![]() دانلود کتاب مدیریت پروژه محمد جواد عاصی پور+تستدر این بخش خلاصه کتاب مدیریت پروژه(مدیریت طرح های توسعه) تالیف محمد جواد عاصمی پور با فرمت PDF در 83 صفحه با کیفیت عالی و حاوی نکات مهم و کلیدی کتاب به همراه نمونه سوالات ادوار گذشته دانشگاه پیام نور (12 دوره با پاسخنامه)در اختیار دانشجویان عزیز قرار گرفته است،در صورت نیاز می توانید این محصول را از فروشگاه خریداری و دانلود نمایید.
کتاب مدیریت پروژه محمدجواد عاصمی پور تألیف محمدجواد عاصمی پور شامل 7 بخش با سرفصل های زیر می باشد:
بخش 1: ماهیت و وظایف مدیریت پروژه
بخش 2: ارزیابی اقتصادی و مالی پروژه
بخش 3: زمان بندی پروژه
بخش 4: برآورد و کنترل هزینۀ پروژه
بخش 5: پیگیری، ارزیابی و نظارت پروژه
بخش 6: مدیریت تدارکات پروژه
بخش 7: مدیریت پروژه از طریق نرم افزارهای مدیریت پروژه
|
پرسشنامه ابتکار و نوآوری شغلی مارتین پاچناین پرسشنامه انگیزه آزمودنی ها را برای ابتکار و نوآوری در شغل اندازه گیری می نماید. پرسشنامه حاوی ۶ سؤال بوده، تک مولفه ای است و در آن با استفاده از شیوه استاندارد، به تعیین امتیاز پاسخ دهندگان پرداخته شد.هدف آن ارزیابی انگیزه فرد برای نوآوری درشغلش است.
تعداد سوالات: 6 تعداد صفحات: 3 شامل: پرسشنامه + نمره گذاری و تفسیر + روایی و پایایی نوع فایل: WORD |
پرسشنامه خلاقیت شغلی جزنیآزمون استاندارد خلاقیت شغلی که شامل ۳۷ گویه می باشد. پرسشنامه سنجش خلاقیت در محیط های سازمانی – صنعتی، به وسیله نسرین جزنی، ساختارسازی شده است.
تعداد سوالات: 37 تعداد صفحات: 3 شامل: پرسشنامه + نمره گذاری + روایی و پایایی نوع فایل: WORD |
پرسشنامه بهره وری (شناسایی سیکل بهره وری روزانه افراد)پرسشنامه بهره وری با هدف شناسایی سیکل بهره وری روزانه افراد تنظیم شده است.
تعداد سوالات: 13 تعداد صفحات: 4 شامل: پرسشنامه + نمره گذاری + تفسیر نوع فایل: WORD |
![]() مدلی برای تحلیل تحولات خاورمیانه (2012 1992) ...چکیدهخاورمیانه منطقهای است مملو از تحولات. کودتا، جنگ داخلی، انقلاب و خیزش برخی از انواع بسیار مهم این تحولات هستند. چرایی و چگونگی وقوع آنها همواره مورد سؤال بوده است. در این پژوهش نویسنده با بکارگیری دو روش دلفی فازی و سیستم استنتاج فازی سعی دارد با ایجاد یک مدل به این سؤال پاسخ دهد. برای این کار محدوده زمانی 2012-1992 و محدوده مکانی خاورمیانه عربی انتخاب شده است. هدف آن است تا مشخص شود، هر یک از تحولات چهارگانه مذکور از ترکیب چه عواملی و با چه فرمولهایی محقق میشوند. بر این اساس، در مرحله اول، کلیه عوامل و قواعد از مرور ادبیات استخراج، دستهبندی و پالایش شد. در مرحله دوم، مهمترین عوامل از طریق مصاحبه نیمهساختمند با کارشناسان و با استفاده از روش دلفی فازی شناسایی شد. در مرحله سوم، عوامل باقیمانده ورودیها و قواعد سیستم استنتاج فازی را شکل دادند. در نهایت سیستم استنتاج فازی یک سیستم کنترلکننده پویا را در اختیار قرار داده که با توجه به تغییرات وارد شده در عوامل، احتمال وقوع هر یک از تحولات مذکور را شناسایی و پیشبینی میکند. به عنوان مثال، با وارد ساختن نمره عددی هر یک از عوامل میتوان احتمال وقوع هر یک از خروجیهای کودتا، انقلابـخیزش و جنگ داخلی را پیشبینی نمود. در پایان، مدل نهایی با وارد ساختن دادههای سه تحول به وقوع پیوسته در منطقه، مورد آزمون قرار گرفت. این سه آزمون نشان داد که سیستم از قابلیت مناسبی در انطباق با تحولات منطقه برخوردار است. کلید واژهها: سیستم استنتاج فازی، دلفی فازی، کودتا، انقلاب، جنگ داخلی، خیزش، خاورمیانه عربی فهرست مطالب 7تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم.. 6 فصل دوم:مبانی نظری و پیشینه پژوهش.. 15 13دستهبندی و پالایش عوامل.. 78 3روش گردآوری اطلاعات و دادهها.. 91 4روش نمونهگیریهر یک از انواع.. 92 فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها (یافتهها).. 114 1بخش اول: فرایند انجام و تحلیل نتایج دلفی فازی.. 116 1-1 فرایند اجرای دلفی فازی تک مرحلهای در پژوهش.. 116 1-2تحلیل نتایج دلفی فازی.. 120 2بخش دوم: فرایند انجام و تحلیل نتایج سیستم استنتاج فازی.. 131 3آزمون سیستم کنترلکننده و تحلیل نتایج.. 