مناطقی نظیر امپراطوری های هند، چین ، مصر، ایران و روم و دولت - شهرهای یونان دارای میزان قابل توجهی از قدرت نظامی ، بوروکراسی گسترده و تشکیلات سیاسی نسبتاً کارآمد بودند و به تعبیر امروزی نسبت به سایر کشورها توسعه یافته تر بودند.اما آنچه منجر به پیدایش واژه های توسعه و توسعه نیافتگی گردید، پیشرفت تعدادی از کشورها از ابتدای قرون جدید ( ونه تفاوت کشورها در دورۀ باستان) می باشد. این دسته از کشورها که بیشر در اروپا و آمریکای شمالی قرار دارند، در نتیجۀ تعامل اندیشه ها و مکاتب فکری از یکسو و تحولات سیاسی - اقتصادی از سوی دیگر، انواع خاصی از نظامهای سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی را بوجود آوردند و به وضعیتی دست یافتند که بعد ها توسعه یافتگی نامیده شد. در ایران، آگاهی از توسعه و توسعه نیافتگی از دوران قاجار ( دوره فتحعلی شاه به بعد ، بویژه در دوره ناصر الدین شاه) بوجود آمد وایرانیان از آن زمان دریافتند که در مقایسه با برخی کشورها، دچار پدیدۀ توسعه نیافتگی اند. این واقعیت که در دوره قاجار کشف گردید، تا امروز(سال1390 شمسی) همچنان یکی از واقعیت های اجتماعی تلخ کشور است. یکی از تفاوت های دورۀ کنونی با عصر قاجار این است که امروزه آگاهی از توسعه نیافتگی در انحصار تعداد معدودی از نخبگان فکری و سیاسی نیست؛ افرادی مانند عباس میرزا ، امیرکبیر و میرزا یوسف مستشار الدوله و سایر روشنفکران نسل اول، پس از آشنایی با بلاد فرنگ و مقایسۀ کشور خود با آنها به توسعه نیافتگی ایران پی بردند و بر همین اساس برخی از آنان به غربزده بودن متهم شدند اما امروزه نیاز به تغییر وضع موجود موضوعی است که تقریباً همه بصورت ملموس آنرا درک می کنند؛ مسئولان نظام با طراحی طرح های بزرگ، تدوین برنامه های 5 ساله و 20 ساله و ... به لزوم تغییر وضع موجود اذعان دارند. نخبگان فکری و دانشگاهیان با اجرای پروژه های تحقیقاتی ، تالیف کتاب و مقاله ، برگزاری همایش های علمی و ... بر این موضوع تاکید می کنند و اقشار مختلف مردم نیز به شیوه های خاص خود لزوم تغییر وضع موجود را تایید می کنند. وقتی به حرف های یک رانندۀ شریف تاکسی دقّت می کنیم محتوای اصلی درد دلهایش همان است که نخبگان سیاسی حاکم و اندیشمندان سیاسی می گویند. به عبارت دیگر همه با تعابیر مختلف می گویند: وضع موجود، مطلوب نیست. اگرچه میان گرایش های فکری مختلف در مورد تعریف توسعه اختلاف های زیادی وجود دارد اما وجدان جمعی این موضوع را می پذیرد که برخورداری از اشتغال، کاهش نرخ تورم، رفاه نسبی، رفع فقر و نابرابری، حاکمیت مردم بر سرنوشت اجتماعی خویش، حفظ کرامت انسانی و ... جزو ضرورت های زندگی امروزی است و مساله اساسی در مورد ایران ، فقدان این شرایط است . این وضع مطلوب را خواه توسعه بنامیم و یا آنرا ترقّی، پیشرفت و ... بدانیم ، در محتوای آن تغییری ایجاد نمی شود. برای گذار به توسعه یافتگی لااقل سه نوع فعالیت صورت گرفته است: 1- تلاش نخبگان سیاسی حاکم در قالب برنامه های نوسازی از بالا 3- مبارزات سیاسی نخبگان غیر حاکم و توده های مردم برای حاکمیت دموکراسی و توسعه سیاسی ودستیابی به سایر ابعاد توسعه 3- مطالعات و نظریه پردازی های مربوط به توسعه توسط نخبگان فکری جامعه. تلاش های فکری و فعالیت های عملی، براساس قاعدۀ کلی رابطه ی علم و عمل با یکدیگر در تعامل بوده و بر هم اثر گذاشته اند.در برخی موارد حرکت های توسعه خواهانه براساس تئوری ها صورت گرفته و در برخی موارد تحولات سیاسی مرتبط باتوسعه، به بروز نظریه های جدید توسعه منجر شده است. در میان کارهای فکری مرتبط با توسعه ، موضوعاتی مانند: حملۀ مهاجمان خارجی، دخالت قدرتهای بیگانه، موانع فرهنگی ، شرایط جغرافیایی، مدیریت سیاسی و ... به عنوان مهمترین موانع توسعه مطرح شده اند. در میان عوامل داخلی و بین المللی توسعه و توسعه نیافتگی ایران ، نفت و اقتصاد نفتی جایگاه مهمی دارد. این مادۀ طبیعی که آنرا هم طلای سیاه وهم بلای سیاه نامیده اند، ستون فقرات اقتصاد ایران است و لااقل در طول60 سال اخیر می توان رد پای آنرا در بسیاری از تحولات سیاسی ، اقتصادی ، و اجتماعی ایران پیدا کرد. شاید بتوان ادعا کرد که بسیاری از اتفاقات زندگی فردی و اجتماعی ایرانیان از تصادفات جاده ای و تکدی گری در کنار خیابان ها گرفته تا فرهنگ سیاسی نخبگان و ناپایداری احزاب سیاسی ، همه و همه به نوعی با ساختار اقتصادی نفت - پایه و درآمد های هنگفت نفت در ارتباطند. ( هرچند صرفاً معلول نفت نیستند) این پژوهش بجای پذیرش بی چون و چرای نظریه هایی مانند "دولت رانتیر" و کاربست آنها در مورد ایران، با استناد به واقعیت ها و تغییرات کمی شاخص های توسعه به بررسی رابطۀ نفت با ابعاد مختلف توسعه می پردازد،. شاهد این بیطرفی، نتایج متفاوتی است که در مورد رابطه نفت با شاخص های مختلف توسعه بدست آمده است.اگر چه این پژوهش بر موضوع نفت تمرکز کرده اما توسعه نیافتگی ایران را تک علتی نمی داند و به اثر گذاری عوامل مختلف، بویژه نقش نخبگان سیاسی و عامل مدیریت درآمد های نفتی نیز اذعان دارد
