![]() مطالعۀ مقایسه ای سیاست خارجی ایران و روسیه در آسیای مرکزی...چکیده پیوندهای محکم تاریخی و فرهنگی ایران و روسیه با آسیای مرکزی، زمینه ساز روابط این دو کشور با منطقهای است که در دورههای تاریخی گوناگون بخشی از قلمرو آنها را تشکیل میداده است. بعد از فروپاشی شوروی، ایران بطور مستقل آغاز به برقراری رابطه با این کشورها نمود. با این همه روابط با کشورهای آسیای مرکزی به دلیل نقش و نفوذی که روسیه در آنها داشته و تاکنون نیز بخشی از آن را حفظ کرده است، با دشواریهایی همراه است. این منطقه همچنین با چالشهایی درگیر است که منافع دو کشور ایران و روسیه را تحت تأثیر خود قرار میدهد و بنابراین هر کشور سیاست خارجی و منافع خاص خود را در این زمینه دنبال میکند. این چالشها عبارتند از: رژیم حقوقی دریای خزر، مسیرهای انتقال انرژی، تهدیدهای امنیتی موجود در منطقه همانند مسائل قومی و غیر آن. به همین دلیل سیاست خارجی این دو گاهی با یکدیگر اشتراک دارد و در مواقعی نیز شاهد اختلاف میان آن در سطح منطقه هستیم. سؤال اصلی در این رابطه این است که مهمترین علت اشتراک و نیز مهمترین علت اختلاف سیاست خارجی دو کشور ایران و روسیه در آسیای مرکزی چیست؟ فرضیۀ مطرح شده در پاسخ به این سؤال این است که مهمترین علت اشتراک سیاست خارجی دو کشور در منطقه تأمین امنیت منطقه و مهمترین علت اختلاف سیاست خارجی دو کشور، رقابتهای منطقهای موجود در آسیای مرکزی است. در این پژوهش با بررسی این فرضیه آشکار گردید که از آنجا که مهمترین هدف دو کشور در آسیای مرکزی تأمین و حفظ امنیت میباشد؛ این هدف مشترک، در بسیاری موارد اشتراک در سیاست خارجی دو کشور را موجب گردیده است. ولی از سوی دیگر رقابتهای موجود در منطقه، اختلافهایی را در سیاست خارجی دو کشور موجب گردیده که در این پژوهش به آنها پرداخته شده است. کلیدواژهها: آسیای مرکزی، امنیت منطقهای، رقابتهای منطقهای، سیاست خارجی ایران، سیاست خارجی روسیه، دریای خزر، جنگ داخلی تاجیکستان، اسلامگرایی، منابع انرژی فهرست مطالب عنوان صفحه چکیده10 فصل اول: مقدمه، مفاهیم و پایههای نظری 1- مقدمه12 1-1- بیان مسأله12 1-2- پیشینۀ پژوهش14 1-3- هدف پژوهش17 1-4- متغیرهای دخیل17 1-5- عوامل مؤثر در اشتراک سیاست خارجی ایران و روسیه17 1-6- عوامل مؤثر در اختلاف سیاست خارجی ایران و روسیه 17 1-7- فرضیهها18 1-8- سؤال اصلی پژوهش18 1-9- فرضیۀ اصلی18 1-10- تعریف مفاهیم18 1-11- پیامدهای اثبات فرضیه21 1-12- نقطۀ تمرکز21 2- پایههای نظری22 2-1- مطالعۀ مقایسهای سیاست خارجی کشورها22 2-2- تعریف سیاست خارجی23 2-3- مدل تحلیلی مطالعۀ مقایسهای سیاست خارجی کشورها 24 الف: اهداف سیاست خارجی کشورها24 ب: ابزارهای سیاست خارجی کشورها25 پ: تعریف منافع ملی کشورها25 ت: تصمیمگیری در سیاست خارجی26 ث: هویت و سیاست خارجی27 ج: سیاست خارجی منطقهای28 فصل دوم: سیاست خارجی ایران 1- اصول کلی سیاست خارجی ایران32 1-1- اصول و اهداف سیاست خارجی ایران32 1-2- ابزارهای اعمال سیاست خارجی ایران33 1-3- دگرگونیهای سیاست خارجی ایران33 1-4- ساختارهای تأثیرگذار بر سیاست خارجی ایران34 1-5- نقش هویت ملی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران35 1-6- منافع ملی جمهوری اسلامی ایران و رابطۀ آن با مفهوم هویت37 2- سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی41 2-1- اهداف و منافع سیاسی41 2-2- اهداف و منافع فرهنگی44 2-3- اهداف و منافع اقتصادی46 2-4- ابزارهای ایران برای دستیابی به اهداف خود در آسیای مرکزی48 2-5- ایران و سازمانهای منطقهای............. 54 2-6- نگاه به روسیه در سیاست خارجی ایران.... 55 فصل سوم: سیاست خارجی روسیه 1- اصول کلی سیاست خارجی روسیه................... 61 1-1- اصول و اهداف سیاست خارجی روسیه در پرتو دگرگونیهای داخلی آن61 1-2- متغیرهای تأثیرگذار بر سیاست خارجی روسیه66 1-3- مفهوم منافع ملی در سیاست خارجی روسیه.. 67 1-4- نقش هویت ملی در سیاست خارجی روسیه..... 69 1-5- بحران هویت در روسیه................... 70 2- سیاست خارجی روسیه در آسیای مرکزی............. 73 2-1- دستهبندی اهداف سیاست خارجی روسیه در آسیای مرکزی73 2-2- اهداف و منافع سیاسی................... 74 2-3- اهداف و منافع اقتصادی................. 78 2-4- اهداف و منافع فرهنگی.................. 80 2-5- ابزارهای روسیه برای دستیابی به اهداف خود در آسیای مرکزی...................................... 80 2-6- نگرانیهای روسیه در آسیای مرکزی بعد از 11 سپتامبر........................................... 82 2-7- روسیه و سازمانهای منطقهای............. 83 2-8- نگاه به ایران در سیاست خارجی روسیه.... 85 فصل چهارم: مقایسۀ دیدگاهها و عملکرد دو کشور در برخی مسائل مهم منطقه 1- دریای خزر.................................... 91 1-1- سیاست خارجی روسیه در خزر.............. 91 1-2- سیاست خارجی ایران در خزر.............. 95 1-3- بررسی و مقایسۀ سیاست خارجی دو کشور.... 99 2- سیاستهای انرژی و خطوط لوله.................. 103 2-1- سیاستهای روسیه....................... 104 2-2- سیاستهای ایران....................... 107 2-3- تعامل موجود میان ایران و روسیه در بخش انرژی 109 3- جنگ داخلی تاجیکستان......................... 113 3-1- نقش روسیه در جنگ تاجیکستان........... 113 3-2- نقش ایران در جنگ تاجیکستان........... 114 4- اسلامگرایی................................... 116 4-1- موضع روسیه نسبت به اسلامگرایی......... 118 4-2- موضع ایران نسبت به اسلامگرایی......... 120 5- امنیت ملی و منطقهای......................... 122 5-1- بررسی اوضاع امنیتی منطقۀ آسیای مرکزی122 5-2- آثار و پیامدهای حوادث 11 سپتامبر بر محیط امنیتی آسیای مرکزی............................... 123 5-3- روسیه و امنیت در آسیای مرکزی......... 123 5-4- ایران و امنیت در آسیای مرکزی......... 127 یافتهها و نتایج.................................... 134 فهرست منابع........................................ 142 چکیدۀ انگلیسی...................................... 154 فصل اول مقدمه، مفاهیم و پایههای نظری 1- مقدمه 1-1 بیان مسأله منطقۀ آسیای مرکزی به دلیل آنکه از نظر تاریخی و فرهنگی با ایران نزدیکیهای فراوانی دارد،برای این کشور اهمیت خاصی دارد. این منطقه در گذشته بخشی از خاک ایران بوده است و برای قرنها این دو به همراه یکدیگر، بخشهای واحدی از جهان اسلام را تشکیل داده بودند.[1] همچنین زبان فارسی،دین اسلام و آداب و رسوم مشترک بین ایران و کشورهای این منطقه به عنوان عوامل تقویتکنندۀ این احساس نزدیکی عمل کردهاند.بعد از فروپاشی شوروی نیز دوباره زمینه برای احیای پیوندهایتاریخی بین ایران و این منطقه فراهم شد. همچنین از نظر اقتصادی با وجود وابستگی جمهوریهای آسیای مرکزی به روسیه، بعد از فروپاشی شوروی، این کشورها تلاش کردند که شرکای اقتصادی جدیدی در منطقه پیدا کنند. این امر نیز زمینة نزدیکی این جمهوریها را به ایران فراهم کرد. گسترش روابط فرهنگی نیز از جمله اهدافی است که ایران در آسیای مرکزی دنبال میکند.تلاش برای گسترش و تقویت زبان فارسی در راستای این هدف ایران در آسیای مرکزی به شمار میرود که در فصلهای بعد به آن پرداخته خواهد شد. با توجه به پیوندهایی که در بالا به طور خلاصه بیان گردید، توجه به همکاریهای منطقهای یکی از جنبههای سیاست خارجی ایران در منطقۀ آسیای مرکزی محسوب میشود. از آنجا که ایران معتقد است همکاریهای منطقهای زمینة ثبات و امنیت در منطقه را فراهم میکند، بنابراین یکی از مهمترین فعالیتهای ایران در این منطقه تلاش در جهت توسعة همکاریهای منطقهای است که در فصلهای آینده بطور مفصل مورد بحث قرار خواهد گرفت. پیشنهاد تشکیل شورای همکاری کشورهای ساحلی دریای خزر و نیز اقدام ایران برای تشویق کشورهای آسیای مرکزی جهت پیوستن به سازمان همکاری اقتصادی (اکو)[2]، نمونههایی از این سیاست ایران محسوب میشوند. آسیای مرکزی، در عین دارا بودن ظرفیتهای فراوان اقتصادی ـ فرهنگی، منطقهای است که درگیر چالشهای بسیاری است و بسیاری از این چالشها بطور مستقیم منافع ایران را تحت تأثیر خود قرار میدهند. چالشهای مربوط به دریای خزر و رژیم حقوقی آن، انرژی و مسیرهای انتقال آن، ستیزهای قومی موجود در منطقه و غیر آن از جمله مواردی هستند که در منطقۀ آسیای مرکزی بر منافع ایران تأثیر میگذارند. از سوی دیگر چالشهای موجود در منطقه، بر منافع روسیه نیز تأثیر مستقیم میگذارند. روسیه که بعد از فروپاشی شوروی ابتدا به دلیل گرایش آتلانتیکگرا در سیاست خارجی خود کمتر به آسیای مرکزی توجه میکرد، با سپری شدن این گرایش و گسترش دیدگاه ملیگرا در سیاست خارجی خود، اصطلاح خارج نزدیک[3] را درمورد جمهوریهای سابق شوروی مطرح کرد که نشان دهندۀ توجه دوبارۀ روسیه به این جمهوریها و از جمله کشورهای آسیای مرکزی بود.[4] منافع روسیه در آسیای مرکزی ناشی از عوامل گوناگونی است. وجود نزدیک به 10 میلیون روس در این جمهوریها،[5] گرایشهای قومگرایانه در آسیای مرکزی و تهدید آن برای روسیه، و نیز مسألۀ امنیت مرزهای روسیه در مناطق هممرز با این جمهوریها،[6] از جمله عواملی هستند که موجب میشوند روابط با این کشورها و حفظ ثبات در آنها برای روسیه اهمیت فراوانی داشته باشد. همچنین رژیم حقوقی دریای خزر و مسائل خطوط لولة موجود در منطقه از جمله چالشهایی میباشند که بویژه با روی کار آمدن ولادیمیر پوتین به عنوان رئیس جمهور روسیه به عرصة سیاست فعّال روسیه تبدیل شدهاند. به این ترتیب سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی تعامل نزدیکی با سیاست خارجی روسیه در منطقه برقرار میکند. بر این اساس هرگونه تنش و ناامنی در این منطقه برای ایران و روسیه که دارای محیط امنیتی مشترک هستند، تهدید زاست.[7] از طرفی نمیتوان نقش ایالات متحده و غرب را در سیاستهای دو کشور نادیده گرفت. هر دو کشور از این حضور احساس نگرانی میکنند. در این رابطه ایالات متحده آمریکا، مایل است که روند تحوّل قدرت را در منطقه به نفع خود اداره کند. آمریکا در سال 1997 قفقاز و آسیای مرکزی را به طور رسمی در حوزة منافع امنیتی و استراتژیک خود تعریف کرده است. طرح مسألۀ عضویت کشورهایی نظیر گرجستان و جمهوری آذربایجان در ناتو[8]، یا برنامههای آمریکا در ازبکستان و قزاقستان[9] در راستای این تعریف صورت میگیرد. حضور آمریکا و سایر کشورهای خارجی از مناطق دیگر جهان بخشی از تهدیدهای موجود در منطقه میباشند که در حقیقت عوامل خارجی (برون منطقهای) تهدیدکنندۀ امنیت در منطقه محسوب میشوند. عوامل داخلی (درون منطقهای) برهم زنندۀ ثبات در آسیای مرکزی را نیز با وجود شمار زیاد، میتوان در چارچوب تنوع قومی، تفاوتهای مذهبی، نابرابریهای اقتصادی و اقتدارگرایی قرار داد. مسألۀ دریای خزر نیز به عنوان یکی از کانونهای منازعه در منطقه محسوب میشود.[10] همین عوامل سبب شده که برخی تحلیلگران مهمترین دغدغههای دو کشور را در منطقه در قالبهای امنیتی تصور کنند. به عنوان مثال ادموند هرزیگ به خطرهایی که از جانب منطقه، ایران را تهدید میکند اشاره کرده و مهمترین آنها را [از دید ایران] ضعف و شکنندگی این کشورها و ناتوانی آنها در مقابله با چالشهای امنیتیشان میداند و به تأثیر منفی آن بر امنیت ایران اشاره میکند.[11] با وجود این اشتراکها، سیاست خارجی دو کشور در منطقه اختلافهای فراوانی نیز دارد. این اختلافها در مسائلی چون رژیم حقوقی دریای خزر و یا مسیرهای انتقال انرژی از منطقه به بازارهای جهانی بیشتر خود را نمایان میسازد. در بیان علت این اختلافها نیز موارد بسیاری مطرح شده است که در این پژوهش به آنها پرداخته شده است. بر این اساس پژوهش حاضر سعی دارد با بررسی سیاست خارجی دو کشور ایران و روسیه در منطقۀ آسیای مرکزی به نقاط اشتراک و اختلاف آنها و تبیین آن بپردازد. 1-2 پیشینۀ پژوهش : 1) یکی از منابعی که به بررسی سیاست خارجی هر دو کشور ایران و روسیه در آسیای مرکزی پرداخته است، کتاب«امنیت در آسیای مرکزی: بافت جدید بینالمللی» است که روی آلیسون و لناجانسون، آن را ویراست و گردآوری کردهاند. فصل پنجم این کتاب به بررسی روابط روسیه و آسیای مرکزی پرداخته و فصل هشتم روابط ایران و آسیای مرکزی را مورد مطالعه قرار داده است. در فصل پنجم این کتاب که در اصل مقالهای است با عنوان: «روسیه و آسیای مرکزی»، آمده است: "سیاست روسیه در سطح بینالمللی در آسیای مرکزی میتواند در چارچوب تلاشهایش برای حفظ ثبات منطقهای و جلوگیری از نفوذ «بیگانگان» در کشورهای آسیای مرکزی درک شود".[12]" ترکیب قومی ایران به علاقمندی آن در حفظ ثبات در تمام منطقة دریای خزر کمک میکند". جانسون همچنیندر این مقاله بیان میکند که: "حدود 3/1 جمعیت ایران آذریتبار و همچنین گروه بزرگی نیز ترکمنتبارند".[13] 2) همچنین یکی از نخستین کتابهایی که پس از فروپاشی شوروی در زمینة آسیای مرکزی و مسائل آن منتشر گردید، کتاب «سیاست و حکومت در آسیای مرکزی» نوشتة الهه کولایی است. این کتاب در مبحث اول از فصل ششم، به بررسی روابط روسیه و آسیای مرکزی و منافع روسیه در این منطقه میپردازد و چالشهای روسیه در این منطقه را نیز بیان میکند. وی همچنین در مبحث چهارم از همین فصل به بررسی روابط ایران و آسیای مرکزی پرداخته است.[14] 3) در بررسی مقالههای موجود، مقالة ادموند هرزیگ با عنوان: «ایران و آسیای مرکزی» نیز دارای نکتههای مهم و قابل توجهی است. وی با اشاره به منافع اقتصادی اندک کسب شده توسط ایران در این منطقه در مقایسه با روابط ایران با ترکیه و برخی کشورهای دیگر به این نتیجه میرسد که نتایج امنیتی و سیاسی ناشی از این روابط بسیار مهمتر از منافع اقتصادی آن بوده است. وی این همکاریها را در نهایت موجب ایجاد صلح و ثبات در منطقه میداند.