145 فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری.. 166 2جنبههای روابط بینالمللی این رساله.. 170 4مقایسه یافتههای پژوهش با پژوهشهای پیشین.. 173 فهرست جداول جدول 1: عوامل و قواعد استخراج شده.. 21 جدول 2: عوامل و قواعد استخراج شده.. 23 جدول 3: عوامل و قواعد استخراج شده.. 24 جدول 4: عوامل و قواعد استخراج شده.. 25 جدول 5: عوامل و قواعد استخراج شده.. 26 جدول 6: عوامل و قواعد استخراج شده.. 27 جدول 7: عوامل و قواعد استخراج شده.. 29 جدول 8: عوامل و قواعد استخراج شده.. 30 جدول 9: عوامل و قواعد استخراج شده.. 32 جدول 10:عوامل و قواعد استخراج شده.. 33 جدول 11: تقسیمبندی بروکر از عوامل وقوع کودتا.. 34 جدول 12: امکانسنجی وقوع کودتا از نظر بروکر.. 36 جدول 13: عوامل و قواعد استخراج شده.. 36 جدول 14: عوامل و قواعد استخراج شده.. 38 جدول 15: عوامل و قواعد استخراج شده.. 40 جدول 16: عوامل و قواعد استخراج شده.. 42 جدول17: دستهبندی ملکوتیان از نظریههای انقلاب.. 43 جدول 18: عوامل و قواعد استخراج شده.. 46 جدول 19: عوامل و قواعد استخراج شده.. 47 جدول 20: عوامل و قواعد استخراج شده.. 48 جدول 21: عوامل و قواعد استخراج شده.. 49 جدول 22: عوامل و قواعد استخراج شده.. 50 جدول 23: عوامل و قواعد استخراج شده.. 51 جدول 24: عوامل و قواعد استخراج شده.. 52 جدول 25: عوامل و قواعد استخراج شده.. 54 جدول 26: عوامل و قواعد استخراج شده.. 55 جدول 27: عوامل و قواعد استخراج شده.. 56 جدول 28: عوامل و قواعد استخراج شده.. 57 جدول 29: عوامل و قواعد استخراج شده.. 60 جدول 30: عوامل و قواعد استخراج شده.. 63 جدول31:متوسط رشد تحصیلات در جهان (20 کشور نخست از 2010-1980).. 64 جدول 32: ترتیب کشورهای خاورمیانه به لحاظ نسبت بیکاری و رشد تحصیلات در بازه سنی 15≤x. 66 جدول 33: ترتیب کشورهای خاورمیانه به لحاظ نسبت اشتغال به جمعیت و رشد تحصیلات در بازه سنی 15≤x. 68 جدول 34:ترتیب کشورهای خاورمیانه به لحاظ نسبت بیکاری به جمعیت در بازه سنی 24-15.. 69 جدول 35: ترتیب کشورهای خاورمیانه به لحاظ نسبت بیکاری به جمعیت در بازه سنی 39-25.. 70 جدول 36: عوامل و قواعد استخراج شده.. 71 جدول 37: عوامل و قواعد استخراج شده.. 74 جدول 38: عوامل و قواعد استخراج شده.. 75 جدول 39: عوامل و قواعد استخراج شده.. 77 جدول 41: تعریف عوامل مادر.. 83 جدول 42: عوامل نهایی برای ورود به مرحله دلفی فازی.. 86 جدول 43:نقاط اشتراک و افتراق روشهای دلفی، دلفی فازی چند مرحلهای و دلفی تک مرحلهای.. 100 جدول44: نتایج دلفی فازی برای انقلاب.. 121 جدول45: نتایج دلفی فازی برای خیزش.. 122 جدول46: نتایج دلفی فازی برای جنگ داخلی.. 124 جدول47:نتایج دلفی فازی برای کودتا.. 125 جدول 50:عوامل تعیینکننده (باقیمانده).. 129 جدول 51:بازههای هر یک از مجموعههای پنجگانه فازی مثلثی برای کلیه ورودیها و خروجیها.. 133 جدول52: قواعد سیستم استنباط فازی برای کلیه خروجیها.. 134 جدول 53: معانی علائم اختصاری.. 138 جدول 54: رابطه میان ورودیها و خروجیها.. 139 جدول 55: نمرات قطعی برای سه تحول واقع شده.. 145 جدول 56: پارامترهای مجموعههای فازی مثلثی برای ورودی pil150 جدول 57:درجه عضویت مقدار دقیق pi1=7 در مجموعههای فازی 5گانه.. 151 جدول 58: پارامترهای مجموعههای فازی مثلثی برای کلیه ورودیها و خروجیها 152 جدول 59:درجه عضویت مقدار دقیق RU=6.36در مجموعههای فازی 5گانه 153 جدول 60:درجه عضویت مقدار دقیق CW=1.72 در مجموعههای فازی 5گانه 153 جدول 61:درجه عضویت مقدار دقیق C=9.17 در مجموعههای فازی 5گانه 154 جدول 62:درجه عضویت مقدار دقیق RU=7.5در مجموعههای فازی 5گانه.. 158 جدول 63:درجه عضویت مقدار دقیق CW=1.72در مجموعههای فازی 5گانه 159 جدول 64:درجه عضویت مقدار دقیق C=0.832در مجموعههای فازی 5گانه 159 جدول 65:درجه عضویت مقدار دقیق RU=2.5در مجموعههای فازی 5گانه.. 163 جدول 66:درجه عضویت مقدار دقیق CW=7.56 در مجموعههای فازی 5گانه 164 جدول 67:درجه عضویت مقدار دقیق C=0.832 در مجموعههای فازی 5گانه 164 فهرست تصاویر تصویر1:مدل تحولات قبل از اعطای کمکهای اقتصادی آمریکا.. 24 تصویر2:مدل تحولات بعد از اعطای کمکهای اقتصادی آمریکا.. 