الف : طرح تحقیق 1- تعریف مساله : یکی از مهمترین موضوعاتی که محققان علوم سیاسی و اجتماعی و نخبگان سیاسی ایران درطول تاریخ معاصر با آن مواجه بوده اند، مساله ی توسعه و توسعه نیافتگی است. اهمیت موضوع توسعه باعث گردید تا پژوهشگران به تلاش و تکاپو برای یافتن عوامل توسعه نیافتگی و ارائه ی الگو ها و راهکارهای دستیابی به توسعه بپردازند. (اگرچه بخش عمده ای از تلاش های محقّقان، به آسیب شناسی فرایند توسعه و ریشه یابی عوامل توسعه نیافتگی اختصاص یافته و کمتر وارد مرحله ارائه ی راهکار و مدل برای توسعه شده اند ) امروزه پرسش های مربوط به توسعه نیافتگی ایران با جدیت بیشتری مطرح است زیرا تحولات داخلی و بین المللی و مطالبات روز افزون شهروندان اهمیت موضوع توسعه وضرورت دستیابی به آن را بیش از پیش نمایان ساخته است. محققان تحولات ایران، در مورد آسیب شناسی روند توسعه، بر عوامل گوناگون تأکید کرده اند: استعمار، ویژگی های جغرافیایی و کم آبی، وجود دولت رانتیر، موانع فرهنگی، نقش نخبگان سیاسی و... از جمله عواملی است که به عنوان مهمترین موانع توسعۀ ایران مطرح شده اند. بطور کلی این نظریه ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد : 1- نظریه هایی که مرکز ثقل عوامل توسعه نیافتگی ایران را در خارج از مرزها جستجو کرده و بر متغیرهایی نظیر استعمار و تحولات بین المللی تاکید کرده اند 2- نظریه هایی که به ریشه یابی توسعه نیافتگی ایران در داخل کشور پرداخته اند. هر یک از این مجموعه ها دربرگیرندۀ عوامل و متغیر های مختلف می باشد.برخی متغیرها ی موثر برتوسعه هم جنبۀ داخلی دارند و هم جنبۀ خارجی؛ نفت و ساختار اقتصادی ناشی از آن، عاملی است که دارای ابعاد داخلی و بین المللی است به این معنی که هم به عنوان یکی از متغیرهای داخلی وهم به عنوان یکی از عوامل بین المللی در توسعه و توسعه نیافتگی ایران موثر است. از زمان اکتشاف و استخراج نفت درابتدای دهه ی 1280 شمسی، بویژه از زمان افزایش سهم نفت در درآمدهای کشور، بسیاری از تحولات سیاسی – اجتماعی ایران بطور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر اقتصاد تک محصولی و درآمد های نفت قرار داشته اند: ناکارآمدی مؤسسات تولیدی، فساد اداری، نابرابری، گسترش شهرنشینی، نوع رابطه مردم و نظام سیاسی، روند استقراردموکراسی، فرهنگ سیاسی نخبگان، دخالت بیگانگان در امور مملکت و بسیاری از پدیده های اجتماعی دیگر که یا شاخص توسعه محسوب می شوند و یا ازعوامل توسعه به حساب می آیند، از نفت و اقتصاد نفتی تاثیر پذیرفته اند. نفت بیش از نیمی از در آمد بودجه های سالانه و حدود 90 درصد از درآمدهای ارزی کشور را تشکیل می دهد و بر این اساس یکی از عوامل اساسی و تاثیر گذار در اقتصاد و نحوه اداره ی امور عمومی محسوب می گردد. با توجه به اهمیت توسعه و جایگاه نفت در زندگی اجتماعی مردم ایران وتاثیر درآمد های نفتی در تحولات اجتماعی کشور، این پژوهش به بررسی رابطه ی این دو موضوع اساسی پرداخته و بطور مشخص نقش نفت در توسعه ایران از پایان جنگ جهانی دوم تا کنون (پایان دهۀ1380) را مورد بررسی قرار می دهد. با توجه به اینکه در زمینه ی اقتصاد نفتی ایران مطالب زیادی منتشر شده است، در این پژوهش تلاش می گردد بجای تعمیم نظریه های کلی در مورد ایران، با استفاده از آمار و ارقام و مستندات، رابطه ی متغیر مستقل (نفت) با متغیروابسته (توسعه) مورد بررسی قرار گیرد. در همین راستا رابطه ی علت و معلولی ویا لااقل همزمانی میان افزایش و کاهش درآمد نفت از یکسو و شاخص هایی مانند شهرنشینی، صنعتی شدن، تحرک شغلی، گسترش احزاب، فقر، بیکاری، نابرابری و...مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد محدوده ی زمانی پژوهش از پایان جنگ جهانی دوم (1324 هجری شمسی) تا سال 2010میلادی ( 1389 شمسی، زمان اجرای پژوهش) می باشد. دهه ی 1320 شمسی بواسطه ی اشغال ایران توسط متّفقین وآغاز مبارزات ملی شدن صنعت نفت، نقطه ی عطفی در تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی کشور بویژه تاریخ نفت محسوب می شود، از آنجا که سالهای پایانی حکومت قاجار و دوره ی سلطنت رضاشاه، نفت سهم چندانی در تولید ناخالص ملی نداشته است، در این پژوهش به بررسی این دوره پرداخته نمی شود از سوی دیگر طولانی بودن نسبی دوره ی زمانی پژوهش بواسطه رعایت رویکرد "جامعه شناسی تاریخی " است. با توجه به انتخاب این رویکرد، رعایت پیوستگی تاریخی ضروری به نظر می رسید و بررسی یک دوره ی کوتاه (مثلا 8 ساله) باعث غفلت از عوامل و زمینه های تاریخی می گردید 2- اهداف و ضرورت اجرای طرح: در دویست سال گذشته مساله توسعه یکی از مهمترین مسائل اجتماعی کشور و از مهمترین دغدغه های نخبگان سیاسی، محققان علوم اجتماعی و مردم بوده است. توسعه نیافتگی موضوعی است که حتی آنان که آنرا مهمترین مساله ی کشور نمی دانند، در زندگی روزمره بصورت ملموس با این پدیده ی نامطلوب مواجه اند، بر همین اساس، شناخت عوامل این پدیده ی اجتماعی از اهمیت زیادی برخوردار است. در مورد ابعاد مختلف نفت و نظام اقتصادی ایران و آسیب شناسی فرایند توسعه تحقیقات گسترده ای صورت گرفته و کتابها و مقالات ارزنده ای نوشته شده است اما رابطه ی استخراج وصادرات نفت با توسعه و نقش عواید حاصل از فروش نفت در فرایند توسعه ی کشور موضوعی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته و بطور مشخص هیچ کتاب و یا پایان نامه ای تحت عنوان "نقش نفت در توسعه ی همه جانبه ی ایران" دیده نمی شود.و این در حالی است که نفت شاهرگ حیاتی کشوراست و از زمان استخراج وصادرات نفت، این منبع زیرزمینی به عنوان یکی از متغیرهای اساسی در همه ی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی ایرانیان ازجمله: جابجایی قدرت، رابطۀ مردم ونظام سیاسی، میزان رفاه اجتماعی، توسعه ی سیاسی، توسعه ی اقتصادی، جایگاه ایران در نظام بین الملل و...، به نحو چشمگیری موثر بوده است. ازسوی دیگر چنانکه در سطور بالا اشاره شد، پژوهشگران حوزه ی توسعه ضمن توجه به همه ی عوامل موثر بر این پدیده، بر یک عامل خاص تاکید کرده اند و این عامل یا در زمره ی عوامل خارجی قرار داشته ویا جزو عوامل داخلی توسعه نیافتگی بوده است. در نتیجه دو دسته از نظریات در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند ( نظریات برون گرا و نظریات درون گرا ) اما موضوع نفت به آسانی در هیچ یک از این دسته بندی ها قرار نمی گیرد، نفت ایران و جایگاه آن در اقتصاد و تحولات اجتماعی، هم یک موضوع داخلی است و هم تحت تاثیر عوامل خارجی قرار دارد. البته ذکر این نکته صرفا به منظور تاکید بر اهمیت موضوع نفت بوده و به معنی گستردگی حوزه ی این پژوهش نمی باشد؛ در این نوشتاربا تمرکز بر نقش ساختار اقصاد نفتی و نحوه ی مدیریت منابع و در آمدهای نفتی، از زاویه سیاست داخلی به نقش نفت در توسعه پرداخته خواهد شد. برخی از اهداف اجرای این طرح پژوهشی عبارتند از: 1-توجه به نقش نفت در تحولات سیاسی – اجتماعی کشور 2- آسیب شناسی فرایند توسعه ی کشور بر پایه ی معیارهای کمی و واقعیت ها ( بجای ارائه ی تحلیل کلی مبتنی بر نظریه های جهانشمول) 3- بکارگیری شیوه ی جامعه شناسی تاریخی در آسیب شناسی فرایند توسعه به منظور ارائه ی یک تحلیل واقع گرایانه و ایجاد زمینه جهت ترسیم راهکارهای علمی ،کاربردی و قابل اجرا برای توسعه ی کشور 4- بررسی علمی و بدون پیش داوری در مورد نقش مثبت و منفی نفت در فرایند توسعه 5- ارائه ی راهکارهایی برای اصلاح الگوی مدیریت منابع حاصل از فروش نفت 3-سوال اصلی : اقتصاد نفتی و در آمد های حاصل از فروش نفت از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون چه تاثیری در روند توسعه ی ایران داشته است؟ 4- سوالات فرعی : 1- منظور از توسعه چیست و شاخص های توسعه یافتگی کدامند؟ 2- رابطه نفت و توسعه براساس کدام نظریه ها قابل تبیین است ؟ 3-آیا نفت الزاما عامل توسعه ویا عقب ماندگی است و تاثیر آن در همه ی کشورها یکسان بوده است؟ 4- در آمد های نفت چه نقشی در شاخص های توسعه ی اقتصادی از قبیل صنعتی شدن، فقر، بیکاری ونابرابری داشته است؟ 5- اقتصاد متکی به نفت چه نقشی درتوسعه ی سیاسی و شاخص های آن از قبیل : فعالیت احزاب، برگزاری انتخابات آزاد، رابطه دولت و جامعه مدنی و آزادی مطبوعات داشته است؟ 