[15] 4) مقالة دیگری که به بررسی رابطۀ دو کشور ایران و روسیه در منطقه پرداخته است، مقالة «روابط استراتژیک ایران و روسیه»، نوشتة لئونید اسکلیارف و ترجمة بهرام تهرانی است. وی در قسمتی از مقالة خود به بررسی روابط ایران و روسیه در آسیای مرکزی میپردازد و میگوید: " ایران و روسیه در آسیای مرکزی بیشتر رقیب هستند تا شریک. روسیه تمایل دارد تا کشورهای آسیای مرکزی به صورتی واحد در سیستم اقتصادی کشورهای مشترکالمنافع حفظ شوند و ایران هم سعی مینماید هر چه بیشتر این کشورها را از شمال به سمت جنوب بکشاند".[16] 5) یکی دیگر از منابعی که در خصوص روابط روسیه در آسیای مرکزی و سیاستهای آن در منطقه قسمتی را اختصاص داده است، کتاب «سیاست خارجی روسیه: خودآگاهی و منافع ملی» نام دارد.نویسندۀ این کتاب آ.گ.زادوخین و مترجم آن مهدی سنایی است. در بخشی از این کتاب تحت عنوان «روسیه و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی» آمده است: "ورود نیروهای بیگانه به منطقۀ آسیای مرکزی و بویژه دریای خزر، باعث حساسیت شدید روسیه شد. به عقیدة برخی کارشناسان و از جمله کارشناسانی که با محافل دولتی ارتباط دارند، مرزهای جنوبی شوروی سابق به منشأ تهدیدات اصلی و مستقیم برای روسیه تبدیل شده است".[17] در خصوص روابط ایران و روسیه در منطقه نیز در این کتاب چنین آمده است: " در عین حال موضع ایران و روسیه در برخی زمینههای روابط بینالمللی در آسیای مرکزی (امنیت منطقهای، گسترش تروریسم و قاچاق مواد مخدر، تعادل ژئوپولیتیکی، همکاری اقتصادی و برخی مسائل دیگر) یکی است.[18] در رابطه با روسیه میتوان نمونههای قانع کنندة همکاری ثمر بخش سیاسی بین روسیه و ایران را ذکر کرد. (از جمله برقراری صلح در تاجیکستان)".[19] 6) مقالة بعدی مورد بررسی «روابط ایران و روسیه، تداوم یا تغییر» نام دارد و نوشتۀ الهه کولایی است. در بخشی از این مقاله اشاره شده است: " هر چند ایران و روسیه در قفقاز و آسیای مرکزی از عرصههای گوناگون برای همکاری برخوردار بودند، ولی نقش سنّتی روسیه در زمینة تأمین انرژی این جمهوریها و انتقال منابع انرژی منطقه از قلمرو خود و کنترل آن، عرصة جدیدی از رقابت را فراروی دو کشور گشود. روسیه برای حفظ جایگاه برتر خود در روابط با جمهوریهای سابق اتحاد شوروی برخلاف برخی تحلیلها از مزیّت انحصاری همجواری برخوردار است. این ویژگی تداوم نفوذ آن را تأمین کرده است، هرچند که با رقبا و بازیگران جدید مواجه شده و عرصۀ انرژی یکی از مهمترین آنها بوده است".[20] 7) منبع دیگری که به آن اشاره میشود، کتاب «جایگاه ایران در آسیای مرکزی» نوشتۀ مهدی سنایی است. در این کتاب بعد از بیان دلایل پیوندهای ناگسستنی میان روسیه و کشورهای آسیای مرکزی که عبارتند از: تلاش روسیه جهت ایجاد ثبات و آرامش در این جمهوریها، منافع فراوان اقتصادی روسیه در آسیای مرکزی و نیز حضور نزدیک به 10 میلیون روس در این جمهوریها، نویسنده بیان میکند که: " تأمین منافع متقابل ایران و روسیه در آسیای مرکزی یک بازی با حاصل جمع صفر[21] نیست . . . زمینههای متعدّدی برای همکاری ایران و روسیه وجود دارد . . . ایران و روسیه دارای دیدگاههای مشترکی در زمینۀ امنیت و ثبات در منطقه هستند. روسیه مایل است که از حضور گسترده و سلطة اروپا و آمریکا بر آسیای مرکزی جلوگیری نماید و ایران نیز همانند روسیه هر نوع بیثباتی در این منطقه را تهدید علیه امنیت ملی خویش تلقی میکند".[22] 8) کتاب «اسلام در روسیه» نوشتۀ شیرین هانتر نیز از جمله منابعی است که البته تنها برای بررسی سیاست خارجی روسیه در منطقۀ آسیای مرکزی در این پژوهش استفاده شده است. نویسندۀ این کتاب «عامل اسلام»[23] و به بیان دقیقتر ترس از «افراطگرایی اسلامی»[24] را مهمترین عامل در شکلگیری سیاست روسیه نسبت به آسیای مرکزی میداند. وی در فصل هشتم این کتاب با عنوان «سیاست روسیه در قبال آسیای مرکزی و ماورای قفقاز» مینویسد: " «عامل اسلام»و بهطور خاص ترس از افراطگرایی اسلامی و توانایی آن در ایجاد بیثباتی، نقش کلیدی در شکلگیری سیاستهای روسیه نسبت به این منطقه و بویژه آسیای مرکزی بازی کرده است.»[25] 1-3 هدف پژوهش این پژوهش درصدد است به بررسی سیاست خارجی دو کشور ایران و روسیه در آسیای مرکزی و عوامل تأثیرگذار بر شکلگیری آنها بپردازد و با مقایسۀ سیاست خارجی دو کشور در منطقه، نقاط اشتراک و اختلاف آنها را مشخصکرده و مهمترین علّت این اشتراک و نیز اختلاف را تبیین کند.به این ترتیب علاوه بر اینکه تأکید بر روی نقاط اشتراک میتواند سبب بهبود روابط دو کشور در منطقه گردد، نقاط ضعف سیاست خارجی ایران در منطقه را نیز مشخص میکند. 1-4 متغیرهای دخیل برای تبیین سیاست خارجی دو کشور ایران و روسیه در آسیای مرکزی و نقاط اشتراک آن، عوامل فراوانی را میتوان مطرح کرد، از جمله: مقابله با نفوذ قدرتهای فرامنطقهای در آسیای مرکزی، نگرانی از بیثباتیهای ناشی از افراطگرایی قومی و نژادی و غیر آن. در تبیین اختلاف موجود در سیاست خارجی دو کشور نیز عوامل زیادی مطرح شده است: از جمله رقابتهای اقتصادی، ناهمگونی ایدئولوژیک و فرهنگی، مسائل ناشی از رقابت بر سر انتقال منابع انرژی منطقه به خارج از منطقه، تفاوت در برداشت از نقش اسلام در منطقه و برخی عوامل دیگر. با این حال متغیرهای موجود در تبیین اشتراک و اختلاف سیاست خارجی دو کشور ایران و روسیه در آسیای مرکزی را میتوان در یک دستهبندی منظم به شرح زیر خلاصه کرد: 1-5 عوامل مؤثر در اشتراک سیاست خارجی ایران و روسیه 1- تأمین امنیت منطقه به نظر میرسد همة عوامل مؤثر در اشتراک سیاست خارجی ایران و روسیه در آسیای مرکزی در قالب تأمین امنیت منطقه قابل توجیه باشد. بنابراین در پژوهش حاضر نیز تأمین امنیت منطقه مهمترین عامل اشتراک سیاست خارجی دو کشور دانسته شده است و در فصلهای آینده این فرضیه بررسی خواهد شد. 1-6 عوامل مؤثر دراختلاف سیاست خارجی ایران و روسیه 1- ناهمگونی ایدئولوژیک و فرهنگی 2- رقابتهای منطقهای[26] به نظر میرسد متغیرهای موجود در تبیین اختلاف سیاست خارجی دو کشور همگی در قالب دو متغیر ذکر شده در بالا قرار میگیرند. 1-7 فرضیهها بر مبنای متغیرهای ذکر شده میتوان یک فرضیه در خصوص علّت اشتراک سیاست خارجی ایران و روسیه در آسیای مرکزی ارائه کرد که فرضیة اصلی ما به شمار میرود. همچنین بر مبنای دو متغیر ارائه شده در خصوص اختلافها، میتوان دو فرضیه را در خصوص مهمترین علّت اختلاف سیاست خارجی ایران و روسیه در آسیای مرکزی ذکر کرد. از میان این دو فرضیه، یکی به عنوان فرضیة رقیب و فرضیۀ دوم به عنوان فرضیۀ اصلی قرار میگیرد.
- تأمین امنیت منطقه مهمترین علّت اشتراک سیاست خارجی ایران و روسیه در آسیای مرکزی است.
- ناهمگونی ایدئولوژیک و فرهنگی مهمترین عامل تفاوت سیاست خارجی ایران و روسیه در آسیای مرکزی است. - رقابتهای منطقهای مهمترین عامل تفاوت سیاست خارجی ایران و روسیه در آسیای مرکزی است. 1-8 سؤال اصلی پژوهش مهمترین علّت اشتراک و نیز مهمترین علّت اختلاف میان سیاست خارجی دو کشور ایران و روسیه در آسیای مرکزی کدام است؟ 1-9 فرضیة اصلی در پاسخ به سؤال اصلی این پژوهش، فرضیۀ اصلی این است که مهمترین علّت اشتراک سیاست خارجی ایران و روسیه در آسیای مرکزی، تأمین امنیت منطقه و مهمترین علّت اختلاف این دو، رقابتهای منطقهای بوده است. 1-10 تعریف مفاهیم آسیای مرکزی: در این پژوهش منظور از آسیای مرکزی منطقهای در آسیا است که در غرب چین، جنوب روسیه و شمال افغانستان قرار گرفته است و به آبهای آزاد راه ندارد. این منطقه شامل پنج جمهوری قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان است. امنیت منطقهای[27] و تأمین آن: امنیت در سطح منطقهای، شرایطی است که منافع وارزشهای مشترک واحدهای عضو منطقه (به عنوان متغیرهای مستقل محیط امنیتی) در فرآیند تحول قدرت، تضمین گردد. در نهایت، فرآیند تأمین امنیت، نخست از محیط داخلی واحدهای سیاسی آغاز میشود، از محیط پیرامونی و منطقهای عبور میکند و به محیط جهانی و بین المللی متصل میگردد. به این ترتیب چنانچه روند تحوّل قدرت در سطح منطقه یا در محیط مشترک چند واحد سیاسی، با روند تحوّل قدرت در محیط داخلی واحدهای عضو منطقه هماهنگ و همسو باشند، در این صورت «محیط منطقهای»[28] امن خواهد بود. همین ساز وکار در تعامل یا مواجهۀ روندهای جهانی با محیطهای امنیتی منطقهای برقرار است. همچنین چنانچه روند تحوّل قدرت در سطح جهانی، منافع و ارزشهای مشترک کشورهای عضو یک منطقه را به خطر اندازد، محیط منطقهای مورد بحث، در پرتو چالشهای تحول قدرت جهانی یا روند امنیتی جهانی، دچار ناامنی خواهد شد.[29] در مورد آسیای مرکزی؛ لنا جانسون و روی آلیسون معتقدند: "وجود کانونهای داخلی گوناگون و گستردۀ بیثباتی به این معنی است که ظرفیت چالش همیشه موجود است و نفوذ درحال رشد کشورهای خارجی و نفوذهای فراملی در منطقه میتواند دسته بندیهای جوامع آسیبپذیر را عمیقتر کند. شرکتها و دولتهای خارجی با برنامههای خود به عنوان رقبای یکدیگر میتوانند تأثیر زیانباری بر منافع کشورهای منطقه داشته باشند. در عین حال گروههای محلی و منافع ممکن است برای آسیب زدن به سایر گروهها یا کشورهای منطقه، مایل به بهرهبرداری از فرصتهایی باشند که بوسیلۀ حضور بازیگران خارجی فراهم شده است".[30] در این چارچوب آنها امنیت منطقهای را به عنوان «مسائلی که احتمال چالش میان دولتها را افزایش میدهند، یا اینکه بیثباتی درون آنها را بیشتر میکنند و با این کار، خطر مداخلۀ خارجی را تقویت میکنند»؛ تعریف میکنند.[31] رقابتهای منطقهای: امیر محمد حاجی یوسفی رقابتهای منطقهای را اینگونه تبیین میکند: "یکی از مفاهیم عمدهای که در بررسی اندرکنشها[32] میان بازیگران منطقهای مورد استفادۀ اندیشمندان روابط بین الملل در دهههای اخیر قرار گرفته، عبارت از مفهوم رقابتهای منطقهای است. البته قبل از این، در طول جنگ سرد با مفاهیمی چون رقابت میان ابر قدرتها یا رقابت شرق و غرب سر و کار داشتیم، اما در دهههای اخیر، به ویژه پس از فروپاشی نظام بینالملل دو قطبی، با مفهوم رقابتهای منطقهای سروکار پیدا کردهایم. در مورد مفهوم رقابت منطقهای اجماع نظر وجود ندارد. برخی بر این باورند که دو دولت رقیب، با یکدیگر دشمنی ندارند، اما اکثر نظریه پردازان بر این باورند که خصومت و دشمنی جزئی از رقابت میان دو یا چند بازیگر منطقهای است".[33] در این پژوهش مفهوم اول از رقابت منطقهای مورد نظر است. همچنین ذکر این نکته ضروری است که رقابت همیشه جنبۀ نظامی نداشته و میتواند مسالمت جویانه باشد. همچنین الزامی نیست که هر رقابتی مبتنی بر احساس تهدید از سوی دولت دیگر باشد. در یک تقسیمبندی که حاجی یوسفی به آن اشاره میکند، رقابت میان دو یا چند دولت به رقابتهای مکانی[34]، موقعیتی[35] و ایدهای[36] تقسیم میشود که به ترتیب بر سر بدست آوردن سرزمین و منابع گوناگون، قدرت و نفوذ در یک منطقة جغرافیایی و یا تحمیل یک ایدئولوژی یا هویت ملی متفاوت به دیگری صورت میگیرد.[37] بر این اساس، وی دو نوع رقابت را میان دولتها به تصویر میکشد: یکی رقابت استراتژیک که رقابتی مکانی، موقعیتی و یا ایدهای است که در آن رقبا یکدیگر را به عنوان تهدیدی برای رسیدن به اهداف و منافع خود میپندارند و دومی رقابت غیر استراتژیک که رقابتی مکانی، موقعیتی و ایدهای است که در آن رقبا چنین احساسی نسبت به یکدیگر ندارند. وی همچنین از قول جین کلرمونت[38]پویاییهای رقابت یا همان جلوههای بیرونی و ظهور یافتة رقابت را به چهار بخش سیاسی، نظامی، اقتصادی و بینالاذهانی[39] تقسیم میکند. پویایی سیاسی به معنی تأثیر رقابتها بر روابط دیپلماتیک و سیاست خارجی دولتهای رقیب نسبت به یکدیگر است. پویایی نظامی به معنای تنظیم سیاستهای نظامی و دفاعی دولتهای رقیب با توجه به سیاستهای طرف مقابل است. پویایی اقتصادی به معنای تأثیر رقابتهای دولتهای رقیب بر روابط تجاری و اقتصادی رقباست. در نهایت رقابت در صورتی که به شکل استراتژیک درآید، موجب میگردد که دولتهای رقیب احساس دشمنی و تهدید نسبت به امنیت ملی خود از جانب طرف مقابل داشته باشند. این رقابت ریشه در تصور یا برداشتهای ذهنی[40] دولتها داشته و ممکن است مبتنی بر واقعیت نباشد. به این ترتیب رقابت بینالاذهانی پدید میآید.[41] 1-11 پیامدهای اثبات فرضیه به لحاظ عملی اثبات فرضیه به این معنا خواهد بود که ایران و روسیه از آنجا که دارای علاقۀ مشترک به تأمین امنیت در منطقۀ آسیای مرکزی میباشند، میتوانند سعی در تقویت این نقطۀ اشتراک از طریق همکاری در چارچوبهای امنیتی منطقه داشته باشند. پژوهش البته در این میان نگاهی نیز به واقعیتهای موجود امنیتی و رقابتهای موجود در منطقه دارد. همچنین دو کشور میتوانند از آنجا که به دلیل رقابتهای منطقهای دچار اختلاف در سیاستگذاری میباشند، سعی در کنترل این رقابتها داشته باشند تا به منافع دو کشور آسیبی وارد نشود. در این میان تلاش بر این است که بویژه توجه سیاستگذاران خارجی کشورمان به این رقابتها و واکنشهای روسیه جلب شود و بر اساس آن منافع ملی کشورمان بیشتر تأمین شود. پیامدهای فرعی اثبات فرضیه این است که نمایی کلی از اشتراکها و اختلافهای سیاست خارجی ایران و روسیه ارائه میدهد و در کل به تقویت روابط دوجانبۀ ایران و روسیه و نیز ایران و آسیای مرکزی میانجامد. 1-12 نقطۀ تمرکز این پژوهش از نظر موضوعی؛ سیاستگذاری خارجی، از نظر مکانی؛ ایران، روسیه و آسیای مرکزی و از نظر زمانی؛ سالهای 1991 تا 2008 را در برمیگیرد. 