25 تصویر3: مدل برآمده از اثر.. 26 تصویر5: مدل برآمده از اثر.. 54 تصویر6: مدل برآمده از اثر.. 63 تصویر7: مدل برآمده از اثر.. 71 تصویر8: مدل برآمده از اثر.. 74 تصویر10: فرایند مدلسازی در سیستم استنتاج فازی.. 102 تصویر11: تابع مثلثی پیوسته با فواصل برابر.. 105 تصویر12: صفحه ویرایشگر سیستم استنتاج فازی در نرمافزار متلب.. 107 تصویر13: پنجره ویرایشگر سیستم استنتاج فازی در نرمافزار متلب.. 108 تصویر14: پنجره ویرایشگر تابع عضویتسیستم استنتاج فازی در نرمافزار متلب 110 تصویر15: پنجره ویرایشگر قاعده سیستم استنتاج فازی در نرمافزار متلب 111 تصویر16: پنجره نمایشگر قاعده سیستم استنتاج فازی در نرمافزار متلب 112 تصویر 18: شمای کلی روش دلفی فازی تکمرحلهای در رساله.. 120 تصویر19:قواعد، مجموعههای فازی و انبوهشها در سیستم کنترلکننده.. 140 تصویر21: انبوهش خروجیهای انقلابـخیزش، جنگ داخلی و کودتا در سیستم کنترلکننده.. 144 تصویر22:قواعد، مجموعههای فازی و انبوهشها در تحول سال 2013 مصر 146 تصویر23: انبوهش خروجیهای انقلابـخیزش، جنگ داخلی و کودتا در تحول سال 2013 مصر.. 148 تصویر24:قواعد، مجموعههای فازی و انبوهشها در تحول سال 2011 بحرین 155 تصویر25: انبوهش خروجیهای انقلابـخیزش، جنگ داخلی و کودتا در تحول سال 2011 بحرین.. 157 تصویر26:قواعد، مجموعههای فازی و انبوهشها در تحول سال 2011 سوریه 160 تصویر27: انبوهش خروجیهای انقلابـخیزش، جنگ داخلی و کودتا در تحول سال 2011 سوریه.. 162 فهرست نمودارها نمودار1:همبستگی نسبت بیکاری و رشد تحصیلات در بازه سنی 15≤x. 65 نمودار2:همبستگی نسبت اشتغال و رشد تحصیلات در بازه سنی 15≤x. 67 نمودار3:همبستگی نسبت بیکاری و تغییرات جمعیتی در بازه سنی [24-15] 69 نمودار4:همبستگی نسبت بیکاری و تغییرات جمعیتی در بازه سنی [39-25] 70 فهرست فرمولها فرمول1: تبدیل اعداد غیرفازی به فازی در مجموعه فازی مثلثی.. 104 فرمول2:تابع مثلثاتی فازی در دلفی فازی.. 118 فرمول3: دیفازی سازی در دلفی فازی.. 118 فرمول4:دامنه دیفازی در دلفی فازی.. 119 فرمول5: آستانه در دلفی فازی.. 119 فهرست دستورها دستور1: ایجاد ورودی سیستم استنتاج فازی در نرمافزار متلب.. 109 دستور2: ایجاد خروجی سیستم استنتاج فازی در نرمافزار متلب.. 109 دستور3: ایجاد تابع عضویت ورودیها و خروجیهای سیستم استنتاج فازی در نرمافزار متلب.. 110 دستور5: فازی سازی عدد در مجموعه فازی مثلثی.. 151 دستور6: فازیسازی عدد قطعی 7 از مقیاس پیوسته [0،10] در مجموعه مثلثی فازی 151 فصل اول: کلیات پژوهشمقدمه خاورمیانه منطقهای است مملو از حوادث و تحولات که گویا به صورت دورهای تکرار میشوند. این منطقه انقلابها و شبه انقلابهای متعددی را به خود دیده است که با آرزوی دستیابی به آرمانشهری بهتر صورت پذیرفتهاند، اما پس از مدتی نه تنها به اهداف خود دست نیافتند، بلکه انقلابیون به قدرت رسیده نیز راهی به خطاتر از آنان طی کردهاند که علیه آنها قیام، شورش یا کودتا کرده بودند. قذافی با کنار زدن ادریسی و کودتای حزب بعث عراق توسط قاسم علیه فیصل نمونههایی بوده است که این چرخة آرزو را نشان میدهند. همچنین این سرزمین لشکرکشیها و طرحها و نقشههای قدرتهای بزرگی را به خود دیده است که به منظور تغییر اوضاع قبل صورت پذیرفتهاند، اما نه تنها اوضاع بهتر نشده، بلکه هرج و مرج و بلوا بیش از پیش فراگیر شد. در عراق، در 1958 سرهنگ قاسم کودتا کرد و در 1963 حزب بعث کودتا کرد. این کودتاها نتوانست عراق را به کشور بهتر از قبل مبدل سازد. تنها کارکرد این کودتاها در تغییر نخبگان سیاسی بود. حملة آمریکا به عراق در سال 2002 نیز گرچه با نابودی صدام همراه شد، اما ثبات را برای این کشور به همراه نیاورد و در هر دو مورد اخیر آمریکا را گرفتار باتلاقی کرد که نه راه پس داشت و نه راه پیش. کودتای معمر قذافی در 1969 با وعدههای ایجاد یک کشور بهتر، دموکراتتر و رفاهی بیشتر برای شهروندان محمد ادریس سنوسی را حذف نمود، ولی در نهایت دیکتاتوری شدیدتر، وضعیت اقتصادی و اجتماعی نابسامانتری جایگزین شد. دخالت ناتو در لیبی گرچه به نابودی قذافی انجامید، و آزادی را به ارمغان آورد، اما شرایط را برای بروز جنگهای قبیلهای فراهم ساخت و تا کنون این کشور روی آرامش را