6- نفت چه نقشی در تغییر شاخص های توسعۀ اجتماعی از قبیل افزایش امید به زندگی، شهری شدن، بهداشت و تحرک اجتماعی داشته است ؟ 5- فرضیه : در آمد های حاصل از فروش منابع خدادادی بطور بالقوه می تواند به عنوان سرمایۀ مورد نیاز توسعه ی اقتصادی مورد استفاده قرار گرفته و در مرحله گذار به دموکراسی درتجهیز نمادهای توسعه ی سیاسی مانند احزاب نیز موثر واقع گردد، بررسی تحولات کشورهای گوناگون نیز بیانگر تاثیر مثبت و منفی درآمدهای نفتی بر توسعه می باشد. در ایران، نفت علی رغم تامین سرمایه ی اولیه برای توسعه در برخی بخش ها، مانند صنعت و تاثیر مثبت درشاخص هائی از قبیل رشد اقتصادی و تولید ناخالص ملی، پیامدهایی نظیر: تمرکز ثروت نزد دولت، رقابت ناپذیری در اقتصاد، استقلال دولت از جامعه، سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی موسسات اقتصادی و ناکار آمدی بوروکراسی را به دنبال داشته است. لذا اگرچه در آمد های نفت در افزایش بر خی شاخص های کمی توسعه موثر بوده است، اما در کل به عنوان یکی از عوامل بازدارنده ی توسعه همه جانبه ی کشور عمل کرده و در توسعه ی ناموزون موثر بوده است 6- مفاهیم و متغیر ها مفاهیم اصلی این پژوهش عبارتند از : توسعه، توسعه ی موزون، رشد اقتصادی، نیل به دموکراسی، توسعه سیاسی، امید به زندگی، صنعتی شدن، تحرک طبقاتی، شهری شدن، دولت رانتیر، استقلال دولت از جامعه، اقتصاد دولتی، تمرکز قدرت، تمرکز ثروت، جامعه مدنی و.... مفهوم تعدادی از مهمترین مفاهیم این پژوهش در ادامه ی همین فصل مورد بررسی قرار خواهد گرفت متغیروابسته :روند توسعه ی ایران متغیر های مستقل: درآمدهای نفت، ساختار اقتصادی نفتی، تمرکز ثروت نزد دولت، تمرکز قدر ت، دولت رانتیر، اقتصاد تک محصولی و.... متغیر مستقل: دولت و سیاست های آن 7- روش ها وفنون اجرای طرح : در این تحقیق از روش ترکیبی( کمی و کیفی) با رویکرد توصیفی – تحلیلی استفاده می شود و تکنیک های زیر مورد استفاده قرار می گیرد : 1- تحقیق کتابخانه ای و استفاده از متون موجود 3- بررسی اسناد، مدارک، قرارداها، نامه ها و... 8- پیشینه تحقیق چنانکه گفته شد، در مورد "توسعه" تحقیقات زیادی صورت گرفته است، این تحقیقات عمدتاً به آسیبشناسی توسعه و یافتن عوامل توسعه نیافتگی ایران پرداخته اند. در مورد "نفت" نیزعلاوه بر کتابهایی که توسط نویسند گان ایرانی و خارجی نوشته شده است، تعداد زیادی مقاله و پایان نامه دانشجویی با موضوعاتی از قبیل : مسائل فنی و شیوه های استخراج نفت، تجارت و قراردادهای نفتی، شیوه های تصفیه ی نفت و... به رشته تحریر در آمده است. اما درمورد ارتباط دو متغیر "نفت" و "توسعه" پژوهش چندانی صورت نگرفته است. بسیاری ازکتاب های مربوط به نفت صرفاً به بررسی تحولات نفت پرداخته و از بررسی ارتباط نفت با متغیر های گوناگون خودداری کرده اند. 9- ساماندهی فصول تحقیق: این تحقیق شامل یک مقدمه، یک بخش نتیجه و 6 فصل به شرح زیر می باشد: 1- کلیات : طرح تحقیق و تعریف مفاهیم 2- اهمیت و تاریخچه نفت (ایران و جهان) 3- چارچوب تئوریک 4-نفت و توسعه اقتصادی ایران 5-نفت و توسعه سیاسی 6- نفت و توسعه اجتماعی و فرهنگی ب : تعریف مفاهیم اصلی توسعه معنای لغوی توسعه عبارت است از گسترش، تکامل، پیشرفت و ظاهرکردن ویژگیهای پنهان. آنچه در ادبیات سیاسی تحت عنوان توسعه مطرح شده است، ترجمه واژه لاتین Development است. از نظرلغتشناسی، Development یکی از واژههایی است که از لغت Envelpper گرفته شده است. ENVELOPER خود از ریشه ی Voloper است که در قرن دوازده میلادی رایج بود، این واژه نیز به نوعی برگرفته از واژه Volverاست که در زبان لاتین به معنای (چرخش) است، لذا واژه (Development) به معنی چرخیدن به دور خود و گسترش تدریجی چیزی که شروع شده، به کار رفته است.[1] مفهوم توسعه که به تدریج جایگزین مفاهیم دیگری نظیر" ترقی"، " تکامل" و "رشد" گردید، در ابتدا از علوم طبیعی استخراج شد و پس از آن در مورد فرایند تغییر در جوامع بشری به کار گرفته شد. این واژه در نخستین کاربردش به زبان فرانسه و انگلیسی در سال 1752 به معنای رسیدن به اهداف یا ایدههایی براساس یک طرح یا برنامه بود، سپس به عنوان مراحل مشخصی در برنامه خدا و بعد به مثابه توالی بیولوژیکی تغییر از یک دانه و تخم گیاه به یک گل، به کار رفت. معنای لغوی واژه توسعه نیز همین کاربرد را دارد و به معنای خارجشدن از پوشش و لفاف یا بروز و ظهور همۀ آنچه که به طور بالقوه در چیزی وجود دارد، یا رشد و تکامل یک ارگانیسم از نوع و حالتی سادهتر به نوع و حالتی کاملتر، بالاترو پیچیدهتر است.