2-پایههای نظری از آنجا که در این پژوهش، مطالعۀ مقایسهای سیاست خارجی دو کشور در یک منطقه صورت میگیرد، باید چارچوب خاصی برای مطالعۀ سیاست خارجی ایجاد و مقایسه بر مبنای آن صورت گیرد. به همین منظور در این قسمت نوعی مدل تحلیلی ایجاد شد که بر طبق آن برخی شاخصها در بررسی سیاست خارجی هر کشور تعیین و انتخاب شد و سیاست خارجی هر دو کشور در چارچوب آن مطالعه گردید. بر طبق این مدل تحلیلی اهداف سیاست خارجی کشورها، ابزارهای سیاست خارجی کشورها، مفهوم منافع ملی در سیاست خارجی آنها، تصمیمگیری در سیاست خارجی و بالاخره هویت و سیاست خارجی بررسی خواهد شد. همچنین در بررسی سیاست خارجی منطقهای کشورها نیز یک سری شاخصها تعیین و در انتهای این بخش تبیین خواهد شد تا بر اساس آنها در فصلهای آینده سیاست خارجی دو کشور ایران و روسیه دقیقتر مطالعه شود. 2-1 مطالعۀ مقایسهای سیاست خارجی کشورها مطالعۀ مقایسهای[42] در پی رفتارگرایی[43] در روابط بینالملل پدید آمد. رفتارگرایان آمریکا در دهههای 1950 و1960 با استفاده از علومی دیگر چون مکانیک، آمار، سیبرنتیک، زیست شناسی و . . .، مجموعهای از مفاهیم همانند سیستم، ساختار، کارکرد و تصمیم را برای درک الگوهای رفتار، واکنشهای تکراری و نظم حاکم بر کنشها در سیاست خارجی دولتها مطرح نمودند.[44] درچارچوب رهیافت تطبیقی سیاست خارجی میتوان به جیمز روزنا[45] اشاره کرد. او در پیشنظریۀ خود در جستجوی ایجاد یک تبیین عمومی سیاست خارجی و ارائه گزارههایی قابل آزمون «اگر ـ پس»، بر سطوح مختلف علیّت رفتار خارجی دولتی (مثل فرد، نقش، ساختار حکومت، نوع جامعه، روابط بینالملل و نظام جهانی) تأکید داشت.[46] پژوهشگران این حوزه بطور عمده از روشهای کمّی برای فهم سیاست خارجی استفاده میکنند. آنها بر این باورند که میتوان رفتار سیاست خارجی کشورها را در کل مورد مطالعه قرارداد و به نتایجی دست یافت. از این رو برای فهم سیاست خارجی، به تحلیل حوادث سیاست خارجی، یعنی آن چیزی که مظهر عملی سیاست خارجی است میپردازند. در نتیجه بررسی میکنند که چه کشوری نسبت به کدام کشور دیگر چه رفتاری را و چگونه انجام میدهد. این حوادث را میتوان به شیوههای گوناگون تقسیم بندی کرد. به عنوان مثال آیا رفتاری دوستانه بوده است یا خیر، ازچه شیوهای استفاده شده است وچقدر منابع برای آن به کار گرفته شده است.[47] 2-2 تعریف سیاست خارجی[48] در تعریف سیاست خارجی آنچه که مشترک است این است که سیاست خارجی نه تنها شامل اصول و اهداف است، بلکه راههای رسیدن به آن اهداف را نیز در برمیگیرد و البته همۀ این موارد در چارچوب کنش و واکنش یک دولت در صحنۀ بینالمللی معنا مییابد. در تعریف سیاست خارجی اینگونه بیان شده است که سیاست خارجی تنها آن دسته از روابط را در بر میگیرد که حکومتها متصدّی آن باشند. به تعبیری دیگر سیاست خارجی عبارت است از یک استراتژی یا رشتۀ اعمال از پیش طرحریزی شده توسط تصمیمگیرندگان حکومتی که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین در چارچوب منافع ملی و محیط بینالمللی است. به طور خلاصه میتوان گفت که سیاست خارجی شامل تعیین[49] و اجرای[50] یک سلسله اهداف و منافع ملی است که در صحنة بینالمللی از سوی دولتی انجام میپذیرد.[51] از دیدگاه دکتر هوشنگ مقتدر نیز کلمۀ سیاست نه تنها شامل خطمشی، اصول و هدفهاست، بلکه راههایی که بوسیلۀ آن هدفهای مورد نظر باید تأمین گردد را نیز در برمیگیرد. پس سیاست خارجی تعیین و اجرای یک سلسله اصول و هدفهایی است که حاکم بر رفتار کشورها در صحنۀ بینالمللی است.[52] براساس تعریف سیاست خارجی به عنوان استراتژیهای که توسط دولتها برای هدایت کنشهایشان در عرصۀ بینالمللی مورد استفاده قرار میگیرد، میتوان دریافت که سیاست خارجی نشاندهندۀ یک سلسله از اهداف است که کشورها جهت نیل به آنها از ابزارهایی استفاده میبرند. با توجه به این که کشورها در خلاء عمل نمیکنند، در نتیجه باید محیطی که در آن قرار دارند را نیز مورد توجه قرار داد. بدین ترتیب در سیاست خارجی باید به سه مسألۀ اهداف[53]، ابزارها[54] و سیستمها[55] (محیط داخلی کشور، منطقهای و جهانی) توجه کرد.[56] در بررسی مؤلفههای اصلی تجزیه و تحلیل سیاست خارجی نیز پروفسور روح الله رمضانی میگوید: «مؤلفهها یا مسائل اصلی تجزیه و تحلیل سیاست خارجی از این قرارند: اهداف، تواناییها[57]، استراتژیها[58]، ابزارها، سبکها[59] و فرآیندهای تدوین سیاست خارجی[60]».[61] 2-3 مدل تحلیلی مطالعۀ مقایسهای سیاست خارجی کشورها الف: اهداف سیاست خارجی[62] کشورها اهداف سیاست خارجیکه از آن با عنوان اهداف ملی نیز یاد شده است؛ «در واقع تصوری از وضعیت آینده است که حکومت باید از طریق تصمیمگیرندگان به آن دست یابد. وضعیت آینده؛ هم شامل موقعیتهای معیّنی مثل تصاحب قلمرو دیگران و هم ارزشهایی چون بسط دموکراسی و یا مبانی دینی میشود».[63] بین این واژه و واژۀ منافع ملی شباهتهای بسیاری وجود دارد. با این حال باید گفت که نمود عینی منافع (که انتزاعی هستند) اهداف است. اهداف را تصمیمگیرندگان رسمی دولت انتخاب میکنند تا یا وضع بینالمللی موجود را به نفع منافع ملی خود تغییر دهند[64] و یا در حفظ آن بکوشند.[65] اهداف سیاست خارجی حاصل تحلیل مقاصد[66] و وسایل[67] نیل به آن اهداف میباشند. گرچه اهداف روشن و واقعی سیاست خارجی از کشوری به کشور دیگر متفاوت است، همة کشورها به دنبال دستیابی به اهداف زیر هستند که ما فقط به آنها اشاره میکنیم: 1-حفظ موجودیت؛[68] 2-رفاه ملی؛[69] 3-امنیت[70] که پس از جنگ جهانی دوم مفهوم آن دگرگون شده و سه نوع آمادگی سیاسی، اقتصادی و نظامی را دربرمیگیرد؛ 4- پرستیژ[71] ملی؛ 5-کسب قدرت؛[72] 6-حفظ و بسط ایدئولوژی[73]؛[74] البته تقسیمبندیهای فراوانی در خصوص اهداف وجود دارد که بررسی آن در این پژوهش نمیگنجد.[75] هدفهای سیاست خارجی در طول زمان ثابت باقی نمیمانند. زیرا عوامل داخلی و خارجی بسیاری وجود دارند که باعث تغییر در آن میشوند. عبدالعلی قوام معتقد است به این ترتیب باید سلسله مراتبی را برای این اهداف متنوّع در نظر گرفت. در بعضی مواقع ممکن است امنیت ملی، مسائل تکنولوژیک، توسعۀ اقتصادی و رفاهی و یا مسائل ایدئولوژیک، اولویتهای نخست هدفهای سیاست خارجی تلقی شوند، در حالی که با تغییر شرایط ممکن است احساس شود که باید نوعی جابجایی در اهداف صورت گیرد. به این ترتیب دولتها گاه به همکاری یا رقابت با یکدیگر میپردازند و گاه سلسله مراتب جدید هدفها، آنها را رو در روی یکدیگر قرار میدهد.[76] ب: ابزارهای سیاست خارجی کشورها برای تحقق اهداف و تأمین منافع در سیاست خارجی، دولتها از ابزارهای گوناگون بهره میگیرند. مهمترین ابزارهایی که دولتها در سیاست خارجی خود به کار میگیرند به شرح زیر است: 1- دیپلماسی[77] (این ابزار در کنار سایر ابزارها هم بکار میرود)؛ 2-ابزارهای اقتصادی ـ مالی، تکنولوژیک و تجاری؛ 3-ابزارهای فرهنگی ـ تبلیغاتی؛ 4-ابزار نظامی؛[78] پ: تعریف منافع ملی[79] کشورها از دیدگاه واقعگرایی[80] آنچه که در نهایت، هدف اساسی تصمیمگیرندگان سیاست خارجی است، منافع ملی نام دارد. این مفهوم شامل نیازهای حیاتی یک کشور است. آنچه را که بیتردید میتوان جزء منافع ملی یک کشور به حساب آورد، عبارت است از: 1-صیانت از خود؛[81] 2-استقلال؛[82] 3- وحدت قلمرو؛[83] 4-امنیت نظامی؛[84] 5- وضع مطلوب اقتصادی.[85] زمانی که منافع ملی دو یا چند کشور سازگار باشد، آنها میل به همکاری و هماهنگی دارند. ولی در صورت تعارض منافع، مسائل از راههایی چون تنش، تهدید و بالاخره جنگ حل خواهد شد. منافع ملی را میتوان در چهار دسته خلاصه نمود: منافع دفاعی ـ امنیتی، منافع اقتصادی، منافع مربوط به نظم جهانی و منافع ایدئولوژیک.[86] در صحبت از منافع ملی باید به محدودهای که این منافع شامل آن میگردد نیز توجه نمود. محدودۀ منافع ملی دولتها با تغییر در قدرت آنها دگرگون میشود. دولتهای بزرگ در خارج از مرزهای خود نیز میتوانند منافع ملی خود را تعریف کنند. ولی دولتهای کوچکتر در محدودۀ جغرافیایی خود این منافع را در نظر میگیرند. انواع منافع ملی از دید عبدالعلی قوام به منافع موازی، متعارض، مشترک و اختلافزا تقسیم شده است. سیاست تنش زدایی نتیجۀ منافع موازی، همکاری؛ نتیجۀ منافع مشترک، و بالاخره جنگ سرد نتیجۀ منافع اختلافزا میباشد.[87] واقعگرایان دو مفهوم امنیت و قدرت را هدف اولیۀ سیاست خارجی میدانند. ولی برعکس، رفتارگرایان عقیدۀ واقعگرایان مبنی بر وجود یک واقعیت عینی را رد میکنند و به کاربردی کردن مفهوم منافع ملی علاقمندند. آنها با بهرهگیری از محیط مساعدی که رهیافت تصمیمگیری برای آنها ایجاد کرد، به تعریفی کاربردی از منافع ملی رسیده و آن را ناشی از انتخاب و تصمیم مقامهای اصلی یک ملت دانستند. [88] ت: تصمیمگیری در سیاست خارجی بر اساس این رهیافت هنگامی که رفتار بازیگران سیاسی یعنی دولتها را در صحنة سیاست بینالملل مورد مطالعه قرار میدهیم، در واقع تصمیمهایی را که آنها به صورت دادههای سیاست خارجی خود وارد محیط بینالملل میکنند مطالعه میکنیم. این تصمیمها توسط افراد، گروهها، نهادها و دستگاههای مختلف داخلی آن دولتها اتّخاذ میشوند و مجموعۀ آنها به صورت رفتار دولتها در زمینههای سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی بروز پیدا میکنند. عمدهترین معیارهایی که باید در سطوح تصمیمگیری مورد توجه قرارداد به شرح زیر است: 1- تصمیمگیرندگان؛ 2- شرایط و ضرورتهای محیطی؛ 3- دسترسی به منابع اطلاعاتی و بهرهگیری از امکانات؛ 4- ساختار نظام تصمیمگیری؛ 5- راهحلهای گوناگون؛ 6- پیامدها؛ 7- محدودیتهای تصمیمگیری.[89] از نظر عبدالعلی قوام نهادها و دستگاههای تنظیم کنندۀ سیاست خارجی شامل این موارد میباشد: 1-قوۀ مجریه؛[90] 2-قوۀ مقنّنه؛[91] 3-گروههای نفوذ و احزاب سیاسی؛ 4-افکار عمومی؛ 5-نهادهای نظامی؛ 6- دانشمندان و متخصّصان؛ 7-سازمانهای اطلاعاتی و جاسوسی.[92] ث: هویت[93] و سیاست خارجی هویت دولتها دارای ابعاد مختلفی است و در این رابطه، ونت به هویت فردی، نوعی، جمعی و نقشی اشاره کرده است. بر طبق این تقسیمبندی، دولتها اغلب بر اساس بعد فردی و نوعی هویت، صاحب هویت ملی میشوند و هویت جمعی در واقع، همان موقعیت و جایگاه یک دولت را در درون مجموعههای بزرگتر (اعم از نظامهای بینالمللی منطقهای و جهانی) نشان میدهد.[94] بهطور معمول هویت جمعی به صورت منفی تعریف میشود؛ یعنی یک فرد خود را دارای یک ملیّت میداند؛ به این دلیل که خود را از ملیّتهای دیگر محسوب نمیکند. هویت به مفهوم وضعیت شبیه بودن به برخی بازیگران و تفاوت داشتن از دیگران و شامل ایجاد مرزهایی است که خود را از دیگران جدا میکند. هویت یک ساختۀ ذهنی و روانی است که چگونگی فکر کردن، احساس کردن، سنجش و سرانجام رفتار در وضعیتهای مرتبط با دیگران را توضیح داده و تعیین مینماید.هویت ها هم در سیاست بینالمللی و هم در جامعۀ داخلی برای تضمین سطوحی از قابلیت پیش بینی و نظم، امری ضروری به شمار میآیند.[95] زیرا انتظارهای پایدار میان دولتها مستلزم این است که هر دولت از دولت دیگر هویتی در ذهن خود تصور کند که از ثبات نسبی نیز برخوردار باشد و بتوان از آن طریق، الگوهای رفتاری آن را پیشبینی کرد. عملکرد و رفتارهای هر دولت از منافع آن سرچشمه میگیرد و منافع هر دولت نیز از هویت آن شکل میگیرد. به همین دلیل دولتها هریک به تناسب نقش و موقعیتی که دارا هستند، منافع خود را تعریف نموده و با تغییر در آن موقعیت ممکن است دچار آشفتگی در هویت گردیده و منافع آنها نیز نامشخص و دچار سردرگمی شود. در واقع، زمانی که یک دولت به خاطر دگرگونیهای داخلی یا خارجی، هویت پیشین خود را از دست داده و دچار بحران هویت میشود، یکی از مهمترین عرصههایی که این بحران در آن آشکار میشود، رفتارهای خارجی آن است.[96] ج: سیاست خارجی منطقهای[97] برای تحلیل و مقایسۀ سیاست خارجی کشورها در سطح یک منطقه، میتوان برخی شاخصهها را در نظر گرفت و بر اساس آن به بررسی سیاست خارجی پرداخت. این شاخصهها که از بررسی آنها در این پژوهش با عنوان «سیاست خارجی منطقهای» یاد شده است، در برخی موارد میتوانند بخشی از اهداف و یا ابزارهای سیاست خارجی باشند. در این پژوهش شاخصههایی که بر مبنای آن سیاست خارجی منطقهای تبیین میشود عبارتند از: 1-کشورها چه برداشتی از کلّ منطقه دارند؟ این امر به معنی آن است که بدانیم کشورهای یک منطقه در مورد آن چه برداشتی دارند؟ در واقع این منطقه را دارای چه ویژگی بارزی میدانند و نقش خود را در آن چگونه میبینند؟ به عنوان مثال آیا معتقدند که ویژگی بارز منطقه ژئواستراتژیک بودن آن میباشد، یا آن را یک حوزۀ مهمّ تجاری- اقتصادی تلقی میکنند و یا اینکه آن را منطقهای برجسته از نظر فرهنگی و تمدّنی تلقی میکنند؟ 2-در حوزۀ منطقهای ممکن است نهادهای منطقهای و همکاریهای منطقهای ناشی از آن به نفعشان باشد و یا اینکه برعکس، از وجود تعارض در منطقه سود ببرند. 3-تهدیدها، امکانات و آینده را چگونه میبینند؟ یکی از نکتههای مهم در بررسی سیاست خارجی منطقهای کشورها این است که بدانیم تهدیدها و فرصتهای فراروی منطقه را چگونه میبینند و از آن چه برداشتی دارند؟ زیرا به این ترتیب زمینههای همکاری یا برعکس تعارض در میان کشورهای یک منطقه شکل میگیرد. 4-برای قدرتهای فرامنطقهای چه نقشی قائل هستند؟ بررسی این موضوع که آیا کشورهای یک منطقه مایل به حضور قدرتهای فرامنطقهای در آن منطقه میباشند یا نه، اهمیت زیادی دارد. به طور کلی بررسی نقشی که کشورهای یک منطقه برای حضور قدرتهای فرامنطقهای در آن قائل هستند، یکی از مسائل مهمی است که برای درک شرایط یک منطقه نیز ضروری است. 5-کشورهای یک منطقه چه برداشتی از خود دارند؟ آخرین نکتهای که برای بررسی سیاست خارجی منطقهای کشورها مورد توجه قرار گرفته است، این است که ببینیم این کشورها چه برداشتی از خود در منطقه دارند و یا به عبارتی کنشگری خود را در آن منطقه بر چه اساس توجیه میکنند؟ آیا خود را یک قدرت جهانی میدانند و یا یک قدرت منطقهای؟ زیرا کشورها براساس برداشتی که از خود دارند، سیاست خارجی خود را تنظیم میکنند و دامنۀ عملکرد خود را محدود یا گسترده میکنند [1]. الهه کولایی، سیاست و حکومت در آسیای مرکزی، (تهران: انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب درسی دانشگاهها (سمت)، چاپ اول، 1376)، ص 141. [2]. Economic Cooperation Organization (ECO) [3]. Near abroad [4]. مهدی سنایی، جایگاه ایران در آسیای مرکزی، (تهران: انتشارات بینالمللی الهدی، چاپ اول، 1375)، صص 210- 208. [5]. همان، ص 211. [6]. کولایی، پیشین، ص124. [7]. راحله حدادی، «همکاریهای منطقهای در روابط ایران و روسیه»، در: (کتاب روابط ایران و روسیه)، به کوشش مهدی سنایی و جهانگیر کرمی، (تهران: انتشارات موسسۀ مطالعات روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز؛ ایراس، چاپ اول، 1387)، ص 333. [8]. North Atlantic Treaty Organization [9]. علیرضا اکبری، «ملاحظات امنیتی و همکاریهای مشترک ایران و روسیه»، فصلنامۀ مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال نهم، دورۀ سوم، شمارۀ 32، (زمستان 1379)، ص217. [10]. امیر محمد حاجی یوسفی، سیاست خارجی ایران در پرتو تحوّلات منطقهای، (تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، چاپ اول، 1384)، ص100. [11]. Edmund Herzig, “Iran and Central Asia”, in: Central Asian Security: The New International Context. Roy Allison and Lena Jonson: editors, Royal Institute of International Affairs, (2001), pp. 184- 185 [12] .LenaJonson, “Russia and Central Asia”, in: Central Asian Security: The New International Context. Roy Allison and Lena Jonson: editors, Royal Institute of International Affairs, (2001(, pp. 114-115 [13]. Ibid., p. 115 [14]. کولایی، پیشین، صص 126 ـ 118 و 144 ـ 141. [15]. Herzig, op.cit., pp. 183 [16]. لئونید اسکلیارف، «روابط استراتژیک ایران و روسیه»، فصلنامة مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، سال چهاردهم، دورۀ دوم، شمارة 12، (زمستان1374)، ص 48. [17]. آ.گ. زادوخین، سیاست خارجی روسیه: خودآگاهی و منافع ملی، ترجمة مهدی سنایی، (تهران: انتشارات مؤسسة فرهنگی مطالعات و تحقیقات بینالمللی ابرار معاصر تهران، 1384) ص 270 -269 [18]. همان، ص 293. [19]. همان، ص 291. [20].الهه کولایی، «روابط ایران و روسیه، تداوم یا تغییر»، فصلنامة مطالعات روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز؛ ایراس، شمارة اول، (پائیز1385)، ص 76 . [21]. Zero-sum game [22]. سنایی، پیشین، ص 213. [23]. The Islamic Factor [24]. Islamic Extremism [25]. Shireen T. Hunter. Islam In Russia: the Politics of Identity and Security, (The Center for Strategic and International Studies, 2004), p. 327
[26]. Regional Rivalries [27]. Regional Security [28]. Regional Environment [29]. اکبری، پیشین، ص 215. [30]. Lena Jonson, and Roy Allison, “Central Asian Security: Internal and External Dynamics”, in: Central Asian Security: the New International Context. Lena Jonson and Roy Allison: Editors, Royal Institute of International Affairs. (2001). p.4 [31]. Ibid [32]. Interaction [33]. حاجی یوسفی، پیشین، ص 120. [34]. Spatial [35]. Situational [36]. Ideational [37]. حاجی یوسفی، پیشین، ص 121 -120. [38]. Jean Clermont [39]. Inter Subjective [40]. Perception [41]. حاجی یوسفی، پیشین، ص 124-121. [42]. Comparative Study [43]. Behavioralism [44]. جهانگیر کرمی، «تحوّل نظریهپردازی در سیاست خارجی»، فصلنامۀ مطالعات روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز (ایراس)، سال اول، شمارۀ دوم، (زمستان 1385)، ص 148. [45]. James N. Rosenau [46]. کرمی، پیشین، ص 150. [47]. حاجی یوسفی، پیشین،ص 14. [48]. Foreign Policy [49]. Formulation [50]. Implementation [51]. محمد حسین خوشوقت، تجزیه و تحلیل تصمیم گیری در سیاست خارجی، )تهران: مؤسسۀ چاپ و انتشارات وزارت امورخارجه، چاپ اول، 1375(، ص145. [52]. هوشنگ مقتدر، سیاست بینالملل و سیاست خارجی، )تهران: موسسۀ خدماتی- انتشاراتی مفهرس، چاپ اول، 1370(، ص104. [53]. Objectives [54]. Instruments [55]. Systems [56]. حاجی یوسفی، پیشین، ص 56. [57]. Capabilities [58]. Strategies [59]. Styles [60]. Foreign- Policy-Making Processes [61]. روحالله رمضانی، چارچوبی تحلیلی برای بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، )تهران: نشر نی، چاپ سوم، 1383(، ص43. [62]. Foreign- Policy Objectives [63]. رمضانی، پیشین، صص153-152. [64]. Revisionist Policy [65]. Status Quo Policy [66]. Ends [67]. Means [68]. National Survival [69]. Welfare [70]. Security [71]. Prestige [72]. The Persuit (Acquisition) [73]. Protection and Advancment of Ideology [74]. خوشوقت، پیشین، صص 155- 153. [75]. برای نمونه بنگرید به: سید حسین سیفزاده، اصول روابط بینالملل (الف و ب)، (تهران: نشرمیزان، چاپ پنجم، 1385)، صص 168 – 165 و 284 – 273. [76]. عبدالعلی قوام، اصول سیاست خارجی و سیاست بینالملل، )تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)، چاپ دهم، 1383(، صص109- 108. [77]. Diplomacy [78]. قوام، پیشین، صص218-215. [79]. National Interest [80]. Realism [81]. Self Preservation [82]. Independence [83]. Territorial Integrity [84]. Military Security [85]. Economic Well-Being [86]. خوشوقت، پیشین، صص 151 – 149. [87]. قوام، پیشین، صص 131- 130. [88]. سیّد حسین سیف زاده، مبانی و مدلهای تصمیمگیری در سیاست خارجی، )تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، چاپ دوم، 1376(، صص 63- 60. [89]. قوام، پیشین، ص41. [90]. Executive Branch [91]. Legislative Branch [92]. قوام، پیشین، صص237-221. [93]. Identity [94].جهانگیر کرمی، تحولات سیاست خارجی روسیه؛ هویت دولت و مسألۀ غرب، )تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، چاپ اول، 1384)، ص 74. [95]. همان، صص 33- 31. [96].همان، ص48. [97]. این بخش با راهنماییهای استاد محترم سرکار خانم دکتر مشیرزاده به نگارش درآمده است. |
![]() مطالعه ساختارهای هنجاری و تاثیر آن در رقابت منطقه ای بین ایران و عربستان از پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا سال ....2013چکیده در نظم نوین جهانی که از نیمه دوم قرن بیستم شکل گرفته است، ایران و عربستان نقش مهم و تاثیر گذاری در منطقه خاورمیانه داشته اند. این تاثیر گذاری دلایل متعددی داشته است از جمله موقعیت ژئو پلیتیکی ویژه دو کشور و مجاورت در مسیر تنگه های بزرگ بین المللی و برخورداری از ذخایر بزرگ نفت و گازمی باشد. موضوع مهم دیگر " هویت" دو کشور می باشد که از یکسو قدمتی دیرینه دارد و از سوی دیگر به عنوان مساله ای جدید در منطقه سر باز کرده است .در این رقابت از یکسو ایران را مشاهده می کنیم با تمدنی با سابقه در مشرق زمین که در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود حوادث و لطمات مختلفی را از سر گذرانده است اما با این وجود توانسته است که هویت از جمله زبان خود را حفظ کند وبا ورود اسلام به ایران برداشت مطلوب خود را از این دین یعنی تشیع داشته باشد و از سوی دیگر عربستان را نظاره گر هستیم ، کشوری که از لحاظ سیاسی جدید محسوب می گردد اما با این وجود خود را مامن اصلی قوم عرب و دین اسلام می داند و همین امر سبب شده است که گروههای ممتاز و حتی مردم عادی این کشور احساس کنند که حقوق و تکالیفی راجع به رهبری اعراب دیگر و دیگر مسلمانان جهان دارند و برای انجام آن باید گامهای عملی بردارند. این احساس پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران تشدید شد و قوت گرفت چرا که روی سخن این انقلاب با همه مسلمانان جهان بود و این موضوع عربستان را خوش نیامد. مطالعه ساختارهای هنجاری دو کشور، توجه به رقابتی دارد که انعکاسهای گسترده ای داشته است . شاهد آن منازعات گسترده فرقه ای می باشد که در حال حاضر در منطقه خاورمیانه ایجاد شده است. اگر چه در نهایت هر نوع رقابتی نه تنها برای حفظ خود بلکه برای کسب قدرت و نفوذ بیشتر هم است. فهرست مطالب صفحه بخش اول، کلیات تحقیق 1 بیان مساله 21-1 1 سوال اصلی تحقیق و فرضیه اصلی 31-2 3-1 سوال فرعی و فرضیه فرعی 3 1 متغیر مستقل و شاخصهای مربوط 4-4 1 متغیر وابسته و شاخصهای مربوط 4 1-5 1 اهمیت و ضرورت تحقیق 4 -6 1 سوابق مربوط به این تحقیق 6- 5 -7 1 اهداف تحقیق 8 - 7-8 1 روش تحقیق 8-9 1 تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی این تحقیق 11 -8-10 11-1 سازماندهی این تحقیق 12-11 بخش دوم، مبانی نظری13 1- 2 چگونگی ظهور و تشریح سازه انگاری 14 2- 2 تاثیر تئوری سازه انگاری بر سیاست خارجی و روابط بین الملل 16 - 15 1 - 2 - 2 سازه انگاری و فرهنگ و هویت 17-16 2 - 2 - 2 رویکرد سازه انگاری با پدیده جهانی شدن و رابطه آن 18-17 با فرهنگ و سیاست در ساختار نظام بین الملل 3 - 2- 2 جهانی شدن و فرهنگ 19 4 - 2- 2 رابطه فرهنگ و سیاست 20 5 - 2 - 2 چهره جدید زندگی انسان 20 3 - 2 محور اصلی موضوع مورد بحث در چارچوب سازه انگاری 21 1- 3 -2 تنش های تئوریک میان دین ودمکراسی 24 - 22 2- 3-2 فرقه گرایی در اسلام 24 4 - 3 - 2 کاربرد مشروعیت مذهبی در سیاست خارجی 26 5 - 3 - 2 هویت ودین از منظر سازه انگاری 27- 26 4- 2 جایگاه هویت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران 28- 27 5 - 2 نقش عوامل هنجاری درروابط بین الملل و در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران 28 6 - 2 مروری بر رویکردهای نظری تاثیر گذار برسیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران 37- 29 7- 2 بررسی ماهیت روابط ایران و اعضای شورای همکاری خلیج فارس بویژه عربستان سعودی 39-37 پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون 8- 2 جمع بندی بخش 40- 39 بخش سوم ، ساختارها ی هنجاری ایران و عربستان41 3 فصل اول ، ساختار اجتماعی دو کشور 421- 1 - 1 - 3 گفتاراول، پیشینه تاریخی وموقعیت و وضعیت فرهنگی و اجتماعی ایران 44-42 1- 1 - 1 - 3 مفهوم جامعه مدنی و سابقه و تحولات آن در ایران ........................................................ 47-44 2 - 1 - 1 - 3 نهاد های دینی مدنی پس از انقلاب اسلامی ................................................................ 51-48 3 - 1 - 1 - 3 کیفیت زندگی در ایران ...............................................................................................52 - 51 4 - 1 - 1 - 3 گزارش توسعه انسانی سازمان ملل و جایگاه ایران ....................................................... 59 5 - 1 - 1 - 3 در آمد ناخالص ملی و وضعیت شاخصهای اقتصادی ..................................................... 54 6 - 1 - 1 - 3 شاخصهای مربوط به زنان .............................................................................................. 56- 55 7 - 1 - 1 - 3 وضعیت اقوام و اقلیتها در ایران ....................................................................................... 57 8- 8 - 1 - 3 امنیت ملی کشور ومرز نشینی ........................................................................................ 58 - 57 9 - 1 - 1 - 3 دخالت بیگانگان .............................................................................................................. 59-58 2 - 1 - 3 گفتار دوم ،پیشینه تاریخی و وضعیت فرهنگی و اجتماعی عربستان ............................... 59 1- 2 - 1 - 3 سابقه تاریخی ................................................................................................................... 60-59 2 - 2 - 1 – 3 موقعیت سرزمینی ......................................................................................................... 60 3 - 2 - 1 – 3 تشریح جغرافیایی وحدت ملی ........................................................................................ 61 4 - 2 - 1 – 3 وضعیت اجتماعی و مدنی عربستان .................................................................................. 64-62 5 - 2- 1 - 3 حادثه 11 سپتامبر و تنگنای عربستان از سوی آمریکا برای انجام اصلاحات داخلی ........65-64 6 - 2 - 1 - 3 وضعیت زنان عربستان ..................................................................................................... 66-65 2 - 3 - فصل دوم، مقایسه ارزشهای مذهبی دو کشور ایران و عربستان .............................................. 66 1 - 2 - 3 گفتار اول ، هویت مذهبی ایران ............................................................................................... 67-66 1 - 1 - 2 - 3 سابقه تاریخی مذهب در ایران ........................................................................................ 67 2 - 1- 2 - 3 تاثیر اندیشه های سیاسی شیعه بر فرهنگ سیاسی ایران ............................................. 70-68 3 - 1 - 2 - 3 ا نقلاب اسلامی ایران و مذهب ...................................................................................... 71 2 - 2- 3 گفتار دوم ، وهابیسم ایدئو لوژی سلطه بر عربستان .......................................................... 74 - 73 1 - 2 - 2 - 3 وهابیت و حکومت سعودی ............................................................................................ 83 خلافت و حکومت دینی در ایدئولوژی القاعده ورابطه وهابیت و حکومت عربستان 76-75 2- 2 - 2 - 3 3 - 2 - 2 - 3 اندیشه سیاسی القاعده نسبت به حکومت دین ........................................................... 