به خود ندیده است. جالب آنجاست که فرهنگ سیاسی این کشور همچنان با حضور ثبات مخالف است و علیه نخستوزیر جدید این کشور نیز کودتا صورت پذیرفت و علیزیدان مورد ربایش قرار گرفت. در حال حاضر نیز همچنان قیامها علیه دولت ادامه دارد و عملاً لیبی به محلی برای جنگ قبیلهای مبدل شده است. طرح خاورمیانة بزرگ و نقشة راه نیز نه تنها به مبدل شدن خاورمیانه به سرزمینی لیبرال دموکرات منتهی نشد، بلکه از یک طرف، گروههایی را به قدرت رسانید که در چارچوب منافع غرب جای نداشتند. در عراق شیعیان و در نوار غزه، حماس از طریقی دموکراتیک و انتخاباتی به قدرت رسیدند. از طرف دیگر، فعالیت گروههای تروریستی و بنیادگرا در منطقه افزایش یافت و عراق و سوریه به بهشتی برای فعالیتهای تروریستی مبدل شدند. قیام مردم مصر، تونس نیز تا کنون نتوانسته ثبات، رفاه و امنیت مورد نظر مردم را به ارمغان آورد و کنار رفتن حاکمان قبل جز با ادامه نابسامانیها و ناآرامیها همراه نبوده است. چرخههای آرزو در خاورمیانه هرچند از وجود بحرانی اساسی و ماهوی در این منطقه خبر میدهد، ولی از طرف دیگر، تکرارپذیری آنها نشان از وجود قواعدی تاریخی در این منطقه دارد که تا کنون ناشناخته ماندهاند. تحولات مشابه از وجود الگوهای یکسانی خبر میدهند. در این منطقه کودتا پشت کودتا و قیام پشت قیام امری مفروض و عادی به شمار میآید (Mansfeld, 1999: 30-36). از اینرو، به نظر میرسد که حداقل در دیدگاه کلان و بدون ورود به جزئیات، الگوهای مشابهی در تمامی کشورهای این منطقه حاکم است. این تحولات تکرارپذیر ذهن ما را به آن سمت میبرد که این منطقه از ویژگیهای مشابهی برخوردار است که رفتارها و تحولات مشابهی را حاصل میآورد. اقتصاد ضعیف و یا توسعة اقتصادی وابسته، پائین بودن دموکراسی و شاخصهای آن در این منطقه، شیوع نبردهای قبیلهای، درگیریهای مذهبی و حزبی، وجود اکثریت مسلمان، دخالت قدرتهای فرامنطقهای در آن از جمله ویژگیهای مشترک این سرزمین است. گرچه این چرخهها نوعی ناامیدی را به انسان از اصلاح و توسعه این کشورها تحمیل میکند، ولی از طرف دیگر نشان از آن دارد که تحولات خاورمیانه با قواعدی خاص در ارتباط است و از اینرو نظمی بر آن حاکم است. تحولات انقلابی و شبه انقلابی متعدد هرچند در کوتاه مدت با آثاری مثبت همراه بوده، اما بعد از مدتی به روندهای گذشته بازگشت نمودهاند و از اینرو، در اغلب موارد تحولات انقلابی و شبه انقلابی جز هزینههای اقتصادی و اجتماعی ناشی از خود دستاوردی نداشتهاند. بنابراین میتوان با کشف الگوهای حاکم بر این تحولات تا حدود زیادی آنها را پیشبینی کرد. البته ما در اینجا سعی نداریم تا مثبت بودن یا منفی بودن نتایج تحولات و اخلاقی بودن یا نبودن آنها را مورد بررسی قرار دهیم. ما به دنبال آن هستیم تا با کشف عوامل اصلی و کلان تحولات و رابطه آنها با یکدیگر، میزان وقوع انقلاب و شبه انقلابهای خاورمیانه را با مدلی برآمده از سیستم استنتاج (استنباط) فازی[1] تحلیل نمائیم. بیان مسئلهمدلسازی و بدست آوردن قدرت پیشبینی هرچند توسط بسیاری از دیدگاهها و مکاتب فرااثباتگرایانه مورد نقد قرار گرفته، اما از اهمیتی کاربردی برخوردار بوده است. نخبگان سیاسی از پژوهشگر اجتماعی انتظار دارند تا با رصد و تحلیل شرایط گذشته و حال، آنها را به تصویری از شرایط احتمالی آینده واصل سازد (Pentland & Liu, 1999). در میان پدیدههای اجتماعی، انقلابها و شبهانقلابها از جایگاهی رفیع به لحاظ اهمیت برخوردار هستند. تغییرات ناشی از این بیثباتیها به شدت اذهان سیاستمدارن و پژوهشگران را به خود مشغول کرده است. از اینرو، این پژوهش سعی دارد با شناسایی عوامل و قواعد 4 نوع بیثباتی با عناوین انقلاب، خیزش، جنگ داخلی و کودتا، چرایی و چگونگی وقوع این تحولات را در قالب مدلی پویا شناسایی کند. اما شناسایی این عوامل تنها ابتدای راه است، چراکه در نگاه پراگماتیستی، نخبگان سیاسی به دنبال شناسایی مهمترین عوامل و به عبارت دیگر عوامل کلیدی این تحولات هستند. آنها خوب از محدودیت منابع در دسترس خود خبر دارند و میدانند که کنترل و مدیریت همه این عوامل در دورههای حساس زمانی وقوع آنها، که زمان به سرعت تنگ میشود، تقریباً ناممکن است. از اینرو، در مرحله بعد پژوهش با استفاده