[2] مفهوم توسعه که بعد از جنگ جهانی دوم بصورت گسترده وارد ادبیات سیاسی گردید، مانند همه مفاهیم علوم اجتماعی فاقد تعریف واحد و جهانشمول است. توسعه یک فرآیند چندبعدی است که معمولاً به تغییر از یک وضع کمتر مطلوب به وضع مطلوب اشاره میکند. توسعه یک مفهوم هنجاری است و هیچ تعریف واحدی برای آن وجود ندارد. برخی معتقدند که توسعه باید به زمان، مکان و شرایط مربوط باشد و نمیتوان آنرا به فرمولی با کاربرد جهانی کاهش داد[3]. زیرا توسعهنیافتگی تا حد زیادی براساس تعریف اعضای یک جامعه از این مفهوم نیازها و اولویت های زندگی آنان تعیین میشود. در برخی تعاریف، توسعه به عنوان یک کلّیّت واحد مورد بررسی قرار گرفته است یعنی به ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی توسعه توجه شده است و در برخی تعاریف بر یکی از ابعاد توسعه تأکید شده است. از سوی دیگر، عدهای از محققان، توسعه را به انواع مختلف از قبیل توسعه سیاسی، توسعه اجتماعی، توسعه اقتصادی و... تقسیم کردهاند. تعدادی از تعاریف توسعه به شرح زیر میباشند: "مایکل تودارو" توسعه را جریانی چندبعدی میداند که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی مردم و نهادهای ملی و نیز تسریع در رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشهکنکردن فقر مطلق است.[4] وی ابعاد اجتماعی، سیاسی و اقتصادی توسعه را بطور همزمان در نظر میگیرد، به این معنی که تحول در ساخت اجتماعی و نگرشهای مردم را شرط توسعه میداند. همچنین با اشاره به تغییر در نهادهای ملی، توسعه سیاسی را مدنظر قرار میدهد و سرانجام به توسعه اقتصادی بر مبنای شاخصهای کیفی میپردازد. براساس نظریات اقتصاددانان، در برابر برخی شاخصهای کمی توسعه اقتصادی مانند درآمد سرانه و تولید ناخالص ملی، شاخصهایی مانند رفع فقر، بیکاری و نابرابری، معیارهای کیفی توسعه محسوب میشوند. تودارو به ابعاد مختلف توسعه توجه کرده لذا تعریف او را میتوان تعریف توسعۀ همهجانبه دانست. "دادلی سیرز" رئیس مؤسسه اطلاعات توسعهای دانشگاه ساسکس نیز توسعه را جریانی چندبعدی میداند که تجدید سازمان و سمتگیری متفاوت کل نظام اقتصادی- اجتماعی را به همراه دارد. به عقیده وی توسعه علاوه بر بهبود میزان تولید و درآمد، شامل دگرگونی اساسی در ساختهای نهادی، اجتماعی اداری و همچنین ایستارها ی مردم است. توسعه در بسیاری از موارد حتی عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز دربرمیگیرد.[5] در برخی تعاریف، دگرگونی اجتماعی و تغییرات ساختار اجتماعی برجسته شده است به عنوان مثال: پیتر دونالدسون در تعریف توسعه میگوید: توسعه به وجودآمدن تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، گرایشها و نهادها برای تحقق کامل هدفهای جامعه است.[6] در تعریف «گونارمیردال» بر عنصر رفاه و رفع فقر تأکید شده است. وی میگوید:«توسعه یعنی فرآیند دورشدن از توسعهنیافتگی، یعنی رهایی از چنگال فقر. راه رسیدن به این مقصود و شاید آنچه که عملاً موجب کامیابی در این راه میشود، عبارت است از برنامهریزی به منظور توسعه»[7] "امیل دورکیم" توسعه را یک نوع گذر از همبستگی مکانیکی به سوی همبستگی ارگانیکی میداند و بر روابط بین اجزاء نظام اجتماعی و کارکرد اجزاء مختلف تأکید میکند. ازنظر دورکیم در یک جامعه توسعهنیافته رابطه اجزاء نظام سیاسی ساده و دارای ارتباط مکانیکی است اما در جامعه توسعهیافته، اجزاء جامعه مانند ارگانیسم موجودات زنده دارای پویایی بوده، با یکدیگر رابطه چندجانبه دارند. در برخی تعاریف، توسعه سیاسی مهمترین رکن توسعه قلمداد شده است، به عنوان مثال:آمارتیاسن ،اقتصاددان معروف توسعه و برنده جایزه نوبل اقتصاد سال 1998، در کتابی تحت عنوان «توسعه به مثابه آزادی»، توسعه را به عنوان یک فرایند بسط و گسترش آزادیهای واقعی مردم تلقی میکند و معتقد است، خود آن آزادیها به شاخص های دیگری نیز وابسته اند برخی از این شاخص ها عبارتند از : ترتیبات اجتماعی و اقتصادی (مثلاً تسهیلات آموزشی و مراقبت های بهداشتی) و نیز حقوق مدنی و سیاسی (مثلاً آزادی مشارکت در بحث و بررسیهای عمومی) یا صنعتیشدن، پیشرفت تکنولوژیک و نوسازی اجتماعی. به نظر او توسعه دربرگیرنده آزادی است و آزادی هم اهمیت ذاتی دارد و هم به عنوان ابزاری برای پیشبرد توسعه لازم میباشد.