77-76 4 - 2 - 2 - 3 شیعیان عربستان ........................................................................................................ 79-78 5 - 2 - 2 - 3 چگونگی کاربرد مذهب از سوی سعودیها برای مقابله شیعیان ومخالفان ................. 80 6 - 2- 2- 3 عناصر هویتی شیعیان عربستان .................................................................................... 81 7- 2 - 2 - 3 تاثیر عوامل منطقه ای بر احساس هویتی شیعیان عربستان ................................... 82 8 - 3 - 2- 3 نظام سعودی و موضوع همبستگی ملی ....................................................................... 83-82 9 - 2 - 2 – 3 گروههای مخالف شیعه در عربستان ........................................................................... 85-83 3 - 3 - فصل سوم ، چگونگی تعامل ایدئولوژی ایران وعربستان در منطقه خاور میانه و ................... 86 نظام بین الملل 1 - 3 - 3 گفتار اول ،پیروزی انقلاب اسلامی ایران سر آغازی برای ایفای نقش جدید ایران به ......... 87-86 عنوان یک بازیگر اسلامی 1- 1 - 3- 3 تاثیر انقلاب اسلامی ایران در خاور میانه ........................................................................... 88- 87 2- 1- 3- 3 رویکرد ایران در نظم جهانی نوین ..................................................................................... 89- 88 2 - 3- 3 گفتار دوم ، عربستان ، تناقض از ادعا تا عمل( رهبری جهان اسلام ، تبعیت از آمریکا)..... 90 - 89 1 - 2- 3 - 3 تاثیر تحولات کنونی کشورهای عربی بر سیاست خارجی عربستان ......................... 92 - 91 4 - 3 جمع بندی بخش.................................................................................................................................92 بخش چهارم ، رقابت ایران و عربستان ............................................................................................... 93 1 - 4 فصل اول ، نظری بر وضعیت اقتصادی ،علمی و نظامی ایران وعربستان و ........................... 94 نقش این عوامل در رقابت میان دو کشور 1 - 1 - 4 گفتار اول ، ایران ................................................................................................................. 94 1- 1- 1 - 4 رتبه ایران در رقابت پذیری اقتصادی .............................................................................. 95-94 2 - 1 - 1- 4 بهترین و بدترین شاخصهای رقابت اقتصادی در ایران ................................................. 95 3 - 1 - 1 - 4 پانزده مانع بلند پیش روی بخش خصوصی ................................................................. 96-95 4 - 1 - 1 - 4 توان علمی ایران ........................................................................................................... 98-97 5 - 1 - 1 - 4 رشد کمی و کیفی مقالات علمی ................................................................................. 98 6 - 1 - 1 - 4 جایگاه متزلزل علوم انسانی ............................................................................................. 99 7 - 1 - 1 - 4 توان نظامی ایران .......................................................................................................... 100 8 - 1 - 1 - 4 ارزیابی پنتاگون از توان نظامی ایران در خلیج فارس به روایت واشنگتن پست ........ 102- 101 9 - 1 - 1 - 4 برنامه انرژی هسته ای ایران ........................................................................................ 102 10 - 1 - 1 - 4 -اهداف ایران از انجام مذاکرات ..................................................................................... 103 11- 1 - 1 - 4 اهداف اتحادیه اروپا از انجام مذاکرات ........................................................................ 104-103 2- 1 – 4 گفتار دوم ،عربستان ......................................................................................................... 104 1 - 2 - 1 – 4 توان اقتصادی (نفت زیر بنای قدرت عربستان) ....................................................... 105-104 2 - 2 - 1 – 4 وضعیت صنایع در عربستان ......................................................................................... 106-105 3- 2 - 1 - 4 توان علمی .................................................................................................................... 106 4 - 2 - 1 - 4 توان نظامی ................................................................................................................. 107 2-4 فصل دوم، رقابت سیاسی دو کشور در منطقه خاورمیانه .......................................................... 108 مقدمه، ایران فعال در رقابت سیاسی منطقه ....................................................................................... 109-108 1- 2 – 4 گفتار اول ،افغانستان و پاکستان ......................................................................................... 109 1-1- 2- 4 نقش ایران در افغانستان ................................................................................................... 109 2 - 1 - 2 – 4 منافع موازی ایران و آمریکا در حذف طالبان ........................................................... 111-109 3 - 1 - 2 - 4 نقش عربستان درافغانستان و رابطه عربستان با طالبان ....................................... 111 4 - 1- 2 – 4 اهداف عربستان از حضور فزاینده در افغانستان ...................................................... 112- 111 5 - 1 - 2 - 4 چشم انداز حضور عربستان در افغانستان ............................................................ 113- 112 6- 1 - 2 - 4 نقش عربستان در پاکستان .................................................................................... 113-111 7 - 1 - 2- 4 عوامل موثر در رشد طالبان پاکستان ..................................................................... 115-114 4 گفتار دوم عراق .................................................................................................................. 1116-2 -2 1- 2- 2 - 4 نقش ایران در عراق .............................................................................................. 116 2- 2 - 2 - 4 رویکرد سنی های عراق به ایران .......................................................................... 117 3 - 2- 2 - 4 رویکرد شیعیان عراق به ایران .............................................................................. 117 4 - 2- 2- 4 رویکرد کردهای عراق به ایران ........................................................................... 118-117 5- 2 - 2 - 4 دورنمای روابط ایران و عراق ................................................................................... 118 6 - 2- 2 - 4 نقش عربستان در عراق .......................................................................................... 119 2- 2 - 4 نارضایتی عربستان از نفوذ ایران در عراق ................................................................ 119-7 2 - 4 نگرانی های منطقه ای عربستان ................................................................................ 120-2-8 9-2- 2 - 4 یارگیری سیاسی عربستان در صحنه داخلی عراق ................................................... 121 - 120 10- 2- 2- 4 چشم انداز پیش رو در عراق ...................................................................................... 121 3-2-4 گفتار سوم ، بحرین ............................................................................................. 121 1 - 3 - 2 - 4 تاثیر انقلاب اسلامی ایران در بحرین .................................................................... 122- 121 2 - 3 - 2 - 4 نقش بحرین درتاسیس شورای همکاری خلیج فارس ....................................... 122 3 - 3 - 2 - 4 موضع بحرین در قبال جنگ ایران و عراق ....................................................... 122 4- 3 - 2 - 4 حضور نظامی آمریکا در بحرین و خلیج فارس ................................................... 123 - 122 5 - 3 - 2 - 4 اعتراضهای مردمی و جنبش14 فوریه بحرین ................................................... 124- 123 6 - 3 - 2 - 4 موضع ایران نسبت به تحولات اخیر بحرین ....................................................... 125-124 7 - 3 - 2 - 4 نقش کنونی عربستان در بحرین .......................................................................... 125 8 - 3 - 2 - 4 نگرانیهای امنیتی عربستان ازماهیت تحولات بحرین؛ .................................... 126- 125 چالش در نظامهای پادشاهی- قدرت گیری شیعیان 9 - 3 - 2 - 4 سیاستهای تبعیض آمیز حکومت بحرین و شکاف میان دولت و جامعه ............. 126 10- 3 - 2 - 4 دورنمای اوضاع بحرین ......................................................................................... 127 11- 3 - 2 - 4 طرح اتحاد عربستان با بحرین ، زمینه سلطه ...................................................... 128 - 127 12- 3 - 2 - 4 عدم تمایل دیگر کشورهای شورای همکاری برای تشکیل اتحادیه خلیج فارس.. 129-128 4 گفتار چهارم ، لبنان ..................................................................................................... 129- 2-4 1- 4 - 2 - 4 ویژگی های جامعه لبنان ........................................................................................... 129 2 - 4- 2 - 4 وضعیت شیعیان لبنان پس از پیروزی انقلاب اسلامی و نقش ایران در لبنان ........ 130-129 3- 4- 2 - 4 حزب الله لبنان ....................................................................................................... 131- 130 4 - 4 - 2 – 4 نقش عربستان در لبنان ........................................................................................ 132-131 5 - 4 - 2- 4 موقعیت کنونی عربستان در لبنان ........................................................................ 133-132 5 - 2 - 4 گفتار پنجم ، سوریه .................................................................................................... 133 1- 5- 2 - 4 نقش ایران درسوریه .......................................................................................... 134-133 2- 5 - 2 - 4 سیر روابط ایران و سوریه از انقلاب اسلامی تا کنون ................................... 134 3 - 5 - 2 - 4 نظری اجمالی به دو دید گاه در مورد دلایل وقوع آشوب در سوریه ........... 137-135 4- 5 - 2 - 4 دلایل حمایت ایران از حکومت سوریه ......................................................... 137 5- 5 - 2 - 4 نقش عربستان در سوریه ............................................................................. 138- 137 6- 5 - 2 - 4 ابعاد تقابل عربستان با حکومت سوریه- ...................................................... 140-138 مقابله با سیاستهای حکومت سوریه- تلاش برای توسعه سلفی گری در سوریه 7- 5 - 2- 4 دور نمای اهداف عربستان در سوریه ................................................................ 140 6 - 2 –4 گفتار ششم ،عملکرد تشکیلاتی جنبش القاعده و .................................................... 141 نقش مهم آن در تحرکات اخیر خاورمیانه 1 - 6 - 2- 4 فرایند تشکیل سازمان القاعده ..................................................................... 141 2 - 6 - 2 - 4 اهداف امریکا، پاکستان و عربستان از تشکیل القاعده ............................... 142 1 - 2- 6 - 2- 4 اهداف و منافع امریکا ............................................................................... 143-142 2-2- 6 - 2- 4 اهداف و منافع پاکستان ............................................................................ 144 3- 2- 6 - 2- 4 اهداف و منافع عربستان ............................................................................ 145 3- 6 - 2- 4 پایان جنگ باشوروی و آغاز دورانی جدید فراروی مجاهدان عرب ـ افغان ...... 147-146 4- 6 - 2- 4 فعالیتهای القاعده طی سالهای دهه 1990 ...................................................... 150-147 5- 6 - 2- 4 راهبردهای القاعده در راه رسیدن به آرمانهای خود ........................................... 152- 151 6-6 - 2- 4 ارتباط عربستان با تحرکات کنونی القاعده ........................................................... 152 7 - 6 - 2- 4 ریشه های اصلی مبانی فکری القاعده ................................................................. 153 7 - 2- 4 – جمع بندی بخش .................................................................................................. 154-153 بخش پنجم ، روابط ایران و عربستان .............................................................................................. 