از تکنیک دلفیفازی به دنبال شناسایی کلیدیترین عوامل وقوع این تحولات است. مرحله سوم، به تقاضای عملگرایان سیاسی برای دستیابی به مدلی برای تحلیل آنچه واقع شده و استفاده از آن در پیشبینی آنچه احتمالاً در آینده رخ میدهد نزدیک میسازد. در این مرحله با کمک سیستم استنباط فازی چگونگی ایجاد یک بیثباتی از دل عوامل کلیدی مورد مدلسازی قرار میگیرد. در این مرحله، یک سیستم کنترلکننده ارائه میشود. این سیستم کنترلکننده فازی[2] یک سیستم پویا[3] را بر اساس تئوری مجموعههای فازی[4] طراحی میکند (Kandel & Langholz, 1993: xvii) و همان مدل ما است که کلیه خروجیها را با پیشفرض قرار گرفتن همه ورودیها در حد وسط از مقیاس پیوسته مثلاً [0،10]، یعنی 5، مرتب تحلیل میکند و میتوان با تغییر اعداد قطعی ورودیها، تغییر در کل مجموعه سیستم و خروجیها را مشاهده نمود به علاوه مدل ارائه شده با بررسی چند نمونه مورد آزمایش قرار میگیرد. اهمیت و ضرورت پژوهشاهمیت موضوع این تحقیق را میتوان در موارد زیر خلاصه نمود:
اهداف پژوهش1-1 هدف اصلیمدلسازی چگونگی وقوع 4 تحول انقلاب، خیزش، جنگ داخلی و کودتا در خاورمیانه عربی 1-2 اهداف فرعی
پرسشهای پژوهش1-3 سؤال اصلیچگونه میتوان با بکارگیری سیستم استنتاج فازی تحولات انقلابی یا شبه انقلابی خاورمیانه را مدلسازی کرد؟ 1-4 سؤالات فرعی
فرضیهدر این تحقیق به دنبال پاسخ دادن به سؤال آن میباشیم و این کار از طریق اکتشاف و استقرا صورت میگیرد. لذا پژوهش اکتشافی و استقرائی است و مبتنی بر فرضیه نمیباشد. متغیرهامتغیرهای این پژوهش بصورت زیر میباشند. 1-5 متغیر مستقلانقلاب، خیزش، جنگ داخلی و کودتا. 1-6 متغیر وابستهعوامل ایجاد کننده انقلاب، خیزش، جنگ داخلی و کودتا که در حین تحقیق شناسایی میشوند. تعریف نظری و عملیاتی مفاهیم
هرچند تعاریف متعددی از انقلاب وجود دارد، اما این تعاریف شمولیت زیادی دارند و تقریباً همه انواع بیثباتی را در خود جای میدهند. این موضوع برای ما مشکلآفرین است و مدلسازی ما را غیرممکن میسازد. لذا باید به دنبال تعاریفی بود که مرز میان انقلاب با سایر تحولات را روشن ساخته باشند. با تعریف انقلاب در معنای اخص تعداد آن در طول تاریخ انگشتشمار میشود. در اینجا به شماری از این تعاریف رجوع میکنیم. از نظر مردیها انقلاب برابر است با دگرگونی سریع، بنیادین و خشونتآمیز داخلی در ارزشها و اسطورهها، نهادهای سیاسیـاجتماعی و فعالیتهای حکومتی (1385: 41). از نظر هانتینگتون انقلاب برابر است با تحولی سریع، بنیادین و خشونتآمیز در ارزشها و اسطورههای حاکم یک جامعه و در نهادهای سیاسی، ساخت اجتماعی، رهبری و فعالیت و سیاستهای حکومتی (بشیریه، 1372: 3؛ هانتینگتون، 1386: 385). در تعریفی دیگر انقلاب عبارتست از دگرگونی بنیادی در همه زمینههای اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، حقوقی و بهویژه سیاسی نسبت به آنچه پیش از انقلاب استوار و پابرجا بوده است و این دگرگونیها همیشه با سرنگونی نظام سیاسی حاکم پیش میآید و کمتر با آرامش همراه بوده و اغلب با کارهای خشونت آمیز و ویرانگری و خونریزیها همگام میباشد (ابوالمحمد، 1376: 364). منوچهر محمدی نیز انقلاب را حرکتی مردمی، در جهت تغییر سریع و بنیانی ارزشها و باورهای مسلط، نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، رهبری، روشها و فعالیتهای حکومتی یک جامعه تعریف نموده که توأم با خشونت است (27 :1380). در تعریف عام، انقلاب را میتوان هر تحولی در نظر گرفت. ولی در اینجا منظور ما از انقلاب، در معنای اخص آن است. در این معنا انقلاب پدیدهای است اجتماعی، با تغییرات بنیادین سیاسی و اجتماعی، همراه با خشونت، رهبری کاریزماتیک، ایدئولوژی و بسیج عمومی که بر خلاف اصلاحات، از روندی سریع برخوردار است. در این صورت میتوان میان انقلاب و سایر انواع بیثباتی سیاسی همعرض آن ـ همچون کودتا، خیزش، جنگ داخلی ـ تمایز ایجاد نمود. همچنین، تفاوت انقلاب با جنبشهای استقلالطلبانه در آن است که نقطه شروع تحول انقلابی نارضایتی از سیستم سیاسی داخلی ولی نقطه شروع جنبش و یا جنگهای استقلالطلبانه، نارضایتی از دخالت خارجی است. انقلاب ایران، فرانسه و روسیه سه نمونه انقلاب است که در از شاخصهای مذکر برخوردار هستند.