[8] همه ی ابعاد توسعه درنهایت، قدرت انتخاب شهروندان را افزایش میدهند : توسعه اقتصادی و وفور کالاها و خدمات باعث پیدایش آزادی انتخاب میشود و توسعه سیاسی، آزادی مشارکت سیاسی، انتقاد و... را تأمین میکند. لذا آماریتاسن عنصر آزادی را به عنوان رکن توسعه مورد تأکید قرار می دهد. با توجه به تعاریف گوناگون، بطور کلی توسعه، تحول عمیق و نسبتاً باثبات در ابعاد سیاسی اقتصادی و اجتماعی یک جامعه است، به گونهای که ساختار سیاسی دارای انفکاک ساختاری شود و تکثر قدرت، تخصصیشدن نقشها و افزایش دایرۀ انتخاب شهروندان تحقق یابد، از نظر اقتصادی علاوه بر شاخصهای کمّی مانند تسریع در رشد اقتصادی، پدیدههایی مانند فقر، بیکاری و نابرابری بطورنسبی از بین میرود و اعضای جامعه از رفاه نسبی برخوردار میشوند و از نظر اجتماعی و فرهنگی تحول اساسی در ایستارها و طرز تلقیهای شهروندان به وجود میآید و نگاه آنها به مسائل اجتماعی دگرگون میشود به گونهای که فرهنگ جامعه در روند توسعه و پیشرفت، مانعی ایجاد نمی کند. توسعه به معنای واقعی کلمه، توسعه ی همهجانبه است اما در این نوشتار به منظور سهولت بررسی رابطه میان متغیرهای مستقل و متغیر وابسته، شاخصهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در فصول جداگانه و بصورت مستقل مورد بررسی قرار میگیرند. با توجه به این تفکیک، سه مفهوم توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی و توسعه اجتماعی نیز بطور خلاصه بررسی میشود. توسعه سیاسی توسعه سیاسی از مفاهیمی است که پس از جنگ جهانی دوم در ادبیات توسعه مطرح شده است و حوزه بحث مهمی را در علوم سیاسی و جامعهشناسی تشکیل میدهد. در ارتباط با فضای مفهومی این واژه، دیدگاههای مختلفی وجود دارد. از نظر برخی افراد، توسعه سیاسی یعنی شرایط سیاسی و حکومتی لازم برای افزایش کارآیی اقتصادی. مفهوم دیگری از توسعه سیاسی، تأکید را برکارایی حکومت میگذارد و از همینرو توسعه با افزایش در کارایی اجرایی و ظرفیت بیشتر در انجام سیاستهای عمومی همراه میشود. همین مفهوم از توسعه بیشترین همراهی را با اداره حکومت توسط استعمار داشته و توجه آن به توسعه معقول و دیوانسالار معطوف بوده است. سومین تعریف توسعه سیاسی به تعبیت از نظریهپردازان بزرگ اجتماعی مطرح شده و با درجه توسعه برحسب میزانی که الگوهای رفتاری نوین بر الگوهای رفتاری سنتی پیشی میگیرند، ارتباط پیدا میکند. بدین ترتیب توسعه هنگامی محقق میشود که شرایط جدید بدستآمده، جای استانداردهای معمول را بگیرد، تمرکز کارکردی به جای ازهمگسیختگی کارکردی در روابط اجتماعی بنشیند و هنجارهای کلی جای هنجارهای ویژه را اشغال کند. مفهوم چهارم توسعه سیاسی با آزمون کارایی کلی نظام و ظرفیت اداره حکومت و جامعه به عنوان یک کل همراه است.[9] به تعبیر ارگانسکی توسعه سیاسی عبارت است از: کارایی فزاینده حکومتی در بهرهبرداری از منابع مادّی و انسانی ملت برای اهداف ملی[10]. از نظر "هانتینگتن"، هر اندازه یک نظام سیاسی از سادگی به پیچیدگی، از وابستگی به استقلال، از انعطافناپذیری به انعطافپذیری و از پراکندگی به یگانگی گرایش پیدا کند، به همان اندازه به میزان توسعه سیاسی آن افزوده خواهد شد.[11]"آیزنشتات" توسعه سیاسی را به ساختار سیاسی تنوعیافته و تخصصیشده و توزیع اقتدار سیاسی در کلیه بخشها و حوزههای جامعه مرتبط میسازد.[12] براساس فرهنگ علوم سیاسی آکسفورد، مشارکت سیاسی، حکومت مسئول، احترام به حقوق بشر و توجه به نیازهای انسانی از ویژگیهای توسعه سیاسی به شمار میروند.[13] با توجه به تعاریف گوناگون، توسعه سیاسی تحول اساسی در نحوه مدیریت جامعه است و درواقع بدون توسعه سیاسی، رشد اقتصادی، رفاه و توسعه اجتماعی امکانپذیر نیست. برخی شاخصهای توسعه سیاسی عبارتند از: تکثر قدرت، مشارکت مردم در اداره امور جامعه، انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات، رعایت حقوق بشرو پاسخگویی حکومت. توسعه اجتماعی و فرهنگی توسعه اجتماعی از مفاهیمی است که با چگونگی و شیوه زندگی افراد یک جامعه پیوندی تنگاتنگ دارد و در ابعاد عینی، بیشتر ناظر بر بالابردن سطح زندگی عمومی ازطریق ایجاد شرایط مطلوب و بهینه در زمینههای فقرزدایی، تغذیه، بهداشت، مسکن، اشتغال، آموزش و چگونگی گذران اوقات فراغت میباشد.