155 5 - بررسی روابط ایران و عربستان در طول سه دهه پس از وقوع انقلاب ..................................... 158- 156 1 – 5 فصل اول، نگرشهای متفاوت فکری در مورد ماهیت روابط ایران و عربستان ................... 159-158 1 - 1 - 5 دهه اول انقلاب و حاکمیت نگرش اول در روابط ایران و عربستان ......................160-159 (اهمیت به جنبه های ایدئولوژیک و آرمانگرایانه ) 2 -1 - 5 دولت هاشمی و حاکمیت نگرش دوم در روابط ایران و عربستان(اعتماد سازی) .....161 - 160 3 -1 - 5 دولت اصلاحات ، ادامه اعتماد سازی در روابط ایران و عربستان- ......................... 161 و تقویت جایگاه ایران در منطقه 4 - 1 - 5 دولت احمدی نژاد و توجه دوباره به جنبه های ایدئولوژیک و آرمانگرایانه ............... 62-161 5- 1- 5 مهمترین ابزارهای مورد استفاده در دولت نهم برای صدور گفتمان انقلاب اسلامی .... 162 1- 5- 1 - 5 دیپلماسی عمومی .............................................................................................. 163-16 2 - 5 -1 - 5 سازمانهای بینالمللی ........................................................................................ 163 3- 5 - 1 – 5 حمایت از گروههای اسلامی .............................................................................. 164 6 - 1- 5 عوامل تعیینکننده الگوی صدور انقلاب در دولت نهم ............................................. 164 7 - 1 - 5 موضوع فلسطین و احمدی نژاد ............................................................................... 164 2- 5 – فصل دوم ، نگاهی اجمالی به مهمترین موارد تنش در روابط ایران- 167-165 و کشورهای خلیج فارس 3- 5 فصل سوم، ابعاد نوین رقابت ایران و عربستان و نظری بر نقش آمریکا در این رقابت با توجه به تحولات اخیر درمنطقه خاورمیانه 168-167 1 - 3 - 5 رقابت رسانه ای ایران و عربستان ......................................................................... 169-168 1 - 1 - 3 - 5 سیاستهای شبکه العربیه در قبال ایران ........................................................ 170-169 2 - 1 - 3 - 5 دلیل رویکرد ضد ایرانی العربیه ..................................................................... 170 3 - 1 - 3 - 5 العالم و مقابله با جنگ روانی سعودیها ......................................................... 172-170 4 - 1 - 3 - 5 نقش شبکه العربیه و شبکه های ایرانی در قبال تحولات- ........................... 173-172 و جنبشهای اخیر خاورمیانه 5 - 1 -3 - 5 شبکه های بین المللی خبری ایرانی ............................................................... 175-174 2- 3 - 5 موضع آمریکا در قبال ایران .................................................................................. 176-175 3 - 3 - 5 چالشهای عربستان برای ایفای نقش مهم منطقه ای ........................................... 177-176 4 - 3 - 5 موضع عربستان و دیگر کشورهای عربی در مورد رابطه ایران و آمریکا .............. 179-178 5 - 3 – 5 واکنش عربستان در مواجه با بهار عربی چالشهای داخلی ، روابط خارجی ........... 182-179 6- 3 - 5 دیدگاه ایران در مورد انقلابهای عربی .................................................................... 183-182 7 - 3 – 5 موضع آمریکا در قبال تحولات خاور میانه .............................................................. 185-183 8 - 3 - 5 نقش مذهب در دیپلماسی ایران ........................................................................... 186-185 9 - 3 - 5 نگاه ویژه به شیعیان پس از انقلاب ایران .............................................................. 187-186 10 - 3 - 5 نقش مذهب در دیپلماسی عربستان .................................................................... 189-188 4 - 5 فصل چهارم 1- 4 - 5 ظرفیتهای همکاری مشترک بین ایران و عربستان .................................................. 190-189 1 - 1- 4 - 5 ظرفیت سیاسی ................................................................................................. 191 2 - 1- 4 - 5 ظرفیت اقتصادی و ارتباطی .............................................................................. 191 3- 1- 4 - 5 ظرفیت تاریخی و مذهبی ................................................................................... 192-191 2 - 4 - 5 تاثیرات همگرایی در روابط ایران و عربستان ........................................................ 193-192 3 - 4- 5 ضرورت توجه به راهکار منافع ملی مشترک و موازی با همسایگان ................... 193 5 - 5 نتیجه گیری ................................................................................................................... 195-194 فهرست منابع.................................................................................................................................. 206-196 بخش اول کلیات تحقیق 1-1- بیان مسا له : موضوع روابط میان ایران وعربستان ،اهمیت خاصی دارد زیرا همواره از یک رقابت پنهانی میان این دو کشور متاثر بوده است. وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 وطرح موضوع صدور انقلاب اسلامی از سوی ایران شیعی مذهب موجب نگرانی وحتی واکنش نظام سلطنتی عربستان شدکه برپایه وهابی گری بنیاد نهاد شده بود چنانکه خاندان آل سعود، خود را در به قدرت رسیدن،وامدار این گروه می دانستند. این گروه قرائتی سخت گیرانه از دین دارند ومذهب شیعه را بدعتی در دین می دانند . واکنش عربستان به انقلاب ایران، تشکیل شورای همکاری خلیج فارس با همکاری پنج کشور دیگر حاشیه خلیج فارس، شامل کویت، قطر،امارات،بحرین ،عمان وهمچنین خود عربستان بود. در حقیقت از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران،این دو کشور وارد دوره هایی از خصومتهای سیاسی و ایدئولوژیک شدند که دامنه این خصومتها بسیار فراتر از مرزهای هر دو کشور بوده است. با آغار جنگ ایران وعراق،عربستان سعودی به حمایت صریح واز تهاجم عراق علیه ایران پرداخت.پس از پایان این جنگ واشغال کویت توسط عراق، ایران و عربستان همکاریهای دوستانه ای را با هم آغاز کردندکه شروع واوج آن را در دوره های ریاست جمهوری آقایان هاشمی وخاتمی می بینیم که منجر به انعقاد یک توافقنامه ی امنیتی میان دو کشوردر سال 2001 شد. حملات تروریستی 11سپتامبر وسپس اشغال افغانستان توسط آمریکا ومتحدانش وسرکوب نیروهای طالبان درآنجاوسپس اشغال عراق وسرکوب صدام حسین توسط آمریکا ونیروهای ناتو به نوعی منجر به احیای قدرت ایران واز سویی مانور بیشترایران در منطقه، موجب نگرانی عربستان ودیگر کشورهای منطقه شد.پس از سال 2003و اوج گیری مساله ی هسته ای ایران ،این دو کشور وارد یک رقابت استراتژیک شدند به گونه ای که دامنه این رقابت را در عراق ،لبنان،افغانستان،پاکستان واخیرا در تونس،مصر، یمن و سوریه وبحرین و کشورهایی که اصطلاحا" با بهار عربی مواجه شده اند ،شاهد هستیم. عربستان پس از سال 2003سیاست رقابت وتحدید و تضعیف ایران را به عنوان یک قدرت منطقه ای در پیش گرفته است و برای پیشبرد مقاصدش به آمریکا واسرائیل نزدیک شده است. همچنین در 26 اردیبهشت سال 91 در اجلاسی در ریاض، پیشنهاد تشکیل اتحادیه کشوهای حاشیه خلیج فارس را داد.هدف این کشور ایفای نقش کلیدی ومحوری ودر نهایت رهبری کشورهای این منطقه می باشد اگرچه اختلافات مهم ومتعددی با برخی از کشورهای منطقه نظیر قطر دارد .از جمله موضوعات ارضی و اقتصادی با این کشورها وهمچنین سوء ظن نسبت به دخالت در امورداخلی یکدیگر از جمله این موارد می باشد. اما عربستان در رقابت با ایران برای خود نقش و جایگاه ویژه ای قائل است و امیدوار است که بتواند بر موانع پیش رویش در مقابل ایران فائق آید . رفتار عربستان پس از ادامه و تسری حرکتهای انقلابی در کشورهای شمال آفریقا و خاور میانه که آغاز آن سال 2011بود در مواجهه با سایر قدرتهای منطقه حالت تهاجمی به خود گرفته است .این کشور نگران تسری این بحران به درون مرزهای خود می باشد. ساختار بسته ووراثتی قدرت در عربستان وسرکوب ابتدایی ترین آزادیهای سیاسی اجتماعی، این کشور را مستعد هر نوع اعتراض در داخل کرده است. پیش از این تحولات،نظم سیاسی بیشتر کشورهای خاورمیانه وشمال آفریقا شباهت به الگوی عربستان داشت اما با آغاز این حرکات ، در داخل مرزهای این کشور ودر درون کشورهایی که همپیمان عربستان محسوب می شدند،اعتراضات گسترده ای صورت گرفت که منجر به تضعیف جایگاه عربستان در منطقه شد. تحولات یمن از همان آغاز خواب را از چشم سعودیها ربود اعتراضات در بحرین منجر به ورود نیروهای سعودی به این کشور گردید تا از سقوط یک متحد مهم در منطقه خلیج فارس جلو گیری به عمل آید. از سوی دیگر قرائت ایران از تحولات دمکراسی خواهانه در منطقه خاور میانه به عنوان بیداری اسلامی که آن را حاصل انقلاب اسلامی ایران می داند ،موید این امر است که ایران تلاش دارد مشروعیت اهداف وارزشهای خود را در سه دهه گذشته به اثبات برساند. بنظر می رسد که در روزهای بعد از بهار عرب،رقابت امنیتی ایدئولوژیکی بین ایران و عربستان تشدید شده است. در چنین شرایطی ،زمینه برای افزایش مداخلات منطقه ای آمریکا نیز فراهم شده و ادامه این روند منجر به گسترش بحران در منطقه می شود . بحران سوریه و پرونده هسته ای ایران دو رویدادی هستند که عربستان بر علیه افزایش سطح تاثیر گذاری ایران در منطقه خلیج فارس از آن بهره برداری می کند. جمهوری اسلامی ایران نیز از ابزارهایی چون بحران بحرین ، تشدید اعتراضات داخلی در شرق عربستان ،آسیب پذیری این کشور به عنوان الگوی نظامهای سیاسی غیر دمکراتیک در منطقه و مساله یمن ، برای پاسخ دهی به اقدامات عربستان استفاده می نماید. بنظر می رسد این سطح از تنشها در آینده نیز ادامه داشته باشد و منجر به بی ثباتی فزاینده در خاور میانه گردد. در این میان نقش وعملکرد آمریکا ودیگر قدرتهای بزرگ واز سوی دیگر تغییر دیدگاههای هر کشور در امور داخلی و خارجی خود می تواند نقش بسزایی در آینده روابط دو کشور و ایجاد ثبات در منطقه داشته باشد. این تحقیق به ابعاد مختلف روابط دو کشور خصوصا ماهیت ساختارهای هنجاری دو کشور در طول سه دهه ی گذشته می پردازد. 2-1- سوال اصلی تحقیق: ساختارهای هنجاری چه نقشی در رقابت ایران وعربستان داشته اند؟ فرضیه اصلی: تضاد در ساختارهای هنجاری مهمترین دلیل تشدیدرقابت ایران وعربستان در منطقه خاور میانه است. 3-1- سوال فرعی:آیا ساختارهای هنجاری ، نقش تعیین کننده ای در رقابت ایران وعربستان داشته اند؟ فرضیه فرعی: تاکید بر ساختارهای هنجاری ،یکی از عواملی است که هر دو کشور برای کسب قدرت ونفوذ بیشتر در منطقه از آن استفاده می کنند. 4-1- متغیر مستقل: تضاد در ساختارهای هنجاری ایران وعربستان. شاخصهای متغیر مستقل: تفاوت ها ومقایسه فرهنگ وجهان بینی و وضعیت جامعه ی مدنی و سیر تکاملی آن در هر دو کشور. تفاوت های مذهبی و ارزشهای مربوط به آن. مقایسه سیاست هر دو کشور در نوع تعامل با کشورهای خاورمیانه و نظام بین الملل. 5-1- متغیروابسته:رقابت ایران وعربستان در منطقه خاورمیانه شاخصهای متغیر وابسته: رقابت دو کشور در عرصه اقتصادی رقابت دو کشور در عرصه علمی رقابت دو کشور در عرصه نظامی رقابت دو کشور در عرصه سیاسی و گسترش نفوذ خود در کشورهای خاور میانه 6-1-اهمیت وضرورت تحقیق: هر دو کشور ایران وعربستان تحصیل منافع خود را از راه افزایش نفوذ سیاسی خود در منطقه خاورمیانه و در میان کشوهای اسلامی دنبال می کنند ودر نتیجه گسترش نفوذ هر یک از دو کشور به معنای کاهش نفوز کشور مقابل در همان حوزه تعبیر میشود. این رویکرد نگرانی هایی را در میان تصمیم گیران و راهبران سیاست خارجی هر کدام از کشوها بوجود می آورد اما همجواری ایران وعربستان از یکسو وتوانایی باالقوه وباالفعل دو کشور در تاثیرگذاری بر روندها وشکل دهی و تعیین معادلات منطقه ای از سوی دیگر ،ضرورتهایی را برای نزدیکی تهران ریاض بوجود آورده است.با این حال این ضرورتها گاه تحت تاثیر ،برخی از رخدادها سوء تفاهم ها و یا مجادلات اختلافات ایدئو لوژیک به حاشیه رانده شده است و دوره ای از سردی روابط میان دو کشور رقم خورده است . همچنان که در سالهای اخیر مناسبات دو کشور از وضعیت مطلوب فاصله گرفته است. از قرن گذشته ،برجسته ترین وظیفه نخبگان سیاسی ایران مقابله باتهدیدات امنیتی و ارتقای گامهای جدی در توسعه وپیشرفت اقتصادی ایران بوده است . برنامه 20ساله راهبردی ایران( سند چشم انداز )(2025- 2005)بیان می کند ک ایران"ایران کشوری توسعه یافته با رتبه اول در منطفه از نقطه نظر اقتصادی ،علمی و فناوری خواهد بود". امروزه ،نظر مشترک بین نخبگان ایرانی، تحقق این هدف ملی می باشد که البته نیازمند یک محیط صلح آمیز و با ثبات از یک طرف ،وایجاد فرصتهای اقتصادی از طرف دیگر است و همین امر، مهمترین دلیل برای ایجاد روابط بهتر راهبردی با کشورهای منطقه خصوصا" عربستان می باشد. این تحقیق ماهیت و ابعاد مختلف این رقابت را تبیین خواهد کرد. 7-1- سوابق مربوط به این تحقیق: مقالات و کتب مختلفی به قلم نویسندگان خارجی و داخلی، با توجه به سالهای اخیر و شدت گرفتن تنشها در روابط دو کشور، بر روی سایت های مختلف قرار گرفته و در نشریات مختلفی منتشر شده است. برای نمونه ، به خلاصه برخی از مقالات منتشر شده می پردازم؛ مقاله جامعی از موسسه بین المللی کارنگی ،(CARNEGIE ENDOWMENT) با عنوان" رقابت میان ایران و عربستان سعودی" به تاریخ 20 سپتامبر 2011 ، در خصوص ارزیابی تنش میان دو کشور و نگاهی نزدیک به بی اعتمادی فرق شیعه و سنی منطقه و تاثیر رقابتشان در تعادل قدرت منطقه ( به قلم کریستوفر باوسک و کریم سجادپور)، ترجمه و مطالعه گردید. رئوس مطالب این مقاله بشرح ذیل میباشد : - واکنش ایران و عربستان به تحولات منطقه: از نظر نویسندگان ، عربستان سعودی از وقوع آشوب و عوارض ناشی از آن ؛ از جمله نا امنی ، ناپایداری و بلاتکلیفی متنفر میباشد. ریاض همواره بر خلاف افکار عمومی، بیداری عربی را برای خود تهدیدی میداند و در سیاست خارجی از آن پرهیز مینماید و سعی میکند که وضعیت خود را در اتحادیه عرب ، با استفاده از ابزار پول و ایدئولوژی مذهبی حفظ نماید. به عکس ، ایران تمایل دارد که در این فضای ناپایدار و پرهیاهو رشد نماید. - تاریخ روابط ایران و عربستان: رقابت طبیعی بین دو گروه شیعه و سنی از یکسو و همچنین تاثیرگذاری از نظر صادرات نفت میان دو کشور، همواره وجود داشته است. در سال 1979 با وقوع انقلاب اسلامی ایران،روابط میان دو کشور به سردی گرائید. نارضایتی جمهوری اسلامی ایران از حمایت عراق توسط عربستان در طول جنگ 8 ساله موجب سردی بیشتر روابط دو کشور گردید. این روابط در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی رو به بهبودی گذاشت ولی مجددآ در دوران احمدی نژاد، تنش میان دو کشور شدیدتر شد. سیاست شاهزاده عبداله پس از به قدرت رسیدن، بر مبنای رقابت و فعالیت برای روابط بهتر در سایه بی اعتمادی عمیق در جریان میباشد. - انگیزه رقابت بین دو کشور ایران وعربستان:رقابت شدیدی که باحس برتری مذهبی از سوی عربستان ادامه دارد با این استدلال همراه است که عربستان جایی است که اسلام به زبان عربی در آن متولد شده است ونماد غرور میراث آنان می باشد و همچنین محل میدان داری فرقه هایی است که مذهب تسنن را نماد دین مسلمانان جهان مذهب شیعه را نماد بدعت گذاری در دین می دانند و همجنین به ایران در زمینه ارتباط با گروههای شیعه کشورهای منطقه از جمله بحرین ویمن بی اعتمادند . نکته جالب از نظر نویسندگان این موضوع است که این دشمنی وعداوت تاریخی کشورهای عربی خلیج فارس با شیعیان یکباره ویک شبه بر طرف نخواهد شد به این دلیل که ایرانیان به دلیل وجود میهن پرستی افراطی و تاکید بر هویت تاریخی وقومی ، خود رابرتر از اعراب می دانند وموضوع دیگر رقابت واختلاف نظر در مورد صادرات نفت می باشد. - محدوده رقابت و زمینه های منازعات دوکشور:چالش ایران وعربستان از نقطه نظرقدرت و تاثیر آنهادر منطقه و مجموع برد وباختهای آنها مساوی صفر است یعنی برنده شدن یکی بازند ه شدن دیگری را به همراه دارد .ترس عربستان تنها به این دلیل نیست که ایران می خواهد بزرگترین نقش رادر منطقه داشته باشد بلکه این ترس را هم دارد که ایران می خواهد منطقه را کنترل کند. عربستان از طریق استیلای مذهبی می خواهد همه ی مسلمانان را زیر پرچم تسنن جمع و استیلای اهل شیعه را بر اندازد. در حالیکه جمهوری اسلامی می خواهد رهبر همه ی مسلمانان باشد که زیر یک چتر بر علیه امپریالیسم و آمریکا و اسرائیل متحد باشند. - باز خورد وتاثیر آشوبها بر دو کشور: حرکتهای اعتراضی در کشورهای عربی از جمله تونس ،مصر. ،لیبی یا سوریه فاقد یک رهبری مشخص ولی به دنبال هدف مشخصی جهت سر نگونی رژیم حاکم بوده اند اما عربستن سعودی فعلا" توانسته است گسترش بیداری اعراب را بهتر از هر کشور دیگری از طریق منابع اقتصادی و مالی وارتباط با اقلیتهای مذهبی کنترل کند که صرف بیش از 130ملیون دلار جهت ارتقای رفاه اجتماعی از جمله این موارد می باشد. - ارزیابی از برنده یا بازنده بودن ایران در آشوبهای منطقه ای:پیش بینی میشود با توجه به ضرورت ایجاد فضای باز در کشورهای خاور میانه، ایران و عربستان از جمله کشورهایی هستند که نسبت به این تغییر روش، مقاومت میکنند. - دیدگاه و نقش ایالات متحده امریکا از وقایع منطقه و تاثیر آن بر اهداف آن کشور : امریکا ایجاد روابط با ایران را به سود خود می بیند و احساس میکند که افکار عمومی در ایران از این امر استقبال میکند. اما در مورد عربستان، امریکا بر این عقیده است که اعتراضات عمومی زمینه ایجاد یک حکومت تند روی اسلامی را بر علیه ایالات متحده را فراهم میکند که این امر مورد علاقه ی سیاستمداران این کشور نمیباشد. از دیگر موضوعات مهم تاثیر گذار بر رژیم ایران، یکی موضوع صلح اسرائیل و فلسطین است و دیگری سقوط اسد در دمشق میباشد. عربستان برای مهار ایران به امریکا نیاز دارد و امریکا برای رسیدن به اهدافش به عربستان نیاز دارد. همچنین مقاله ای با عنوان " ایران و هلال شیعی، افسانه ها و واقعیتها" از دکتر کیهان برزگر( سایت خبر آن لاین، به تاریخ 13/اسفند/1389 ) مطالعه شد ، این مقاله به این موضوع پرداخته است که در سال 2004 میلادی، ملک عبداله پادشاه اردن در باره ی ظهور یک هلال شیعی ایدئولوژیک از بیروت تا خلیج فارس هشدار داد و از آن زمان به بعد مقاصد ایران برای ایجاد یک هلال شیعی، یک موضوع مهم برای میزگردها و کنفرانسهای برگزار شده در مباحث منطقه ای بوده است. سه فرض در باره ی قصد و نقش ایران در این زمینه وجود دارد که تصور تشکیل یک هلال شیعی در ذهن نخبگان سنی عرب را ایجاد می کند. اول تلاش ایران برای بسیج توده ها در موضوعات منطقه ، دوم- ایجاد یک کمربند ایدئولوژیک و عقیدتی از جناحهای سیاسی از دولتهای هوادار شیعی در عراق، سوریه، ایران و منطقه خلیج فارس، سوم- افزایش قدرت و نقش منطقه ای ایران. اما از نظر نویسنده، این فرضیات غیرواقعی و ناکافی هستند و هیچکدام با اهداف واقعی و راهبردهای سیاسی و امنیتی ایران در منطقه قابل تطبیق نیستند. در حقیقت از نظر نویسنده حضور فعال ایران در منطقه و نزدیکی آن با احزاب و گروههای شیعی، بیشتر در چارچوب " نیاز متقابل استراتژیک" ایران و دولتها و ملتهای دوست شیعه در پاسخ به تهدیدهای نظامی امریکا و رژیم اسرائیل است. همچنین مقاله ی روزبه پارساپوربا عنوان " رقابت استراتژیک وایدئولوژیک ایران عربستان سعودی " به تاریخ 28/آذر/1390 در ماهنامه خلیج فارس و امنیت، به بالا گرفتن تنشها و بحران بینایران و عربستان ، خصوصآ پس از تحولات بهار عربی میپردازد و اشاره به اسناد ویکی لیکس دارد که عربستان خواستار دخالت نظامی امریکا و ناتو برعلیه ایران بود. همینطور به اختلافات هر دو کشور در سایر کشورهای منطقه اشاره کرده است و به مشکلاتی که خاندان آل سعود در جامعه ی خود با آن دست به گریبان هستند، می پردازد. نویسنده به این موضوع پرداخته که مسئله " تمایز " یکی از اصلی ترین موضوعات اختلاف و تضاد و امنیت میان دو کشور است . این تمایز میان دو کشور، دو بعد داشته و دارد؛ یکی بعد ایدئولوژیک و دیگری بعد ژئوپولتیک . هرگاه که قالبهای ایدئولوژیک و ژئوپلتیک با هم ترکیب شوند و تلاقی پیدا کنند، زمینه برای افزایش تضاد مساعد میشود. امروزه این وضعیت بیش از هر مقطع زمانی دیگری در حوزه خلیج فارس وجود دارد که مشابه این وضعیت را در ماههای نخست وقوع انقلاب اسلامی، شاهد بودیم. پژوهشی دیگر با عنوان " عربستان سعودی از هژمونی نفتی تا رهبری منطقه ای" از حسن احمدیان دانشجوی دکترای مطالعات منطقه ای تهران که با همکاری حسین صادقی سفیر سابق ایران در عربستان ، انجام شده که در فصلنامه بین المللی خارجی، پاییز 1389 منتشر شده است. این پژوهش به رویکرد ملک عبداله در زمینه مسائل داخلی ، اجتماعی و مذهبی در مقابل علمای وهابی از یکسو و تغییرات در امور آموزشی و فرهنگی از سوی دیگر میپردازد و نوع تعاملی که حکومت آل سعود ، پس از انقلاب ایران و سقوط شوروی با جامعه خود داشته است، همچنین به نحوه تعامل عربستان سعودی با جامعه جهانی و کشورهای منطقه می پردازد. 8-1-اهداف تحقیق: شکل گیری بهار عربی وتغییر وتحولات پدید آمده در برخی از کشورهای خاورمیانه وشمال آفریقا،نظیر تونس ولیبی مصر و اوج گیری بحرانها و تنشها در سوریه و بحرین،موجب نگرانی برخی از کشورهای منطقه نظیرعربستان که ساختارسیاسی غیر دمکراتیک دارند ، شده است. عربستان نگران تسری این بحران به داخل کشور خویش می باشد وبرای این سعی دارد نگاهها را از مسائل داخلی کشور که با نارضایتی عمومی هم از سوی اقشار تحصیلکرده جامعه و هم از سوی زنان هم از طرف شیعیان شرق عربستان که در طول سالهای گذشته با انواع فشارها ومحدودیتها روبرو بودند ،به موضوع "شبهه ی تهدیدات خارجی "که عمدتا" بر ایران تمرکز یافته است ،معطوف نماید.دلیل این امر این است که این کشور خود را به نوعی از بار فشار برای تغییر واصلاح ساختارهای سیاسی در داخل کشور آزاد کند . عربستان نگران اشتراک مذهبی مردم مناطق شرقی خود وهمچنین شیعیان عراق ولبنان و بحرین به نفع کفه ی ایران است و این که ایران با استفاده از این امتیازابتکار عمل را بدست بگیردو اوضاع منطقه را به نفع خود کنترل کند. از سوی دیگر سرنگونی رژیم طالبان و صدام در دو سوی مرزهای ایران که با اشغال افغانستان و عراق توسط آمریکا ومتحدانش همراه بود ،توانست فراغ بالی برای تحرکات سیاسی و دیپلماتیکی ایران در منطقه را فراهم کند که این موضوع دور از چشم عربستان نمانده است.با این وجود عربستان همچنان به تلاشهای خود برای ایجاد جبهه ای ضد ایرانی ادامه می دهد که نمونه اخیرآن تشکیل شورای همکاری خلیج در ریاض بود که هدف آن تشکیل اتحادیه ای از کشوهای عرب در منطقه خلیج فارس بود که قصد تحت پوشش قرار دادن بحرین را داشت که در این زمینه ناموفق بود.مهمترین دلیل عدم موفقیت آن را می شود سوءظن کشورهای کوچک منطقه نسبت عربستان و تفاوتهای چشمگیر این کشورها، در نوع تعامل با جامعه داخلی از یکسو و جامعه بین المللی از سوی دیگر دارند. در حال جاضر عربستان قصد دارد از موضوع پرونده هسته ای ایران برای تضعیف و مقابله با ایران نهایت استفاده را ببرد. اسناد ویکی لیکس نشانگر درخواست عربستان از امریکا و متحدانش برای حمله به ایران است. همینطور مساعدتهایی که عربستان برای جبران خلاء ناشی از تحریم نفتی ایران بعمل آورده است. به این ترتیب که از طریق تولید بیشتر نفت خود، کسری نفت مصرفی کشورهایی که خریدار نفت ایران بوده اند و به جرگه ی کشورهایی تحریم کننده پیوسته اند و یا اینکه خرید نفت خود از ایران را کاهش داده اند، جبران کند. به هر روی، دیدگاه عربستان این است که با اتکا به متحدان غربی و سیاست اعمال نفوذ و دخالت در امور داخلی برخی از کشورهای منطقه نظیر یمن، سوریه و بحرین و فرصت طلبی از مسئله ی هسته ای ایران میخواهد از یکسو بر مشروعیت داخلی خود بیفزاید و از سوی دیگر قدرت منطقه ای خود را افزایش دهد. اما عربستان سعودی اگرچه فعلا" یک بازیگر جدی در منطقه میباشد، اما کشوری است که در بین کشورهای منطقه، غیر دموکرات ترین ساختار سیاسی را دارد. از جمله شواهد آن، نا برابری حقوق اجتماعی در میان مردم این کشور میباشد، مانند نادیده گرفتن ابتدایی ترین حقوق مدنی زنان و محدودیتهای اقلیت شیعه در استانهای شرقی عربستان : الحساء و قطیف که محل بزرگترین میادین و تاسیسات نفتی میباشد. اعتراضهای مکرر شیعیان در این منطقه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ،تشدید شد و دولت عربستان را نگران ساخت. به دنبال برخورد و تشنج میان ناراضیان شیعی و حکومت عربستان مذاکراتی میان این دو گروه صورت گرفت که در ادامه با اتخاذ سیاست مصالحه جویانه و تلاش برای ارتقای سطح زندگی شیعیان از سوی دولت عربستان و همینطور جلب همکاری برخی از رهبران شیعه، حکومت توانست تا حدودی اوضاع را کنترل نماید. با توجه به زمینه های نهفته و آشکار نارضایتی عمومی در سطح کشور از یکسو و فرسودگی ساختار سیاسی و مسئولان رده بالای حکومت از جمله پادشاه و ولیعهد از سوی دیگر، پیش بینی میشود که این کشور با بحرانی فزاینده تر از دیگر کشورها رو به رو خواهد شد که رو در رو شدن با این بحران، اجتناب ناپذیر است و آینده این کشور در گرو تشخیص مسئولان از جایگاه و موقعیت فعلی خویش میباشد. اگرچه مسئولان برای رفع این نگرانی ، از شیوه هایی نظیر پرداخت مستقیم پول به مردم استفاده کرده اند، اما این امر نمیتواند پیشگیری صحیحی برای مقابله با بحران باشد. به هرحال عربستان سعودی از لحاظ پتانسیل های سیاسی، امنیتی، جمعیتی و فرهنگی توان ورود به رقابت استراتژیک با ایران را ندارد، ضمن اینکه استراتژیهای منطقه ای و ایدئولوژی عربستان در نزد کشورهای منطقه، جذابیت لازم را برای ایجاد ائتلافها و تقویت نقش و قدرت منطقه ای را برای رقابت با ایران را ندارد، اما ترسیم شرایط خاص سیاسی و ایدئولوژیک دو کشور در موقعیت کنونی میتواند بستری برای ارائه ی راهکارها و حل مشکلات منطقه ای و اعتماد سازی بر مبنای احترام متقابل به کمک این دولتها را فراهم کند که ادامه این همکاری، موجب ثبات و امنیت در منطقه میگردد. امید است، این امر در نهایت به عدم دخالت امریکا و غرب در منطقه بیانجامد. 9-1-روش تحقیق:روش این تحقیق تبیینی می باشد. با توجه به نظریه سازه انگاری تلاش می شود که فرضیه ی این تحقیق در پرتو داده های بدست آمده آزموده وتبیین شود. 10-1- تعریف مفاهیم و واژگان اختصاصی تحقیق: ساخت،ساختار (structure) این واژه برای مشخص نمودن طرز به هم پیوستگی یک مجموعه ونا همگنی آن باسایر مجموعه هاست. به غبارت دیگر ساخت یا ساختار ،بیانگر نظم مجموعه ای از اشیاءو اجزاءو نیروهایی است که به نحوی کنار هم قرار گرفته اند و یک کل خاص را تشکیل می دهند.(پلنو،662:1988) ساخت اجتماعی ،ساختار اجتماعی:social structure)) شکل مشخص همبستگی انسانها در هر جامعه ای یا مجموعه ای متشکل از پدیده های همبسته اجتماعی به شیوه ای که هر یک وابسته به دیگری باشد ونتواند آنچه هست باشد جز در ارتباط با سایر پدیده ها. ساختا ر اجتماعی با روابط و نناسبات مستمر و پا بر جا و با قاعده اسلوب در بین عناصر جامعه سرو کار دارد. (پلنو،642:1988) ساختارهای هنجاری: (structures of Normative )نظریه پردازان نظریه هنجاری تمایل دارند این نظریه را دسته بندی کنند.