شبه انقلاب واژهای نسبتاً بدیع است و برای تمییز آن از انقلاب قلابی میتوان آنرا نیمه انقلاب[9] نامید. از اینرو، شبه انقلابها الزاماً به امر بدی منتهی نمیشوند، بلکه ویژگی اصلی آنها در آن است که تا حدود زیادی شبیه انقلاب هستند، ولی همه عناصر انقلاب را در خود جای ندادهاند. منظور ما از تحولات شبه انقلابی بیثباتیهایی است که با حرکتهای وسیع مردمی همراه شده، و به تغییرات زیادی در عرصه سیاسی منتهی میشوند. بنابراین، بیثباتیها تنها زمانی از عناوین خاصی مثل، کودتا و جنگ داخلی فراتر میروند که توده وسیع مردم را با خود یا علیه خود همآهنگ سازند. با این حال، شبهانقلابها، از تمامی ویژگیهای انقلاب برخوردار نیستند و در عرصه داخلی رخ میدهند. خیزش و یا جنبش نزدیکترین تحول سیاسی به انقلاب است که از عنصر خشونت و رهبری کاریزماتیک برخوردار نیست. کودتا نیز میتواند یک تحول شبه انقلابی دیگر باشند، اما در صورتی که همراهی آحاد جامعه را در بر داشته باشد. کودتای افسران آزاد مصر، از این خصیصه برخوردار بود و از همینرو از آن با عنوان انقلاب یاد میشود. شبه انقلابهای مورد نظر ما عبارتند از خیزش، جنگ داخلی و کودتا. احساسی بودن و عاطفی بودن مردم خاورمیانه (Henslin, 2007: 113)، گرایش آنها را به همراهی یا مخالفت با بیثباتیهای افزوده است و از اینرو، اغلب بیثباتیهای خاورمیانه ـ حداقل در بازه زمانی مورد نظر رساله ـ در تعریف ما از شبه انقلاب جای میگیرند. (1) کودتا: در لغتنامه دهخدا، کودتا عبارتست از برانداختن حکومت با استفاده از قوای نظامی کشور و تسلط بر اوضاع و روی کار آوردن حکومتی نو. اصل کلمه کودتا فرانسوی است. این واژه از اواخر قرن 17 وارد ادبیات سیاسی شده است. بعد از کودتای لویی ناپلئون، معروف به ناپلئون سوم، در سال ۱۸۵۱ میلادی استفاده از این واژه رواج پیدا کرد. کوتا را از قرن بیستم به دو معنی به کار میبردند:
البته کودتا بیشتر در معنای اول کاربرد دارد. مثل کوتاهای نظامی در عراق به رهبری عبدالسلام عارف در فوریه ۱۹۶۳ میلادی و کودتای ژنرال حافظ اسد در سوریه در سال ۱۹۷۰ میلادی. بنابراین، کودتا حرکتی توطئهآمیز، غیر قانونی و تسط گروهی اقلیت و در عین حال صاحب ابزار قدرت مادی علیه نظام حاکم، به منظور سرنگونی آن و به دست آوردن قدرت سیاسی میباشد و در آن گروههای اجتماعی نقش و دخالتی ندارند (محمدی، 1382: 360-358). هانتینگتون نیز بر این معنی از کودتا صحه میگذارد. وی کودتا را شگردی غیرقانونی برای براندازی رهبران حکومت یا دولت موجود تعریف میکند که معمولاً از طریق خشونت یا تهدید انجام میگیرد (هانتینگتون، 1386: 320). منظور ما از کودتا نیز همان معنای اول و به صورت دقیقتر اقدام نظامیان به براندازی حکومت است که در فرهنگ لغت دهخدا نیز تصریح گشته. کودتای حزب بعث عراق، کودتای نوژه، کودتای سرهنگ قذافی سه نمونه از این تحول هستند. (2) جنگ داخلی: ژانوس جنگ داخلی را منازعهای خشونتآمیز تعریف میکند که بر نحوه اعمال و ساختار اقتدار اثر میگذارد. اکتشتاین تلاش برای تغییر خشونتآمیز سیاستها، حکام یا سازمانها را جنگ داخلی میداند (ساندرز، 1380: 26). با این حال این تعاریف نمیتوانند نقاط تمایز جنگ داخلی از مفاهیم مشابهی همچون شورش را مشخص سازند. از اینرو باید به دنبال معنای دقیقتری برای جنگ داخلی بود. ساندرز جنگ داخلی را به خشونت سیاسی تودهای سازمانیافته و وسیع شامل جنگهای چریکی، ترور و مرگ در اثر خشونت سیاسی تعریف میکند (ساندرز، 1380: 34). ابتنا بر روشها و ادوات نظامی مهمترین ممیزه این مفهوم از مفاهیم مشابه است. این تعریف نقاط تمایز جنگ داخلی از کودتا، خیزش و انقلاب را مشخص میکند. در نقد این تعریف، محققان بیان داشتهاند که این تعریف نیز یک تعریف موسع از جنگ داخلی است و مشخص نکرده که جنگ داخلی جنگ میان مخالفان با دولت است یا جنگ میان گروههای نظامی یا شبه نظامی با یکدیگر را نیز در بر میگیرد. توجه به این تمییز از 3 جهت حائز اهمیت است: (1) تحلیلهای آماری ثابت نمودهاند که جنگ مخالفان با دولت و جنگ بین گروههای غیردولتی در یک کشور کاملاً از یکدیگر مجزا هستند و در زمانهای متفاوتی رخ میدهند. (2) تأثیرات ناشی از این دو نوع جنگ بر سیستم سیاسی کاملاً متفاوت است. به عنوان مثال تحلیلهای کمی ثابت نمودهاند که گسترش دموکراسی و توسعه اقتصادی احتمال جنگ معترضان با دولت را کاهش میدهد، ولی بر میزان احتمال جنگ میان گروهها یا تأثیر ندارد و یا آنرا افزایش میدهد. (3) مباحث نظری این دو نوع جنگ از یکدیگر متفاوت هستند (Garr, 1970). از اینرو، هندرسون و سینگر جنگ داخلی را منازعه خشونتآمیز و طولانی میان نیروهای نظامی یک دولت با نیروهای شورشی تعریف میکنند که شهروندان و یا ساکنین آن کشور شورشیان را شکل میدهند (Henderson & Singer, 2000: 276). این تعریف یک برداشت مضیق از جنگ داخلی است که علاوه بر داشتن مزیت تمییزکنندگی تعریف قبل، جنگ شهری[10] را از جنگ داخلی[11] تفکیک مینماید. این تعریف جنگ مدنی را محدود میداند میان دولت با شورشیان. اما جنگ داخلی علاوه بر منازعه میان دولت با شورشیان، منازعه میان گروههای مختلف در داخل یک کشور را نیز در بر میگیرد (Henderson & Singer, 2000: 276). با این حال، حتی اگر جنگ داخلی میان گروههایی به غیر از دولت صورت گرفته باشد، معمولاً دولتها برای کنترل نظم و ثبات وارد میشوند و در اینجا تمییز میان جنگ مدنی با جنگ داخلی دشوار است. از اینرو، ما به تعریف عام از جنگ داخلی توسل میجوییم تا جنگ میان سایر گروههای داخل کشور را نیز در خود جای دهد. با ترکیب دو تعریف بالا میتوان به این نتیجه رسید که جنگ داخلی میتواند به معنای جنگ میان قبایل، گروههای سیاسی سازمانیافته رسمی یا غیررسمی با یکدیگر یا با حکومت باشد. بنابراین از نظر ما جنگ داخلی عبارتست از منازعات شدید و نظامی سازمانیافته مابین دولت با شورشیان، نیروهای داخلی با یکدیگر و یا نیروهای داخلی با یکدیگر و با دولت. جنگ داخلی سال 2008 لبنان، جنگ داخلی سال 2014 عراق و جنگ داخلی سال 2011 سوریه سه نمونه و مصداق عینی از این تحول هستند. (3) خیزش: منظور ما از خیزش همان جنبش است. با این حال، جنبش واژهای مبهم است و علاوه بر قرار داشتن در چارچوب شبه انقلاب، در معنای یک تشکل سیاسی نیز بکار میرود. به عنوان مثال، جنبش اخوانالمسلمین مصر و جنبش أمل بحرین را نیز جنبش مینامند. جهت پرهیز از این ابهام در عوض جنبش از واژه خیزش بهره برده میشود. خیزش شباهت زیادی با ویژگیهایی دارد که برای انقلاب در معنای اخص آن برشمرده شده. با این حال، خیزش از عنصر رهبری کاریزماتیک برخوردار نیست و خشونت آن از انقلاب کمتر است. در عوض در خیزش، عنصر ارتباطات و ابزارهایی همچون شبکههای اجتماعی نقش برجستهتری از انقلاب دارند. خیزش سال 2011 تونس، مصر و بحرین سه نمونه از این تحول هستند. در تفاوت خیزش با شورش باید گفت که را ارادهای میدانند متکی بر تفکر و تشکل که با حمایت عمومی صورت می گیرد. در حالی که در شورش این اراده جمعی وجود ندارد و ممکن است از یک فرد شروع شود. بنابراین خیزش مرحلهای آبرومندانهتر از شورش است به لحاظ سیاسی. اما چرا تظاهرات، ترور، جنگهای خارجی، جنگهای استقلالطلبانه، قیام استقلالطلبانه و شورش را در زمره شبه انقلاب قرار ندادهایم؟ پاسخ آن است که تظاهرات و ترور و شورش همعرض تحولات شبه انقلابی و انقلابی نیستند و میتوانند در درون و طول آنها قرار گیرند. در مورد شورش نیز باید گفت که شورش، از عناصر شبه انقلاب برخوردار نیست. شورش تعریف شده است به رفتارهای سیاسی تودهای نامنظم و گسترده که لزوماً ناظر بر خشونت نیست، شامل اعتصاب، تظاهرات و ناآرامی (ساندرز، 1380: 34). شورش، آشوب، طغیان یا اغتشاش حرکتی مقطعی یا واکنشی با ماهیت و دامنههای متفاوت است که گاه مقدمه حرکت انقلابی قرار میگیرد و در بسیاری مواقع از همراهی مردم، ایدئولوژی جدید جایگزین و برنامهای برای تغییر نهادهای سیاسی و اجتماعی برخوردار نیست. از همینرو، بسیاری از شورشها در مدتی کوتاه سرکوب میشوند و فرو مینشینند (بشیریه، 