[14] «منظور از توسعه اجتماعی اشکال متفاوت کنش متقابلی است که در یک جامعه خاص همراه با توسعه تمدن رخ میدهد. توسعه اجتماعی و توسعه فرهنگی جنبههای مکمل و پیوسته یک پدیدهاند و هر دو نوع الزاماً به ایجاد وجوه تمایز فزاینده جامعه منجر میشود.»[15] مفهوم «اجتماعی» به معنای کلی آن اعم از مفاهیم سیاسی و اقتصادی است اما در معنای خاص منظور از توسعه اجتماعی تغییر در کیفیت زندگی شهروندان است. موضوعاتی مانند رفاه، امید به زندگی، سطح سواد، حضور زنان در عرصههای اجتماعی، نظام سلامت و بهداشت و... از شاخصهای توسعه اجتماعی و فرهنگی محسوب میشوند. توسعۀ اقتصادی چنانکه گفته شد، توسعه مفهومی هنجاری است و براساس شرایط ویژه کشورها، تعاریف گوناگون از آن ارائه میشود. درمورد توسعه اقتصادی میتوان بصورت عینی، شرایط و وضعیت کشورهای توسعهیافته را، "توسعهیافتگی" قلمداد کرد و یا براساس وضع مطلوب مورد نظر هر یک از جوامع برای آنان تعریفی از توسعه ارائه داد اما در هر صورت برخی پدیدهها مانند: صنعتیشدن و درآمد سرانۀ بالا جزو اصول ثابت توسعه قلمداد می شوند. لذا در کنار اصول ثابت و جهانشمول توسعه می توان برای کشورهای مختلف مدل های گوناگون توسعه ارائه داد. در برخی تعاریف، توسعه بعنوان یک روش (بجای یک وضعیت) مدنظر قرار گرفته است.به عنوان مثال از نظر دکتر حسین عظیمی: تنها یک پدیدۀ اساسی وجود دارد که تحقق آن، عامل مشترک بین همه کشورهای توسعهیافته و فقدان آن، وجه مشترک تمامی کشورهای توسعهنیافته است، طبیعتاً همین پدیده «عصاره و جوهر» توسعه اقتصادی است. تفاوت اساسی این است که تولید در کشورهای توسعهیافته متکی بر مبانی علمی و فنی نوین بشری است. در حالی که تولید در کشورهای توسعهنیافته با اتکای عمده بر مبانی علمی و فنی سنتی صورت میگیرد.[16] شاخصهای توسعه اقتصادی را به دو دسته سنتی و جدید تقسیم کردهاند: شاخصهایی مانند افزایش درآمد سرانه و رشد تولید ناخالص ملی جزو شاخصهای سنتی و معیارهایی مانند رفع فقر، بیکاری و نابرابری جزو شاخصهای جدید محسوب میشوند. برحسب اصطلاحات اقتصادی، "توسعه" در دهه گذشته به معنای توانایی اقتصاد ملی برای ایجاد و تداوم رشد سالانۀ تولید ناخالص ملی با نرخهای 5 تا7 درصد و بیشتر بوده است. برای مثال، در قطعنامه سازمان ملل، دهههای 1960 و 1970 دهههای توسعه نامیده شد و "توسعه" عمدتاً برحسب نیل به هدف نرخ رشد سالانه 9درصد در تولید ناخالص ملی تعریف شد. ناکارآمدی شاخص های کمی در بیان وضعیت اقتصادی و میزان رفاه شهروندان کشورها باعث توجه به شاخص های کیفی گردید. در دهههای 1950 و 1960 تعداد بسیاری از کشورهای جهان سوم در مجموع به هدفهای رشد سازمان ملل دست یافتند ولی سطح زندگی تودههای مردم در اکثر زمینهها بدون تغییر باقی ماند، تجربه نشان داد که نواقص بسیاری در این تعریف محدود وجود دارد، به دنبال آن، نظریات زیادی درمورد "کنارگذاشتن تولید ناخالص ملی" به عنوان شاخص اصلی توسعه اقتصادی ازطرف اقتصاددانان و تصمیمگیران سیاسی مطرح شد و حملههای مستقیم علیه وجود فقر مطلق، توزیع ناعادلانه درآمدها و بیکاری فزاینده شدت گرفت. به طور خلاصه، درخلال دهه 1970 توسعه اقتصادی برحسب کاهش یا ازبینبردن فقر، نابرابری و بیکاری در چارچوب یک اقتصاد درحال رشد، باز تعریف شد.[17] نارسایی تعریف سنتی توسعه اقتصادی هنگامی بهتر نمایان میگردد که به فاصله طبقاتی در برخی کشورها توجه کنیم. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه 20درصد از شهروندان حدود 80درصد از درآمدها را در اختیار دارند و دهکهای پایین جامعه از درآمد ملی بهره چندانی ندارند، لذا شاخصهای کمی مانند درآمد سرانه و رشد اقتصادی بخوبی بیانگر وضع اقتصادی یک جامعه نیستند. بطور کلی درتعریف توسعه اقتصادی می توان گفت : وضعیتی است که درآن علاوه بر رشد شاخصهای کمی اقتصاد، شاخص های کیفی نیز بهبود یافته و فقر، بیکاری و نابرابری نیز به حداقل برسد و کشور برای تأمین نیازهای اساسی خود به دیگران وابسته نباشد. نفت عدهای واژه نفت را واژهای عربی میدانند و برخی ریشه این واژه را در زبان اوستایی جستجو میکنند. «در زبانهای فرانسوی و انگلیسی نفت را پترول Petrol و پترولیوم Petroleum میخوانند که از ترکیب دو کلمه لاتین Petros به معنی سنگ و Oleum به معنای روغن (روغن سنگ) بدست آمده است.»[18] نفت مایع سیاهرنگی است که منشأ آلی فسیلی دارد و از دو ماده کربن و هیدروژن تشکیل میگردد و دلیل اطلاق مواد هیدروکربنی به مواد نفتی نیز همین ترکیب کربن و هیدروژن است.