این نظریه ارزشهای اخلاقی را تحت الشعاع قرار می دهد و هدف آن لحاظ حد اکثر سود انگاری است. توالی افعال در این نظریه باهم متفاوت است به این ترتیب که یا منافع جمع را در بر دارد که به آن ( agent neutral) می گویند ویا منافع شخص یا گروهی خاص رابر آورده می سازد که agent centered))گفته می شود.در هنجارهای غیر عامل یا همان (agent neutral)ارزشهای اخلاقی عموم در نظر گرفته می شود . ولی در هنجارهای متمرکز، ارزش اخلاقی و حد اکثر سود انگاری شخص ویا گروهی خاص مد نظر قرار دارد.(براون،22:1993) سازه انگاری اجتماعی:( Social Constructivism)این رویکرد نظری امکان نزدیک کردن نظریه های خردگرا و واکنش گرا را فراهم می کند. این رویکرد معتقد است فقط قدرت در روابط بین المل نقش ندارد بلکه ایده ها و اندیشه ها نیز تاثیر گذار هستند . بر اساس این دیدگاه ساختارهای بنیادین روابط بین الملل ،اجتماعی هستند و مادی صرف به شما ر نمی آیند.(بلیس،1946:ص1450) رقابت: (rivalry)سعی وتلاش برای پس انداختن دیگری از نیل به هدفی که مورد نظر هر دوی آنان است. رقابت ممکن است موجب بر انگیختن احساس دشمنی ،حسد و تنفر گردد.(پلنو،598:1988) هنجار:(Norm) حکمی که به عنوان ضابطه مشترک عمل اجتماعی به خدمت گرفته شود. اصل ، دستور،قاعده ،رهنمود،قانون ،میزان و ضابطه ای که باید راهبری وهدایت یک رفتار را موجب گردد تا همرنگی و همسانی و یگانگی را بوجود آورد.(پلنو،463:1988) ارزش:Values))ارزشها ،استانداردها و یا اهداف اصولی که یک شخص ،گروه ،جامعه ویا ملت به آنها ابراز دلبستگی نموده و در جهت نیل به آنها کوشش می کند.(پلنو،182:1988) ایدئولوژی:Idology)) چیدمان ارزشهای بنیادین سیاسی، اقتصادی، اجتماعی در قالب منظومه ای از انگاره ها که به عنوان زیر بنایی برای یک نظام اجتماعی یا شیوه ی زندگی آرمانی ،ایفای نقش می کند.(پلنو،170:1988) منافع ملی:National Interest))ایده آلیستها ورهبران کشورها به این مفهوم استناد می کنند تا آنچه را که برای کشور بیشترین اهمیت را دارد یعنی بقا،مودر تاکید قرار داده و آن را در راس فهرست اهداف کشور قرار دهند.(بلیس ،1946:ص1439) بازدارندگی:Deterence))استفاده از تهدید،بطور معمول نظامی یا اقتصادی برای باز داشتن کسی از انجام دادن چیزی که در صورت تهدید نشدن آن را انجام می داد.(بلیس ،1946:ص1425) منطقه:(Region) در روابط بین الملل، منطقه شامل سرزمین چندین کشور می شود که به علت پیوندهای جغرافیایی یا منافع مشترک به یکدیگر مربوط شده اند.(پلنو،1988 :577) منطقه خاورمیانه (Middle East) : درباره گستره و مرزهای جغرافیایی منطقهای که از حدود یک سده پیش با عنوان خاورمیانه از آن یاد میشود تعریف یگانه وفراگیری وجود ندارد اما از سوی دیگر تاریخ نگاران، روزنامه نگاران و اصحاب رسانههای همگانی، بر خلیج فارس و کشورهای پیرامون آن به عنوان مرکز خاورمیانه اتفاق نظر دارند. بنابراین تعریفهایی که از خاورمیانه بیان شده است از نظر گستره قلمرو تفاوتهای زیادی دارند. فرهنگ جغرافیایی جدید وبستر(Webster)، خاورمیانه را این گونه تعریف کرده است: «منطقه گسترده که در برگیرنده کشورهای جنوب آسیا و شمال آفریقا است که در گذشته شامل افغانستان، پاکستان، هندوستان و برمه نیز می شده است». دایره المعارف بریتانیکا ، خاورمیانه را با تفصیل بیشتری تعریف می کند. «خاورمیانه سرزمینی است که در اطراف سواحل جنوبی و شرقی دریای مدیترانه کشیده شده و از مراکش تا شبه جزیره عربستان و ایران و گاهی نیز تا فراتر از آن امتداد یافته است. بخش مرکزی این ناحیه کلی، پیش از این خاور نزدیک خوانده میشده است. نامی که پارهای از جغرافیدانان و تاریخ نگاران جدید غربی به این منطقه داده اند که بیشتر تمایل داشتند شرق را به سه منطقه «خاور نزدیک» به نزدیک ترین منطقه به اروپا که از دریای مدیترانه تا خلیج فارس، «خاورمیانه» که از خلیج فارس تا جنوب شرق آسیا امتداد مییافت و «خاور دور» که به مناطق ساحلی اقیانوس آرام اطلاق میشد، تقسیم کنند.»(کمپ،1383:ص55) دکتر احمد نقیب زاده استاد دانشگاه تهران، برای خاورمیانه این تعریف را برگزیده است: «خاورمیانه تقریبا تمام کشورهای شرق حوزه مدیترانه مانند ترکیه، سوریه، لبنان، فلسطین، اسراییل، مصر و کشورهای شبه جزیره عربستان(عربستان، کویت، امارات متحده و عمان) به اضافه کشورهای ایران، افغانستان و حتی پاکستان و در قاره آفریقا کشورهای سودان و بخشی از لیبی را شامل میشود»(نقیب زاده،1373:ص266) با توجه به تعریفهای یاد شده اصطلاح خاورمیانه، مفهومی نیست که ریشه در جغرافیای طبیعی داشته باشد به گونهای که مرزهای طبیعی، این منطقه را از همسایگانش در آسیا و آفریقا جدا کند، بلکه خاورمیانه مفهومی تاریخی، انسانی، جغرافیایی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است. برخی از نظریه پردازان از مفاهیمی چون دنیای عرب، جهان اسلام و حوزه مدیترانه، برای این منطقه استفاده کردهاند اما اصطلاح خاورمیانه، از آغاز نیمه دوم سده گذشته میلادی تا کنون، سودمندترین و پایدارترین چهار چوب گفتمانهای علمی و عمومی هم در غرب و هم در خود منطقه بوده است.(کمپ،1383:ص55) اصطلاح خاورمیانه که در اصل یک مفهوم ژئواستراتژیک است نخستین بار در سال 1902 میلادی توسط ماهان (Alfred Thayer Mahan) تاریخ نگار و دریا سالار نیروی دریایی آمریکا، در بخش مربوط به راهبرد نیروی دریایی بریتانیا در ارتباط با فعالیت روسیه در ایران و طرح (Project) راه اندازی راه آهن برلین بغداد، توسط دولت آلمان در نشریه نشنال ریویو(National Review) لندن به کار برده شد. منظور ماهان از خاورمیانه منطقهای میان عربستان و هندوستان بود که مرکز آن خلیج فارس واقع میشد و برای اشاره به آن، اصطلاحات خاور نزدیک و دور رسانایی نداشت. پس از جنگ جهانی نخست ودر طول جنگ جهانی دوم، تحت تأثیر فضای نظامی ناشی از جنگ، با نامیده شدن ستاد فرماندهی جنگ قاهره به «ستاد فرماندهی خاورمیانه» علاوه بر غرب آسیا، شمال آفریقا نیز وارد گستره خاورمیانه شد. اصطلاح شمال آفریقا نیز، در جنگ جهانی دوم به کار رفت. منظور از آن، منطقهای بود که جنگ میان نیروهای متفقین و کشورهای محور، در آن جا اتفاق افتاده بود. به ویژه صحرای مصر و لیبی. پس از آن، دامنه این اصطلاح چنان گسترده شد که مناطق بین دریای مدیترانه و استیپهای سودان را در بر گرفت. بنابراین، دولتهای مغرب عربی(الجزایر، تونس و ...) در آغاز جزء خاورمیانه نبودند اما در دهه هشتاد(1980) میلادی با ابداع اصطلاح جدید «خاورمیانه» و شمال آفریقا» (MENA) توسط بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، محدوده خاورمیانه گسترش یافت.(لنور ،1383:ص282) سازماندهی تحقیق: این پایان نامه در پنج بخش تدوین گردیده است.در بخش اول با عنوان کلیات تحقیق به بیان مساله و سوالات اصلی وفرعی و فرضیات و متغیر وشاخصهای مربوط به آن پرداخته شده است.در بخش دوم به مبانی نظری رویکرد تاثیر گذار در این تحقیق یعنی سازه انگاری پرداختم و تلاش کردم تاثیرات این رویکرد را بر ابعاد و جنبه های درونی و سرانجام بیرونی این رقابت یا به عبارتی "رقابت نهان و آشکار ایران و عربستان "؛ بررسی کنم. در این بخش با توجه به این رویکرد و در نظر گرفتن نقش عوامل هنجاری ،مروری بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و روابط ایران و عربستان پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران صورت گرفت. عنوان و محتوای بخش سوم ،ماهیت خود را از متغیر مستقل فرضیه ی پژوهش اخذ کرد و آن پرداختن به ابعاد مختلف ساختارهای هنجاری ایران و عربستان بصورت مجزا ،ابتدا ایران و سپس عربستان بود. این بخش در سه فصل تدوین گردیده است. فصل اول بعد تاریخی و فرهنگی و اجتماعی هر دو کشور بررسی شده است و در فصل دوم این بخش به بعد مذهبی و نقش ارزشهای مذهبی در هر دو کشور پرداخته شده است. و فصل سوم همین بخش نحوه ارتباط و تعامل ایدئولوژی غالب بر نظام سیاسی ایران و عربستان با نظام بین الملل در دو گفتار و بصورت مجزا مورد بررسی قرار گرفته است. بخش چهارم عنوان و محتوای خود را از متغیر وابسته فرضیه مطرح شده گرفته است. یعنی رقابت ایران و عربستان. این بخش از دو فصل تشکیل شده است که در فصل اول وضعیت اقتصادی و علمی و نظامی ایران سپس عربستان بصورت مجزا از یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است به این جهت که؛ نمی توان این ابعاد رادر رقابت دو کشور نادیده گرفت . فصل دوم این بخش به رفابت سیاسی ایران و عربستان در کشورهای افغانستان و پاکستان ،عراق ،بحرین لبنان و سوریه از جنبه های مختلف و با توجه به نقش گروههای تاثیر گذار و حامی دو کشور فوق می پردازد. گفتار ششم این فصل به عملکرد تشکیلاتی جنبش القاعده و ارتباط آن با عربستان و دیگر کشورهای منطقه و نقش آن در تحرکات اخیر خاورمیانه می پردازد علت آن این امر است که بدلیل وسعت عملکرد و تفکر حاکم بر آن و یارگیری این گروه و تشکیلات از افراد با ملیتهای مختلف، نمی توان از تاثیرات مخرب و سوء این گروه در منطقه غافل شد. در بخش پنجم روابط ایران و عربستان در هر دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و در طول حاکمیت دولتای مختلف بررسی شده است. همچنین به ابعاد نوین رقابت ایران و عربستان از جمله رقابت رسانه ای و مهمتراز آن به نقش آمریکا با توجه به تحولات اخیر خاورمیانه در رقابت بین دو کشور توجه شده است. در ادامه ظرفیتهای همکاری بین دو کشور مد نظر قرار گرفت چرا که همانطور که در نتیجه گیری اشاره شده است تعامل سازنده و مفید دو کشور نقش بسزایی در ایجاد صلح و ثبات در منطقه دارد . ذکر این نکته ضروری است که تلاش داشته ام که حتی در مراحل اصلاحات نهایی پایان نامه،با توجه به تحولات سریع اخیر منطقه ،مطالب و تحلیلها تازه و کارآمد باشند اگرجه نمی تواند خالی از ایرادهم باشند. |
![]() دانلود خلاصه کتاب مالیه عمومی و اقتصاد دولت دکتر دادگرخلاصه کتاب مالیه عمومی و اقتصاد دولت
این کتاب توسط دکتر یدالله دادگر تدوین شده است. خلاصه ارائه شده شامل 119 صفحه از کتاب مالیه عمومی و اقتصاد دولت است. خلاصه کتاب توسط تیمی از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه تهران تهیه شده است. در خلاصه این کتاب سعی شده است تا ضمن رعایت اصول خلاصه نویسی و ایجاز، مهمترین نکات مطروحه در کتاب گردآوری شوند به گونه ای که بتوان از آن برای انجام پروژه های مدیریتی و کارهای کلاسی استفاده کرد. متن خلاصه کتاب از لحاظ نگارشی و ویرایشی با دقت و حساسیت زیادی تنظیم شده تا برآورده کننده تمامی نیازهای دانشجویان عزیز باشد. این خلاصه کتاب شامل 8 فصل به شرح ذیل می باشد. فصل اول : مقدمه ای در مالیه عمومی فصل دوم : جایگاه کلی دولت در اقتصاد فصل سوم : چارچوب تصمیم گیری در بخش عمومی و رابطه دولت و شهروندان فصل چهارم : نقش دولت در تخصیص منابع فصل پنجم : بودجه ، فقر و توزیع درآمد فصل ششم : هزینه ها و درآمد های بخش عمومی فصل هفتم : تجزیه و تحلیل آثار و پیامد های اقتصادی مالیات و یارانه فصل هشتم : تامین اجتماعی ، قرضه ملی و .................
|
پاور پوینت ازمونTATپاور پوینت ازمون TAT توضیح های جامع وکامل در مورد این ازمون تصاویرتمامی کارت ها به همراه تفسیر اجرای یک نمونه بالینی به همراه تفسیر توصیفی واستنباطی ونظر ازمونگر+ فایل هدیه شامل تمامی ۳۱ کارت ازمونTAT |
![]() پاورپوینت کامل و جامع با عنوان انواع حافظه های الکترونیکی در کامپیوتر در 46 اسلایدحافظه یا ویر یا ابزار ذخیرهسازی رایانه، ابزاری است که میتوان دانستهها را در آن انباشته و باز یابی نمود. در مفهوم گسترده تر این واژه به ابزارهای انبارش بیرونی چون دیسکگردان و یا نوارگردان گفته میشود. ابزار ذخیرهسازی نیمه هادی یکراست به پردازنده وصل میشود.حافظه پنهان یا Cachee ویر سریعی است که برای افزایش سرعت پیوند سیستم با دستگاههای کندتر بهره گرفته میشود و بکارگیری آن مایه آن میشود که سرعت و تواناییهای دستگاه سریع هرز نرود. مهمترین ویر (حافظه) پنهان درپردازندههای مرکزی (سیپییوها) وجود دارد که به سه گونه نخستینه و دومبنه و سومینه (L1 و L2 و L3) بخش میشود و امروزه ویر پنهان که در پردازشگرهای مرکزی ساختن آن هزینه بیشتری دارد تا ۱۶ مگا بایت هم میرسد. انواع ویرویر با هدف انباشتن دانستهها (مانا، گذرا) در رایانه به کار برده میشود و دارای انواع گوناگونی است. ویرها را میتوان بر پایه نمایههای گوناگونی بخش بندی کرد. ویر گریزان Volatile و ویر ناگریزانNonvolatilee نمونهای از این بخش بندیها است. ویرهای گریزان بلافاصله پس از خاموش شدن سیستم دانستهها خود را از دست میدهند و همواره برای نگهداری دانستهها خود به منبع تامین انرژی نیاز خواهند داشت. بیشتر ویرهای رَم در این گروه جای میگیرند. ویرهای ناگریزان دادههای خود را همچنان پس از خاموش شدن سیستم نگه خواهند داشت. ویر «رام» ROM نمونهای از این نوع ویرها است. نام انواع حافظهها در زیر آمدهاست:
استفاده از ویر صرفاً محدود به رایانههای شخصی نبوده و در دستگاههای متفاوتی نظیر: تلفن همراه، رایانه جیبی، رادیوهای اتومبیل، دستگاه پخش نوار ویدیویی، تلویزیون و ... نیز در ابعاد وسیعی استفاده میگردد. هر یک از دستگاههای فوق مدلهای خاصی از ویر را استفاده مینمایند.
فهرست مطالب: تکنولوژی ساخت انواع تراشه های حافظه حافظه RAM خواندن داده از حافظه نوشتن داده در حافظه DRAM SRAM حافظه های DIP حافظه های SIMM حافظه های RIMM حافظه های DIMM SDRAM EDO RAM FPM RAM DDR RAM DDR SDRAM DDR2 SDRAM DDR3 DRAM مشخصات RAM انواع حافظه در محیط DOS مبانی حافظه های ROM PROM EPROM EEPROM حافظه فلش حافظه پنهان انواع حافظه Cache حافظه نهان مجازی Flash Disk Virtual Memory مزایا و معایب |