1382: 204). اگر عدهای بدون هماهنگی و مقصد سیاسی بر اثر محرک خاصی دست به آشوب بزنند و نظم جامعه را مختل کنند، به این پدیده شورش میگویند. معمولاً در آشوبها ابتدا هدایت خاصی وجود ندارد و پس از مساعد شدن زمینه، آهنگ آن تغییر میکند و توسط گروههای فرصتطلب مدیریت میشود. هر شورشی ممکن است به خیزش یا جنبشی تبدیل شود (LeBas, 2011: 111). جنگهای خارجی، جنگهای استقلالطلبانه و قیام استقلالطلبانه نیز از انقلاب و شبه انقلاب متفاوتند، چراکه مبدأ شروع و انگیزش اولیه در آنها دفع استکبار خارجی است. ولی در انقلاب و شبه انقلاب دفع استبداد داخلی مبدأ و انگیزش اولیه است. با این حال، هر دو دسته میتوانند بعد از مدتی اهداف خود را به دسته دیگر تسری دهند. به عنوان مثال، ممکن است قیام استقلالطلبانه در ادامه روند خود سرنگونی رژیم را نیز خواهان شود و از ویژگی انقلابی برخوردار گردد. محدوده تحقیق
نوع تحقیقبر اساس هدف، معمولاً تحقیقات اینچنینی در زمره کاربردی قرار میگیرند، ولی از آنجا که این تحقیق از نوآوری در استفاده از دو روش دلفی فازی و سیستم استنتاج فازی در رشته علوم سیاسی و روابط بینالملل برخوردار است و همچنین، توانسته عوامل اصلی وقوع تحولات چهارگانه انقلاب، کودتا، جنگ داخلی و خیزش را شناسایی کند، از مایههای بنیادی برخوردار است. همچنین، بر اساس روش گردآوری دادهها این تحقیق در زمره تحقیقات توصیفی جای میگیرد. ساماندهی تحقیقبا توجه به شیوهنامه نگارش رساله در دانشگاه علامه طباطبائی، ساماندهی تحقیق به صورت زیر است:
در مورد امکان مدلسازی و پیشبینی تحولات انقلابی و شبه انقلابی خاورمیانه چند دیدگاه وجود دارد: عدهای بر این عقیدهاند که هم خاورمیانه غیرقابل پیشبینی است و هم این نوع تحولات و لذا امکان این کار را کاملاً رد میکنند. تحولات انقلابی و شبه انقلابی به علت پیچیدگی زیاد و عوامل متعدد دخیل خود هرگز قابل مدلسازی نیستند و خاورمیانه نیز از الگوهای غیرعلمی و احساساتی تبعیت میکند. برخی دیگر معتقد هستند که این تحولات قابلیت مدلسازی و پیشبینی را دارا هستند، ولی خاورمیانه یک منطقه خاص و غیرقابل پیشبینی است و لذا نمیتوان این تحولات را در آن مدلسازی نمود. اما در دیدگاه سوم هم تحولات و هم خاورمیانه قابل مدلسازی و پیشبینی هستند. ما نیز بر پیشفرض اخیر پایبند هستیم و معتقدیم که تحولات انقلابی و شبه انقلابی خاورمیانه عربی از نظمی خاص پیروی میکنند و لذا امکان مدلسازی فراهم است. لذا پیش فرض ما بر رد این ادعا است که خاورمیانه منطقهای خاص است. ما معتقدیم که خاورمیانه پیچیده است و نه خاص و به این ترتیب، این منطقه نیز میتواند به مانند بسیاری دیگر از مناطق مدلسازی شود. البته باید توجه داشت که مدلسازی تحولات این منطقه نه تنها از قواعد خاص خود پیروی میکند، بلکه از ظرافتهای بیشتری برخوردار است. اما برای چگونگی انجام این کار باید راهی طولانی طی شود و از روشی استفاده شود که علاوه بر انسجام درونی بسیار زیاد، قابلیت تحلیل فرایندهای پیچیده و مرکب و چندوجهی خاورمیانه را دارا باشد. این موضوع هرچند بر پیچیدگی کار میافزاید و فهم مطلب را دشوار میسازد، اما برای تحقق این امر راهی به جز آن وجود ندارد. لذا، برای فهم چگونگی تحقق این ادعای بزرگ باید خواننده قدم به قدم ما را در تمامی فصلها همراهی کند تا در نهایت به زیبایی استفاده از روشهای علمی مبتنی بر واقعیت در تحقق این ادعای بزرگ واقف گردد. همچنین، باید بیان نمود که علیرغم بیان بخش زیادی از طرح مسئله در این فصل، سایر موارد متعارف مذکور در فصل اول رسالهها، همانند مرور ادبیات و روش تحقیق به دو فصل بعد موکول میشود، زیرا شیوهنامه جدید دانشگاه علامه، بیان این موضوعات را به فصول دوم و سوم واگذار نموده است. [1]. Fuzzy Inference System (FIS) [2]. Fuzzy control system [3]. System Dynamic [4]. fuzzy sets [5]. fuzzy delphi [6]. inputs [7]. key factors [8]. pseudo revolution [9]. semi revolution [10]. civil war [11]. internal war |