[19] نفت از بقایای گیاهان آبزی و حیوانات ذرهبینی که میلیونها سال پیش در لایههای زمین میزیستهاند تشکیل میگردد. ساختار زمینشناسی، تعیینکننده کمّیت و کیفیت نفت میباشد. بیش از 160 نوع محصول از نفت خام تولید میشود.[20] انواع نفت از نظر وزن مخصوص عبارتند از: نفت سبک، نفت متوسط و نفت سنگین. نفت سبک به نفتی اطلاق میگردد که "ا، پی. آی" آن 34 یا بیشتر باشد و از آن برای تهیه بنزین استفاده میشود. نفت متوسط دارای وزن مخصوص یا "ا.پی.آی" 20 تا 34 است و نفت سنگین به نفتی گفته میشود که وزن مخصوص آن 20 درجه یا کمتر باشد.[21] رانت "دیوید پیرس" در لغتنامه ی اقتصاد مدرن، واژه رانت (Rent) را به شکل زیر تعریف میکند: رانت پرداختی است در ازاء یک عامل تولید که از میزان لازم برای حفظ وضعیت کاربرد فعلی آن بیشتر باشد.[22]در ادبیات سیاسی و اقتصادی، رانت به درآمدی گفته میشود که بدون زحمت و تلاش و صرفاً به ازاء در اختیارداشتن مواهب طبیعی و خدادادی بدست میآید. هنگامی که کشوری در کنار یک آبراه بینالمللی قرار گرفته و عوارض عبور کشتیها از این آبراه را دریافت میکند درواقع به رانت دسترسی پیدا کرده است. مهمترین نوع رانت که باعث پیدایش مفهوم "دولت را نتیر" شده است، درآمد حاصل از فروش نفت میباشد. واژه رانت ابتدا در ادبیات اقتصاددانان اروپایی قرن 19 ازجمله آدام اسمیت، دیوید ریکاردو و کارل مارکس مطرح شد اما پس از جنگ جهانی دوم تعدادی از علمای علوم اجتماعی در چارچوب رهیافت اقتصاد سیاسی درمورد چگونگی ایجاد دولت راینتر و ماهیت آن به بحث وبررسی پرداختند. افرادی مانند فیلیپ اوکینز، دیوید پیرس، حازم ببلاوی وجیاکومو لوسیانی از این گروه اند.[23] حسین مهدوی که از نظریه پردازان اصلی دولت رانتیر است، دولت هایی را که بصورت منظم و طی مدت زمان معینی میزان قابل توجهی از اجاره (رانت) را دریافت می کنند، دولت رانتیر می نامد؛ این رانت از سوی شرکت ها و دولت های خارجی به دولت رانتیر پرداخت می گردد. به عنوان مثال دریافت حق عبور کشتی ها از کانال سوئز نوعی رانت محسوب می گردد.[24] براساس مباحث این دسته از اندیشمندان، دولت رانتیر دولتی است که بیش از 42 درصد از درآمد خود را از محل رانت بدست میآورد. رانت عمدتاً از محل فروش محصولات خدادادی به خریداران خارجی تأمین میگردد. [1] - حمیدرضا ملک محمدی، از توسعه لرزان تا سقوط شتابان، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 19 [2] -احمد موثقی،اقتصاد سیاسی توسعه و توسعه نیافتگی،تهران:انتشارات دانشگاه تهران،1387،ص4 [3] -ایان ملک لین، فرهنگ علوم سیاسی آکسفورد، ترجمه حمید احمدی، تهران: نشر میزان، 1381، ص 232 [4] - مایکل تودارو، توسعه اقتصادی در جهان سوم، ترجمه غلامعلی فرجادی، تهران: مؤسسه عالی پژوهش در برنامهریزی و توسعه، 1378، ص 135 [5] - مصطفی ازکیا، جامعه شناسی توسعه، تهران: نشر کلمه، 1377، ص 8 [6] - همان [7] - همان، ص 9 [8] - احمد موثقی، نوسازی و اصلاحات در ایران، تهران: نشر قومس، 1385، ص44 [9] -مصطفی ازکیا، پیشین، ص 20 [10] - احمد موثقی، نوسازی و اصلاحات در ایران، پیشین، ص 50 [11] - عبدالعلی قوام، چالشهای توسعه سیاسی، تهران: نشر قومس، 1379، ص 86 [12] - عبدالعلی قوام، پیشین، ص 20 [13] - ایان ملک لین، پیشین، ص 133 [14] - مصطفی ازکیا، پیشین، ص 19 [15] - همان [16] - حسین عظیمی، مدارهای توسعهنیافتگی در اقتصاد ایران، تهران: نشرنی، 1373، ص 175 [17] - مایکل تودارو، پیشین، صص 22-21 [18] -ایرج ذوقی، مسائل سیاسی، اقتصادی نفت ایران، تهران: انتشارات پاژنگ، 1372، ص 12 [19] -همان، ص 11 [20]-kevin.K. Tshi , more oil less Democracy Theory and Evidence from crud oil discoveries , university of Chicago (Jolo market Paper November 17, 2005) [21] - میرطیب موسوی و علیرضا امینی، نفت، سیاست، اقتصاد، تهران: انتشارات خط سوم، 1379، ص 21 [22] - امیرمحمد حاجی یوسفی، «رانت، دولت رانتیرو انتریسیم: یک بررسی مفهومی» اطلاعات سیاسی، اقتصادی، شماره 125، 126و ص 152 [23] - علیرضا ازغندی، جامعهشناسی سیاسی ایران، تهران: نشر قومس، 1385، ص 40 [24]-H.Mahdavy,"the pattern and problems of economic development in the Rentier states: the case of Iran" in M.A.Cook,studies in the economic history of the middle east,London,1970,p 428
|